حافظ خوانی خصوصی
رفتن به کانال در Telegram
در زندگی داستانهایی هستند که غافلگيرمان ميكنند، دست مان را میگیرند و به جایی دیگر میبرند یا مثل آینهای جادویی دنیای درون مان را نشان میدهند. @alirezairanmehr نشانی ادمین
نمایش بیشتر3 431
مشترکین
-124 ساعت
-97 روز
-830 روز
آرشیو پست ها
3 431
انسان، روایت و داستان
چگونه این موجود دو پا با روایت کردن ماهیت انسانی مییابد؟
جستاری دربارهی رابطهی شگفتانگیز زمان و روایت.
چرا ما جهان را با روایتی که از آن میکنیم میشناسیم؟
_چگونه با نوشتن میتوان جهان را دوباره خلق کرد؟
■
برای اطلاع از دورهها و دریافت فایلها و پادکستها به کانال زیر وارد شوید:@hafezkk
3 431
دوستان و همراههانم، اولین جلسهی کارگاه تحلیل و تفسیر رویا فردا برگزار میشود. دوستانی که مایل به شرکت در این دوره هستند فقط تا ظهر پنج شنبه فرصت ثبتنام دارند.
با مهر
علیرضا ایرانمهر
راه ارتباط نشانی زیر است:
@alirezairanmehr
3 431
حافظ خوانی به شیوهی خصوصی
«شگفتی های لسانالغیب برای انسان مدرن»
حافظ چرا و چگونه با دنیای درون ما ارتباط بر قرار میکند؟
آیا شیوهی خوانش اسطورهای شعر حافظ میتوان به انسانی که تجربهی زندگی مدرن را پشت سر گذاشته است کمکی کند؟
شرکت در دورهی مقدماتی این کارگاه برای عموم آزاد و رایگان است.برای اطلاع از دورهها و دریافت فایلها و پادکستها به کانال زیر وارد شوید:
@hafezkk
3 431
در هر جملهای که بر زبان میآوریم تاریخی عظیم نهفته است. واژههای ما حامل کل تاریخ است و هنوز در تکتک انسانها ادامه حیات میدهد. با هر واژه یک تار یا پود تاریخی را در همنوعانمان به ارتعاش در میآوریم. از این رو هر کلامی که بر زبان میآوریم تار و پود هم زبانان ما را به لرزه در میآورد.
بعضی از اصوات ترس و وحشت، بینالمللی هستند. جانوران اصوات ترس گونههای متفاوت با خود را در مییابند، زیرا تار و پودشان یکی ست.
کارل گوستاویونگ
کارگاه تحلیل و تفسیر رویا
■
ارتباط نشانی زیر است:
@alirezairanmehr
■
برای دریافت فایلهای آموزشی و پادکستها و اطلاع از دورهها به کانال زیر بپیوندید:
@hafezkk
3 431
زنان بعد از چهل سالگی رفته رفته به مردانگی خود پی میبرند، و مردان به زنانگی خود واقف میشوند.
کارگاه تحلیل و تفسیر رویا
@hafezkk
3 431
ما معمولاً برای این با دیگران حرف نمیزنیم که بگویند چرا این کار را کردی یا باید آن کار دیگر را میکردی! ما بیشتر حرف میزنیم تا درک شویم. حرف میزنیم تا کسی شاید چیزهایی را که نمیتوانیم بگوییم بفهمد. از میان حرفهای بریده بریده و بیربط و جملههایی که هیچ کدام نتوانستهاند منظور واقعیمان را بیان کنند ما را بفهمد.
ولی آنچه در گفتگو با بیشتر آدمها دریافت میکنیم مقایسه یا دلیل است، نوعی محاکمهی پنهان. در بدترین حالت نیز ترحمی که خودخواهی شنونده پشت آن پنهان شده است. این شاید بزرگترین دلایل تنهایی و آدمها باشد، دلیل سکوت یا پرحرفیهای آزرندهای که بخش دردناکی از ما را پشت خود پنهان میکند.
در رویاها نیز گفتگویی پنهان جریان دارد. حرفهایی که ناخودآگاه ما به زبان رویا میگوید تا خودآگاه ما در بیداری بتواند آن را درک کند. نیازی نیست وقتی از خواب بیدار شدیم به جان زندگی خود بیفتیم و آن را زیر و رو کنیم. گاه دلیل واقعی دیدن رویا فقط درک عمیقتر خویشتن است. خویشتنی که در درونت دردمند است و دست و پا میزند که فهمیده شود.
اینکه در میان آدمهای اطرافمان تنها و درک نشده باشیم دردناک است. ولی درد بزرگتر زمانیست که درون خویشتن تنها میمانیم، درک نشده و بیگانه و دشمنخو با خویش باقی بمانیم. انگار بخشی از ما همیشه با تحقیر به بخشی دیگر نگاه میکند یا حتی میل انتقام گرفتن از خود ما را دارد.
فرایند تحلیل و تفسیر رویا تلاشی برای رسیدن به نوعی درک است. همچون گفتگویی پر از جملههای بریده بریده و نامفهوم که شنوندهات معنای عمیق و واقعی آن را میفهمد. درست و بیمحاکمه میفهمد. رسیدن به نوعی همدلی ساده با خویشتن. گاه نیز با همان فهمیدن خیلی از دردهای مکتوم درمان میشوند، راههایی بسته گشوده و آرامش گمشده باز میگردد.
اهمیت تحلیل و تفسیر خواب در همین است. زیرا رویاها نه دروغ میگویند و نه بیدلیل ظاهر میشوند. رویا فقط پارهای دیگر از خود ما ست که به زبان خودش حرفهایی برای درک شدن و فهمیدن در بیداری دارد.
با شرمساری، بعد از شروع کارگاهِ تحلیل و تفسیر رویا، امکان پذیریش همراهان تازه را در دوره نداریم. راه ارتباط نشانی زیر است:
@alirezairanmehr
■
برای دریافت فایلهای آموزشی و پادکستها و اطلاع از دورهها به کانال زیر بپیوندید:
@hafezkk
3 431
اگر جسمی خارجی وارد بدنتان شود طبیعتِ بدن سپاهی از سلولهای مخصوص برای جذب و هضم آن گسیل میکند. روان و ناخودآگاه نیز چنین است.
ولی اگر در خودآگاه و یا ناخودآگاه نتوانیم مسئلهای را جذب کنیم، تبدیل به جسمی بیگانه میشود. آبسه در ناخودآگاه تشکیل میدهد. چیزی شبیه همان فرایند چرک کردن که در بدن صورت میگیرد.
در این لحظه است که ما رویا میبینیم. رویا تلاشی ست برای واداشتن ذهن به جذب چیزهایی که هنوز هضم نشدهاند، تلاشی است برای التیام یافتن.
کارل گوستاو یونگ
■
کارگاه تحلیل و تفسیر رویا
■
برای شرکت در دورهها به این نشانی پیام دهید:
@alirezairanmehr
■
برای دریافت فایلهای آموزشی و پادکستها و اطلاع از دورهها به کانال زیر بپیوندید:
@hafezkk
3 431
دوشنبه ساعت چهار عصر در تالار اوستا با رمان «بیچهرگان» پذیرایتان هستم.
در این نشست جمعی از دوستان به نقد و بررسی رمان میپردازند.
سپس با شما از شرایط عجیب نوشته شدن این کتاب، ریشههایی که در جان و خاطراتم دارد و منابع تاریخی آن خواهم گفت و به پرسشها پاسخ میدهم.
با مهر
علیرضا ایرانمهر
@hafezkk
3 431
زمان در رویا چه تفاوتی با جهان بیداری دارد؟
چرا برخی ادعا میکنند وقایعی را پیش از آن که اتفاق افتاده باشد در خواب دیدهاند؟
آیا رویاها میتوانند چیزهایی را در فراسوی زمان حال نشان دهند؟
آیا رویاها دقیقاً یک واقعهی مشخص را در آینده نشان میدهند یا آن را به زبان رمزگانِ نشانهها درمیآورند؟
چگونه میشود معنای نشانههای ظاهر شده در خوابها را دریافت؟
کارگاه تحلیل و تفسیر رویا
■
برای شرکت در دورهها به این نشانی پیام دهید:
@alirezairanmehr
■
برای دریافت فایلهای آموزشی و پادکستها و اطلاع از دورهها به کانال زیر بپیوندید:
@hafezkk
3 431
کارگاه تحلیل و تفسیر رویا
آشنایی با تاریخچه و روشهای تحلیل رویا
مروری بر مکتب کارل گوستاو یونگ در تفسیر خوابها
مروری بر مکتب وجودی «اگزیستانسیال» در تفسیر خوابها
■
شناخت کهنالگوها و نقششان در شکلگیری شخصیت فردی و سرنوشت جمعی
■
نشانهشناسی رویاها و کشف معنای خوابها
بررسی مسألهی آیندهبینی در رویاها
بررسی رابطهی ادبیات و اساطیر با رویاها
■
تحلیل و تفسیر خوابهای شرکتکنندگان در صورت تمایل ایشان
■
جلسههای این دوره به صورت آنلاین برگزار میشوند.
دوره مقدماتی پنج هفته و شهریه دو میلیون تومان است.
برای شرکت در این دوره به این نشانی پیام دهید:
@alirezairanmehr
■
برای دریافت فایلهای آموزشی و پادکستها و اطلاع از دورهها به کانال زیر بپیوندید:
@hafezkk
3 431
وقتی کسی سعی میکند زیاده از حد خوب باشد، معمولا یک چیزی در او خیلی بد است!
کارل یونگ
■
کارگاه تحلیل و تفسیر رویا
■
برای دریافت فایلهای آموزشی و پادکستها به این کانال بپیوندید:
@hafezkk
3 431
شاید دردناکترین کار زندگی بیرون آمدن از نقش و کهنالگوی قربانی باشد. زیرا تمام بهانههایی را که برای توجیه ناکامی یا حتی خودخواهیهایت داشتهای از دست میدهی.
و حاصل تحمل این درد بزرگ، پیدا شدن افق گستردهای از تواناییهای فراموش شده و امکانهای نادیدهی خویشتن است. همچون نگاه جوجهای نوبالغ به آسمان بعد از آن که اولین لذت هراسناک پرواز را تجربه کرده است!
کارگاه تحلیل و تفسیر رویا
@hafezkk
3 431
غربت غمانگیزی در خانههای اجارهای ست. به یاد آوردن آن که هیچ جایی برای خودت در جهان نداری و دل بستن به هر خانهای، رفتن از آن جا را برایت سختتر میکند. ایستادن و تماشا کردن همه خورده ریزهای زندگیت که گاه پر از خاطرهاند ولی به شکل ترسناکی بیهوده و اضافی به نظر میرسند و زیر خستگی و اضطراب جا به جایی مدفون میشوند.
شاید برای همین است که ذهن بیاختیار از یادآوری موعد قرار داد اجاره میگریزد. انگار همهی ترس و اندوهی که مدتها برای مدفون کردنش تلاش کردهای از خاک برخاسته و مقابلت میایستد. آینهای که گذشتهی بیحاصل و تلاشهای بیفرجام زندگیت را سرد و خنثی نشانت میدهد.
خانههای اجارهای در عین حال استعارهای بیهمتا از موقعیت های متضاد زندگی در جهانی فانی ست. وقتی برای زنده ماندن میکوشی در خاک ریشه بزنی ولی بیثباتی زمانه پیوسته در حال ریشه کن کردن تو ست. همچون آگاهی انکارناپذیر از قطعیت مرگ.
یادآوری این که مهم نیست چقدر کسی و چیزی و جایی را دوست داشته باشی چون در نهایت هیچ چیزی متعلق به تو نیست و باید باز هم بروی.
هنگام اسبابکشی به چیزهایی که شاید زمانی با اشتياق خریده بودی نگاه میکنی و دنبال چیزی میگردی که بشود دور ریخت و در عین حال به خریدن چیزهایی تازه برای جای جدید فکر میکنی. تلاشی برای تطبیق دادن خودت با وضع موجود و یافتن چیزهایی تازه که شاید بتوانی دوست شان داشته باشی.
علیرضا ایرانمهر
@hafezkk
3 431
3 431
گاه زندگی از تو پوستهای خالی بر جای میگذارد، چون پاکتی چیپس سیبزمینی که کسی پوستهی خالی آن را کنار باغچهی خیابان رها کرده است. چنان بیوزن که حتی بادی مختصر میتواند تو را با خود ببرد.
باد تو را به دنبال خود میبرد، با همهی برگهای خشک فروریخته و تکههای کاغذ و خورده ریزهایی که از زندگی روزمره در پیادهرو برجا مانده است.
با تاریک شدن آسمان باد تندتر میشود تو به هوا برخواهی خواست، به دور خودت میپیچی. همراه باد میرود و در هوا میچرخی و سرانجام لای شاخهی شمشادهای حصار پارکی کوچک گیر میکنی. باد همچنان میوزد و تو لای شاخهها درون خود تاب میخوری و ساعتها به صدای خشخش خویش گوش خواهی کرد. پوستهی زیر و رو شدهات تمام شب در پرتو مهتاب و نور چراغ ماشینهایی که میگذرند خواهد درخشید. این همهی چیزی ست که برایت باقی مانده است.
پیش از سپیدهدم از هر زمان دیگری سردترین است و نم هوا برپوستهات می نشیند. قطرههای شبنم کم کم بزرگ میشوند و روی پوست درخشانت به هم میپیوندند. حالا آفتاب در حال درمیدن است و نور آن درون قطرههای درشت میتابد و منتشر میشود... گوش کن، هنوز هم میتوانی صدای خش خش خود را بشنوی.
برشی از کتابی که در حال تولد است
@hafezkk
3 431
«میدانی چرا پادشاه خیونها تصمیم گرفت به ایرانشهر حمله کند؟ این بسیار کودکانهست اگر تصور کنی او فقط دلش میخواست ایرانیان همان آیین قدیمی او را داشته باشند. جنگ گشتاسب و خیونها بر سر آیینها و باورها نبود.
جنگ واقعی بر سر قدرتی بود که این آیینها میآفریدند...»
توضیح: ایرانیان در زمان گشتاسب به آیین زرتشت میگرویدند.
«مردم گمان میکنند کاخها و معابد باشکوه از سنگ و آجر ساخته شدهاند؛ ولی واقعیت آن است که همه اینها از خیال و کلمات پدیدار میشوند؛ زیرا هر کاری پیش از آنکه انجام شود، هر چیزی پیش از آنکه ساخته شود، در خیال آدمها پدیدار میشود.
کلماتی ویران میکنند و کلماتی میسازند...»
برشهایی از رمان «بیچهرگان»
این رمان با رویکردی واقعگرا حوادث پیچیدهای را در روزگار ایران باستان و قرن یکم پیش از میلاد مسیح نشان میداد که تأثیری عمیق بر سرنوشت مردم ایران و بسیاری از مردمان جهان گذاشت. در این رمان میتوانید به درون تصاویری واقعی از باشکوهترین روزگاران ایران کهن سفر کنید.
@hafezkk
3 431
تا سالها بعد در درونم به او تکیه میکردم، در هراسناکترین لحظههای زندگیم. از آن کسانی بود که انگار همیشه در کنار مرگ ایستادهاند. نه چیزی چندان خوشحالش میکرد و نه خیلی به وحشتش میانداخت. نگاهش همان شکوه سرد و ترسناک مرگ را داشت.
ولی گاه شادمانیهای ناچیز و کوچکی او را به وجد میآوردند و این برایم عجیب بود. تا مدتهای از این وجد و خرسندیهای ناگهانی او غافلگیر میشدم . از آن سردر نمیآوردم. در برابرش احساس بچهای را داشتم که بزرگترها خبر مهمی را از او پنهان کردهاند.
سالها بعد در یک صبح زود و هنگام تماشای تکه ابری که در لحظهی طلوع طلایی رنگ شده بود رازش را کشف کردم. او تمام عمر در کنار مرگ ایستاده بود و دقیقاً تنها چیزی که در برابر مرگ درخشان و ارزشمند باقی میماند همین چیزهای کوچک و ناچیز بود. همچون تکه ابری در لحظهی طلوع که رنگ طلایی آن بیش از چند لحظه نمیپاید.
برشی از کتابی که در حال تولد است
@hafezkk
اکنون در دسترس! پژوهش تلگرام ۲۰۲۵ — مهمترین بینشهای سال 
