فلسفه اخلاق
رفتن به کانال در Telegram
🌱روانکاوی/فلسفه/ادبیات/ادیان/سینما 📍مصطفی سلیمانی (دکتری فلسفه کارشناسی ارشد فلسفه اخلاق کارشناسی ارشد روانشناسی شخصیت) 📱ارتباط با من: @soleymani63 . 🔖اینستاگرام: https://instagram.com/_u/soleymani63
نمایش بیشتر7 236
مشترکین
+124 ساعت
-187 روز
-6330 روز
آرشیو پست ها
7 234
آیا کودک شما برای استفاده از تلفن هوشمند آماده است؟
امسال بهدلیل ویروس کرونا، کودکان بیش از هر زمان دیگر آنلاین هستند. آنها برای کارهای مدرسه و حفظ ارتباطات اجتماعی با همسالان و بستگان به صفحه نمایش نیاز دارند. بنابراین طبیعیست که داشتن تلفنهای هوشمند و سایر انواع صفحه نمایش اینک از محبوبیت بیشتری برخوردار است.
اما سؤال اینست: آیا فرزند شما آمادگی داشتن یک دستگاه ارتباطی را دارد که بالقوه قادر به اتصال به هر کسی، هرجایی و هر چیزی است؛ هر زمان و هر موقع؟!
این موضوع مسئولیت وحشتناکیست، خصوصا برای کودکی که هنوز لازم است به او یادآوری شود هنگام برف کاپشن بپوشد یا تکالیف خود را قبل از خواب انجام دهد.
والدین اغلب میخواهند بدانند از چه سنی فرزندانشان میتوانند تلفن هوشمند داشته باشند است.
صادقانه باید گفت چنین سنی وجود ندارد! بهتر است کودک خود را به دقت ارزیابی کنید و با پرسیدن پنج سؤال زیر آمادگی او را تعیین کنید.
۱. آیا کودک شما میداند چگونه محتوای ارسالی خود را مدیریت کند؟ هر آنچه را که بهصورت آنلاین ارسال میکنیم برای همیشه آنلاین میماند، توسط هر کسی و همه جا قابل مشاهده است، حتی اگر تصمیم بگیرید آن را حذف کند، باز میتواند توسط دیگران ذخیره و به اشتراک گذاشته شود. اینترنت مملو از کودکانی است که ارسال محتواهای ناخوشایند برایشان هزینههای گزافی داشته است.
۲. آیا فرزند شما میداند چگونه روابط آنلاین ایمن، برقرار و حفظ کند؟ آیا کودکان به لحاظ احساسی آماده مقابله با آزار و اذیتهای اینترنتی یا درگیری با آنها هستند یا میدانند اگر از آنها یک عکس یا عمل جنسی خواسته شود چه کاری باید انجام دهند. ممکن است کودک شما برای مقابله با پورنو یا اخاذی آموزش ندیده باشد (یا حتی نمیداند معنی این کلمات چیست). بچهها باید بدانند وقتی با چیزی ترسناک یا مضر روبرو میشوند چه کاری باید انجام دهند. اگر نمیتوانند، هنوز خیلی جوان هستند که با دستگاهی به اینترنت متصل شوند.
۳. آیا فرزند شما میداند چگونه از حریم خصوصی و اطلاعات شخصی خود محافظت کند؟ بسیاری از بچهها ناخواسته اطلاعات شخصی زیادی را در رسانههای اجتماعی به اشتراک میگذارند. آیا فرزند شما میداند که بسیاری از برنامهها و خدمات رایگان سرگرمکننده، درواقع رایگان نیستند؟ آیا فرزند شما میداند کسانی که اطلاعات او را جمع میکنند با آن چه کار میکنند یا اینکه چگونه تجارب آنلاین او براساس اطلاعات شخصی که جمع میکنند، سفارشی میشود؟
۴. آیا فرزند شما میداند و میتواند از دستگاه جدا شود؟ به گفتهی خودشان، نیمی از نوجوانان بهوسیله ارتباطی خود "معتاد" هستند. آیا فرزندتان را به استراتژی (و دلایلی) مجهز کردهاید که به آسانی از دنیای مجازی جدا شود و به زندگی فعلی "واقعی" متصل شود؟ آیا کودک شما زمان زیادی را در اینترنت سپری میکند؟ آیا او از ویژگیهای "اعتیادآور" که صنعت فناوری برای جذب و جلب توجه خود بهکار میبرد اطلاع دارد؟
۵. آیا فرزند شما میداند چگونه درباره اطلاعاتی که بهصورت آنلاین پیدا میکند انتقادی بیندیشد؟ اطلاعات نادرست آنلاین بسیار زیاد است. آیا فرزند شما میداند که در فضای مجازی هر کسی میتواند هر چیزی را بهصورت آنلاین ارسال کند؟ و این بدان معناست که وی باید بتواند اطلاعات را از نظر صحت، اعتبار، ارزش و بدون هیچ تعصبی ارزیابی کند. آیا او میفهمد که چگونه اخبار "جعلی" را گزارش کند؟ آیا میتواند ارزهای دیجیتال یا بیت کلیک (یک متن یا پیوند فریبنده) را تشخیص دهد؟ و میداند هرگز چیزی را که درستی آن تأیید نشده به اشتراک نگذارد؟
این پنج سؤال امکان خوبی برای شروع است. اگر تشخیص دادید که کودک شما در مورد موضوعات فوق آموزش کامل ندارد، ترمز را بکشید.
همین امروز کودکان و نوجوانان خود را برای رویارویی با دنیای دیجیتال پر زرق و برق و سرشار از مشکلات آماده کنید زیرا چه تلفنهای هوشمند، رایانهها و لپتاپها در تعصیلی مدارس وارد زندگی آنها شود یا در روزهای آینده، دیر یا زود، فرزند شما مجبور به استفاده از این دستگاهها خواهد شد. امیدواریم این بدان معنی باشد که با خیال راحت و هوشمندانه از آنها استفاده خواهد کرد.
|(psychology today) ترجمه زهره عابدینی|
🍀❤️ @filsofak
7 234
چک کردن گوشی همسر؛ آری یه نه؟
#مصطفی_سلیمانی
#چک_کردن_گوشی
#حریم_خصوصی
+ بفرستید به همسرتان
🍀❤️ @The_meaningoflife
7 234
اشخاصی که در اطراف ما هستند به صورت اتفاقی در کنار ما قرار نگرفتهاند بلکه به دلیل تشابه یا نقطه اشتراک خاصی جذب ما شده اند...
اگر کسی بگوید من از ارتباطم راضی نیستم، پاسخ ساده است: تغییر کنید تا اطرافیان شما هم افراد دیگری گردند!
🔸️ایرنه کلارمونت
از کتاب مرد وارونه
❤️🍀 @filsofak
7 234
✍️ رضا بابایی
🔍تعصب را بهتربشناسیم
📌 دو نشانۀ متعصبان
«تعصب» که در ادبیات دینی به آن «جاهلیت» هم میگویند، شایعترین بیماری فکری در جوامع عقبافتاده است. درمان آن نیز بسیار دشوار است؛ چون هیچ کس خود را متعصب نمیداند. تعصب، چیزی است که ما آن را همیشه در دیگری میبینیم و دیگری در ما. ما نمیتوانیم به او ثابت کنیم که متعصب است و او نیز نمیتواند تعصب ما را به ما نشان دهد. اما دو ویژگی مهم در انسانهای متعصب وجود دارد که خوشبختانه تا حدی قابل اندازهگیری است و از این راه میتوان میزان و مقدار تعصب را در انسانها حدس زد:
یک. غلبۀ کمّی و کیفی باورهای متافیزیکی بر دانشهای زمینی.
باورهای متافیزیکی انسان متعصب، بسیار بیش از دانشهای دنیوی او است. او بیش از آنکه بداند و بشناسد و بخواند، باورمند است و آن اندازه که اقیانوس باورهای او سرشار است، کاسۀ دانشش پر نیست. باورهای متافیزیکی در غیبت دانشهای زمینی، از سنگ و چوب، بت میسازند و از زمین و زمان، مقدسات. اگر نیوتن یا زکریای رازی متعصب نبودند، از آن رو است که دانستههای علمی آنان، بسیار بیش از باورهای فراعلمی و فرازمینی ایشان بود. نیز به همین دلیل است که دیو تعصب، معمولا قربانیان خود را از میان جوانان و مردم کمسواد میگیرد.
دو. ناآشنایی با «دیگر»ها.
متعصب، معمولا شناختی ژرف از دیگران و باورهایشان ندارد. بیخبری از اندیشهها و باورهای دیگران، او را به آنچه دارد، دلبستهتر میکند. انسانها هر چه با شهرها و کشورهای بیشتر و بزرگتری آشنا باشند، دلبستگی کمتری به روستای خود دارند.
بنابراین، انسان متعصب، بیش از دانش، گرایش دارد و بیش از آنکه عقیدهشناس باشد، عقیدهپرست است. حاضر است در راه عقیدهاش جان بدهد ولی حاضر نیست دربارۀ عقیدهاش بیندیشد و بخواند و بپرسد.
متعصبان را بهراحتی میتوان سازماندهی کرد و به کارهای سخت واداشت. آنان، کنشگر و سراپا غیرت و ارادهاند، و هیچ نیرویی در برابرشان تاب مقاومت ندارد، مگر حکومت قانون. برای مهار خشونت و زیادهخواهی متعصبان، در کوتاهمدت هیچ راهی وجود ندارد، جز تقدیس و تقویت قانون و استوارسازی پایههای آن. تعصب، تا آنجا که قانون را نقض نکند، خطری برای جامعه ندارد. گرفتاری از وقتی آغاز میشود که قانون در برابر متعصبان و خشونتطلبان کوتاه بیاید و دست آنان را باز یا نیمهباز بگذارد. از همین رو است که زنان و مردان تعصبمدار، قانونگریزترین مردم روزگارند. آنان خود را تافتههای جدابافته میدانند و عقیدۀ خود را مقدستر از هر قانونی. قانون را تا آنجا گردن میگذارند که پشتیبانشان باشد؛ نه بیش از آن. کشوری که در آن، سخن از عقیده، بیش از قانون و حقوق باشد، بهشت متعصبان است.
❤️🍀 @filsofak
7 234
▪️چرا در رابطههای طولانی و زندگی مشترک بخاطر مسایل کم اهمیت و جزئی یکدیگر را می رنجانیم؟
❤️🍀 @filsofak
7 234
▪️در دنیایی که هیچکس مجبور نباشد بیش از چهار ساعت کار کند هر فرد ِشیفته کنجکاوی علمی، میتواند این میل خود را ارضا کند، و هر نقاشی میتواند بدون گرسنگی کشیدن نقاشی کند، پزشکان فرصت خواهند داشت که در مورد پیشرفتهای پزشکی مطالعه کنند، آموزگاران دیگر خسته و ذلِه با روشهای متداول کلنجار نخواهند رفت، تا چیزهایی را یاد بدهند که خود در جوانی آموختهاند، چیزهایی که ممکن است در این فاصله نادرست بودنشان اثبات شده باشد.
▫️مقدار کار مطلوب آنقدر است که فراغت را سرورانگیز سازد نه آنقدر که موجب از پا افتادن شود و از آنجا که مردم در اوقات فراغتشان خسته نخواهند بود فقط به دنبال سرگرمیهای منفعل نخواهند رفت، دستکم یک درصد مردم، وقتی را که صرف کار حرفهای نمیکنند، احتمالا به پیگیری اموری اختصاص خواهند داد که اهمیت اجتماعی دارند...
وقتی مردان و زنان معمولی از موهبت زندگی خوش برخوردار باشند نرمخوتر میشوند، جنگ افروزی به کلی از میان خواهد رفت، نیکطبعی از میان همه سجایای اخلاقی تنها چیزی است که جهان بیشتر از هرچیز به آن نیاز دارد و نیکطبعی ماحصل امنیت و آرامش است و نه ماحصل یک عمر کشمکش شاق و توان فرسا.
📕#در_ستایش_بطالت
✍️#برتراند_راسل
❤️🍀 @filsofak
7 234
بیست توصیه برای حرفهای شدن
۱. مهارتهای ششگانه را با کتاب شروع کنید و با تمرین ایجاد کنید. نکات اصلی را یادداشت کنید و تمرین کنید تا زمانی که ملکه ذهنتان شود.
۲. دچار سندروم پشمگاوتراشی یا یاکشیوینگ نشوید. کار حرفهای شوخیبردار نیست و هیچ کارفرمایی هم پول اضافه ندارد تا کنجکاوی علمی یا وسواس روانشناختی شما را ارضاء کند.
۳. پروتوتایپینگ را فراموش نکنید: فراموش نکنید که همیشه داشتن یک خروجی اولیه بسیار بهتر از نداشتن خروجی و سردواندن مشتری یا کارفرما است. بخشی از مشکل معمولا از این ناشی میشود که حوصله ندارید یا نمیتوانید خودتان را متعهد کنید که
همینقدری که کار کردهاید را کنار هم بگذارید و یک نتیجه اولیه تولید کنید.
۴. به مکانیسم "مرور همکارانه" اتکاء کنید. برای کارهای مهم قبل از تحویل به کارفرما یا نهاییسازی به همکارانتان بدهید تا نظر بدهند و ایراد بگیرند.
۵. روی کاغذ فکر کنید. در مسایل و پروندههای پیچیده مغز دچار فلج تحلیلی میشود. پس تا وقتی ننویسید موضوعات در ذهنتان روشن نمیشود.
۶. یادداشتهای در لحظه را فراموش نکنید. وقتی بیرون محل کار هستید؛ در صف اتوبوس یا نان، در مهمانی و ... ذهن خود را متوجه مسئلهای که رویش کار میکنید بکنید و ایدههایتان را یادداشت کنید.
۷. از شمارهگذاری استفاده کنید. هر چیزی را به موارد جزییتر بشکنید و شمارهگذاری کنید و سپس بههم مرتبط کنید. در اینصورت مجبور خواهید شد منظم و متمرکز (استراتژیک) فکر کنید.
۸. شلختگی فکری را با شهود و خلاقیت اشتباه نگیرید. قاعدهمند فکر کنید: یعنی چه؟ یعنی برای هر موضوعی از یک مدل/چارچوب/تکنیک/ابزار مناسب استفاده کنید. اجازه ندهید دادههای خام و زیاد بر ذهن شما غلبه کند.
۹. دچار سندروم همهچی میخ نشوید. شما باید ابزارهای زیادی بلد باشید و بدانید هر ابزاری را کجا باید استفاده کنید. اگر فقط در جعبهابزار خود میخ داشته باشید، همه دنیا را میخ میبینید.
۱۰ گوش باشید. در جهانی که همه حرف میزنند. آنها که گوش میدهند کمیابند و ارزشمند. گاهی میشود راهحلهای مسائل و مشکلات را در سخنان طرف مقابل (صاحب مسئله) یافت.
۱۱. از در و دیوار یاد بگیرید؛ از هر مدیری، هر پروژهای، هر همکاری، هر رقیبی، هر آدم حرفهای و یا غیرحرفهای، هر سازمانی و از هر شکستی، هر رخدادی، چیزی یاد بگیرید.
۱۲. ایدههای پیچیده را بهزبان ساده ترجمه کنید. یک تمرین خوب؛ تا سهماه سعی کنید هر مفهوم تخصصی را برای یک بچه هشتساله بیان کنید. حرفهای بودن خودش را در بیان روان نشان میدهد.
۱۳. بدانید شما به اندازه خودتان نمیدانید بلکه به اندازه شبکه افرادی که با آنان در ارتباط هستید میدانید. پس سعی کنید گستره شبکه دوستان (بخوانید گستره دانش خود) را گسترش دهید.
۱۴. زیبایی دست ما نیست، جذابیت چرا. یک حرفهای ممکن است زیبا نباشد اما باید جذاب باشد و شخصیتی کاریزماتیک داشته باشد.
۱۵. تفاوت ده و دهوپنج دقیقه را بفهمید! اگر حتی 5 دقیقه به جلسهای دیر میرسید، با پیامک به میزبان اطلاع دهید. این نشانه حرفهای بودن شماست.
۱۶. مثالهای خوب در ذهن داشته باشید. مثالها از استدلالها و ارقام و اعداد و نمودارها بسیار مؤثرترند. بنابراین در حوزه تخصصی خود سعی کنید زیاد نمونهی موردی بخوانید و در ذهن داشته باشید.
۱۷. دزدی نکنید! دزدی شاخ و دم ندارد. وقتی یک مطلبی را درج میکنیم و به رفرنس آن اشاره نمیکنیم این یعنی دزدی. بههمین سادگی.
۱۸. ظرفیت و شجاعت گفتن این سه جمله را داشته باشید: من بلد نیستم، من اشتباه کردم، من باید در باره این موضوع بیشتر فکر/مطالعه کنم.
۱۹. با دیسیپلین باشید. با دیسیپلینها در طول زمان تبدیل به یک برند شخصی و مرجع میشوند.
۲۰. حرفهایتر شوید! حرفهایشدن یک مسیر بی پایان است.
🔸️|نوشته دکتر مجتبی لشکربلوکی|
❤️🍀 @filsofak
7 234
بیست عامل عقبماندگی ایرانیان
🔸️مصطفی ملکیان
|مجلهی ماه نو (ویژه مهرگان) نشریهی انجمن اسلامی دانشکدهی ادبیات و علوم انسانی دانشگاه تهران، مهر ۱۳۸۷|
❤️🍀 @filsofak
7 234
عصبانی شدن آسان است. همه میتوانند عصبانی شوند. اما عصبانی شدن در مقابل شخص صحیح، به میزان صحیح، در زمان صحیح، به دلیل صحیح و به طریق صحیح آسان نیست.
🔸️ارسطو، اخلاق نیکوماخین
به نقل از " هوش هیجانی" دانیل گلمن
❤️🍀 @filsofak
7 234
«فایدهاش چیست که انسان هی از خودش بپرسد که اگر فلان لحظه یا بهمان لحظه جور دیگری برگزار شده بود کار به کجا میکشید؟ باید برای خودت خوش باشی. بهترین قسمت روز شب است. تو کار روزت را انجام دادهای. حالا پاهایت را بگذار بالا و خوش باش.»
❤️🍀 @filsofak
7 234
🔸️چالشهای اخلاقیِ حقوق بشر
(درستی یا نادرستی ادعای جهانشمول بودن اعلامیه حقوق بشر)
🖋مصطفی سلیمانی
دانشآموخته فلسفه اخلاق
📍مقدمه
حقوق بشر را اساسیترین و ابتداییترین حقوقی تعریف کردهاند که هر فرد به طور ذاتی، فطری و به صرفِ انسان بودن، از آنها بهرهمند است (تدوین و اعتلای حقوق بشر در جامعه بینالمللی، هدایتالله فلسفی، شماره 17-16، ص 95). نویسندگان اعلامیه جهانی حقوق بشر و طرفداران آن معتقدند این اعلامیه، هنجارهایی را معرفی میکند که فراملیتی، فراایدئولوژیک، فرانژادی و فراحقوقی هستند و از این رو، ماهیتی جهانشمول دارد که آن را فراتر از اسناد حقوقی، سندی لازم الإجرا کرده است. طرفداران حقوق بشر، با این توجیه که هنجارهای حقوق بشری، حقوق مبتنی بر قانون نیستند، بلکه برآمده از اصول و قواعد اخلاقیاند، سعی در جهانشمول و انسانمدار جلوه دادن این اعلامیه دارند و به این دلیل، سخن گفتن از مبنا و خاستگاه فلسفی و نظری حقوق بشر را امری بیهوده و نابخردانه میدانند؛ اما حقیقت این است که...
🔸️منبع:
مجله حریم امام، شماره ۴۳۰.
🍀❤️ @The_meaningoflife
7 234
#طرحواره
تلههای زندگی(۴)
مجله خانههایروشن۱۲۹
دبیر پرونده: #مصطفی_سلیمانی
نشریه حریم امام شماره۴۳۰
موضوع پرونده:
(شکست و احساس بیارزشی)
#تله_طردشدگی
#طرحواره_طردشدگی
+ به دوستان خود بفرستید
🍀❤️ @The_meaningoflife
7 234
یادداشت مهمان؛
چالشهای اخلاقی اعلامیه حقوق بشر
مصطفی سلیمانی دانشآموخته فلسفه اخلاق، در یادداشتی به چالشهای اخلاقیِ حقوق بشر پرداخته و درستی یا نادرستی ادعای جهانشمول بودن اعلامیه حقوق بشر را مورد بررسی قرار داده است.
http://www.ibna.ir/fa/note/299663
7 234
📍راههای درمان تله مهرطلبی
#مصطفی_سلیمانی
#تله_مهرطلبی #طرحواره_تایید_طلبی #مهرطلبی
🍀❤️ @The_meaningoflife
7 234
مواجهه با اندوه و فقدان
برای کاهش آلام دیگران
۱. سوگ آنها را مقایسه نکنید.
۲. به آنها زمان دهید.
۳. اندوه آنها را بهرسمیت بشناسید.
۴. به سوگ دیگران رنگینکمان و گل و بلبل اضافه نکنیم؛ اینها از اندوه آنها نمیکاهد.
۵. باید بدانیم "پذیرش" سوگ به معنای سادهبودن آن نیست.
۶. المپیک و مسابقه سوگ راه نیندازیم؛ اینکه چیزی نیست، من یه اتفاقی برام افتاده که از این هم دردناکتر است!
۷. نگوییم از این بدتر هم میتوانست بشود.
۸. ما به اصلاح و توصیه نیاز نداریم، ما به همدلی نیاز داریم.
۹. به سوگوار حمله نکنیم و فرد از دست رفته یا سوگدیده را مقصر ندانیم.
🔸️|از کتاب: عیبی ندارد اگر حالت خوش نیست؛ مگان دیواین با ترجمه سارا ضرغامی و آرزو مومیوند، انتشارات میلکان|
❤️🍀 @filsofak
7 234
بنویسیم دوستشان داریم
هر روز صبح با خواندن خبر مرگی جدید آغاز میشود. احتمالا امسال بیش از هر وقت دیگری خبر مرگ شنیدیم. آشنا و غریبه. نزدیک یا دور.
زندهها تبدیل شدهاند به موتورهای تسلیتگویی و خاطرهنویسی. خبر مرگ که میپیچد، قلمها شروع میکنند به نوشتن. انگار فقط مرگ است که مردم را تشویق میکند دست از خشم و غر و کینه و ایراد و انتقاد و بدگویی بردارند و به خوبیها و خاطرات خوش انسان مرده فکر کنند و از آن بنویسند. اما دیگر واقعا چه فایدهای دارد؟
اویی که خبر مرگش دست به دست میشود، چشمهایش را برای همیشه بسته. دیگر هرگز چشمش به این سوگنامهها نخواهد افتاد و هرگز این جملههای محبتآمیز و دلتنگکننده را نخواهد خواند.
احتمالا امسال بیش از هر سال دیگری به
مرگ خودمان و نزدیکانمان فکر کردیم. امسال بیش از هر وقت دیگری مطمئن شدیم که مرگ افسانه نیست و جدی جدی جانها را شکار میکند. زود، بیمقدمه، بدون آن که برای پذیرفتنش آماده باشیم.
قلمها را برداریم و دکمههای کیبورد را لمس کنیم و بنویسیم. از خوبی آدمهایی بنویسیم که هنوز زندهاند و میتوانند بخوانند و بفهمند که دوستشان داریم. که بودنشان روح و جان و زندگیمان را گرم میکند. که از آنها یاد گرفتیم، از کارها و آثارشان الهام گرفتیم. که شوخیهایشان ما را به خنده انداخته. که دست محکم کمکشان ما را از چالهها و چاهها بیرون کشیده. که شنیدن صدا و دیدن لبخندشان شارژر جانمان بوده. که حرفها و نوشتهها و ساختههایشان باعث شده جهان و متعلقاتش را جوری دیگر ببینیم. که امید بودهاند در سالهای ناامیدی، خوشی بودهاند در روزهای غم، انگیزه بودهاند در لحظههای پوچ و خالی و بیحس.
تا زندهاند و تا زندهایم بنویسیم. بنویسیم دوستشان داشتیم، دوستشان داریم. هیچ معلوم نیست فردا خبر مرگ کداممان دست به دست شود.
🔸️آنالی اکبری
❤️🍀 @filsofak
7 234
آرامش کودک درون؛ راههایی برای سادهکردن زندگی
آلن دوباتن
ترجمه و صدای دکتر ایمان فانی
❤️🍀 @filsofak
اکنون در دسترس! پژوهش تلگرام ۲۰۲۵ — مهمترین بینشهای سال 
