fa
Feedback
| Distorted Human |

| Distorted Human |

رفتن به کانال در Telegram

شعر، موسیقی، گاهی هم فیلم دغدغه‌های شاعرانه کانال اول ما https://t.me/Daar_wag

نمایش بیشتر
3 179
مشترکین
اطلاعاتی وجود ندارد24 ساعت
+67 روز
+1330 روز
آرشیو پست ها
‌ گفته بودی که چرا محو تماشای منی !؟ و آن چنان مات که یک دم مژه بر هم نزنی !؟ مژه بر هم نزنم تا که ز دستم نرود ناز چشم تو به قدر مژه بر هم زدنی #فریدون_مشیری @Distortedhuman 🌷هنر هشتم؛ آشفتگی‌های شاعرانه🌷

سکوت می‌کنم و عشق در دلم جاری‌ست که این شگفت‌ترین نوع خویشتن‌داری‌ست رها کن آن چه شنیدی و دیده‌ای، هر چیز به جز من و تو و عشق من و تو، تکراری‌ست #حسین_منزوی @Distortedhuman 🌷هنر هشتم؛ آشفتگی‌های شاعرانه🌷

ما غصه‌هايمان را شمرديم و به خواب رفتيم بايد هم کابوس می‌ديديم... #رسول_يونان @Distortedhuman 🌷هنر هشتم؛ آشفتگی‌های شاعرانه🌷

بوسه های ما نه گزاف بود نه دروغ ... پناه بود #احمدرضا_احمدی @Distortedhuman 🌷هنر هشتم؛ آشفتگی‌های شاعرانه🌷

کافی است زنگِ خانه را بزنی تا هزار پرنده در حیاطِ خانه به پرواز درآیند و من سراسیمه صورتم را در آینه وارسی کنم، به موهایم دست بکشم و پس از سالها نگران زیبایی‌ام باشم درِ کمد را باز کنم آن پیراهنِ سفیدِ تترون دوباره پیدایم کند و من سراسیمه زیر این چهرهء اندوهگین دنبال جوانی‌ام بگردم. #جواد_گنجعلی @Distortedhuman 🌷هنر هشتم؛ آشفتگی‌های شاعرانه🌷 #شعر‌را‌به‌دست‌اهلش‌برسانید

مرا چه سود که تو عاقل باشی؟ زیبا باش و محزون باش اشک بر زیبایی چهره می‌افزاید چون رود که بر منظره طوفان گل‌ها را طراوت می‌بخشد. دوست می‌دارمت آن دم که نشاط از چهره‌ی گرد آلوده‌ات رخت می‌بندد آن‌دم که غرق در کین می‌شود دلت و سایه‌ی هولناک گذشته بر امروز تو بال می‌گستراند دوست می‌دارمت آن دم کز چشم فراخت اشکی به گرمی خون می‌چکد ای لذت آسمانی! سرود ژرف و دلنشین! من طالب سوز دل توام و می‌پندارم که روشن می‌شود دلت از مروارید‌هایی که فرومی‌ریزد از دیده‌ات. #شارل_بودلر @Distortedhuman 🌷هنر هشتم؛ آشفتگی‌های شاعرانه🌷

خواهی نخواهی سیگار را برداشتم آتش زدم، چرا سیگار میکشم؟ خودم هم نمیدانم. دو انگشت دست چپ را که لای آن سیگار است بلب می‌گذارم. دود آنرا در هوا فوت میکنم، اینهم یک ناخوشی است! #زنده_بگور #صادق_هدایت

سلام و صبح بخیر به چشمانت و به شهری که تو جزئی از آن هستی... #نزار_قبانی‎‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‎‌‌‌‌‎‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‎‌ ‎‌‌‎ @Distortedhuman 🌷هنر هشتم؛ آشفتگی‌های شاعرانه🌷

چو رنگ خویش، هردم انقلاب ساکنی دارم چو جوش باده دایم اضطراب ساکنی دارم ز خود هر چند بگریزم، همان در بند خود باشم رم آهوی تصویرم، شتاب ساکنی دارم واعظ قزوینی @Distortedhuman 🌷هنر هشتم؛ آشفتگی‌های شاعرانه🌷

. درک غروب از حوصلهٔ دیواری که تیرباران شده خارج است حال سرکرده یاغیان را دارم، علی‌مراد! وقتی جسد هم قطارانش را از دروازه شهر آویزان کردند. #جواد_گنجعلی @Daar_wag #هنررا‌به‌دست‌اهلش‌برسانید ✅داروگ‌ مجلهء شعر و سینمای شاعرانه✅

. درک غروب از حوصلهٔ دیواری که تیرباران شده خارج است حال سرکرده یاغیان را دارم، علی‌مراد! وقتی جسد هم قطارانش را از دروازه شهر آویزان کردند. #جواد_گنجعلی @Daar_wag #هنررا‌به‌دست‌اهلش‌برسانید ✅داروگ‌ مجلهء شعر و سینمای شاعرانه✅

آدم‌ها می‌گذرند آدم‌ها از چشم‌هایم می‌گذرند و سایهٔ یکایکشان بر اعماقِ قلبم می‌افتد مگر می‌شود از این همه آدم یکی تو نباشی... #رسول_یونان @Distortedhuman 🌷هنر هشتم؛ آشفتگی‌های شاعرانه🌷

هرجا غمی‌ست بر دل من می‌کند دچار دانسته روزگار که مرد تحمّلم... #طالب_آملی @Distortedhuman 🌷هنر هشتم؛ آشفتگی‌های شاعرانه🌷

"مهم نيست تا کجا فرار کنی. فاصله هيچ چيز را حل نمی‌کند. وقتي توفان تمام شد، يادت نمی‌آيد چگونه از آن گذشتی، چطور جان به در بردی. حتا در حقيقت مطمئن نيستی توفان واقعا تمام شده باشد. اما يک چيز مسلم است. وقتی از توفان بيرون آمدی ديگر همان آدمی نيستی که قدم به درون توفان گذاشت…" #هاروکی‌_موراکامی کافکادرکرانه @Distortedhuman 🌷هنر هشتم؛ آشفتگی‌های شاعرانه🌷

درونم هیاهوی هزار درد است بیرون شب است و سکوت و رویای تو رویایی که مرا با خود می‌برد مثل جنگ که می‌برد مثل عشق مثل صاحب کارها هر کدام به شیوه خود اما همه مرده ات را باز می‌گردانند ! #سابیر_هاکا @Daar_wag

شعر «دهان» چیزغریبی کنارآینه مانده است بهت زده شکل دهانی که خواسته ست به فریاد خواب شگفت آوری قدیمی و متلاطم را باز بگوید عجز زبان بستگی ، ولی مانع فریاد شده است کی رسد آن روز و روزگار که فریاد را بشنویم؟ این همه را بشنویم؟ #رضا_براهنی خطاب به پروانه‌ها @Distortedhuman 🌷هنر هشتم؛ آشفتگی‌های شاعرانه🌷

#نیمامسیحا بعد از تو در سی شب با سی زن خوابیدم و در آغوش هر یک جدا جدا گریستم سر پرسودایی داشت دلم که می‌خواست گاوی مهربان باشد در جلگهٔ سند با دو لکه ابر بر پهلوهاش گاوی مهربان که سرزمین اربابش را به غیرت شخم می‌زند بعد از تو کلاف اندوهم را به هر سو می‌غلتانم مگر چیزی از آن کاسته شود. #جواد_گنجعلی @Daar_wag #هنرررا‌به‌دست‌اهلش‌برسانید ✅داروگ‌ خانهء شعر و سینمای شاعرانه✅

إنّ المغفرة لأصدقاء المرء أصعب من المغفرة لأعدائه ‏- نيتشه إلى لو سالومي ١٨٨٢ برای آدمی، بخشیدن دوستان، دشوارتر از بخشیدن دشمنان است... از: #نیچه به: لو سالومه، ۱۸۸۲ @Distortedhuman 🌷هنر هشتم؛ آشفتگی‌های شاعرانه🌷

که ما هم‌چنان می‌نویسیم  ‏که ما هم‌چنان در این‌جا مانده‌ایم  ‏مثلِ درخت  ‏که مانده است  ‏مثل گرسنگی  ‏که این‌جا مانده است  ‏مثل سنگ‌ها که مانده‌اند  ‏مثل درد که مانده است  ‏مثلِ زخم ‏مثلِ شعر  ‏مثلِ دوست داشتن  ‏مثلِ پرنده  ‏مثلِ فکر  ‏مثلِ آرزوی آزادی و  ‏مثلِ هر چیز که از ما نشانه‌ای دارد #محمد_مختاری @Distortedhuman 🌷هنر هشتم؛ آشفتگی‌های شاعرانه🌷

فکر می کنید آدم از چه می میرد؟ از گرسنگی؟ از سیگار؟ ازغصه؟! نه! آدم از بی امیدی می میرد.... از اینکه هر روز صبح چشم هایش را باز کند و نداند چرا...! #فرانسیس_فوردکاپولا