fa
Feedback
‌ ‌blue hour !!

‌ ‌blue hour !!

رفتن به کانال در Telegram

Just midnight thoughts turning into love stories Wanna talk ?? : @HelikaIsHerebot Archive : @bluehouranon

نمایش بیشتر
کشور مشخص نشده استدسته بندی مشخص نشده است
958
مشترکین
-124 ساعت
+167 روز
+10830 روز
آرشیو پست ها
فدای سرت انونننن😭😭😭

=))))) 😂😂😂😂😂

کلی خسته نباشی نگاری :(((( هممون دیدیم با چه سختی و تلاشی این پارت رو نوشتی و کلی ازت ممنونیم. امیدوارم پارت های بعدی باهات مهربون تر باشن:( من هنوز باورم نشده که سینرز داشتیم و دو بار پارت جدید رو خوندم که قشنگ باورم شه🥸 برای این پارت واقعا نمیدونم که چی بگم تا اسمش میاد تو ذهنم سانتا میاد جلو چشمام و تنها چیزی که تو سرمه اینه که " الهی بمیرم". فقط این وسط یه سوال؟ پوند که اومد پیش پرث، پووین کجا بود؟ شاید بنظرت سوال مسخره ای باشه ولی واقعا چندساعته که ذهنمو درگیر کرده😂😭 و درباره‌ی پرث... من برای پارت قبلی اون جمله‌ی "از اینکه باعث میشی اینطور کنترلم رو از دست بدم خوشت میاد، نه؟" رو اعتراف در نظر گرفته بودم؛ ولی اگه اون اعتراف بود پس این اشک ها چی بود؟ نمیدونم واقعا فقط الهی بمیرم. واقعا واسم مهم نیست اون آئو یا جناب ولنتاین و همسر عزیزش قراره در اینده چی باشن کی باشن. الهی دستتون بشکنه قلبم دردمیکنه از کاراتون. ویلیام هم که این وسط دیوونه‌م کرد دیگه نگم چیزی. د آخه مردک تو با چه رویی.....این وسط است رو هم میتونیم به عنوان اسطوره ی خوش شانسی در نظر بگیریم که دوتا اکسش همزمان اومده بودن که برینن به حالش کاش بدبختیم درباره کارهای ساوان گور به گور شده بود نه این اتفاقایی که الان داره میوفته💔منو برگردونید به اون دوران💔 و در آخر من واقعا از این بولشتی که به عنوان نظر نوشتم معذرت میخوام.. چون واقعا نظر نوشتن یادم رفته و وجدانم هم راضی نمیشد کلا چیزی نگم😭😭😭😭

نظر نوشتن یادم رفته

نگار حس میکنم ریدر بلاک شدم جمله‌بندیم نمیاد برای نظر

آره غیرممکن بود سانتا تو جنگل مونده باشه، ولی اگه میرفتن تو جنگل احتمالا ماهارو میدیدن نزدیک به ۶ هفته اونجا بودیم
آره غیرممکن بود سانتا تو جنگل مونده باشه، ولی اگه میرفتن تو جنگل احتمالا ماهارو میدیدن نزدیک به ۶ هفته اونجا بودیم

فکر کن یارو رو اسیر کنی، ببندی به صندلی، محافظش رو تا لب مرز مرگ ببری، خودش رو تهدید به مرگ کنی، مسمومش کنی، بعد دیالوگت این باشه که نقاشی‌هاش قشنگن.😂😂😂 آخه چتهههه.

روان‌پریشه جدی.

"نقاشی‌های قشنگی داری، سانتا." 😂😂😂😂😂😂😂

وای ولی به اولین دیالوگش دقت کردید؟

منتهی دیوانه‌ای که فصل دوم می‌ره توی تیم سانتا

تا آخرش همین‌قدر دیوانه‌ست

آئو قرار نیست یهو مسلمون بشه نترسید😂

قربونت برم، خوشحالم دوستشون داشتی~ آئوبوم واقعیتش کاپل خیلیییییی فرعی سینرز هستن و زیاد نقشی ندارن اما خب در حد نیاز هستن:(

لطفا تیو فصل دوم بزار ایو اینجوری باشه یعنی مثلن همون قدرت و کنترل گر باشه و خب توی فصل دوم کارکترش رو عوض نکن 😭

ببین من همین الان سینزر رو پارت جدیدش رو تموم کردم و میخوام بگم که این پارت هم عین پارت های قبلی شاهکار و خیلی دوست دارم که ائوبوم زیاد توی پارت ها باشن 😭😭😭

قربون شما برم، قابلتون رو نداشت🙂‍↕️

احساس می‌کنم این یکی انون خیلی جدی آسیب دیده و واقعا باید بره تراپی بابت این چپتر

:))))) تیکه‌تیکه شدم

گاهی مهم نیست چقدر یک نفر رو دوست داری، مجبور به پذیرش این می‌شی که باهم نمی‌تونید. =)))