fa
Feedback
Owrsi | اورسی

Owrsi | اورسی

رفتن به کانال در Telegram

جهان را از دریچه‌ی هنر ببینیم 🌐 owrsi.com instagram: @owrsi twitter.com/owrsi 📧 saman@owrsi.com

نمایش بیشتر

📈 تحلیل کانال تلگرام Owrsi | اورسی

کانال Owrsi | اورسی (@owrsi) در بخش زبانی فارسی بازیگری فعال است. در حال حاضر جامعه شامل 54 701 مشترک است و جایگاه 348 را در دسته هنر و طراحی و رتبه 6 062 را در منطقه إيران دارد.

📊 شاخص‌های مخاطب و پویایی

از زمان ایجاد در невідомо، پروژه رشد سریعی داشته و 54 701 مشترک جذب کرده است.

بر اساس آخرین داده‌ها در تاریخ 19 ژوئن, 2026، کانال فعالیت پایداری دارد. در ۳۰ روز گذشته تغییر اعضا برابر 46 و در ۲۴ ساعت گذشته برابر -5 بوده و همچنان دسترسی گسترده‌ای حفظ شده است.

  • وضعیت تأیید: تأیید نشده
  • نرخ تعامل (ER): میانگین تعامل مخاطب 14.37% است و در ۲۴ ساعت نخست پس از انتشار، محتوا معمولاً N/A% واکنش نسبت به کل مشترکان کسب می‌کند.
  • دسترسی پست‌ها: هر پست به طور میانگین 7 860 بازدید دریافت می‌کند. در اولین روز معمولاً 0 بازدید جمع‌آوری می‌شود.
  • واکنش‌ها و تعامل: مخاطبان به‌طور فعال حمایت می‌کنند؛ میانگین واکنش به هر پست 73 است.
  • علایق موضوعی: محتوا بر موضوعات کلیدی مانند اورسی, شنیدن, شعر, راه, زن تمرکز دارد.

📝 توضیح و سیاست محتوایی

نویسنده این فضا را محل بیان دیدگاه‌های شخصی توصیف می‌کند:
جهان را از دریچه‌ی هنر ببینیم 🌐 owrsi.com instagram: @owrsi twitter.com/owrsi 📧 saman@owrsi.com

به لطف به‌روزرسانی‌های پرتکرار (آخرین داده در تاریخ 20 ژوئن, 2026)، کانال همواره به‌روز و دارای دسترسی بالاست. تحلیل‌ها نشان می‌دهد مخاطبان به‌طور فعال با محتوا تعامل دارند و آن را به نقطه اثرگذاری مهم در دسته هنر و طراحی تبدیل کرده‌اند.

54 701
مشترکین
-524 ساعت
+67 روز
+4630 روز
آرشیو پست ها
روزها در راه | اجرای زنده پادکست اورسی نخستین اجرای زنده پادکست اورسی، با اجرای سامان و همراهی هنرمندان مهمان، شنبه در پلتفرم
روزها در راه | اجرای زنده پادکست اورسی نخستین اجرای زنده پادکست اورسی، با اجرای سامان و همراهی هنرمندان مهمان، شنبه در پلتفرم وَست برگزار می‌شود. «روزها در راه» روایتی از امید، انتظار و چیزهای کوچکی که ما را به سفر زندگی پیوند می‌دهند. این اجرا روایتی زنده است که صدا، تصویر و داستان را در کنار هم می‌نشاند. تهیه بلیت از سایت آکاردئون شنبه ۱۶ خرداد | ساعت: ۲۰ تهران، پلتفرم وَست.

«خیال» قطعه‌ای‌ست معلق میان خاطره و رویا؛ موسیقی‌ای که در احساسی آرام پیش می‌رود. ترکیب وکال‌ عربی با فضایی الهام‌گرفته‌شده از سایکدلیک‌راک ترکیه و لایه‌های گرم و شناورِ سازها. همین ترکیب، حالتی می‌سازد شبیه قدم‌زدن در سرزمینی دور که هم آشناست و هم غریب. این آهنگ درباره‌ی آدمی‌ست که آرام‌آرام در سایه‌ی خودش محو شده؛ درباره‌ی روحی خسته که میان گذشته، تنهایی و جست‌وجوی رهایی سرگردان مانده است. تماشای ویدئو | @owrsi

قسمت ۵۲ پادکست اورسی | زمینی نو آیا رنج چیزی‌ست که باید از آن فرار کنیم، یا بخشی از مسیری‌ست که ناگزیر باید از آن عبور کنیم؟ ترونگپا رینپوچه، استاد تبتی، جایی گفته: اگر تعداد کافی از انسان‌ها به خوبی ذاتی و توانایی ما برای بالا کشیدن خودمان ایمان داشته باشند و هنگام نیاز کنار هم بمانند، جامعه در زمان چالش‌های بزرگ، به‌جای سقوط، قوی‌تر خواهد شد. شنیدن اپیزود ۵۲

سلام، پادکست اورسی در اپلیکیشن فیدیبو برای شنیدن از داخل ایران در دسترس قرار گرفته: https://fidibo.com/channel/30000425-%D8%A7%D9%88%D8%B1%D8%B3%DB%8C

قسمت ۵۱ پادکست اورسی | زنده‌باد کاشفان آزادی مادرانی که کنار مزار فرزندانشان ایستادند و به‌جای فرو ریختن، بدن بی‌روحشان را به اندوه سپردند. انگار غم آن‌قدر بزرگ شده بود که دیگر در صدا جا نمی‌شد و راهش را از تن باز کرده بود. مادران داشتند مرثیه‌ای برای رقص می‌سرودند. وقتی مادر پا بر خاک می‌کوبید، داشت چیزی را به زمین یادآوری می‌کرد؛ آنکه زیر این خاک خفته، فقط یک نام نیست، فقط یک عدد یا یک خبر نیست. این حرکت، زبانِ بدنی‌ست که نمی‌خواهد فراموشی را بپذیرد، حتی اگر هیچ امیدی به بازگشت نباشد. این داغ هنوز زنده است، این فقدان هنوز در جان‌ها راه می‌رود. شنیدن اپیزود ۵۱

قسمت ۵۰ پادکست اورسی | پَرسه‌زن پرسه‌زن یا فلانور، کسی است که در شهر راه می‌رود. برای دیدن، کشف کردن و تجربۀ شهر، بی‌آنکه مقصد مشخصی داشته باشد. این مفهوم در قرن نوزدهم و هم‌زمان با شکل‌گیری شهرهای مدرن، در جاهایی مثل پاریس و لندن صورت‌بندی شد؛ وقتی شهرها آن‌قدر بزرگ شدند که آدم می‌توانست در آن‌ها گم شود، و همین گم‌شدن، بخشی از لذت زندگی شهری شد. حامی این اپیزود: اسنپ‌تریپ ویدئو: فیلم شب‌های روشن و موسیقیِ پیمان یزدانیان راه‌های شنیدن

+2
Kit Sebastian - Bul Bul Bul.mp38.09 MB

داستانِ شکل‌گیریِ گروه دو نفرۀ Kit Sebastian ساده و بامزه است؛ کیت (Kit Martin) دنبال همکاری با یک خوانندۀ تُرک بود چون از جنس آوایی زبان ترکی در موسیقی خوشش می‌آمد. در یک گروه فیس‌بوکی مربوط به ترک‌های لندن پیام گذاشت و مِروه (Merve Erdem) که تازه به لندن آمده بود، جواب داد و همین گفت‌وگوی کوتاه تبدیل شد به یک همکاری جدی. موسیقی‌شان از سایکدلیک آناتولی، تروپیکالیا و پاپ اروپایی دهه ۶۰ الهام می‌گیرد، اما در نهایت صدایی می‌سازد که خیلی “خودِ” آن‌هاست؛ گرم، مینیمال، کمی رویاگونه و گاهی با ضرباهنگی که آرام آرام به رقص نزدیک می‌شود. در ترانه‌ها بین ترکی، انگلیسی و فرانسوی حرکت می‌کنند و همین چندزبانی بودن، حس «سفر» را بیشتر می‌کند. این تغییرِ زبان‌ها و رنگ‌ها، دقیقاً با همین ترکیبِ بین‌مرزیِ سبک‌شان جور درمی‌آید؛ هر کدام از آثارشان، یک سفر کوتاه بین چند اقلیمِ موسیقایی‌ست.

این ویدئو که بناست به شکلی نمادین بر اهمیت تولید و انتشار چنین مجموعه‌ای با خوانندگی زنان تاکید کند، ساخته کسری پارسایی و تیم جسور و خلاقش است، اثری تصویری که بر مبنای قطعه‌ای چیدمان‌شده از بخش‌های مختلف بخش دوم مجموعه ساخته شده تا به ما تاکید کند شهر تهران صدای زنان را کم دارد. آوازی که نیم قرن مانع پژواکش در فضاهای رسمی و عمومی شدند. ویديو به شکل زنده و بدون بهره بردن از ابزارهای متداول مجازی امروزی ساخته شده و شاید به همین خاطر حسرتی عمیق‌تر را بازنمایی می‌کند، رویایی از شهر روشن که می‌تواند بدل به واقعیتی شیرین شود. برای تهیه نسخه فیزیکی مجموعه «دستگاه‌های موسیقی ایران به روایت حسین علیزاده با صدای زنان» می‌توانید از لینک زیر استفاده کنید. این مجموعه به شکل محدود (Limited Edition) تنها در پانصد نسخه تولید شده و امکان تولید مجدد آن وجود ندارد. https://survey.porsline.ir/s/i7vYsiZO

حسین علیزاده در روزهایی که همگی درگیر مصائبِ شیوع بیماری کووید ۱۹ بودیم و عملاً کاری خارج از خانه نمی‌شد انجام داد، پروژه‌ی بزرگی با عنوان «دستگاه‌های موسیقی ایران» را داخل خانه برای خودش تعریف کرد؛ روایت کردن ردیف میرزا عبدالله با تمام جزئیات منتها به جای نواختن با یک ساز، تصمیم به آهنگسازی بر مبنای این روایت از موسیقی کلاسیک ایرانی گرفت. ماحصل شد ۳۰۲ قطعه کوتاه و بلند. پروژه دستگاه‌های موسیقی ایران دو بخش داشت. یک بار با خوانندگی مردان ضبط شد و یک بار نعل‌به‌نعل با خوانندگی هفت زن. بخش اول مهر ماه سال ۱۴۰۳ منتشر شد و بخش دو هم چندی پیش.

مقام الله | سرور احمدی مقام الله همچون آب زلال و گوارایی‌ست که در بیابان، گمگشته را از نابودی و مرگ می‌رهاند.

قسمت ۴۹ پادکست اورسی | در انتظار باران در اسطوره‌های ایران، وقتی زمین گرفتار خشکسالی می‌شد و ابرها راهشان را گم می‌کردند، تنها امید مردم تیشتر بود؛ ایزد سپیدباران. تیشتر هر سال باید با دیوی سیاه به نام اپوش بجنگد، دیو خشکسالی. حامی این قسمت: میسویک | Misswake ویدئو: فیلم کولی ساختۀ علی شاه‌حاتمی راه‌های شنیدن پادکست

نبرد پشت نبرد (۲۰۲۵)| One Battle After Another

یادداشتی بر فیلم نبرد پشت نبرد (۲۰۲۵) | پل توماس اندرسن همه‌چیز در این جهان ناهماهنگ است؛ مبارزانی که زمانی برای ایده و اجتماع خود جنگیدند، امروز یکی زیر تیغِ اتهام خیانت ایستاده و دیگری بارِ لکه‌دار کردن «خون برتر» را بر دوش می‌کشد. «باب فرگوسن» (دی‌کاپریو) هم از زمانه عقب مانده؛ با لباس خواب و موهای ژولیده دنبال شجاعتی می‌گردد که سال‌هاست از دستش رفته. محفل‌های مخفی دو جبهه با رمزها، تونل‌ها و درهای متعددشان هم بیش از آن‌که کار پیش ببرند، فرسودگی و سردرگمی تولید می‌کنند. توماس اندرسون(کارگردان) در فرم، با ریتمی تند و همینطور بی‌پروا میان ژانرها، این آشفتگی را شدت می‌بخشد؛ انگار می‌خواهد ما را در همین ناهماهنگی، نفس‌زنان، همراه شخصیت‌ها پیش ببرد. اما در میان این هیاهوی ناهماهنگ، «سنسی سرجیو» (دل‌تورو) ایستاده است؛ شخصیتی که نه در برابر ناهماهنگی، بلکه در دل آن حرکت می‌کند. او سرخوش است و عمل‌گرا، مرشد است و مست می‌کند، به سنت‌های هنرهای رزمی احترام می‌گذارد و زنگ موبایلش «چشم ببر»(تم موسیقی راکی۳) است. لباسش ترکیبی از همه‌چیز است؛ درست مثل خودش. اگر صدایی در فیلم می‌گوید دنیا در این شانزده سال تغییر نکرده، سرجیو پذیرفته که قرن‌هاست وضعیت همین بوده؛ انگار اکنون واضح‌تر شده. او مسیر را بلد است: می‌داند چه وقت باید برقصد، سلفی بگیرد یا فریاد بزند. مهم‌تر از همه، می‌داند در جهانی چنین پُرآشوب، اول باید بتوانی نفس بکشی(اولین جمله‌ او در فیلم) تا هر حرکتی ممکن شود. #فرزاد_قباد

برای نقش بدیعی (فیلم طعم گیلاس) یکسالی به دنبال بازیگر حرفه‌ای بودم تا اینکه به همایون ارشادی بر خوردم، که معمار حرفه‌ای است. او داشت با ماشینش در تهران رانندگی‌ می‌کرد. وقتی پشت چراغ قرمز بود به شیشه ماشین زدم. ارشادی در واقع آدم غمگینی بود. وقتی از او پرسیدم که می‌خواهد در فیلم باشد، گفت با کمال میل حاضر است، اما بر روی صورتش حرکتی دال بر این میل ندیدم. فهمیدم که بدیعی را به خوبی درک می‌کند. از متنِ کتابِ «سر کلاس با کیارستمی» تصویر از فیلمِ «سیمای زنی در دوردست»