ویرانهنشین
رفتن به کانال در Telegram
ویرانهنشین رو ساختم برای چیزهایی که تو زندگی روزمره بهش فکر میکنم. هرچی تو این چنله، یا از ته دلمه یا از ته روزمرگیم. ناشناس: https://t.me/HarfChatBot?start=b65ac1975375
نمایش بیشترکشور مشخص نشده استدسته بندی مشخص نشده است
1 550
مشترکین
-7424 ساعت
-3407 روز
+97030 روز
آرشیو پست ها
1 546
+1
خداروشکر که هستید؛ نمیدونم اگه نبودید، چجوری باید این زندگی نکبتی رو تحمل میکردم.
1 546
اخیراً رفتن رو خوب یاد گرفتم. دیگه هر رابطهای رو به هر قیمتی نگه نمیدارم. آفرین بهم.
1 546
قبلتر بابت رفتارت، حرفهات و کارهات عصبی میشدم؛ اما از یه جایی به بعد دیگه عصبی نشدم، فقط ناامید شدم. فهمیدم تو قرار نیست تغییر کنی و منم دیگه قرار نیست خودم رو خسته کنم. برای همین دست کشیدم ازت؛ نه چون دیگه برام مهم نبودی، چون دیگه امیدی به بهتر شدنت نداشتم.
1 546
تایپم تا ابد کسیه که به خودش اهمیت میده؛ حموم میره، عطر میزنه، مرتب لباس میپوشه و برای خودش وقت میذاره.
1 546
Repost from جایی پایین جاده
مراقبت از رابطه چه دوستانه چه عاطفی یه کارِ دو نفرهست و از آدم دست تنها کاری برنمیاد.
1 546
Repost from N/a
پذیرشِ تفاوت، یعنی بفهمی حق مخالفت داری، اما حق مالکیت بر ذهن دیگری را نه.
1 546
تو این دوره وارد رابطه شدن خودش یه انتخاب ریسکی و سخته. پیدا کردن آدم درست واقعاً سخته؛ کسی که حمایتگر باشه، تلاشگر باشه، چشم و دلسیر باشه و علاقهش واقعی باشه؛ کسی که حرف و عملش یکی باشه، امنیت بده نه استرس، بلد باشه احترام بذاره و وقتی سختی پیش میاد جا نزنه. کسی که کنارش لازم نباشه مدام از خودت بپرسی «واقعاً من رو میخواد؟» و دنبال توجه و اطمینان بگردی. یکی که بودنش باعث پیشرفت و حال خوبت باشه.
1 546
یادم میاد وقتی حدوداً ده سالم بود، این آهنگ از ماهواره پخش میشد. مامان از ته دل برام میخوند و نوازشم میکرد. هنوز هم تصویر اون لحظه توی ذهنمه. این آهنگ برای من همیشه یه خاطرهست از مامان.
1 546
امروز سالگرد مامانه. پنج سال از نبودنش گذشته و من هنوز زندهم. نمیدونم چطور این پنج سال رو بدون اون گذروندم. سخت گذشت، اما زود.
1 546
Repost from Blueberry
بعضی غمها هیچوقت تموم یا کمرنگ نمیشن فقط یاد میگیری چطوری با وجود اونا بازم به زندگی ادامه بدی.
1 546
Repost from خُمخانه
من به مرگم راضی ام اما نمی آید اجل
بخت بدبین زین اجل هم ناز می باید کشید
بیدل دهلوی
1 546
تا وقتی برام مهمی، برات توضیح میدم، حرف میزنم، سعی میکنم مشکلات رو حل کنم و فضا رو گرم و صمیمی نگه دارم. پس لطفاً قدرش رو بدون؛ چون اگه یه روز برام بیاهمیت بشی، دیگه نه توضیحی میدم، نه بحثی میکنم، حتی دیگه نگاهت هم نمیکنم.
