تصدّقت
رفتن به کانال در Telegram
846
مشترکین
+224 ساعت
+127 روز
+14930 روز
آرشیو پست ها
846
بعد از شهادت آقا، فکر میکنم اصلا متوجه گذر زمان نمیشم. نمیدونم چجوری و چطور یهو الان شهریوره، نمیدونم چرا روزا سریعتر تموم میشه، نمیدونم چرا این خلأ با هیچی پر نمیشه؟
846
یکم که با خودم تنها میشم، یکهو صدای هلهلههای نهم اسفند توی گوشم پلی میشه، یخ زدن دستهام و صوت زدن گوشهام و زدن به قفسه سینم برای آروم کردن و امیددادن به قلبم؛ برام مجسم میشه.. خیلی درد داشت خداجون.. نمیدونم فقط منم یا بقیه هم همینطورن، اما من توی نهم اسفند گیرافتادم.. من هنوز از اون روز عبور نکردم. نمیتونم که عبور بکنم. نمیتونم فراموش بکنم. هنوز جاش توی قلبم درد میکنه، کم کم دارم دست به انکار میبرم و مدام برای تسلی دادن به خودم اون روز رو انکار میکنم؛ مثلا الان اولای ماه رمضونه و بیصبرانه منتظرم ماهرمضون تموم بشه تا صدای آقا رو حین خوندن نماز عیدفطر بشنوم...
846
پرسیدند: قصه چیست؟
ماجرای او را برایشان شرح دادم و تمام حوادثی که از شب چهارشنبه اتفاق افتاده بود، برای آنها تعریف کردم.
اینک حدود هشتاد سال از آن ماجرا میگذرد و در طول این مدت، هیچکس از آن خادم تبریزی نام و نشانی نیافته است.:)))
846
همین که صدای اذان بلند شد و بانگ «الله اکبر» طنین افکند، ناگهان غیب شد و من هرچه نگاه کردم اثری از او ندیدم.
من مات و مبهوت به صحن مدرسه دویدم و مشغول داد و فریاد شدم.
چند نفری در مدرسه بودند، سراسیمه به حیاط ریختند تا ببینند چه خبر شده.
وقتی مرا در آن وضع دیدند، شگفت زده جلو آمدند و گفتند: چهشده؟ مگر دیوانه شدهای؟!
گفتم: این خادم مدرسه، همان مردی که لباس هایتان را میشست، حجرههایتان را جارو میکرد و…
و چون او را نیافتند، گفتند: شاید به بازار رفته و یا برای نماز جماعت از مدرسه خارج شدهاست
گفتم: هرگز این حرفها نیست.
میدانم که اینک به امام زمان(عجلالله) پیوسته است.
846
روز جمعه من با کنجکاوی و نگرانی بیسابقهای رفتار او را یکسره زیر نظر داشتم تا بببینم آن روز که زمان موعود است، چه میشود و در این روز چه برنامهای دارد و با چه افرادی تماس میگیرد.
سپیدهدم جمعه که از اتاقش خارج شد ابتدا کارهای مدرسه را انجام داد.
سپس به امور خود پرداخت. اول لباس هایش را شست و تطهیر کرد و روی بند انداخت تا خشک شوند.
کفش هایش را هم آب کشید و مقابل آفتاب گذاشت.
وقتی غسل کرد و از آب بیرون آمد، قدری در آفتاب ایستاد تا خشک شد، سپس لباس و کفشهایش را پوشید و مانند مسافری که عازم سفر است، آماده رفتن شد و لب حوض نشست.
846
صبح دیدم خادم با متانت و آرامش خاصی مشغول کار های عادی روزانه گشته و در ظاهر هیچ تغییری در وضعش دیده نمیشد، روز پنجشنبه نیز بدین منوال گذشت و من که پیوسته مراقب حال و رفتار او بودم، چیزی جز همان انجام وظایف معمولی مثل جارو زدن مدرسه و خرید از بازار مشاهده نکردم.
حتی وقتی آفتابه را از حوض پر کردم، جلو دید تا آن را بگیرد و برایم ببرد که من نگذاشتم و با عذرخواهی گفتم: ابدا، هرگز چنین جسارتی را روا ندارم.
تو آقای من هستی و من خادم توام.
846
سخن خادم تمام شد و من مبهوت و شگفتزده از اتاقش خارج شدم.
حال عجیبی داشتم. دیدن آن نور و این داستان چنان طوفانی در من پدید آورد که تمام وجودم را مسخر نمود و آرامشم را ربود.
فکر کردم ابن مردی که به چشم یک خادم به وی مینگریم، چه مقامی به دست آورده و به چه سعادت بزرگی نائل گردیده که امام زمان(عجلالله) به اتاقش تشریف میبرند و او را به نزد خود میتوانند تا در ردیف خاصان درگاه حضرتش قرار گیرد و به وظایف ویژه یاران راستین آن بزرگوار بپردازد!
846
استرس داشتم؛ توی ذهنم با شهید تورجیزاده حرف میزدم.. یهو یکی از دوستام بهم عکس مزارش رو داد و گفت بهیادمه:))) نمیدونم باید در ادامه چی بنویسم، همین...
846
از امام کاظم نقل شده که: نور امام در قلوب مومنان، از نور خورشید هم شدیدتر و روشنیبخشتره.
خب همین. الان هم در لغت و هم در معنا متوجه شدیم «اللهم رب النور العظیم» دعای عهد، یعنی چی.
کیف کردید نه؟منم.🎀
846
احتمال بعدی هم اینه که مقصود مقام نورانیت چهارده معصومه.
در یسری روایات ما پیدا میکنیم که اولین مخلوق خدا نور هستش و در برخی نور پیامبر معرفی شده. که با توجه به روایاتی همهی معصومین نور واحد هستن. در اولین مخلوق خدا نور عظیمی بوده که نور پیامبرخدا و نور مولا امیرالمومنین از اون هستش و بعد از اون همه ائمه اطهار و حضرت زهرا و از نور معصومین عرش و کرسی و آسمانها و شمس و قمر و... به وجود اومدن.
846
یک احتمال دیگری هم وجود داره که منظور از نور در اینجا، نور پیامبر خاتم باشه.
در روایات متعددی اومده که اولین چیزی که خدای متعال خلق کرده، نور پیامبرش حضرت محمد بوده.
در حدیثی از مولا امیرالمومنین اومده که: خداوند بود و چیزی نبود؛ پس اولین چیزی که خداوند خلق کرد، نور حبیبش محمد(صلووااات) بود که قبل از اینکه آب، عرش، کرسی، آسمانها، زمینها، لوح، قلم، بهشت، جهنم و فرشتگان رو خلق کنه، نور پیامبر رو آفرید.
846
تا اینجا ما معنی ظاهری کلمات رو گفتیم، ولی اینکه حقیقتا منظور از «النور العظیم» چیه در دعای عهد، احتمالاتی موجوده. وقتی میریم سراغ قرآن، میبینم که صفت عظیم بر چیزای مختلفی اطلاق شده و گاهیم ویژگی خود خدای عزوجل هم شمرده شده. مثل: فَسبح باسم ربک العظیم..
یا در یسری جاها ویژگی قسم خدا به «مواقع نجوم» بیان شده: وَ إنهُ لَقَسَمٌ لو تعلمون عظیم..
و در یکسری جاها هم صفت برای «عذاب»، «یوم»، «اجر»، «فوز»و... اومده.
احتمال ما اینه که با توجه به اینکه در قران «عظیم» صفت برای «عرش» بیان شده، پس اینجا منظور و مقصود از «النور» عرش الهیه.
مثل آیهی: الله لا إله الا هو رب العرش العظیم..
یا آیۀ: قل مَن رب السماوات السبع و رب العرش العظیم.. و..
846
«العظیم» به معنی بزرگ و باشکوهه. روشنه که وقتی به کسی یا چیزی «بزرگ» گفته میشه، با توجه به قرائن مختلف مشخص میشه که بزرگ از جهت ظاهری و جسمی یا از جهت خصوصیتی غیرمحسوس مقصوده. مثل اینکه ینفر بگه «سنگ عظیم و بزرگ» منظور ابعاد بزرگشه؛ ولی مثلا اگه گفته بشه «فلان دانشمند، انسان بزرگ و عظیمیه» کسی تصور نمیکنه که بعد جسمانیش بزرگه و درشت هیکل, بلکه مشخصه از جهت علمی و توانایی سواد بالایی داره. 🦦
حالا«النور العظیم» یعنی اون نور و روشنایی با شکوه و بزرگی که بنابر برخی کتب لغت میشه گفت: آن نوری که بالاتر و بزرگتر از آن، نوری نیست.
