1 799
مشترکین
+124 ساعت
+17 روز
-630 روز
آرشیو پست ها
1 799
Repost from 📚تورکو اوخو،تورکو یاز✏
بو دا اوشاقلیق خاطرهسی👇
iynə iynə
ucu düymə
hapban hupban
yırıl yırtıl
su iç qurtul
اینه اینه
اوجو دویمه
هاپبان هوپبان
ییریل ییرتیل
سو ایچ قورتول
معنی اش را تو بگو 🤣
آیدین 🖊️
1 799
Repost from 📚تورکو اوخو،تورکو یاز✏
اوج
üc
کاربرد در جمله :
🪡اینه نین اوجو
iynənin ucu
نوک سوزن
و چند مثال دیگر
۱) اینه نین اوجو بیز دی
iynənin ucu biz di
نوک سوزن تیز است
۲) اینه نین اوجو دلیک دی
iynənin ucu dəlik di
نوک سوزن سوراخ است
۳) اینه نین اوجو ایری دی
iynənin ucu əyri di
نوک سوزن کج است
۴) اینه نین اوجو سینیق دی
iynənin ucu sınıq di
نوک سوزن شکسته است
در بعضی لهجه های تورکی مانند اویغوری
اوج به شکل "اوچ uç" تلفظ می شود که به معنی پرواز در تورکی آذربایجانی هست
👈این کلمه در فارسی عینا به شکل «اوج» وارد شده و oc تلفط می شود
و در جملات زیر عینا به همان معنی تورکی آمده است
🏔️ به اوج قله رسیدیم
dağın ucuna çatdıq
داغین اوجونا چاتدیق
لغتنامه های فارسی معرب ،اوک ، اوگ یا اوچ، بلندی، بالا، فراز، بلندترین نقطه، بالاترین درجه معنی می کنند .
مثلا در جمله «اوج گرفتن» یعنی پرواز کردن ، به بلندی رسیدن
آیدین 🖊️
1 799
Repost from 📚تورکو اوخو،تورکو یاز✏
🔸yer
یئر(کره زمین ، زمین ، زمینه ، وطن ، جا و مکان ، جای خواب ، رختخواب، پست و مقام ، خشکی ، نشانه و… )
«یئر به شکل یربه یر وار چد فارسی شده»
🔸yer göy
یئر گؤی (زمین و آسمان )
«گؤی بصورت گوی وار فارسی شده»
🔸yerli
یئرلی (بومی)
🔸yer üstü
یئر اوستو (روی زمین)
🔸yer altı
یئر آلتی(زیر زمین)
🔸yeralma
یئرآلما (سیب زمین)
🔸yeralması
یئرآلماسی (سیب زمین ترشی)
🔸yer bə yer
یئر به یئر
«به شکل یربه یر وارد فارسی شده»
🔸yerləşmək
یئرلشمک (ساکن شدن ، جابجا شدن ، جا شدن)
🔸yerimək
یئریمک (راه رفتن)
و…
🔸yeritmək
یئریتمک (راه بردن)
(با گویشی دیگرyürütmək یوروتمک)
«به شکل یورتمه وارد فارسی شده»
🔸yeriş
یئریش (طریقه راه رفتن، پیشروی)
(با گویشی دیگر yürüş یوروش)
«به شکل یورش وارد فارسی شده »
°°°°°°°°°°°°°°°°°
آذربایجان آتالار سؤزو که در آنها «یئر» (yer) آمده است:
Yer altdan, yasa gedir.
(از زیر زمین قانون عبور می کند.کسی که زیرکانه قانون را دور می زند.)
Yerə baxan, yerdə qalar.
(کسی که فقط به زمین نگاه کند، در همانجا میماند.)
Yerin qulağı var.
(زمین گوش دارد؛ یعنی حرف پنهان نمیماند.)
Yerindən duran dağa baxmaz.
(کسی که از جایش برخاسته، به کوه نگاه نمیکند؛ کنایه از عمل کردن بهجای تماشا.)
Yer bərk olsa, öküz öküzdən qalar.
(وقتی شرایط سخت شود، تواناییها معلوم میشود.)
Yeri var danışarlar, yeri var susarlar.
(هر سخن جایی و هر نکته مکانی دارد.)
Yerə tüpürən, üzünə sıçradar.
(کسی که به زمین تف کند، به صورت خودش برمیگردد؛ کنایه از بدی به دیگران.)
Yerə əkdiyini göydən biçməzsən.
(هر چه بکاری همان را درو میکنی.)
Yerindən oynayan daş mamır tutmaz.
(سنگی که مدام جابهجا شود خزه نمیبندد؛ مانند «سنگ غلطان خزه نمیبندد».)
Yer yiyəsini tanıyar.
(زمین صاحب خود را میشناسد؛ کنایه از اینکه حق به حقدار میرسد.)
Yer altından su çıxar, söz altından söz.
(از زیر زمین آب درمیآید و از زیر حرف، حرف دیگر.)
….
یازار آیدین 🖊️
1 799
یاس دا شاخسئی
YAS da Şaxsey
در عزاداری شاخسٕی
توی دا یاللی
TOYda Yallı
در شادی یاللی (جَلمان ، هالای)
آیینی تاریخی حماسی، اساطیری و نمادی از اتحاد و همبستگی است.
وجههای مشترک یاللی و شاخسئی را میتوان چنین خلاصه کرد:
اجرای دستهجمعی و گروهی
حرکت هماهنگ و موزون افراد
ریتم منظم با قدمها و حرکات یکسان
وجود رهبر گروه (یاللیباشی yallı başı)
تأکید بر هماهنگی و نظم جمعی
تقویت اتحاد، همبستگی و هویت اجتماعی
همراهی با موسیقی یا ریتم آوایی (ساز در یاللی، شعار و طبل در شاخسئی)
انتقال احساسات جمعی از طریق حرکت
اجرا در فضای عمومی و با مشارکت گسترده مردم
تفاوت اصلی این است که یاللی آیینی شاد و اجتماعی است، در حالی که شاخسئی آیینی سوگوارانه و مذهبی است؛ اما از نظر ساختار حرکتی و هماهنگی گروهی، شباهتهای قابل توجهی دارند.
آیینی کهن با قدمت تاریخی نقش قبوستان قبل از میلاد در آذربایجان تا امروز ادامه داشته است
در میان تورکان قرقیز، ازبک ، تورکمن و آناتولی نیز دیده میشود. هرچند نامها، موسیقی و معناهای آیینی آنها متفاوت است،لاکن شباهتهای فرهنگی قابل توجهی وجود دارد.
رد پای این آیین را در میان برخی اقوام همجوار (مثل کرد، لر و بختیاری) نیز با الگوهای مشابه حرکتی می توان دید.
آیدین 🖊️
1 799
Repost from 📚تورکو اوخو،تورکو یاز✏
چاخچاخو
آدام اولئاریوس حدود ۴۰۰ سال پیش در سفرنامه خود از خاطرات ایام محرم ۱۰۴۷ق در اردبیل می نویسد:
هفت جوان برهنه که تنها عورت خود را پوشانده و بدنشان را از سر تا پا با دوده و زغال سیاه کرده بودند. در دایرهای جداگانه حرکاتی موزون انجام می دادند، آنان سنگهایی در دست داشتند که به هم میکوبیدند، و با فریادهای جمعی «یا حسین! یا حسین!» گویان عزاداری میکردند. این رفتار نماد سوگواری بزرگ برای شهادت حسین (ع) بود،
آنها گاهی نیز سنگها را بر سینهی خود میزدند.
آنها در طول ایام محرم با چنین نمایشهایی در بازار و جلوی دکانها میگردند، تا مردم به خاطر آنها و به نیت خیرات، صدقه بدهند. شبها به خانههای خود نمیروند، بلکه به نشانهی اندوه، جلوی خانههای باغی روی خاکستر میخوابند.
برخی نیز، مانند آن سیاهپوشان، خود را با رنگ قرمز میپوشانند، که میخواهند خونریزی و زخمهای وارد بر اهل بیت را نشان دهند. اما ما در آن زمان چنین افرادی را ندیدیم.
نویسنده نام آن گروه را اینگونه Tzaktzaku یادداشت کرده است.
[آوا نویسی آن واژه
tz=چ ، a=ا ، k=خ ، u=و
در زبان تورکی «چاخچاخو» خوانده می شود. یعنی کسانی که با کوبیدن سنگ به هم صدا در می آورند. چاخچاخو از مصدر«چاخماق»çaxmaq به معنی کوبیدن هست.]
امروزه این سنت در بعضی شهرها و روستاها با تغییراتی در حال اجراست.
چاخماق به چند شکل در زبان فارسی وارد شده است.
۱- سنگ چخماق
۲-چاق چاقو ،چق چقوزنی، چق چقی زنی مراسمی در ایام محرم در نایین و چهارمحال و غیره انجام می شود دو قطعه سنگ و یا چوب را بهم می زنند .
۳- چق چق یا چاخ چاخ در لغتنامه ها به معنی صدا در آوردن است.
۴- چاخان به معنی دروغ و بیهوده گویی
۵- چغچغه یا جغجغه اسبابی با تکان دادن صدا تولید می کند (در نوشتار قدیم با الفبای عربی بدلیل عدم وجود حرف «چ» با حرف «ج» نوشته می شد که جغجغه شکل خود را حفظ کرده)
آیدین 🖊️
1 799
Repost from 📚تورکو اوخو،تورکو یاز✏
چاخچاخو، چاقچاقو، چقچقوزنی، چقچقیزنی، سنگزنی و چوبزنی از آیینهای عزاداری محرم هستند که در برخی مناطق ایران، از جمله بخشهایی از آذربایجان، آشخانه در شمال خراسان، شهر سامان در چهارمحال و بختیاری و نایین در استان اصفهان برگزار میشوند. در این مراسم، عزاداران دو قطعه سنگ یا چوب را با ریتمی هماهنگ با نوحه و مرثیه به یکدیگر میکوبند و به سوگواری میپردازند
1 799
Repost from 📚تورکو اوخو،تورکو یاز✏
«««شاهنامه تورکی »»»
قوتادغو بیلیک
(Qutadğu Bilig
(دانش سعادت بخش)
- قوت (مبارک) + اد (اسم) +غو (پسوند نسبت گو مانند گی در بیلگی)
-بیلیگ (تورکی امروزی بیلگی ) = دانش
نویسنده
(یوسف خاص حاجب)
خاص حاجب لقب عربی است یعنی« وزیر دربار»
زمان نگارش: حدود سال ۱۰۶۹–۱۰۷۰ میلادی
یعنی حدود هزار سال پیش نوشته شده است
محل نگارش: شهر بالاساغون Balasagun
پایتخت قراخانیان بوده که از بین رفته است .
زبان: ترکی میانه دوره قاراخانی
(دولت های تورک قراخانیان ، سامانیان ، غزنویان ، سلجوقیاق با هم دوره و مرزها بین آنها جابجا می شد . عاقبت آنها سامانیان را از بین بردند)
این کتاب حدود ۶۶۴۵ بیت دارد و پر از پندهای اخلاقی، سیاسی و حکمتهای زندگی است.
چندین نمونه دست نویس از این کتاب پیدا شده که تفاوت چندانی باهم ندارند
موضوع:
این اثر به صورت منظوم (شعری) نوشته شده و گفتوگویی نمادین میان چند شخصیت به قرار زیر است:
۱- کونتوغدی (نماد عدالت)
تورکی امروزی «گون دوغدو»پرتو خورشید،آفتاب
۲- آیتولدی (نماد بخت و دولت)
تورکی امروزی «آی دولدو» ماه کامل ، بدر
۳- اوگدولمیش (نماد خرد)
اوگ دولموش (به عقل کامل رسیده, عاقله مرد)
اوگ = عقل
۴- اودغورمیش (نماد عاقبتاندیشی و زاهد)
اود گؤرموش « ایستی سویوغ گؤرموش»
(سرما گرما چشیده ، دنیا دیده)
چند بیت مشهور از «قوتادغو بیلیگی»
به زبان اصلی همراه با ترجمه:
۱. آغاز کتاب
بایات آتی بیرله سوزوگ باشلادیم
تۆرۇتگن ایگیدگن کچورگن ایدیم
Bayat atı birle sözüg başladım,
Törütgen igidgen keçürgen idim
ترجمه:
سخن را با نام خدا آغاز کردم؛ آن که آفرید، پرورد و تدبیر کرد.
۲. ستایش خدا
اوکوش اوگدی بیرله تومن میڭ ثنا
اوغان بیر بایاتقا آنگار یوق فنا
Üküş ögdi birle tümen miŋ senâ,
Uğan bir bayatka aŋar yoq fenâ.
ترجمه:
بیشمار ستایش و هزاران سپاس، بر خدای یگانه که برای او فنا نیست.
۳. پند اخلاقی
Bu kün edgü bolsun tise sen kamuğ,
Özüng edgü bolgıl ay ilde uluğ.
ترجمه:
اگر میخواهی همه نیک باشند، نخست خودت نیک باش، ای بزرگِ قوم.
۴. درباره حاکم و مردم
Bodun artasa anı begler tüzer,
Beg artasa anı kimler tüzer?
ترجمه:
اگر مردم تباه شوند، حاکمان اصلاحشان میکنند؛ اما اگر حاکمان تباه شوند، چه کسی آنان را اصلاح خواهد کرد؟
۵. درباره دانش
Bilig birle beglik bolur erke kut,
Biligsiz beg ermez bu sözke tanuq.
ترجمه تقریبی:
با دانش است که فرمانروایی ارجمند میشود؛ بیدانش، کسی شایسته فرمانروایی نیست.
برای یک ترکزبان آذربایجانی، واژههایی مانند
شما با کمی دقت به راحتی می توانید بخواند
بویله کیم ایسه بولسا یخشی آدَم
اوزىن یخشی ایله آی إلدی آدام
بیک یامان بولسا ایل یامان بولۇر
بیک یخشی بولسا ایل آمان بولۇر
……
خلاصه کتاب توضیح میدهد که:
حکومت بدون عدالت پایدار نمیماند.
بخت و ثروت ناپایدارند و همیشه باقی نمیمانند.
خرد و دانش باید راهنمای پادشاه و مردم باشند.
انسان نباید فقط به دنیا و قدرت دل ببندد و باید عاقبت خود را نیز در نظر بگیرد.
اخلاق، راستگویی، میانهروی و دانش، پایههای جامعهٔ خوب هستند.
شاهنامه «قوتادغو بیلگی» تقریبا همزمان با شاهنامه فردوسی نگارش شده با این تفاوت که بر خلاف اساطیر و مدح و پهلوانی در این کتاب عدالت، بخت، خرد و عاقبتاندیشی راه سعادت معرفی شده است.
آیدین 🖊️
1 799
Repost from 📚تورکو اوخو،تورکو یاز✏
حتما شنیدید که بعضی مدعی هستند مذهب تشیع را تورکان رواج دادن و اردبیلی ها مراسم محرم را دب کردن و…
پس چرا همه ی این اصطلاحات که بین تورکان رایج است کلمات فارسی یا عربی هستند؟!
محرم
طشت گذاری
تاسوعا
عاشورا
اربعین
احسان
علامت
علم
علمدار
علمبندی
علامتگردانی
علمگردانی
کتل
کتلگردانی
عزاداری
تعزیه
خیمه
خیمهسوزان
ظهر عاشورا
دسته
دستهجات
روضه
روضهخوان
زنجیر زن
زنجیرزنی
سینه زن
سینهزنی
شاه بیت
سفره
سقا
شبیهخوانی
شور و غوغا
مرثیه
نذری
نذورات
شربت نذری
مقتل
مقتلخوانی
پامنبری
منبر
واعظ
مداح
مداحی
ذاکر
نوحه
نوحهخوان
نوحهخوانی
هیئت
قمه زنی
مشک
نخل
نخلگردانی
کربلا
شهید
شهیدان کربلا
شام غریبان
قتلگاه
گهوارهگردانی
طفلان مسلم
قاسمخوانی
علیاکبرخوانی
عباسخوانی
مجلس عزا
مجلس ماتم
حسینیه
تکیه
زینبیه
ماتم
حلوا
خیرات
فاتحه
زیارت عاشورا
هفته خوانی
و…
شاخسئی ، واخسئی
(خیلی ها میگن این هم شاه حسین است و وای حسین)
حتی کلمات مرکب هم فارسی یا عربی هست مانند
دسته باشی
بیرقدار
قمه زن
شمع پایلاما
آیدین 🖊️
1 799
Repost from 📚تورکو اوخو،تورکو یاز✏
در زبان تورکی ، نام برخی حیوانات تنها برای اشاره به خود حیوان به کار نمی رود .
بلکه در بسیاری از واژه ها و اصطلاحات ، بخشی از مفهوم ، ویژگی یا برداشت مردمی از آن پدیده را نیز در خود جای می دهد .
واژه « ایت it »(سگ) یکی از نمونه های جالب این نوع است .
it ایت (سگ)
it burnu ایت بورنو (نسترن)
it canlı ایت جانلی (سگ جون)
it aparan ایت آپاران (سگ خور)
it dirsəyi ایت دیرسگی(گل مژه)
it muncuğu ایت مونجوغو (گوش ماهی)
it xoyarı ایت خیاری (هندوانه ابوجهل)
it quslu ایت قوسلو(بازی کودکانه)
it alçası ایت آلچاسی (نوعی آلو ترش)
it baz ایت باز, ایت اوینادان (سگ باز)
it üzümü ایت اوزومو یا قوش اوزومو (سیاه دانه)
it boğan ایت بوغان (گیاهی سمی، پیاز حضرتی)
it ağız ایت آغیز( نوعی گیاه که گل هایش شبیه پوزه سک هست)
it ili ایت ایلی (در تقویم تورکی پس از سال مرغ پیش از سال خوک است.)
شما می توانید در نام حیوانات دیگرهم از این نوع واژگان ببینید.
مانند
köpək کؤپک (سگ پیر ، سگ چاق)
köpək bibəri کؤپک بیبری (نوعی فلفل)
quş قوش (پرنده)
quş baz قوش باز (پرنده باز)
qoyun قویون (گوسفند)
qoyun qulağı قویون قولاغی (نوعی گیاه )
و….
توجه :
از این نوع واژگان در زبانهای دیگر هم وجود دارد مثلا در انگلیسی نسترن را
Dog rose
(گل رز سگی ) می نامند
و یا در فارسی
Ağı çiçəyi آغی چیچکی
یعنی زقوم را « خَرزَهره » می نامند
و …
آیدین 🖊️
1 799
Repost from 📚تورکو اوخو،تورکو یاز✏
در زبان تورکی ، نام برخی حیوانات تنها برای اشاره به خود حیوان به کار نمی رود .
بلکه در بسیاری از واژه ها و اصطلاحات ، بخشی از مفهوم ، ویژگی یا برداشت مردمی از آن پدیده را نیز در خود جای می دهد .
واژه « ایت it »(سگ) یکی از نمونه های جالب این نوع است .
it ایت (سگ)
it burnu ایت بورنو (نسترن)
it canlı ایت جانلی (سگ جون)
it aparan ایت آپاران (سگ خور)
it dirsəyi ایت دیرسگی(گل مژه)
it muncuğu ایت مونجوغو (گوش ماهی)
it xoyarı ایت خیاری (هندوانه ابوجهل)
it quslu ایت قوسلو(بازی کودکانه)
it alçası ایت آلچاسی (نوعی آلو ترش)
it baz ایت باز, ایت اوینادان (سگ باز)
it üzümü ایت اوزومو یا قوش اوزومو (سیاه دانه)
it boğan ایت بوغان (گیاهی سمی، پیاز حضرتی)
it ağız ایت آغیز( نوعی گیاه که گل هایش شبیه پوزه سک هست)
it ili ایت ایلی (در تقویم تورکی پس از سال مرغ پیش از سال خوک است.)
شما می توانید در نام حیوانات دیگرهم از این نوع واژگان ببینید.
مانند
köpək کؤپک (سگ پیر ، سگ چاق)
qurd قورد (جانور ، گرگ)
köpək bibəri کؤپک بیری (نوعی فلفل)
quş قوش (پرنده)
quş baz قوش باز (پرنده باز)
qoyun قویون (گوسفند)
qoyun qulağı قویون قولاغی (نوعی گیاه )
و….
توجه :
از این نوع واژگان در زبانهای دیگر هم وجود دارد مثلا در انگلیسی نسترن را
Dog rose
(گل رز سگی ) می نامند
و یا در فارسی
Ağı çiçəyi آغی چیچکی
یعنی زقوم را « خَرزَهره » می نامند
و …
آیدین 🖊️
1 799
Repost from 📚تورکو اوخو،تورکو یاز✏
باد در زبان فارسی به دو معنی هست
۱- یعنی جریان جابجایی هوا : ( باد می وزد)
۲-یعنی باشد : ( مبارک باد)
🔸 Türkcədə
تورکجهده (به تورکی)
🔸 yel
یئل (باد)
🔸 yelləmək
یئللمک (باد زدن)
🔸yelpik
یئلپیک(بادبزن)
🔸 yelkən
یئلکن (بادبادک ، بادبان کشتی)
🔸 yelbasan
یئل باسان(بادشکن)
🔸yelçar
یئلچار(سبک)
🔸yeltək
یئلتک(باد صف)
🔸 yelin
یئلین (پستان حیوانات سُم دار)
🔸 boğanaq
بوغاناق (گردباد)
🔸 üfləmək
اوفلمک (باد کردن ، فوت کردن)
🔸 şişirtmək
شیشیرتمک(باد کردن)
🔸 əsmək
اسمک (وزیدن)
🔸 əskin
اسکین( لرزان)
🔸 köpmək
کؤپمک(باد شدن ، نفغ کردن)
🔸 hov
هوو(باد کردن)
🔸 hövsəmək
هؤوسمک (باد دادن)
🔸boran
بوران ( بورانburan در فارسی)
🔸 sazaq
سازاق (باد سرد)
🔸 gərmic
گرمیج (باد گرم)
🔸 məltəm
ملتم (باد ساحلی)
🔸tufan
توفان (طوفان)
🔸fırtına
فیرتینا (طوفان)
🔸 talaz
تالاز (طوفان)
🔸 külək
کولک (باد سرد ، باد همراه با برف ، موج )
به شکل کولاک وارد زبان فارسی شده است.
🔶siz deyin Türkcəsi nə olar
سیز دئیین تورکجه سی نه اولار
( شما بگویید به تورکی چی میشه )
پنکه =
کولر =
آیدین 🖊️
1 799
Repost from 📚تورکو اوخو،تورکو یاز✏
[ آشنایی با حرف تورکی با فرض بر اینکه شما به حروفات «ا ب ج د » و «abcd» آشنایی دارید.]
🔶 صدای o
شما که این نوشته را می خوانی پس با صدای o آشنایی داری
در زبان فارسی صدای o به چهار شکل زیر نوشته می شود و همانطور که می دانید حرکه ( ُ) گذاشته نمی شود
👈 اُ (اول) مانند : استان
👈 ُ (غیر اول) مانند : خدا
👈 و (استثنایی) مانند :خورشید
👈 ع مانند : دریای عمان ، عمر نوح
در زبان تورکی به دوشکل زیر نوشته می شود
و حرکه ( ْ) گذاشته نمی شود
👈اوْ
👈وْ
📝تمرین صدای ( اوْ o ) در اول کلمه
🔸ocaq
اوجاق (به شکل اُجاق در فارسی وارد شده)
🔸ot
اوت (آتش)
🔸otaq
اوتاق (به شکل اطاق ، اتاق وارد فارسی شده)
🔸oyan
اویان (بیدار شو )
🔸olurm bildirim
اولدوروم بیلدیریم (به شکل «الدرم و بلدرم» وارد شده)
معنی : می دهم انجام می دهند ، به اطلاع می رسونم
📝تمرین صدای (وْ o) در وسط کلمه
🔸boş
بوش (خالی)
🔸loş
لوش(لق)
🔸qoşa
قوشا (جفت)
🔸borc
بورج (بدهی )
🔸dolma
دولما (به شکل دلمه وارد فارسی شده)
📝تمرین صدای (وْ o) درآخر کلمه
🔸kilo
کیلو ( از زبان فرانسوی وارد شده )
🔸iradio
رادیو ( ایرادیو- از زبان فرانسوی وارد تورکی شده)
🔸palto
پالتو ( از روسی وارد زبان تورکی شده )
🔸pəto
پتو (از فارسی وارد تورکی شده)
آیدین 🖊️
1 799
Repost from 📚تورکو اوخو،تورکو یاز✏
[ آشنایی با حرف تورکی با فرض بر اینکه شما به حروفات «اب ج د » و «abcd» آشنایی دارید.]
🔶 صدای o
شما که این نوشته را می خوانی پس با صدای o آشنایی
در زبان فارسی به چهار شکل زیر نوشته می شود و همانطور که می دانید حرکه ( ُ) گذاشته نمی شود
👈 اُ (اول) مانند : استان
👈 ُ (غیر اول) مانند : خدا
👈 و (استثنایی) مانند :خورشید
👈ع مانند : دریای عمان ، عمرنوح
و در زبان تورکی به دوشکل زیر نوشته می شود
و حرکه ( ْ) گذاشته نمی شود
👈اوْ
👈وْ
📝تمرین صدای ( اوْ o ) در اول کلمه
🔸ocaq
اوجاق (به شکل اُجاق در فارسی وارد شده)
🔸ot
اوت (آتش)
🔸otaq
اوتاق (به شکل اطاق ، اتاق وارد فارسی شده)
🔸oyan
اویان (بیدار شو )
🔸olurm bildirim
اولدوروم بیلدیریم (به شکل «الدرم و بلدرم» وارد شده)
معنی : می دهم انجام می دهند ، به اطلاع می رسونم
📝تمرین صدای (وْ o) در وسط کلمه
🔸boş
بوش (خالی)
🔸loş
لوش(لق)
🔸qoşa
قوشا (جفت)
🔸borc
بورج (بدهی )
🔸dolma
دولما (به شکل دلمه وارد فارسی شده)
📝تمرین صدای (وْ o) درآخر کلمه
🔸kilo
کیاو ( از زبان فرانسوی وارد شده )
🔸iradio
رادیو ( ایرادیو- از زبان فرانسوی وارد تورکی شده)
🔸palto
پالتو ( از روسی وارد زبان تورکی شده )
🔸pəto
پتو (از فارسی وارد تورکی شده)
آیدین 🖊️
1 799
Repost from 📚تورکو اوخو،تورکو یاز✏
[ آشنایی با حرف تورکی با فرض بر اینکه شما به حروفات «اب ج د » و «abcd» آشنایی دارید.]
🔶 صدای o
شما که این نوشته را می خوانی پس با صدای o آشنایی
در زبان فارسی به چهار شکل زیر نوشته می شود و همانطور که می دانید حرکه ( ُ) گذاشته نمی شود
👈 اُ (اول) مانند : استان
👈 ُ (غیر اول) مانند : خدا
👈 و (استثنایی) مانند :خورشید
👈ع مانند : دریای عمان ، عمرنوح
و در زبان تورکی به دوشکل زیر نوشته می شود
و حرکه ( ْ) گذاشته نمی شود
👈اوْ
👈وْ
📝تمرین صدای ( اوْ o ) در اول کلمه
🔸ocaq
اوجاق (به شکل اُجاق در فارسی وارد شده)
🔸ot
اوت (آتش)
🔸otaq
اوتاق (به شکل اطاق ، اتاق وارد فارسی شده)
🔸oyan
اویاق (بیدار شو )
🔸olurm bildirim
اولدوروم بیلدیریم (به شکل «الدرم و بلدرم» وارد شده)
معنی : می دهم انجام می دهند ، به اطلاع می رسونم
📝تمرین صدای (وْ o) در وسط کلمه
🔸boş
بوش (خالی)
🔸loş
لوش(لق)
🔸qoşa
قوشا (جفت)
🔸borc
بورج (بدهی )
🔸dolma
دولما (به شکل دلمه وارد فارسی شده)
📝تمرین صدای (وْ o) درآخر کلمه
🔸kilo
کیاو ( از زبان فرانسوی وارد شده )
🔸iradio
رادیو ( ایرادیو- از زبان فرانسوی وارد تورکی شده)
🔸palto
پالتو ( از روسی وارد زبان تورکی شده )
🔸pəto
پتو (از فارسی وارد تورکی شده)
آیدین 🖊️
1 799
Repost from 📚تورکو اوخو،تورکو یاز✏
برآورد عناوین کتاب های فارسی و تورکی چاپشده تا امروز در کشورها
ایران(فارسی): ۱ تا ۲ میلیون
افغانستان(دری): ۱۰۰ تا ۳۰۰ هزار
تاجیکستان(تاجیکی): ۱۵۰ تا ۴۰۰ هزار
سایر مناطق فارسیزبان: ۱۰ تا ۵۰ هزار
👈 مجموع تقریبی:
۱٫۳ تا ۲٫۷ میلیون عنوان
ترکیه (تورکی تورکیه ای )
۲ تا ۴ میلیون
ازبکستان (تورکی ازبکی)
۵۰۰ هزار تا ۱ میلیون
قزاقستان (تورکی قزاقی)
۳۰۰ هزار تا ۷۰۰ هزار
جمهوری آذربایجان (تورکی آذربایجانی)
۲۰۰ هزار تا ۵۰۰ هزار
ایران (تورکی آذربایجانی)
۵۰ هزار تا ۱۵۰ هزار
قرقیزستان (تورکی قرقیزی)
۱۰۰ هزار تا ۲۵۰ هزار
ترکمنستان (تورکمنی)
۱۰۰ هزار تا ۲۰۰ هزار
سایر مناطق تورکزبان (گاگائوزی، تاتاری، باشقیری، قاراچای-بالکاری، یاکوتی و...)
۵۰ هزار تا ۲۰۰ هزار
👈مجموع تقریبی:
۳٫۳ تا ۷ میلیون عنوان کتاب
………………..…….
اگر بخواهیم نسخههای خطی شناختهشده را بهصورت بسیار تقریبی جمع بزنیم:
فارسی دری و تاجیکی
تا ۸۰۰ هزار
ترکی جغتایی ، اویغوری ، آذربایجانی ، ترکمنی ، قزاقی ،قرقیزی
تا ۹۰۰ هزار
منابع
آمار سالانه نشر ترکیه از سوی tuik.gov.tr
منتشر میشود و نشان میدهد ترکیه در سالهای اخیر سالانه دهها هزار عنوان کتاب منتشر کرده است.
National Library and Archives of Iran اعلام کرده که مجموعه آن میلیونها کتاب و رکورد کتابشناختی را در بر میگیرد و کتابشناسی ملی ایران را نگهداری میکند.
برای نسخههای خطی فارسی، فهرستهای کتابخانههای ایران و جهان و مقالات کتابشناسی مانند دانشنامه ایرانیکا مبنای اصلی هستند.
Iranica Online
آیدین 🖊️
1 799
Repost from 📚تورکو اوخو،تورکو یاز✏
🔸 top⚽
توْپ = حرف «و» با صدای« اُ o» تلفظ می شود
( به شکل « tub توپ» وارد فارسی شده)
🔸 top ağac🏑
توپ آغاج (بازی که با توپ و چوب انجام می شود)
🔸 top atdı, top tutdu🥎
توپ آتدی / توپ توتدو (بازی با توپ)
🔸 top, topxana💣
توپ ، توپخانا (توپ جنگی ، توپخانه هر دو وارد فارسی شده اند . )
علت نامگذاری «توپ» کروی شکل بودن گلوله سلاح است.
🔸 topança
توپانچا (یعنی سلاح توپ کوچک ، به شکل طپانچه وارد فارسی شده)
🔸toplamaq
توپلاماق (جمع آوری کردن)
🔸 topa
توپا (توده ، پُشته )
🔸 topcuq
توپجوق (توپ کوچک ، ساچما )
ساچما هم به صورت ساچمه در فارسی وارد شده )
🔸 topuq
توپوق (مچ پا)
🔸 topal
توپال ( چیزی که انتهاش حالت گردی داشته باشد ، حتی پای ناقص آدمی)
🔸 topraq
توپراق ( خاک )
توضیح :
در بعضی لهجه ها توپراق ، تورپاق(خاک🪨) می گویند.
همچنین به یاپراق (برگ🌱 ) هم یارپاق می گویند.
چرایی تلفظ صحیح :
توپراق( از توپارلاق به معنی کروی گرفته شده)
یاپراق (از پاپالاق به معنی پهن گرفته شده)
یازار آیدین 🖊️
1 799
Repost from 📚تورکو اوخو،تورکو یاز✏
امریکه دیر
یئنگی دونیا
گئجه ساواشیر
گوندوز دانیشیر
ائله سؤز دئییر
دئیسن باریشیر
آخشام چاغلاری
آرا قاریشیر
دای یاواش یاواش
هامی آلیشیر
əmirkə dir
yngi dünya
gecə savaşır
gündüz danışır
elə söz deyir
deysən barışır
axşam çağları
ara qarışır
day yavaş yavaş
hamı alışır
ترجمه :
آمریکاست
یئنگه دنیا
شب جنگ می کند
صبح مذاکره می کند
چنان حرف می زند
می گویی دنبال صلح است
هنگام غروب
میانه به هم می ریزد
دیگر یواش یواش
همه دارن عادت می کنند
🔸امریکه (در قدیم اینطور نوشته می شد شاید به تلفظ amrika نزدیکتر بود هنوز پیرمردها و پیرزنان اینطور تلفظ می کنند )
America
🔸یئنکی دونیا ( یئنگی یعنی جدید )
بصورت «ینگه دنیا»وارد فارسی شده
🔸یاواش یاواش
بصورت «یواش یواش» وارد فارسی شده
🔸هامی
بصورت «همه» وارد زبان فارسی شده
یازار آیدین 🖊️
اکنون در دسترس! پژوهش تلگرام ۲۰۲۵ — مهمترین بینشهای سال 
