| Distorted Human |
رفتن به کانال در Telegram
شعر، موسیقی، گاهی هم فیلم دغدغههای شاعرانه کانال اول ما https://t.me/Daar_wag
نمایش بیشتر3 166
مشترکین
+124 ساعت
-57 روز
-930 روز
آرشیو پست ها
3 165
«صبحهایی هستند بسیار غمگین.»
• خاطرات سوگواری / رولان بارت؛ برگردان محمدحسین واقف
@Distortedhuman
🌷هنر هشتم؛ آشفتگیهای شاعرانه🌷
3 165
سپیده که سر بزند
در این بیشهزار خزان دیده
شاید دوباره گلی بروید؛
شبیه آنچه در بهار بوییدی.
#پل_الوار
@Distortedhuman
🌷هنر هشتم؛ آشفتگیهای شاعرانه🌷
3 165
.
پایم را روی مین گذاشتهام!
اگر تکان بخورم مردهام
باید
همین جا که هستم
بمانم تا آخر دنیا
درست
وضعیت سرباز جنگی را دارم
کنار تو و زیباییات...
#رسول_یونان
@Distortedhuman
🌷هنر هشتم؛ آشفتگیهای شاعرانه🌷
3 165
Repost from شعروصدای "جواد گنجعلی"
مباحثی در شعر و موسیقی
برای اولین بار در مشهد
کارگاه حضوری
اطلاعات تکمیلی بزودی
#جواد_گنجعلی
#مهدی_سالاری
@javadganjali1
@mehdisalari2
3 165
خودم را در آغوش گرفتهام
نه چندان با لطافت
نه چندان با محبت
امّا
وفادار،
وفادار...
#ساموئل_بکت
@Distortedhuman
🌷هنر هشتم؛ آشفتگیهای شاعرانه🌷
3 165
Repost from مجلهٔ شعر و سینمای شاعرانه
کمی با من بنشین
تا در آن نقشه جغرافیایی عشق،
تجدید نظر کنیم.
بنشین تا ببینیم
تا کجاها مرز چشمان توست،
تا کجاها مرز غمهای من.
کمی با من بنشین
تا بر سر شیوهای از عشق
به توافق برسیم.
......
بنشین تا بتوانم ببینم مرز چشمانت کجاست
مرز غمهای من کجاست
و آبهای مرزی تو از کجا آغاز میشود
و زندگی من کجا به پایان میرسد
بنشین تا بتوانیم به توافق برسیم
در کدام بخش از جسمِ من فتوحات تو پایان مییابد
و در چه ساعتی از ساعاتِ شب جنگ تو آغاز میگردد
#نزار_قبانی
@Daar_wag
#هنررابهدستاهلشبرسانید
✅داروگ مجلهء شعر و سینمای شاعرانه✅
3 165
هنوز از گریستن فارغ نشده بودم
مرا صدا کردند
لباسم را پوشیدم
به کوچه رفتم
کسی در کوچه نبود
به خانه آمدم
کسی در خانه نبود
پس دیگر تنهایی ابدی بود...
#احمدرضا_احمدی
@Distortedhuman
🌷هنر هشتم؛ آشفتگیهای شاعرانه🌷
3 165
«در دل من چیزی است
مثل یک بیشه نور،
مثل خواب دم صبح
و چنان بیتابم که دلم میخواهد
بدوم تا ته دشت، بروم تا سر کوه
دورها آوایی است که مرا میخواند.»
#سهراب_سپهری
@Distortedhuman
🌷هنر هشتم؛ آشفتگیهای شاعرانه🌷
3 165
بعضیها دوست دارند شعر را
بعضیها —
یعنی نه همه.
حتا نه اکثریتِ همه، بلکه اقلیت.
اگر مدرسهها را به حساب نیاوری
که در آنجا شعر اجباریست
و خودِ شاعران را.
و شاید از میان هزار نفر، دو نفر پیدا شود.
دوست دارند —
اما آش رشته را هم دوست داریم،
تعارفها و رنگِ آبی را دوست داریم،
شال گردنِ کهنه را هم دوست داریم،
دوست داریم حق با ما باشد،
نوازشکردنِ سگها را دوست داریم.
شعر را —
اما این شعر چیست.
پاسخهای تردیدآمیزی که داده شده
یکی دو تا نیست.
اما من میدانم و نمیدانم، و میچسبم به همین،
مثلِ حفاظِ پلهها.
Wisława Szymborska
#ویسواوا_شیمبورسکا
آدمها روی پل
ترجمهی مارک اسموژنسکی، شهرام شیدایی، چوکا چکاد
@Distortedhuman
🌷هنر هشتم؛ آشفتگیهای شاعرانه🌷
3 165
«عتابِ یارِ پریچهره عاشقانه بکِش
که یک کرشمه تلافیِ صد جفا بکند.»
#حافظ
@Distortedhuman
🌷هنر هشتم؛ آشفتگیهای شاعرانه🌷
3 165
باید بپذیری که برخی افراد
برای همیشه در قلبت جا خواهند داشت
بدون اینکه جایی در زندگیات داشته باشند...
#هاروکی_موراکی
@Distortedhuman
🌷هنر هشتم؛ آشفتگیهای شاعرانه🌷
3 165
گفته بودم که دل از دست تو بیرون آرم
باز دیدم که قوی پنجه درانداختهای
#سعدی
@Distortedhuman
🌷هنر هشتم؛ آشفتگیهای شاعرانه🌷
3 165
«نفس به نفسِ من بده آنگونه که غریق را نجات میدهند…»
هالیتا پوشویاتوسکا
@Distortedhuman
🌷هنر هشتم؛ آشفتگیهای شاعرانه🌷
3 165
تنوری را چون آتش به غايت تيز باشد،
از او منفعت نتوانی گرفتن و نزديك او نتوانی رفتن
و از چراغی ضعيف هزار فايده گيری.
فیه ما فیه
#مولانا
@Distortedhuman
🌷هنر هشتم؛ آشفتگیهای شاعرانه🌷
3 165
Repost from شعروصدای "جواد گنجعلی"
از زندگی بدون تو
بیشتر از مردن ترسیدهام
عشق
برای به زانو درآوردن آدمی کافی است؛
به چشمهایت نگاه میکنم
جهان رنگ میبازد
و قرارم را از یاد میبرم
زندگی سعی بیهوده است
دل دیوانه میخواهد
و تحمل بسیار
جهان تنها در میخانهها متوقف میشود
غمها دوری میکنند
تا میان دستان ما
گلی قرمز بروید.
#جواد_گنجعلی
@Javadganjali1
3 165
چگونه جهان به غربتِ ابدی
دوباره عادت خواهد کرد
اگر تو را نبیند؟
#رضا_براهنی
@Distortedhuman
🌷هنر هشتم؛ آشفتگیهای شاعرانه🌷
3 165
Repost from مجلهٔ شعر و سینمای شاعرانه
پدرم همیشه می گفت:
" زود خوابیدن و زود بیدار شدن ، آدم را سالم ، پولدار و عاقل میکند".
در خانه ساعت هشت چراغها خاموش بود.
و سپیده دم با بوی بیکن و قهوه و نیمرو از خواب بلند میشدیم.
پدرم یک عمر این دستور را دنبال کرد.
اما خودش جوان مُرد و مفلس بود و فکر میکنم چندان هم عاقل نبود.
من نصیحت او را گوش نکردم،
دیر خوابیدم، دیر بیدار شدم.
حالا نمی گویم دنیا را فتح کرده ام،
اما ترافیک صبحها را دیگر ندارم
از خیلی از دردسرهای معمولی دورم
و با آدمهای جدید و بینظیری آشنا شدهام
یکی از آنها خودم؛
کسی که پدرم هرگز او را نشناخت...
#چارلز_بوکوفسکی
@Daar_wag
#شعررابهدستاهلشبرسانید
🌸 داروگ خانهء شعر 🌸
3 165
چقدر انسان جسور میشود وقتی مطمئن است کسی دوستش دارد.
#فروید
نامه به نامزدش
@Distortedhuman
🌷هنر هشتم؛ آشفتگیهای شاعرانه🌷
3 165
«افسانههای پریان برتر از حقیقتاند: نه از آن جهت که به ما میگویند اژدها وجود دارد، بلکه از آن جهت که به ما میگویند اژدها نیز از پا در میآیند.»
• جی. کی. چسترتون
@Distortedhuman
🌷هنر هشتم؛ آشفتگیهای شاعرانه🌷
