ویرانهنشین
رفتن به کانال در Telegram
ویرانهنشین رو ساختم برای چیزهایی که تو زندگی روزمره بهش فکر میکنم. هرچی تو این چنله، یا از ته دلمه یا از ته روزمرگیم. ناشناس: https://t.me/HarfChatBot?start=b65ac1975375
نمایش بیشترکشور مشخص نشده استدسته بندی مشخص نشده است
1 564
مشترکین
-7424 ساعت
-3407 روز
+97030 روز
آرشیو پست ها
1 564
امروز وقتی از خواب بیدار شدم، خیلی حس و حالم بد بود و اصلاً دوست نداشتم از جام پاشم. تصمیم گرفتم اتاقم رو تمیز کنم. پنجره رو باز کردم، آهنگ پلی کردم و شروع کردم به تمیز کردن. حالا بهترم.
1 564
Repost from گمشده در مزرعه آفتابگردان🌻
داشتم فکر میکردم یکی از تجربه های سخت اینه که با کسی دوست بشی، کسی رو دوست داشته باشی و به مرور زمان شخصیت اون آدم طوری رشد و تغییر کنه که دیگه احساس خوبی بهت نده، دیگه نتونی به اندازۀ قبل دوستش داشته باشی، یه جوریه، انگار اون آدم مرده و فقط ازش خاطره داری.
1 564
من هیچوقت دوست ندارم به کسی بیاحترامی کنم و همیشه تلاشم اینه که حتی موقع ناراحتی و دعوا، با حفظ ادب و احترام حرف بزنم و مشکلات رو حل کنم. اما گاهی پیش اومده که انقدر با احساساتم بازی شده و شخصیتم خرد شده که از شدت عصبانیت به اون آدم توهین کردم. قطعاً توهین کردن کار درستی نبوده و هنوزم بابتش خودم رو سرزنش میکنم، اما فشار زیادی روم بوده و اون توهین، یه واکنش دفاعی برای محافظت از خودم بوده. نمیخوام بگم کارم درست بوده؛ فقط میخوام بگم قابل درکه.
1 564
به روابط گذشتهم که فکر میکنم، نه لزوماً رابطه عاطفی، حتی دوستیها، گاهی با خودم میگم شاید باید بیشتر فرصت میدادم، بیشتر گذشت میکردم و بیاحترامیها و درک نشدنها رو نادیده میگرفتم. ولی بعد یادم میافته که اون آدمها نه یک بار، بلکه چند بار باعث رنجشم شدن؛ گاهی حتی عذرخواهی هم نکردن و اگر هم کردن، تغییری توی رفتارشون ندیدم. من بارها بخشیدم، گذشتم و نادیده گرفتم، ولی هیچکدوم به چشم نیومده. پس شاید واقعاً حق داشتم یه جایی خسته بشم و اون ارتباط رو تموم کنم.
1 564
Repost from ୭ৎ بـــاغ مخفے توتـفرنگے ୭ৎ
── ⋆✦⋆ ای کاش تو دنیای رویا هام غرق میشدم و دیگه راه برگشت به دنیای واقعی نداشتم. ⋆。𖦹 💒 °‧
1 564
Repost from ୭ৎ بـــاغ مخفے توتـفرنگے ୭ৎ
⋆°。⋆ یکی از پست های اخیر + این پیام رو فور کنید پست مشخص کنید بزارم اینجا +60 ویو بگیرید. 🌸
1 564
Repost from جیبِ دل.
زنده ماندیم اما به بهایی بزرگ؛
که هیچوقت نتوانستیم یک زندگی که واقعاً شبیه به یک زندگی باشد را تجربه کنیم.
