فلسفه علم
الذهاب إلى القناة على Telegram
مطالب فلسفه تحلیلی و موضوعات فلسفه علم این کانال تلاشی برای عمومی کردن مفاهیم فلسفه علم در جامعه ایرانی است. برای ارتباط با Admin با آیدی @mmasiha1988 و درج تبلیغات میتوانید با کانال @adsphilosophy1 در ارتباط باشید.
إظهار المزيد6 804
المشتركون
+124 ساعات
+207 أيام
+10430 أيام
أرشيف المشاركات
6 804
🧬 چرا پیر میشویم؟ «سایه تکامل» و معمای عمر طولانی
🔹آیا تا به حال فکر کردهاید که چرا با وجود پیشرفت علم، هنوز پیری و بیماریهای وابسته به سن گریبانگیر ماست؟ یک پژوهش تازه در نشریه معتبر Nature Reviews Genetics به این پرسش پاسخ میدهد.
🔹این مطالعه با بررسی مفهوم علمی «سایه انتخاب» (Selection Shadow) نشان میدهد که چرا افزایش طول عمر لزوماً با سلامت بیشتر همراه نیست.
🔹 سایه انتخاب چیست؟
نیروی انتخاب طبیعی بیشترین قدرت خود را در سالهای پیش از تولیدمثل اعمال میکند. ژن هایی که عوارض آنها موجب مرگ و میر قبل از سنین تولید مثل است بر اساس الگوی انتخاب طبیعی در چرخه های تکامل حذف می شوند. از آنجا که موفقیت تکاملی یک گونه به تولید نسل بعدی وابسته است، ژنهایی که عوارض آنها در دوران پیری ظاهر میشود، از دید تکامل «پنهان» میمانند و حذف نمیشوند.
🔹معاملهای به نفع جوانی:
برخی ژنها در جوانی مزایای بزرگی (مانند باروری بیشتر) دارند؛ بنابراین تکامل آنها را حفظ میکند، حتی اگر همین ژنها در سنین بالا خطر بیماریهایی مانند سرطان را افزایش دهند.
🔹کاهش قدرت تکامل در پیری:
«هاندان ملیکه دونرتاش» و «لیندا پارتریج» با بررسی کلاندادههای ژنتیکی اثبات کردند که قدرت نظارتی انتخاب طبیعی با افزایش سن به شدت کاهش مییابد و به همین دلیل جهشهای مضر در دوران سالمندی انباشته میشوند.
🔹درسهایی از موش کور برهنه:
دانشمندان معتقدند برای دور زدن این بنبست تکاملی، باید جانورانی را مطالعه کرد که توانستهاند از سایه انتخاب فرار کنند. شاخصترین آنها «موش کور برهنه» (Naked Mole-rat) است. این جونده کوچک تقریباً هرگز به سرطان مبتلا نمیشود، فرآیند پیری در بدن او تا سنین بسیار بالا متوقف میماند و طول عمری ۱۰ برابر همنوعان خود دارد. بررسی ژنتیک این موجودات، مسیرهای مولکولی جدیدی را برای جوانی پایدار به ما نشان میدهد.
🔹این یافتهها نشان میدهد که پیری نتیجه یک «فرسایش طبیعی» است که پس از پایان رسالت تولیدمثل، از دیدگاه تکاملی دیگر برای طبیعت اهمیتی ندارد.
🔹نویسندگان مقاله تاکید میکنند که هدف پزشکی نوین، زنده نگه داشتن انسانها در بستر بیماری و ناتوانی (افزایش طول عمر یا Lifespan) نیست. بلکه هدف، متناسبسازی «طول عمرِ همراه با سلامت» (Healthspan) است؛ یعنی فرد تا آخرین سالهای زندگی خود، پویا، سالم و بدون درد زندگی کند. درک پیری از دریچه تکامل، به ما کمک میکند تا به جای درمان نشانههای پیری، علتهای ریشهای و ژنتیکی آن را هدف قرار دهیم.
🔗 منبع: [Nature Reviews Genetics](https://www.nature.com/nrg)
🆔 @Fanaavard
6 804
Repost from N/a
کتاب بلند پروازیهای خیال
سرپیچی از جاذبه بهکمک طراحی و فرگشت
این کتاب در در سال ۲۰۲۱ توسط ریچارد داوکینز منتشر شد. موضوع اصلی کتاب در مورد پرواز است.ایدهی پرواز در طبیعت و اینکه چگونه موجودات زنده در طول فرگشت توانستهاند بر جاذبه غلبه کنند.طبیعت از طریق انتخاب طبیعی به راهحلهایی برای پرواز رسیده است.و انسانها هم با مهندسی و طراحی آگاهانه به نتایج مشابه یا متفاوتی دست یافتهاند. در واقع کتاب یک پل جذاب بین علم زیستشناسی و مهندسی میسازد و نشان میدهد که چطور هر دو مسیر میتوانند به “غلبه بر جاذبه” برسند.داوکینز مقایسه جالبی انجام میدهد بین:طراحی مهندسان (مثل هواپیما) و «طراحی بدون طراح» در طبیعت. او توضیح میدهد:طبیعت هدفمند نیست.اما از طریق انتخاب طبیعی، به نتایجی میرسد که «شبیه طراحی هوشمند» به نظر میرسند.
کانال آثار پرفسور ریچارد داوکینز 🔻
📚 @evolution_ir
6 804
وبسایت ترجمه تخصصی انگلیسی «گل نرگس»
🌐 http://Daffodiltranslate.ir
🔻مترجم و ویراستار تخصصی متون انگلیسی | دانشآموخته مطالعات ترجمه دانشگاه علامه طباطبایی
◽️ ترجمه دقیق، روان و مفهومی متون پیچیده: ادبی | هنری | فلسفی | مطالعات فرهنگی | عرفان اسلامی
◽️ ترجمه انگلیسی ↔️ فارسی با حفظ معنا، سبک و لحن نویسنده
◽️ ویرایش و ارزیابی خطاها در ترجمههای انسانی و هوش مصنوعی
📌 کانال تلگرام:
http://t.me/daffodiltranslate
📌 کانال بله:
https://ble.ir/tarjomehgolenarges
📌 کانال گپ:
https://gap.im/tarjomeh.engilisi
━━━━━━━━━━━━━━━━━━
📥 آیدی تلگرام: @garden_6
📥 آیدی بله: @translationnarges
📥 آیدی گپ: @tarjomeh_english
6 804
🔊پانزدهمین مدرسه تابستانه فلسفه تحلیلی
📝موضوع: تبیین در فلسفه و علم
🗓زمان ۲۹ تا ۳۱ شهریورماه
⚠️هزینه شرکت در مدرسه: ۲۰ میلیون ریال
⚠️پایان مهلت ثبتنام: شنبه ۷ شهریور ۱۴۰۵
⚠️لینک ثبتنام:
https://docs.google.com/forms/d/e/1FAIpQLSf3umqBzia63Xq_FY1qufJlFV9nk5t6dmwbfXWdD5j2P5cPQw/viewform?usp=publish-editor
6 804
Repost from مرکز علم و الهیات دانشگاه شهید بهشتی
🔺 فایل صوتی جلسه🔺
🔷 مرزبان زبان و جهان: نسبت زبان، معنا و زندگی در فلسفۀ ویتگنشتاین متقدم و متأخر
📌سخنران:
👤دکتر سروش دباغ
▪️دکترای داروسازی از دانشگاه علوم پزشکی تهران
▪️دکترای فلسفه تحلیلی از دانشگاه واریک انگلستان
🗓 زمان برگزاری:
شنبه، ۲۴ مرداد ۱۴۰۵ (مصادف با ۱۵ آگوست ۲۰۲۶)
🔸 میزبان: مرکز علم و الهیات، پژوهشکدۀ مطالعات بنیادین علم و فناوری دانشگاه شهید بهشتی
🆔 @The_Science_and_Theology_Center
6 804
#سیاست_گذاری_علم
#فلسفه_علم
شرکتهای هوش مصنوعی برای آموزش مدلها درحال نابودی میلیونها کتاب چاپی هستند
شرکتهای هوش مصنوعی برای دستیابی به دادههای متنی باکیفیت و فرار از محتواهای آلوده اینترنتی، میلیونها جلد کتاب چاپی را خریداری و آنها را برای اسکن دیجیتال نابود میکنند. در این روش تخریبی، شیرازه کتابها جدا شده و صفحات برای آموزش مدلها به اسکنرهای صنعتی پرسرعت داده میشوند.
این روش که شرکتهایی از جمله آنتروپیک از آن استفاده میکنند، باعث نابودی فیزیکی میلیونها جلد کتاب و ذخیره آنها در پایگاههای داده خصوصی میشود که دسترسی عموم و نسلهای آینده به آنها غیرممکن است.
@PhilSciAUT
6 804
Repost from علوم شناختی
ویدئو کست درباره توضیح به زبان ساده نظرات جان سوئلر پیرامون نظریه بارشناختی. این ویدئو کست در راستای پادکست منتشر شده، با استفاده از هوش مصنوعی تولید شده است.
@cognitive_science_iran
6 804
آدورنو و ویتگنشتاین در مرکز
میشائیل هانکه؛ سکوتی که اینبار در عرصه فيلمسازیش رخ داد
میشائیل هانکه، فیلمساز اتریشی و یکی از تأثیرگذارترین چهرههای سینمای اروپا، در هشتادوپنجسالگی از فیلمسازی کناره گرفته است. مارکوس شلاینتسر، فیلمساز و دوست نزدیک او، این خبر را روزهای اخیر تأیید کرد و گفت هانکه ده فیلم ساخت، درست مثل برسون، بت همیشگیاش، و اکنون با آرامش زندگی میکند. آخرین فیلم بلند او، «پایان خوش»، به سال ۲۰۱۷ بازمیگردد و از آن پس نامی از پروژهای تازه در میان نبود.
کارنامهی هانکه از «قارهی هفتم» آغاز شد و با «بازیهای شادیآور»، «معلم پیانو»، «پنهان»، «روبان سفید» و «عشق» ادامه یافت. «روبان سفید» و «عشق» هر دو نخل طلای کن را برایش به ارمغان آوردند و «عشق» جایزهی اسکار بهترین فیلم غیرانگلیسیزبان را هم گرفت. اما آنچه این کارنامه را از بسیاری همتایانش متمایز میکند، ریشهای فلسفی است که کمتر فیلمساز دیگری آن را اینقدر آشکار به زبان آورده.
هانکه در دانشگاه وین فلسفه و روانشناسی خواند و بارها گفته است آدورنو و ویتگنشتاین بیش از هر نویسندهی دیگری بر نگاهش به جهان اثر گذاشتند. آنچه از ویتگنشتاین او را جذب کرد، به گفتهی خودش، بعد عرفانی اندیشهی او بود، همان بخشی از رسالهی منطقی-فلسفی که اخلاق و اراده و امر متعالی را بیرون از مرز گزارههای قابلبیان میداند و در نهایت به سکوت میرسد. همانجا که ویتگنشتاین مینویسد آنچه را نمیتوان گفت، باید در سکوت گذاشت.
این منطق را میشود در سرتاسر سینمای هانکه ردیابی کرد. خشونت در فیلمهای او تقریباً هرگز بهطور مستقیم دیده نمیشود، توضیحی برای رفتار آدمها داده نمیشود، و پایانبندیها اغلب چیزی را ناگفته باقی میگذارند. در «پنهان»، تماشاگر تا آخرین قاب هم به پاسخ روشنی نمیرسد. در «بازیهای شادیآور»، لحظهی خشونت از قاب بیرون میماند. این حذفها تصادفی نیستند، آنها همان ژستیاند که ویتگنشتاین در پایان رساله توصیه میکند، نردبانی که باید پس از بالارفتن از آن، دورش انداخت.
شاید به همین دلیل، کنارهگیری هانکه هم بیسروصدا و بدون بیانیه اتفاق افتاد. او فیلمی نساخت که در آن از پایان کار حرف بزند، مصاحبهای نداد، جشنی برگزار نکرد. تنها یک دوست نزدیک، سالها بعد، در گفتوگویی کوتاه، خبر را به دنیا رساند.
برای فیلمسازی که کارش را وقف نشانندادن، نگفتن، و باقیگذاشتن جای خالی برای تماشاگر کرده بود، این شاید تنها راه ممکن برای پایان دادن به کار بود، نه با گزارهای تازه، که با سکوت.
@PhilSciAUT
6 804
Repost from ساجد طیبی
گاه میشود که مصالح جامعه چنان عمیقاً مدخلیت داشته باشد که مجازاتِ فردی بیگناه روا باشد، «تا تمام ملت هلاک نشود». در چنین موردی، وظیفهٔ بادیِ امریِ رعایت مصلحت عمومی از وظیفهٔ بادیِ امریِ کاملاً متمایزی که مقتضیِ محترم شمردنِ حقوق کسانی است که خود حقوق دیگران را محترم شمردهاند، الزامآورتر از کار درآمده است.قطعهی فوق بخشی است از ضمیمهٔ دوم دیوید راس بر فصل دوم از کتاب مشهورش با عنوانِ «درست و خوب/خیر» (The Right and the Good). در این ضمیمه، راس به توضیح نتایجِ دیدگاهش دربارهی تفکیک میانِ درستی یا نادرستی یک عمل در موقعیتی خاص، از یک سو، و خوبی یا بدی اخلاقیِ آن، از سوی دیگر، برای بحث از مجازات قضایی میپردازد. همانطور که از این قطعه برمیآید، از نظر او ملاحظات مختلف (از جمله نفع عمومی) میشود که انجام عملی اخلاقاً بد (مثلاً مجازات بیگناه) را توجیه کند بهنحوی که انجام آن عمل (در آن شرایط) درست (right) باشد. پیتر گیچ در مقالهی «خیر/خوب و شر» (Good and Evil)، از جمله به این تمایز راس حمله میکند و میگوید چنین دیدگاهی به اباحهگری میانجامد. پیتر گیچ و عقاید مذهبیاش را اگر بشناسیم، اصلاً تعجب نخواهیم کرد که مثال او برای چنین اباحهگریای این باشد که فیالمثل راه باز میشود برای این که کسی بگوید زنا اخلاقاً بد است اما هنوز در شرایطی خاص آن را کاری درست بپندارد. اما، آنچه بیشتر گیچ را برآشفته میکند جملهای است که در متن راس بدون هیچ توضیح و ارجاعی در گیومه آمده است: «تا تمام ملت هلاک نشود». علیرغم ارجاع ندادن راسل، برای گیچ البته که بالبداهه آشکار است که این جمله بخشی از آیهی ۵۰ از باب ۱۱ انجیل یوحنا است و سخنانی است از زبان کاهن اعظم یهودی، قیافا، در توجیه مجازات مرگ برای عیسی ناصری. با این حال، گیچ سعی میکند تساهل مذهبی نشان دهد و ترجیح میدهد فکر کند راس صرفاً این عبارت را نقل کرده است چون خیلی مبهم فکر میکرده است دارد به متنی مقدس ارجاع میدهد برای تقویت موضعش:
باید از سرِ حسنِ ظن امیدوار باشیم که برای او [یعنی راس]، سخنانِ منقول از قیافا صرفاً تداعیگر هالهای مبهم و مقدس از عبارتی از انجیل بوده است، و او فراموش کرده است که این سخنان در اصل توصیه به مجازات مرگ برای چه کسی بودهاند.و خب، شاید پرسید: «وگرنه چه؟» .
6 804
Repost from علوم شناختی
قسمت دوم #پادکست علوم شناختی پیرامون نظریه بارشناختی جان سوئلر.
این پادکست مانند نمونه قبلی که سال گذشته تولید و منتشر شد با استفاده از هوش مصنوعی تولید شده است و اشتباهات جزیی در ادای جملات و کلمات و اصطلاحات به همین دلیل می باشد که پیشاپیش به همین جهت عذرخواهی میکنیم. این پادکست مبتنی بر مقاله سال گذشته من در همین کانال علوم شناختی پیرامون نظریه بارشناختی و فرآیندهای یادگیری در مغز انسان است. با ما همراه باشید.
@cognitive_science_iran
6 804
🔊اطلاعیه برگزاری سخنرانی
👈سخنران: آقای دکتر محمدصالح زارع پور، دانشگاه منچستر-پژوهشگاه دانش های بنیادی
📝عنوان: Fatalism and Infallibility
🗓زمان: شنبه ۲۴ مرداد ساعت ۱۶ تا ۱۸
🔴مکان: سالن شماره ۱، پژوهشگاه دانش های بنیادی، میدان نیاوران
🟢حضور برای علاقه مندان آزاد است
6 804
🔊اطلاعیه برگزاری سخنرانی
👈سخنران: آقای دکتر آرش اباذری، دانشگاه بیلکنت
📝عنوان: نقش رهایی بخش تکانه های بدنی: آدرنو در برابر فیشته
🗓زمان: دوشنبه ۲۶ مرداد ساعت ۱۶ تا ۱۸
🔴مکان: سالن شماره ۱، پژوهشگاه دانش های بنیادی، میدان نیاوران
🟢حضور برای علاقه مندان آزاد است
6 804
🔊اطلاعیه برگزاری سخنرانی
👈سخنران: آقای دکتر محمدصالح زارع پور، دانشگاه منچستر-پژوهشگاه دانش های بنیادی
📝عنوان: Fatalism and Infallibility
🗓زمان: شنبه ۲۴ مرداد ساعت ۱۶ تا ۱۸
🔴مکان: سالن شماره ۱، پژوهشگاه دانش های بنیادی، میدان نیاوران
🟢حضور برای علاقه مندان آزاد است
6 804
🔵ششمین مدرسهٔ تابستانی انعکاس (حضوری-مجازی) | شهریور ۱۴۰۵
🔗توضیح دربارهٔ دو بخش مدرسۀ تابستانی
ℹ️ششمین مدرسۀ تابستانی انعکاس به دنبال چیست؟
تاریخنگاری فلسفۀ اسلامی تنها بازخوانی منفعلانه متون گذشته نیست، بلکه مواجههای انتقادی، روششناختی و سنجشگرانه با سیر تحول اندیشهها در بستر تاریخی و اجتماعی آنهاست. در نگاهی رایج، تاریخ فلسفۀ اسلامی غالباً به مثابۀ روایتی خطی و ضروری انگاشته میشود؛ روایتی که گویی ناگزیر از کندی آغاز میگردد، با فارابی و ابنسینا قوام مییابد، در اندیشههای ابنرشد و سهروردی ابعاد تازهای پیدا میکند، در حکمت متعالۀ ملاصدرا به کمال میرسد و پس از آن، تنها به عصر شارحان محدود میشود. اما آیا این روایتِ تکخطی، یگانه تصویر ممکن از سنت عقلانی ماست؟ ششمین مدرسۀ تابستانی «انعکاس» بر آن است تا با عبور از این نگاه کلیشهای، خودِ «تاریخنگاری فلسفه اسلامی» را به عنوان یک مسئله و موضوع پژوهش مستقل در کانون توجه قرار دهد. ما در این مدرسه در پی آنیم که ببینیم پرسش از این کلانروایتها و بازاندیشی در شیوههای تاریخنگاری، چه بصیرتهای تازهای برای فهم انتقادی و پویای فلسفه اسلامی به همراه خواهد داشت. این رویداد با هدف گشودن همین افقهای نو در مواجهه با تراث فلسفی، امسال با همراهی برجستهترین اساتید و پژوهشگران داخلی و بینالمللی برگزار میشود. بخش فارسی (حضوری-مجازی) 💠«بازاندیشی در تاریخنگاری فلسفهٔ اسلامی»
👥 با همکاری پژوهشکدهٔ فلسفهٔ تحلیلی پژوهشگاه دانشهای بنیادی (IPM) 🔻 ۲۵ ساعت ارائۀ آموزشی چهارشنبه، پنجشنبه، جمعه، ۴، ۵ و ۶ شهریور ۱۴۰۵ از ساعت ۸:۳۰ تا ۱۹ (به وقت تهران) در محل پژوهشگاه دانشهای بنیادی (IPM) در تهران 🔻 با ارائۀ ۱۱ استاد و پژوهشگر 🗂 محورهای اصلی: ◀️میان فلسفه و تاریخ: روشها و رویکردها در تاریخنگاری فلسفهٔ اسلامی ◀️تاریخِ تاریخنگاری فلسفهٔ اسلامی ◀️فراروی از تاریخنگاری رسمی فلسفهٔ اسلامی 🔗کسب اطلاعات بیشتر بخش انگلیسی (مجازی) 💠«فلسفه، فراسوی الفلسفة»
👥 با همکاری مرکز دینپژوهی حنیف، موسسۀ مطالعات عربی و اسلامی دانشگاه اکستر و دانشگاه حبیب 🔻 ۲۲.۵ ساعت ارائۀ آموزشی «به زبان انگلیسی | با ترجمۀ همزمان» پنجشنبه، جمعه، شنبه، ۱۲، ۱۳ و ۱۴ شهریور ۱۴۰۵ از ساعت ۱۳ تا ۲۱ به وقت تهران 🔻 با ارائۀ ۱۵ استاد و پژوهشگر 🗂 محورهای اصلی: ◀️فراروی از تاریخنگاری رسمی فلسفهٔ اسلامی ◀️چیستی فلسفهٔ اسلامی در نسبت با دیگر علوم اسلامی ◀️بینشهای فلسفی در کلام، فقه و اصول، ادب، عرفان 🔗کسب اطلاعات بیشتر 🎓 اعطای گواهی 🌐 برگزاری جلسات مجازی در Zoom 👥 شبکهسازی و تعامل علمی 📍 امکان اسکان برای شرکتکنندگان غیر تهرانی و امکان نگهداری از کودکان در بخش حضوری ⏲ مهلت ثبت درخواست: تا ۳۰ مرداد ۱۴۰۵ 🌐 کسب اطلاعات بیشتر: ◀️بخش فارسی ◀️بخش انگلیسی 🔗 برای ثبت درخواست شرکت در یک یا هر دو بخش به اینجا مراجعه کنید و در صورت نیاز به راهنمایی، به @Inekas_admin پیام بدهید. #رویداد_انعکاس 🔵@Inekas
6 804
بازنگری در رابطهی نئاندرتال و انسان خردمند
تا همین اواخر، داستان رابطهٔ انسان خردمند و نئاندرتالها را میشد به شکلی نسبتاً ساده روایت کرد: انسان خردمند در آفریقا پدیدار شد، حدود پنجاه هزار سال پیش از آفریقا بیرون آمد، در اوراسیا با نئاندرتالها روبهرو شد، با آنها رقابت کرد و سرانجام جای آنها را گرفت. نئاندرتالها ناپدید شدند، اما بخشی از دی.ان.ای آنها در بدن انسانهای امروزی باقی ماند.
پژوهشهای جدید این داستان را بهتدریج از نو مینویسند. پژوهشی که قبلاً در همین کانال معرفی شد نشان داد که تماس میان انسان خردمند و نئاندرتال احتمالاً یک برخورد کوتاه و یکباره در حدود پنجاه هزار سال پیش نبوده است. این دو جمعیت شاید در طول حدود دویست هزار سال، در چندین موج، بارها به یکدیگر نزدیک شده، با هم آمیزش کرده، و دوباره از هم فاصله گرفتهاند. انسان خردمند نیز احتمالاً بسیار زودتر از آنچه تصور میشد، از آفریقا خارج شده و در دورههای مختلف دوباره به آفریقا بازگشته است. در این رفتوآمدهای طولانی، جمعیتهای مختلف انسانتبار بارها با یکدیگر تماس پیدا کردهاند.
این یافته بهتنهایی تصویر مهمی به ما میداد: نئاندرتالها و انسان خردمند دو جمعیت کاملاً جدا و بیارتباط نبودند و طی زمان بارها با یکدیگر آمیزش کرده بودند. بخشی از ژنهای انسان خردمند نیز وارد جمعیتهای نئاندرتال شده، یعنی جریان ژنتیکی فقط در یک جهت، از نئاندرتال به انسان امروزی، نبوده است. از سوی دیگر، جمعیت نئاندرتال احتمالاً از آنچه پیشتر تصور میشد کوچکتر بوده است. بنابراین، ناپدیدشدن نئاندرتالها شاید دیگر داستان یک «انقراض ناگهانی» نباشد و ممکن است جمعیتهای کوچک آنها بهتدریج در جمعیتهای بزرگتر انسان خردمند ادغام شده باشند.
اما ژنها فقط بخشی از داستان را بازگو میکنند زیرا نمیگویند این تماس چگونه بوده است. آیا این دو گروه فقط گاهی با یکدیگر آمیزش میکردند؟ آیا در کنار هم زندگی میکردند؟ آیا با هم رقابت میکردند یا گاهی همکاری؟ آیا ایدهها و فنون نیز مانند ژنها از یک جمعیت به جمعیت دیگر منتقل میشد؟
پژوهش اخیر مربوط به غار تینشمت در اسرائیل، به این پرسشها تا حدی پاسخ میدهد. شواهد باستانشناختی این محوطه نشان میدهد که گروههای مختلف انسانتبار در دورههای گوناگون با یکدیگر تماس داشتند، مرز میان این جمعیتها احتمالاً بسیار نفوذپذیرتر از آن چیزی بوده که زمانی تصور میکردیم. شباهت در فناوری ابزارسازی، شیوههای شکار و برخی رفتارهای نمادین نشان میدهد که این گروهها احتمالاً در یک جهان مشترک زندگی میکردند و از یکدیگر تأثیر میپذیرفتند.
البته این به آن معنا نیست که نئاندرتالها و انسان خردمند همیشه در صلح و همکاری زندگی میکردند. احتمالاً رابطه انها ترکیبی از رقابت، همزیستی، تبادل و شاید در برخی موقعیتها همکاری بوده است. نکتهی مهم این است که دیگر نمیتوان آنها را دو جهان کاملاً جدا تصور کرد. ممکن است در برخی دورهها یک گروه از دیگری چیزی آموخته باشد، در دورهای دیگر بر سر منابع رقابت کرده باشند و در شرایطی دیگر افراد دو جمعیت با یکدیگر پیوند برقرار کرده باشند.
پژوهش سوم، که به سازوکار شبکههای اجتماعی و جمعیتی مربوط میشود، لایهی دیگری به این تصویر اضافه میکند. اگر انسان خردمند و نئاندرتال هر دو با محیطهایی متغیر روبهرو بودند، شاید تفاوت سرنوشت آنها فقط به هوش، ابزار یا توانایی شکار مربوط نبوده باشد و به میزان انسجام درونگروهی آنها مرتبط باشد. بر اساس این پژوهش، انسان خردمند احتمالاً شبکههای اجتماعی و جغرافیایی گستردهتر و انعطافپذیرتری داشته است. وقتی شرایط محیطی تغییر میکرد یا منابع در منطقهای کاهش مییافت، ارتباط با گروههای دیگر میتوانست امکان جابهجایی، تبادل اطلاعات، یافتن منابع تازه و پیوندهای جدید را فراهم کند. نئاندرتالها نیز اجتماعی بودند و هرگز موجوداتی کاملاً منزوی نبودند، اما احتمالا شبکههای جمعیتی آنها در برخی دورهها ضعیفتر و شکنندهتر بوده باشد. در چنین شرایطی، بحرانهای اقلیمی یا کاهش منابع میتوانست برای جمعیتی کوچک و کمتر بههمپیوسته، پیامدهای بسیار شدیدتری داشته باشد.
این سه پژوهش، در کنار هم، تصویری بسیار متفاوت از گذشته میسازند. پژوهش ژنتیکی به ما میگوید که تماس میان انسان خردمند و نئاندرتال طی دهها هزار سال تکرار شده است. پژوهش باستانشناختی نشان میدهد که این تماس احتمالاً فقط در سطح آمیزش جنسی و انتقال ژن نبوده، بلکه ممکن است با تبادل فناوری، رفتار و ایده نیز همراه شده باشد. و پژوهش سوم میگوید که در سرنوشت نهایی این دو جمعیت، میزان اتصال آنها به یکدیگر و توانایی آنها برای حفظ شبکههای گسترده نیز اهمیت داشته است.
تا ببینیم پژوهشهای بعدی چگونه گذشتهی انسان را روشنتر میکنند.
هادی صمدی
@evophilosophy
6 804
Repost from ذهنایش
پادکست شماره ۹
👤: عرفانه حسینی
موضوع:
The role of explainable AI in neuroscience
#HNS_JournalClub
#Neurohelli_Podcast
@Zehnayesh
@HelliResearch
@HelliSchool
