تصدّقت
رفتن به کانال در Telegram
846
مشترکین
+924 ساعت
+187 روز
+15830 روز
آرشیو پست ها
846
از امام کاظم نقل شده که: نور امام در قلوب مومنان، از نور خورشید هم شدیدتر و روشنیبخشتره.
خب همین. الان هم در لغت و هم در معنا متوجه شدیم «اللهم رب النور العظیم» دعای عهد، یعنی چی.
کیف کردید نه؟منم.🎀
846
احتمال بعدی هم اینه که مقصود مقام نورانیت چهارده معصومه.
در یسری روایات ما پیدا میکنیم که اولین مخلوق خدا نور هستش و در برخی نور پیامبر معرفی شده. که با توجه به روایاتی همهی معصومین نور واحد هستن. در اولین مخلوق خدا نور عظیمی بوده که نور پیامبرخدا و نور مولا امیرالمومنین از اون هستش و بعد از اون همه ائمه اطهار و حضرت زهرا و از نور معصومین عرش و کرسی و آسمانها و شمس و قمر و... به وجود اومدن.
846
یک احتمال دیگری هم وجود داره که منظور از نور در اینجا، نور پیامبر خاتم باشه.
در روایات متعددی اومده که اولین چیزی که خدای متعال خلق کرده، نور پیامبرش حضرت محمد بوده.
در حدیثی از مولا امیرالمومنین اومده که: خداوند بود و چیزی نبود؛ پس اولین چیزی که خداوند خلق کرد، نور حبیبش محمد(صلووااات) بود که قبل از اینکه آب، عرش، کرسی، آسمانها، زمینها، لوح، قلم، بهشت، جهنم و فرشتگان رو خلق کنه، نور پیامبر رو آفرید.
846
تا اینجا ما معنی ظاهری کلمات رو گفتیم، ولی اینکه حقیقتا منظور از «النور العظیم» چیه در دعای عهد، احتمالاتی موجوده. وقتی میریم سراغ قرآن، میبینم که صفت عظیم بر چیزای مختلفی اطلاق شده و گاهیم ویژگی خود خدای عزوجل هم شمرده شده. مثل: فَسبح باسم ربک العظیم..
یا در یسری جاها ویژگی قسم خدا به «مواقع نجوم» بیان شده: وَ إنهُ لَقَسَمٌ لو تعلمون عظیم..
و در یکسری جاها هم صفت برای «عذاب»، «یوم»، «اجر»، «فوز»و... اومده.
احتمال ما اینه که با توجه به اینکه در قران «عظیم» صفت برای «عرش» بیان شده، پس اینجا منظور و مقصود از «النور» عرش الهیه.
مثل آیهی: الله لا إله الا هو رب العرش العظیم..
یا آیۀ: قل مَن رب السماوات السبع و رب العرش العظیم.. و..
846
«العظیم» به معنی بزرگ و باشکوهه. روشنه که وقتی به کسی یا چیزی «بزرگ» گفته میشه، با توجه به قرائن مختلف مشخص میشه که بزرگ از جهت ظاهری و جسمی یا از جهت خصوصیتی غیرمحسوس مقصوده. مثل اینکه ینفر بگه «سنگ عظیم و بزرگ» منظور ابعاد بزرگشه؛ ولی مثلا اگه گفته بشه «فلان دانشمند، انسان بزرگ و عظیمیه» کسی تصور نمیکنه که بعد جسمانیش بزرگه و درشت هیکل, بلکه مشخصه از جهت علمی و توانایی سواد بالایی داره. 🦦
حالا«النور العظیم» یعنی اون نور و روشنایی با شکوه و بزرگی که بنابر برخی کتب لغت میشه گفت: آن نوری که بالاتر و بزرگتر از آن، نوری نیست.
846
«نور» که همون روشنایی هستش رو به این صورت معنا کردن:«چیزی که خودش آشکاره و آشکارکنندهی چیزهای دیگه هم هست»
به تعبیر راغب، نور انواع مختلفی داره: ۱:نور دنیایی ۲:نور آخرتی.
نور دنیایی هم دو نوعه:
۱: نوری که با چشم دیده میشه, مثل خورشید.
۲: نوری که با عقل درک شه, که هرچند با چشم دیده نمیشه ولی درک میکنیم که فلان چیز روشنی بخشه, مثل؛ نور عقل و نور قرآن..
پس مهم اینه که نور به چیزی میگن که خودش آشکار و ظاهره و سبب ظاهر شدن اشیاء هم میشه؛ حالا چه قابل حس به صورت ظاهری باشه یا نباشه..
منتهی در اینجا «النور» گفته شده که اگر «ال» عهد باشه، به معنای نوری مشخص و معهوده، نه نور و روشنایی به صورت کلی، و شاید «ال» جنس و به معنای «طبیعت و حقیقت روشنایی» باشه، که با توجه به ظاهر عبارت این احتمال بعیده.
846
«رب» به معنای تربیته و تربیت یعنی ایجاد تغییر در شیء که تدریجا به حدّ کمالش برسه.
البته رب با «سیّد» و «مالک» تفاوت داره. سید به کسی میگن که مالک کسیه که اطاعتش بر اون لازمه. فرق رب و مالک هم در اینه که وقتی کسی مالک چیزیه، مشخص نیست که قادر به تدبیر امورش هست یا خیر. ولی رب علاوه بر مالک بودن، قادر به تربیت و تدبیر امور هم هست.
فلذا ربّ ما همون خداییه که صاحب اختیار و مالک حقیقی ماست و قادر به تربیت و تدبیر امورمونه. و از قدرتش استفاده کرده که همه شرایط رو برای رشد و نموی ما فراهم بکنه..
846
دومین اسمی که از خدای متعال توی این دعا صدا میزنیم «رب نور العظیم» هستش، یعنی توجه به صفت ربوبیّت خدای عزوجل، اونهم ربوبیتی که نسبت به موجودات عالی و بلندمرتبه داره و خدا رو اینطور صدا میزنیم:«ای پرورش دهنده و مربی و رشد دهندهی همون نور با عظمت».
846
اللّهم رَبَّ النور العظیم.
اولین جملهی دعا، خدای متعال رو با اسمی که دربردارندهی همه صفات جمال و جلالش هست، صدا میکنه و میگه «اللّهم» که یعنی: ای معبود و خدایی که همهی صفات و خوبیهایی که به ذهن ما میرسه یا نمیرسه، تو بالاترین حدّ اون رو داری و هیچ نقصی در تو راه نداره.
846
خلیل آتشین سخن، تبر به دوش بت شکن
خدای ما دوباره سنگ و چوب شد نیامدی
برای ما که خسته ایم و دل شکسته ایم نه
ولی برای عده ای چه خوب شد نیامدی
846
چه جمعه ها که یک به یک غروب شد نیامدی
چه بغضها که در گلو رسوب شد نیامدی
خلیل آتشین سخن، تبر به دوش بت شکن
خدای ما دوباره سنگ و چوب شد نیامدی
برای ما که خسته ایم و دل شکسته ایم نه
ولی برای عده ای چه خوب شد نیامدی
تمام طول هفته را به انتظار جمعه ام
دوبار صبح، ظهر نه غروب شد نیامدی...
