سیمین ساق | شعر فارسی
📈 تحلیل کانال تلگرام سیمین ساق | شعر فارسی
کانال سیمین ساق | شعر فارسی (@siminsagh) در بخش زبانی فارسی بازیگری فعال است. در حال حاضر جامعه شامل 17 842 مشترک است و جایگاه 1 993 را در دسته کتب و رتبه 18 602 را در منطقه إيران دارد.
📊 شاخصهای مخاطب و پویایی
از زمان ایجاد در невідомо، پروژه رشد سریعی داشته و 17 842 مشترک جذب کرده است.
بر اساس آخرین دادهها در تاریخ 20 سپتامبر, 2026، کانال فعالیت پایداری دارد. در ۳۰ روز گذشته تغییر اعضا برابر -147 و در ۲۴ ساعت گذشته برابر -11 بوده و همچنان دسترسی گستردهای حفظ شده است.
- وضعیت تأیید: تأیید نشده
- نرخ تعامل (ER): میانگین تعامل مخاطب 9.58% است و در ۲۴ ساعت نخست پس از انتشار، محتوا معمولاً 2.25% واکنش نسبت به کل مشترکان کسب میکند.
- دسترسی پستها: هر پست به طور میانگین 1 710 بازدید دریافت میکند. در اولین روز معمولاً 402 بازدید جمعآوری میشود.
- واکنشها و تعامل: مخاطبان بهطور فعال حمایت میکنند؛ میانگین واکنش به هر پست 19 است.
- علایق موضوعی: محتوا بر موضوعات کلیدی مانند #سعدی, #مولانا, #صایب_تبریزی, روز, #فردوسی تمرکز دارد.
📝 توضیح و سیاست محتوایی
نویسنده این فضا را محل بیان دیدگاههای شخصی توصیف میکند:
“شعر نو
و
شعر کهن
همین
siminsagh.net”
به لطف بهروزرسانیهای پرتکرار (آخرین داده در تاریخ 21 سپتامبر, 2026)، کانال همواره بهروز و دارای دسترسی بالاست. تحلیلها نشان میدهد مخاطبان بهطور فعال با محتوا تعامل دارند و آن را به نقطه اثرگذاری مهم در دسته کتب تبدیل کردهاند.
در حال بارگیری داده...
| تاریخ | رشد مشترکین | اشارات | کانالها | |
| 21 سپتامبر | 0 | |||
| 20 سپتامبر | 0 | |||
| 19 سپتامبر | 0 | |||
| 18 سپتامبر | 0 | |||
| 17 سپتامبر | 0 | |||
| 16 سپتامبر | +2 | |||
| 15 سپتامبر | 0 | |||
| 14 سپتامبر | 0 | |||
| 13 سپتامبر | 0 | |||
| 12 سپتامبر | 0 | |||
| 11 سپتامبر | 0 | |||
| 10 سپتامبر | +1 | |||
| 09 سپتامبر | 0 | |||
| 08 سپتامبر | 0 | |||
| 07 سپتامبر | 0 | |||
| 06 سپتامبر | 0 | |||
| 05 سپتامبر | 0 | |||
| 04 سپتامبر | 0 | |||
| 03 سپتامبر | +1 | |||
| 02 سپتامبر | 0 | |||
| 01 سپتامبر | 0 |
مگذر ای یار و درین واقعه مگذار مرا چون شدم صید تو برگیر و نگهدار مراخواجوی کرمانی
| 2 | تو اگر دغدغه ات مردم شام و یمن است
من دلم پیشِ غریبی ست که نامش وطن است
گندمی را که تو از کیسه ی ما می بخشی
سهم نانی ست که در سفره ی امثالِ من است
دستِ بخشندگی ات قسمت ما نیست،ولی
تا به ما میرسی افسوس که دستت بزن است
هر کجا حقِّ کسی خورده شود،غمگینی
تا دم از حق بزنم،مشت نثارِ دهن است
باغ همسایه به تدبیرِ شما آباد است
باغِ بی حاصل ما لانه ی زاغ و زغن است
دیگران لایق آزادی محض اند،ولی
خوابِ آزادی ما ختم به کابوسِ ون است
#لاادری | 581 |
| 3 | ای اجل ، مِنّت ناآمدن خویش مَنه
که کسی نیست در این عالم فانی مشتاق
#میلی_مشهدی | 802 |
| 4 | تو با اَغیار، پیشِ چشمِ من، مِی در سبو کردی
من از بیم شماتت، گریه پنهان در گلو کردم
شهریار | 946 |
| 5 | «دوست کسی است که همهچیز را در مورد تو میداند و همچنان دوستت دارد.»
- آلبرت هوبارد. | 1 183 |
| 6 | کنون که میدمد از بوستان، نسیم بهشت
من و شراب فرح بخش و ،یارِ حورسِرِشت
گدا چرا نزند لاف سلطنت ،امروز
که خیمه سایه ابر است وبزمگه،لبِ کِشت
چمن ،حکایت اردیبهشت میگوید
نه عاقل است ،که نسیه خرید و نقدبهشت
به مِی عمارتِ دل کن ،که این جهان خراب
برآن سر است،که از خاک ما بسازد خشت
مکن به نامه سیاهی، ملامتِ منِ مست
کِه آگه است،که تقدیر بر سرش،چه نوشت
قدم دریغ مدار از جنازه ی حافظ
که گرچه غرق گناه است،میرود به بهشت
#حافظ | 1 285 |
| 7 | ممنونم از کسی که نپرسد ز حالِ من...
#مسیح_کاشانی | 1 748 |
| 8 | که مفت باختهای موسمِ جوانی را…
#سلیم_طهرانی | 1 791 |
| 9 | نه دین دارد نه آئین دارد این دل
مرا همواره غمگین دارد این دل
ز من پرسد که چونی، چونم ای مرگ
جگر پر درد و دل پر خونم ای مرگ
شنیدم طالبان را مینوازی
مگر من زان میان بیرونم ای مرگ
#محسن_هشترودی
۲۲ دی ۱۲۸۶ – ۱۳ شهریور ۱۳۵۵
اندیشمند، شاعرو ریاضیدان | 1 885 |
| 10 | هر که از عشق تو پرسيد به او گفتم شكر
پیش مردم، گله از یار؟همینم ماندهست
#امید_منزوی | 1 738 |
| 11 | شیوهٔ چَشمت فریبِ جنگ داشت
ما غلط کردیم و صلح انگاشتیم
#حافظ | 1 730 |
| 12 | دستهای تاریکت
شست
آخرین نور تابستان را
#احمد_شاملو | 1 618 |
| 13 | بشنو از نی چون حکایت میکند
از جداییها شکایت میکند
#مولانا | 1 672 |
| 14 | دگر نه ناز نگاری کشم نه رنج بهاری
نه دست عشق به یاری دهم نه دل به نگاری
چه سود از آنهمه محنت که پای کس بسرآید
نشسته بینمش آخر چو گل به دامن خاری؟
توئی که در سرت از وصل من نبود شکیبی
توئی که در دلت از عشق من نبود قراری
توئی که بر سر پیمان بسته بوسه شکستی
به زیر چشم شباهنگی از فراز چناری
هنوز از لب من بوی بوسههای تو خیزد
کنم چو از برِ میعادگاه رفته گذاری
هنوز نامهٔ سربستهات چو بازگشایم
از آن چو آتش سوزان جهد ز عشق، شراری
بر آن سرم که حدیث تو پیش خلق بگویم
زمانه گر بگذارد برآرم از تو دماری
من آنچه از تو بدیدم کسی ندیده به عمری
ز شوخ بادهپرستی ز مست بادهگساری
چو نامههای تو خوانم چو گفتههای تو بینم
به گرد خویش به چشم آیدم شگفت حصاری
ترا چنانکه توئی بر جهانیان بنمایم
که کس وفا نکند بر سرشک سیمعذاری
گه از خیال تو پرسم چو پیش چشم من آید
شوی ز کرده پشیمان؟ به گریه گوید: آری!
#مهدی_حمیدی | 1 762 |
| 15 | افسانهست، افسانهست
اما افسانهای که مرا کشت
#نیما_یوشیج | 1 351 |
| 16 | می خوردن و شاد بودن آیین من است
#خیام | 42 |
| 17 | هیچکس به ما کمک نمیکند. باید بسوزیم و بسازیم و حرف نزنیم. ما مثل قورباغه هستیم. اگر دم نزنیم گلویمان باد میکند و از غصه میترکیم. اگر دهن باز کنیم آب توی دهانمان میرود و خفه میشویم...
علی اشرف درویشیان | 1 543 |
| 18 | سعدیا مرد نکونام نمیرد هرگز
مرده آن است که نامش به نکویی نبرند
#سعدی | 1 531 |
| 19 | هر که را اسرار عشق از روزگار آموختی
مهر کس ننشاند و غمخواریش کس نشناخت
#سعدی | 1 570 |
| 20 | دلیر آن بود کز بلا ننگرد
#فردوسی | 1 599 |
