ch
Feedback

不要被骗子欺骗!Telemetrio 会找到并标记这些频道 👉 如果想查看标记,请订阅 👈

ویرانه‌نشین

ویرانه‌نشین

前往频道在 Telegram

ویرانه‌نشین رو ساختم برای چیزهایی که تو زندگی روزمره بهش فکر می‌کنم. هرچی تو این چنله، یا از ته دلمه یا از ته روزمرگی‌م. ناشناس: https://t.me/HarfChatBot?start=b65ac1975375

显示更多
未指定国家未指定类别
1 564
订阅者
-7424 小时
-3407 天
+97030 天
帖子存档
امروز وقتی از خواب بیدار شدم، خیلی حس و حالم بد بود و اصلاً دوست نداشتم از جام پاشم. تصمیم گرفتم اتاقم رو تمیز کنم. پنجره رو باز کردم، آهنگ پلی کردم و شروع کردم به تمیز کردن. حالا بهترم.

دل‌خسته از این بارِ غم‌ ها می‌روم.

کلاً امروز خیلی چیز‌ها خورد تو ذوقم.

می‌خواستم فیلم ببینم و پروسه‌ی انتخاب فیلم خسته‌م کرد و پشیمون شدم.

سخت نگیر. می‌گذره، آخرش هم کسی یادش نمی‌مونه چی بهت گذشت.

دیت خونه‌ای با دخترا؛ ۲۵ شهریور.♡
+1
دیت خونه‌ای با دخترا؛ ۲۵ شهریور.♡

دیت خونه‌ای با دخترا؛ ۲۵ شهریور.♡
+1
دیت خونه‌ای با دخترا؛ ۲۵ شهریور.♡

البته باید بگم که استثنا هم وجود داره، عرزشی‌ها از این قاعده مستثنان.

داشتم فکر می‌کردم یکی از تجربه های سخت اینه که با کسی دوست بشی، کسی رو دوست داشته باشی و به مرور زمان شخصیت اون آدم طوری رشد و تغییر کنه که دیگه احساس خوبی بهت نده، دیگه نتونی به اندازۀ قبل دوستش داشته باشی، یه جوریه، انگار اون آدم مرده و فقط ازش خاطره داری.

من هیچ‌وقت دوست ندارم به کسی بی‌احترامی کنم و همیشه تلاشم اینه که حتی موقع ناراحتی و دعوا، با حفظ ادب و احترام حرف بزنم و مشکلات رو حل کنم. اما گاهی پیش اومده که انقدر با احساساتم بازی شده و شخصیتم خرد شده که از شدت عصبانیت به اون آدم توهین کردم. قطعاً توهین کردن کار درستی نبوده و هنوزم بابتش خودم رو سرزنش می‌کنم، اما فشار زیادی روم بوده و اون توهین، یه واکنش دفاعی برای محافظت از خودم بوده. نمی‌خوام بگم کارم درست بوده؛ فقط می‌خوام بگم قابل درکه.

به روابط گذشته‌م که فکر می‌کنم، نه لزوماً رابطه عاطفی، حتی دوستی‌ها، گاهی با خودم می‌گم شاید باید بیشتر فرصت می‌دادم، بیشتر گذشت می‌کردم و بی‌احترامی‌ها و درک نشدن‌ها رو نادیده می‌گرفتم. ولی بعد یادم می‌افته که اون آدم‌ها نه یک بار، بلکه چند بار باعث رنجشم شدن؛ گاهی حتی عذرخواهی هم نکردن و اگر هم کردن، تغییری توی رفتارشون ندیدم. من بارها بخشیدم، گذشتم و نادیده گرفتم، ولی هیچ‌کدوم به چشم نیومده. پس شاید واقعاً حق داشتم یه جایی خسته بشم و اون ارتباط رو تموم کنم.

چند روزه مغزم روی دورِ منفی‌بافی افتاده؛ به قصد کُشت.

── ⋆✦⋆ ای کاش تو دنیای رویا هام غرق میشدم و دیگه راه برگشت به دنیای واقعی نداشتم. ⋆。𖦹 💒 °‧

⋆°。⋆ یکی از پست های اخیر + این‌ پیام رو فور کنید پست مشخص کنید بزارم اینجا +60 ویو بگیرید. 🌸

نمی‌دونم...شاید دروغ می‌گن که درست می‌شه؛ به نظرم اصلاً درست‌شدنی در کار نیست.

انگار تقدیر ما همین بود؛ سوختن، ساختن و دم نزدن.

Repost from جیبِ دل.
زنده ماندیم اما به بهایی بزرگ؛ که هیچ‌وقت نتوانستیم یک زندگی که واقعاً شبیه به یک زندگی باشد را تجربه کنیم.