آموزش زبان انگلیسی
Ava Language Training Center مرکز آموزشی زبان انگلیسی آوا . ما را در اینستاگرام دنبال کنید https://www.instagram.com/avaltc
نمایش بیشتر📈 تحلیل کانال تلگرام آموزش زبان انگلیسی
کانال آموزش زبان انگلیسی (@avaltc) در بخش زبانی فارسی بازیگری فعال است. در حال حاضر جامعه شامل 23 730 مشترک است و جایگاه 222 را در دسته زبانشناسی و رتبه 14 227 را در منطقه إيران دارد.
📊 شاخصهای مخاطب و پویایی
از زمان ایجاد در невідомо، پروژه رشد سریعی داشته و 23 730 مشترک جذب کرده است.
بر اساس آخرین دادهها در تاریخ 30 اوت, 2026، کانال فعالیت پایداری دارد. در ۳۰ روز گذشته تغییر اعضا برابر -132 و در ۲۴ ساعت گذشته برابر -8 بوده و همچنان دسترسی گستردهای حفظ شده است.
- وضعیت تأیید: تأیید نشده
- نرخ تعامل (ER): میانگین تعامل مخاطب 6.46% است و در ۲۴ ساعت نخست پس از انتشار، محتوا معمولاً N/A% واکنش نسبت به کل مشترکان کسب میکند.
- دسترسی پستها: هر پست به طور میانگین 0 بازدید دریافت میکند. در اولین روز معمولاً 0 بازدید جمعآوری میشود.
- واکنشها و تعامل: مخاطبان بهطور فعال حمایت میکنند؛ میانگین واکنش به هر پست 0 است.
📝 توضیح و سیاست محتوایی
نویسنده این فضا را محل بیان دیدگاههای شخصی توصیف میکند:
“Ava Language Training Center
مرکز آموزشی زبان انگلیسی آوا
.
ما را در اینستاگرام دنبال کنید
https://www.instagram.com/avaltc”
به لطف بهروزرسانیهای پرتکرار (آخرین داده در تاریخ 31 اوت, 2026)، کانال همواره بهروز و دارای دسترسی بالاست. تحلیلها نشان میدهد مخاطبان بهطور فعال با محتوا تعامل دارند و آن را به نقطه اثرگذاری مهم در دسته زبانشناسی تبدیل کردهاند.
در حال بارگیری داده...
| تاریخ | رشد مشترکین | اشارات | کانالها | |
| 31 اوت | 0 | |||
| 30 اوت | 0 | |||
| 29 اوت | +1 | |||
| 28 اوت | 0 | |||
| 27 اوت | 0 | |||
| 26 اوت | 0 | |||
| 25 اوت | 0 | |||
| 24 اوت | +4 | |||
| 23 اوت | 0 | |||
| 22 اوت | 0 | |||
| 21 اوت | 0 | |||
| 20 اوت | 0 | |||
| 19 اوت | 0 | |||
| 18 اوت | 0 | |||
| 17 اوت | 0 | |||
| 16 اوت | +1 | |||
| 15 اوت | 0 | |||
| 14 اوت | 0 | |||
| 13 اوت | 0 | |||
| 12 اوت | 0 | |||
| 11 اوت | +1 | |||
| 10 اوت | 0 | |||
| 09 اوت | 0 | |||
| 08 اوت | +1 | |||
| 07 اوت | 0 | |||
| 06 اوت | 0 | |||
| 05 اوت | 0 | |||
| 04 اوت | +1 | |||
| 03 اوت | 0 | |||
| 02 اوت | 0 | |||
| 01 اوت | 0 |
| 2 | راهنمای گزارشات ورزشی فوتبال
درس دوم
در دومین درس از سری مجموعه درسهای " راهنمای گزارشات ورزشی فوتبال"، چند واژه و اصطلاح دیگه رو بررسی میکنیم.
نکته 1: Penalty box
محوطه ی جریمه، همچنین از واژه ی Box یا Penalty area هم به همین معنی استفاده میشه.
نکته 2: Foul
به عنوان اسم یعنی "خطا" و به عنوان فعل یعنی "خطا کردن". همچنین Be fouled یعنی بروی کسی خطا انجام شدن
Example:
He was fouled inside the penalty area
"در محوطهی جریمه روش خطا شد"
نکته 3: Coach به معنی "مربی" و Manager به معنی "سر مربی"
نکته 4: First half یعنی "نیمه ی اول" و Second half یه معنی "نیمه دوم" هست. همچنین به وقت استراحت بین دو نیمه Half time گفته میشه. همچنین Full time اشاره داره به کل مدت زمان رسمی یه بازی فوتبال که 90 دقیقه است.
نکته 5: Injury time
وقت تلف شده، مدت زمان چند دقیقهای که بعد از پایان زمان 90 دقیقهای به بازی اضافه میشه. همچنین از عبارت Stoppage time هم به همین معنی استفاده میکنن.
نکته 6: Extra time
وقت اضافه، پس از اینکه دو تیم نتیجهی مساوی کسب کردند برای مشخص شدن برندهی بازی دو نیمهی 15 دقیقهای در نظر گرفته میشه.
نکته 7: Penalty shoot out
ضربات پنالتی، در صورتی که در وقت اضافه هم دو تیم نتیجهای نگرفتن، کار به ضربات پنالتی کشیده میشه.
Chelsea beat Liverpool in a penalty shoot-out
"چلسی در ضربات پنالتی لیورپول رو شکست داد"
نکته 8: Score
به عنوان اسم یعنی "نتیجه بازی" و به عنوان فعل یعنی "امتیاز گرفتن" یا "گل زدن". دقت کنید Score یعنی نتیجهی بازی تا یه زمان خاص. اگه نتیجه نهایی بازی منظورتون بود، از عبارت Final score استفاده کنید.
Example 1:
Di Maria scored three goals for Manchester United
"دی ماریا سه گل برای تیم منچستر یونایتد به ثمر رسوند"
Example 2:
What’s the score?
"چند چندن؟"
#Soccer_Terms
Stay tuned with us @Avaltc | 1 876 |
| 3 | راهنمای گزارشات ورزشی فوتبال
درس اول
میدونید که تقریبا در همه کشورهای دنیا, فوتبال ورزش اول محسوب میشه این در حالیه که در ایالات متحده, فوتبال نه تنها ورزش اول که حتی دوم و سوم هم محسوب نمیشه. برای همین سعی میکنیم بیشتر با اصطلاحات British جلو بریم چون گزارشات ورزشی پرطرفدار و معتبر اغلب بریتیش هستند ولی نیم نگاهی هم به اصطلاحات American خواهیم داشت.اصطلاحات و واژهها از سطح مقدماتی شروع میشن و در پست های آینده به اصطلاحات حرفهای تر میپردازیم.
نکته 1- Football vs Soccer:
تقریبا در همه ی کشورها از واژهی "فوتبال - Football" برای ورزش فوتبال استفاده میکنن و این در حالیه که در امریکا از Soccer برای "ورزش فوتبال" و از Football برای "فوتبال امریکایی" استفاده میشه.
نکته 2- واژههای match, tie, fixture, clash, game برای اشاره به مسابقه (مثل فوتبال) بکار میرن.
نکته 3- در انگلیسی بریتانیایی از Pitch و در انگلیسی امریکایی از Field به معنی "زمین فوتبال" استفاده میشه.
نکته 4- Referee: داور، داوری کردن
توجه: معمولا در محاوره برای اشاره به داور اختصار این واژه یعنی Ref بکار میره.
نکته 5- Linesman: داور خط نگه دار، پیشتر از عبارت Referee’s assistant به معنی "کمک داور" استفاده میشد که در فارسی هم بیشتر از واژه ی "کمک داور" استفاده میشه تا "خط نگه دار"
نکته 6- Goal Keeper: دروازه بان، در محاوره به دروازهبان Goolie یا Keeper هم میگن.
نکته 7- Defender: مدافع
نکته 7.1- Last defender: دفاع آخر ، نزدیک ترین مدافع به دروازه بان
نکته 7.2- Back: دفاع ، مدافع ، بازیکن خط دفاعی
نکته 8- Midfielder: بازیکن خط میانی یا همان هافبک، امروزه از واژهی Midfielder به جای Halfback (هافبک) استفاده میکنن.
نکته 9- Attacker: مهاجم
نکته 9.1- Forward یا Striker: بازیکن خط تهاجمی (تمام کننده) که به ترتیب با F و S (گاهی با ST) مشخص میشن.
نکته 10- اختصارات:
نکته 10.1- GK: دروازه بان (Goal keeper)
نکته 10.2- CB: دفاع وسط (center back)
نکته 10.3- RB: دفاع راست (Right back)
نکته 10.4- LB: دفاع چپ (Left back)
نکته 10.5- DMF: بازیکن خط میانی تدافعی یا هافبک دفاعی (defensive midfielder)
نکته 10.6- RDMF-LDMF: هافبک دفاعی چپ و هافبک دفاعی راست
نکته 10.7- RMF-LMF-CMF: به ترتیب هافبک وسط ، هافبک چپ و هافبک راست
نکته 10.8- OMF: بازیکن خط میانی تهاجمی یا هافبک نفوذی (Offensive midfielder)
نکته 11- Skipper: کاپیتان، در انگلیسی امریکایی واژهی Captain رایجتره.
#Soccer_Terms
Stay tuned with us @Avaltc | 2 300 |
| 4 | بدون متن... | 1 908 |
| 5 | حتی تاریکترین شب هم به پایان خواهد رسید و خورشید طلوع خواهد کرد.
📚 @avaltc | 1 239 |
| 6 | کلمات کاربردی سیاسی
1) Revolution
Pronunciation (BrE): /ˌrevəˈluːʃən/
Meaning: A forceful change in government or social system
Farsi: انقلاب
Example 1: The revolution changed the political system completely.
انقلاب سیستم سیاسی را کاملاً تغییر داد.
Example 2: Many young people supported the revolution.
بسیاری از جوانان از انقلاب حمایت کردند.
⸻
2) Protest
Pronunciation: /ˈprəʊtest/ (noun) | /prəˈtest/ (verb)
Meaning: A public action showing disagreement
Farsi: اعتراض
Example 1: Thousands joined the protest in the city centre.
هزاران نفر در اعتراض در مرکز شهر شرکت کردند.
Example 2: Workers protested against low wages.
کارگران علیه دستمزد پایین اعتراض کردند.
⸻
3) Demonstration
Pronunciation: /ˌdemənˈstreɪʃən/
Meaning: A public meeting or march to show opinions
Farsi: تظاهرات
Example 1: The demonstration was peaceful.
تظاهرات مسالمتآمیز بود.
Example 2: Police monitored the demonstration carefully.
پلیس تظاهرات را با دقت زیر نظر داشت.
⸻
4) Regime
Pronunciation: /reɪˈʒiːm/
Meaning: A system of government
Farsi: رژیم / حکومت
Example 1: The regime controlled the media.
رژیم رسانهها را کنترل میکرد.
Example 2: People demanded change from the regime.
مردم خواهان تغییر از سوی حکومت بودند.
⸻
5) Activist
Pronunciation: /ˈæktɪvɪst/
Meaning: A person who works to bring political or social change
Farsi: فعال (سیاسی / اجتماعی)
Example 1: She is a human rights activist.
او یک فعال حقوق بشر است.
Example 2: Activists organised a campaign online.
فعالان یک کمپین آنلاین سازماندهی کردند.
⸻
6) Opposition
Pronunciation: /ˌɒpəˈzɪʃən/
Meaning: The main political group that disagrees with the government
Farsi: اپوزیسیون / حزب مخالف
Example 1: The opposition criticised the new law.
اپوزیسیون قانون جدید را نقد کرد.
Example 2: The opposition party gained more support.
حزب مخالف حمایت بیشتری به دست آورد.
⸻
7) Political Party
Pronunciation: /pəˈlɪtɪkəl ˈpɑːti/
Meaning: An organised group with similar political ideas (حزب سیاسی)
Farsi: حزب سیاسی
Example 1: She joined a new political party.
او به یک حزب سیاسی جدید پیوست.
Example 2: The political party promised reforms.
حزب سیاسی وعده اصلاحات داد.
⸻
8) Reform
Pronunciation: /rɪˈfɔːm/
Meaning: Change made to improve a system
Farsi: اصلاحات
Example 1: The government introduced economic reforms.
دولت اصلاحات اقتصادی را معرفی کرد.
Example 2: People demanded political reform.
مردم خواهان اصلاحات سیاسی بودند.
⸻
9) Uprising
Pronunciation: /ˈʌpraɪzɪŋ/
Meaning: An act of resistance or rebellion
Farsi: قیام
Example 1: The uprising lasted several weeks.
قیام چند هفته طول کشید.
Example 2: The army tried to stop the uprising.
ارتش سعی کرد قیام را متوقف کند.
⸻
10) Coup (Coup d’état)
Pronunciation: /kuː/
Meaning: A sudden illegal takeover of government
Farsi: کودتا
Example 1: The military staged a coup.
ارتش کودتا کرد.
Example 2: The coup changed the leadership overnight.
کودتا رهبری را یک شبه تغییر داد.
⸻
11) Rally
Pronunciation: /ˈræli/
Meaning: A large public meeting for support
Farsi: گردهمایی
Example 1: Supporters attended the rally.
حامیان در گردهمایی شرکت کردند.
Example 2: The rally was held in the capital.
گردهمایی در پایتخت برگزار شد.
⸻
12) Ideology
Pronunciation: /ˌaɪdiˈɒlədʒi/
Meaning: A set of political beliefs
Farsi: ایدئولوژی
Example 1: The party follows a socialist ideology.
این حزب از یک ایدئولوژی سوسیالیستی پیروی میکند.
Example 2: Their ideology focuses on equality.
ایدئولوژی آنها بر برابری تمرکز دارد.
@avaltc | 2 350 |
| 7 | You ain’t gonna be forgotten ❤️🩹
فراموش نخواهید شد 🖤🖤
@avaltc | 2 573 |
| 8 | Rest in peace 🖤🖤 | 4 134 |
| 9 |
یاد اون دیالوگ معروف و شاهکار سریال Breaking Bad افتادم. کلیپش رو میتونید تو پست بالا مشاهده کنید.
متن، ترجمه و راهنمای اصطلاحات رو براتون آماده کردم.
Who are you talking to right now? Who is it you think you see? Do you know how much I make a year? I mean, even if I told you, you wouldn't believe it. Do you know what would happen if I suddenly decided to stop going in to work? A business big enough that it could be listed on the NASDAQ goes belly up, disappears. It ceases to exist without me. No. You clearly don't know who you're talking to, so let me clue you in. I am not in danger, Skyler. I am the danger. A guy opens his door and gets shot, and you think that of me? No. I am the one who knocks.
"داری با کی صحبت میکنی؟ فکر کردی الان کی مقابلته؟ (داری کیو میبینی). میدونی من در سال چقدر درآمد دارم؟ یعنی حتی اگه بهت بگم هم باور نمیکنی. میدونی اگه یکباره تصمیم بگیرم کارم رو بزارم کنار چی میشه؟ یک تجارت که به اندازه کافی بزرگه که می تونست تو لیست بازار سهام نزدک باشه، سقوط میکنه و نابود میشه. بدون من از هستی ساقط میشه! نه، قطعا نمیدونی داری با کی صحبت میکنی، پس بزار برات روشن کنم! من در خطر نیستم، اسکایلر. من خود خطر هستم! یه نفر در رو باز میکنه و بعدش تیر میخوره، فکر میکنی من اونم (اونی که تیر خورده)؟ نه! من اونی هستم که در میزنه!"
راهنمای اصطلاحات دیالوگ بالا:
نکته 1: واژه Make میتونه به معنی "پول درآوردن" باشه. مثال:
They say he makes seven million dollars a year
"میگن سالی هفت میلیون دلار درآمدشه"
نکته 2: عبارت Go in to work مشخصه که به معنی "رفتن سر کاره". در انگلیسی محاورهای امریکایی از عبارت Go in معمولا برای اشاره به رفتن به سر کار استفاده میکنن. پس Come in و Get in هم یعنی "سرکار اومدن".
Example 1:
What time are you going in today?
"امروز کی میری سر کار؟"
Example 2:
She got in at 7 o'clock this morning
"امروز ساعت 7 صبح رسید سر کار"
Example 3:
You can come in a little later if you want
"اگه بخوای میتونی امروز یکم دیرتر بیای سر کار"
نکته 3: Cease to exist یعنی محکوم به فنا بودن / از هستی ساقط شدن
نکته 4: Go belly up یعنی "ورشکست شدن". مثال:
Our company went belly up during the financial crisis
"شرکت ما تو جریان بحران اقتصادی ورشکست شد"
نکته 5: Clue somebody in یعنی کسی رو در جریان چیزی گذاشتن / موضوعی رو برای کسی روشن کردن. برای مثال:
Clue in those guys before it's too late
"اونا رو تو جریان بذار قبل از اینکه خیلی دیر بشه"
⭐️ @avaltc | 3 331 |
| 10 | I am not in danger. I am the DANGER ‼️
سریال Breaking Bad
قسمت 6 از فصل چهارم
توضیحات در پست زیر:
| 2 569 |
| 11 | امروز قراره بررسی کنیم که چطور به انگلیسی بگیم برقا رفتن یا برقا اومدن.
برای اشاره به برق از واژه Power استفاده میشه. در محاوره از واژه Lights هم برای اشاره به برق استفاده میشه. درواقع Lights اشاره داره به روشنایی و چراغ.
اصطلاح رایجی که در محاوره برای اشاره به رفتن برقا استفاده میشه، Go out هست.
The power went out!
The lights went out!
برقا رفتن!
Did the power go out last night?
دیشب برقا رفتن؟
وقتی که برق دوباره وصل میشه، در این حالت در محاوره از عبارت Come back on استفاده میشه.
The power came back on at about 3 a.m.
The lights came back on at about 3 a.m.
برقا ساعت 3 صبح اومدن
اینها رایجترین عبارتها برای اشاره به رفتن و اومدن برقا بودن. اما در انگلیسی عبارت دیگهای هم برای اشاره به چنین موقعیتهایی داریم.
واژه Outage یا Power outage اشاره به اون مدت زمانی داره که برقا رفتن و همه جا خاموشه. میشه Outage رو "خاموشی" ترجمه کرد. همچنین واژه Blackout هم دقیقا به همین معنیه. برای مثال وقتی یهو برقا میره، واکنش شما میتونه اینطوری باشه:
Oh, I think there's a power outage!
عه! فکر کنم برقا رفتن!
The windstorm caused a power outage last night
دیشب طوفان باعث خاموشی شد
و در پایان اینکه در انگلیسی محاورهای میشه با out و back خیلی راحت به رفتن و اومدن برق اشاره کرد:
The power is out
The lights are out
برقا رفتن / برقا قطعه
The power is back
برقا اومد
آموزش انگلیسی محاورهای و Slang امریکایی در @AVALTC | 2 185 |
| 12 | بدون متن... | 1 907 |
| 13 | ▶️ Right across the street
عبارت Across the street از نظر لغوی یعنی "اون سمت خیابون" و روبهروی شما. برای مثال:
Come quickly! A fight has broken out right across the street
سریع بیا! درست اون سمت خیابون دعوا شده!
نکته: Break out به معنی شروع شدن یه جنگ یا دعواست!
اما گاهی از Across the street برای اشاره به جایی استفاده میکنیم که زیاد از ما یا از جایی که ما زندگی میکنیم دور نیست نه اینکه بگیم دقیقا اون سمت خیابون و روبهروی ماست! این دقیقا مثل زمانی هست که در فارسی میگیم:
"یه پمپ بزنین سر همین خیابونه"
"برو از سوپری سر کوچه یه نوشیدنی بگیر"
حالا منظورمون این نیست که سوپریه دقیقا سر کوچهاس! بلکه منظورمون اینه که اون سوپرمارکت که نزدیک خونه است و دور نیست. یا پمپ بنزین سر خیابون الزاما سر خیابون نیست بلکه منظورمون اینه که زیاد دور نیست و اگه همین خیابونو بگیره بره، بهش میرسه.
My parents live across the street from us
والدین من اون سر خیابون زندگی میکنن (اون سمت خیابون هستن ولی ممکنه الزما درست روبهروی ما نباشن)
I got these shoes at the mall across the street from our house
من این کفشارو رو از پاساژ اون سر خیابون خونمون گرفتم
Why would you go all the way downtown to get a haircut when there's a perfectly good place right across the street?
آخه واسه چی این همه راهو تا مرکز شهر میری تا موهاتو اصلاح کنی وقتی یه یکی بهترش همین سر خیابونه؟ | 2 082 |
| 14 | پسرتون تو آرایشگاه موهاشو کوتاه کرده. اون هر بار برای کوتاه کردن موهاش کلی وقت و هزینه برای رفتن به آرایشگاهی که اون سمت شهر قرار داره، صرف میکنه. شما فکر میکنید که پسرتون میتونه بجای اون، به همین آرایشگاه سر خیابون سر بزنه:
Why would you go all the way downtown to get a haircut when there's a perfectly good place right across the street?
▶️ Why would you (do something)?
از واژه Would در کنار Why وقتی استفاده میکنیم که بخواهیم بابت رفتار کسی انتقاد کنیم و دلیل این کار عجیبش رو با عصبانیت نسبی بپرسیم.
Why would you put an empty milk carton back in the fridge?
ده آخه واسه چی پاکت خالی شیر رو دوباره میذاری تو یخچال؟
نکته: Put something back یعنی چیزی رو دوباره برگردونید و بذارید سرجاش.
Why would you spend money on a new pair of headphones when you already have a pair sitting unopened at home?
آخه واسه چی به یه هدفون جدید پول دادی وقتی یکی دست نخورده شو تو خونه داری؟
Why would you invite someone out to dinner and then expect them to pay for it?
آخه واسه چی کسیو بیرون برای شام دعوت میکنی و اونوقت ازشون انتظار داری که پولشو بدن؟
▶️ Go all the way (somewhere)
از All the way برای اشاره به طی کردن مسیر طولانی استفاده میشه. برای مثال در فارسی میگیم: "باید این همه راه رو پیاده تا خونه برم" که در اینجا "این همه راه" کنایه از طولانی بودن مسیره.
I forgot my wallet, so I had to go all the way back home to get it
من کیف پولمو جا گذاشته بودم، برای همین مجبور شدم اون همه راه رو برگردم خونه تا بردارمش
▶️ Get a haircut
واژه Haircut به عنوان اسم یعنی اصلاح مو توسط شخص دیگر (مثل آرایشگر). عبارت Get a haircut به معنی کوتاه کردن مو توسط آرایشگره.
اگر به تازگی موهاتونو اصلاح/کوتاه کردین، میتونین نظر طرف مقابل رو به این شکل بپرسید:
Do you like my new haircut?
I got a haircut
من موهامو اصلاح کردم
نکته: میتونید به این شکل هم بگید:
I got my hair cut
When was the last time you got a haircut?
آخرین بار کی موهاتو اصلاح کردی؟
▶️ A perfectly good (thing)
عبارت Perfectly good اشاره داره به چیزی که به اندازه کافی خوب باشه یا به عبارتی "عالی" نیست ولی "خوب" هست. توجه کنید Perfectly good کاربردش اغلب برای زمانیه بخواهیم از کسی به خاطر اینکه داره از شر یه چیز خوب اما شاید قدیمی خلاص میشه تا یکی جدیدشو بگیره، انتقاد کنیم.
در این درس میبینیم که پسر شما توجهی به آرایشگاه نزدیک خونهتون نداره و سعی میکنه همیشه به آرایشگاهی که تو مرکز شهره، سر بزنه. درسته که آرایشگاه نزدیک خونهتون به اندازه آرایشگاههای مرکز شهر "عالی" نیستن اما همچنان به اندازه کافی خوب (Perfectly good) هستن.
They were throwing out a perfectly good DVD player
داشتن یه دیویدی پلیر خیلی خوب رو مینداختن دور
You want a new car? Why? You have a perfectly good vehicle already
ماشین جدید میخوای؟ چرا؟ تو که همینجوریشم یه ماشین خیلی خوب داری
I buy him a perfectly good pair of jeans, and what does he do? He cuts off the bottom of the legs! Can you believe these kids these days?
من براش یه شلوار جین خیلی خوب میگیرم و اونوقت اون چیکار میکنه؟ میره پاچهشو کوتاه میبُره و کوتاه میکنه. باورت میشه (طرز رفتار) بچههای امروز رو؟
◀️ ادامه در پست زیر ... | 1 818 |
| 15 | ✅ Why would you go all the way downtown to get a haircut when there's a perfectly good place right across the street?
◀️ توضیحات در پست زیر: | 1 615 |
| 16 | شرکت شما قراره یک سری تغییرات بزرگی انجام بده اما هنوز کارمندان شرکت از اون مطلع نیستن. پس شما به عنوان مدیرعامل شرکت جلسهای رو برای شفاف سازی موضع ترتیب داده و با جملهی زیر جلسه رو آغاز میکنید:
You may be wondering why I called this meeting
نکته: واژه call با ترکیب call a meeting میتونه به معنی "ترتیب دادن جلسه" باشه. همچنین واژهی call با ترکیب strike هم میتونه به معنی "راه انداختن اعتصاب" باشه.
توجه کنید call a meeting در واقع اشاره به این حالت داره که یه جلسه فوری و مهم ترتیب داده شده.
نکته 2: وقتی میخواهید تعجب افراد رو از چیزی برطرف کنید میتونید از عبارت You may be wondering (wh-clause) استفاده کنید.
You may be wondering why I called this meeting
"(شاید تعجب کنید که چرا) شاید از خودتون بپرسید چرا این جلسه رو برگزار کردم"
Example 1:
Mike called a meeting this morning to tell us about Lana getting fired
"مایک امروز صبح جلسهای رو ترتیب داد تا در مورد اخراج لانا بهمون بگه"
Example 2:
I wanted to call a meeting because we've recently had a bunch of errors slip past us, and we need to make sure that that doesn't happen
"خواستم ترتیب یه جلسهای رو بدم چون ما اخیرا کلی خطا و اشتباه از دستمون در رفته و باید مطمئن شیم (دیگه) چنین اتفاقی نمی افته"
نکته: وقتی میگیم an error slipped past us یعنی ناخواسته و ندانسته مرتکب اشتباهی شدیم. برای مثال:
Despite all our efforts, some errors do slip past us
"علیرغم همهی تلاشمون، ناخواسته مرتکب چندتا اشتباه شدیم (چندتا خطا از دستمون در رفت)"
Example 3:
You may be wondering why we changed it. Well, to be perfectly honest, it was a cost-cutting decision
"شاید تعجب کنید که این تغییرات برای چیه. خب، راستشو بخواید، این تصمیم برای کاهش هزینهها گرفته شده"
Example 4:
You may be wondering what this number over here means. That's the percentage of people in our survey that said that they only watch TV shows over the Internet
"شاید با خودتون بگید این عددی که اینجا هست یعنی چی. این (این عدد) درصد افرادیه که در نظرسنجی ما گفتن که برنامههای تلوزیونی رو فقط در اینترنت تماشا میکنن"
Stay tuned with us @Avaltc | 3 078 |
| 17 | توضیحات در پست زیر:
@avaltc | 2 535 |
| 18 | Take my mind
And take my pain
Like an empty bottle takes the rain
And heal, heal, heal, heal
And take my past
And take my sins
Like an empty sail takes the wind
And heal, heal, heal, heal
And tell me some things last
And tell me some things last
And take a heart
And take a hand
Like an ocean takes the dirty sand
And heal, heal, hell, heal
And take my mind
And take my pain
Like an empty bottle takes the rain
And heal, heal, hell, heal
And tell me some things last
#latenightsong
Channel: @avaltc
Admin: @EngPer | 2 124 |
| 19 | سلام. این پست را ابتدا با واژهی Hear شروع میکنیم. به مثال زیر در رابطه با واژهی Heard توجه کنید:
Rita, I heard you’re expecting! Congrats!
“ریتا، شنیدم که حاملهای! تبریک میگم”
حالا این بار به یه مثال با واژهی Hear توجه کنید:
I hear that there’s going to be a new sports arena built near where you live
“شنیدم که قراره یه استادیوم جدید ورزشی نزدیک محل زندگیتون بسازن”
میبینید که در جملهی دوم، hear در زمان گذشته به کار رفته و به صورت ماضی ترجمه شده در حالی همهمون میدونیم Hear یه فعل در زمان حاله.
نکته اینجاست که در انگلیسی شما هم از I hear و هم از I heard برای موضوعی اشاره کنید که در گذشته در موردش شنیدین با این تفاوت که:
شما با گفتن I heard میگید که این حرف رو از یه نفر شنیدید در حالی با گفتن I hear میخواهید بگید که این حرف رو همه یا خیلیا میگن و از خیلیا شنیدین. در واقع کاربرد I hear برای دادن اطلاعاته.
حالا به اين مثال توجه كنيد:
Roland: Why are you so nervous about flying?
Natalie: I’m not nervous about being in the air. It’s going through security. I hear it’s a hassle and I don’t want to end up being strip-searched
رولاند: چرا انقدر نگران پرواز هستی؟
ناتالی: من از پرواز (هواپیما) نمیترسم، نگرانی من عبور از بخش امنیتیه. شنیدم که خیلی دردسر سازه و نمیخوام دست آخر برای بازرسی لختم کنن.
√ نکته ۱: Security اشاره داره به بخش امنیت فرودگاه و go through هم یعنی رد شدن از بین چیزی (در این یعنی رد شدن از گیتهای بخش امنیتی فرودگاه برای اسکن کردن بدن شما). در مورد Through هم تصور کنید که کسی جلوی در وایساده و شما نمیتونید ازش رد بشید پس به اون شخص میگید: Let me through یعنی “بزار رد بشم (بذار از بین در رد بشم)”.
√ نکته ۲: Hassle دردسر که با واژهی Trouble مترادفه. این واژه در محاوره به معنی “گیر دادن/اذیت کردن” هم استفاده میشه که بعدا در موردش صحبت میکنیم.
√ نکته ۳: Strip-search یعنی بازرسی بدنی کردن به این صورت که از شخصی بخواهید بخشی یا همهی لباسهاشو در بیاره.
خب حالا برمیگردیم سر اون نکتهای که در رابطه با I hear گفتم. در این مثال هم میبینید این شخص از خیلیا اینو شنیده که تو گیت فرودگاهها بدجور گیر میدن و میترسه براش دردسر درست بشه. فکر کنم حالا با دو عبارت I hear و I heard کامل آشنا شده باشید.
ممنونم از همه دوستاني كه مطالب ما را به اشتراك ميگذارند و دوستان خودشون را هم دعوت ميكنن 💞
📍@avaltc 👍 | 2 181 |
| 20 | تو یکی از فیلما مترجم take a seat رو معنی کرده بود: “بگیر بشین”
خب در حالت کلی معنیه درستیه اما باید به این نکته دقت داشته باشین که take a seat یه عبارت formal و مودبانه اس در حالی که “بگیر بشین” تو فارسی یه عبارت informal ـه و حتی گاهی بار منفی داره. شاید بگین که چه فرقی داره “بگیر بشین” ترجمه شه یا هرچیز دیگه ای ، مهم اینه که اون مفهوم رو میرسونه. خب این درست ولی تو کشور ما خیلیا هستن که انگلیسی رو از طریق دیدن فیلم با زیرنویس فارسی یاد میگیرن و وقتی تو اون حالت take a seat رو با “بگیر بشین” تو ذهنشون نگه میدارن و اگه فردی تو یه موقعیت واقعی informal باشه و با همون دید از take a seat استفاده کنه شاید چندان خوب نباشه.
پس از take a seat یا have a seat برای اینکه محترمانه به کسی بگیم که بشینه استفاده می کنیم. تو حالت عادی هم از sit یا sit down (تلفظ شه سیداون نه سیت داون!) استفاده میشه. تو حالت خیلی خودمونی تر و دوستانه میتونین از اصطلاح “park yourself” و یا از شکل جم و جور ترش یعنی از ” park it ” استفاده کنین.
ضمنا بد نیست اینم بدونین که اگه وارد یه مکانی شدین و عده ای به احترام شما از جاشون بلند شدن ، می تونین از be seated, please یعنی ” خواهش می کنم بفرمائید (بشینید)” استفاده کنین.
😊بزرگترین لطفی که میتونید به ما داشته باشید اینه که این کانال رو به دوستان خودتون معرفی کنید و مطالب ما رو با نام این کانال یعنی @AVALTC در سایتها، گروهها و شبکههای اجتماعی شر کنید.❤️ | 2 867 |
