uk
Feedback
‌ ‌blue hour !!

‌ ‌blue hour !!

Відкрити в Telegram

Just midnight thoughts turning into love stories Wanna talk ?? : @HelikaIsHerebot Archive : @bluehouranon

Показати більше
Країна не вказанаКатегорія не вказана
804
Підписники
+224 години
+217 днів
+2130 день
Архів дописів
وای😂😂😂😂

https://t.me/boylovetales/13121 مرگ پدر است 🫪

https://t.me/boylovetales/13175 فکر جالبی نبود اصلا خوشم نیومد ممنون.

=)))

https://t.me/boylovetales/13174 توروخدا بس-

دور از جون:(

https://t.me/boylovetales/13169 آخ ای وای الهی بمیرم😭😭😭😭😭😭😭😭😭😭😭😭😭😭😭😭😭😭😭

فیکشن بعدی جبران می‌کنم اگه زنده بودم

https://t.me/boylovetales/13135 من نمیدونم من داستان گل و بلبل میخوام یچیزی که یادم بره این بگاییا

دیگه نگید این دوتا رو بکش‌ها. =)

از اون سمت؟ پونگ‌ساپاک هیچ وارثی جز سانتا نداره و با مرگ پونگ‌ساپاک، سانتا بلافاصله جانشین می‌شه. پرث در مقابل سانتا به عنوان رقیب؟ تسلیت به شما.

ویلیام که اصلا اصلا نمی‌تونه وارث باشه و من کاری به ضعف و این‌هاش ندارم، نه، احساسات برای من ضعف به حساب نمیان چون پرث احساسات داره و هنوز هم قوی‌ترین شخصیت سینرز هم از لحاظ فیزیکی و هم از نظر روانیه. اما ویلیام رد صلاحیت می‌شه از وارث بودن چون اصلا روی تصمیماتش کنترل نداره، ثبات روانی نداره و هر لحظه ممکنه یک گندی بزنه که همه‌شون رو توی خطر بندازه پس قطعا کسایی که باید جانشین انتخاب کنن، پرث رو راحت‌تر می‌پذیرن.

شما فرض کنید همین چپتر بعدی جفتشون بمیرن مثلا و بیاید نگاه کنیم چه اتفاقی میفته.

=) حالا که گفته اگه این دوتا بمیرن همه به خوبی و خوشی می‌ریم سر خونه زندگی‌مون؟

جاکراپاتر فعلا قرار نیست بفهمه😭 چون خب هونگ قطعا با اون دست نمی‌تونه بره سر کار و ۴ هفته مرخصی داره، کسی هم قرار نیست متوجه بشه پیش نات می‌مونه، نات و هونگ الان ۴ هفته باهم تنهان رسما و این فرصت خوبی برای هردوشونه اگه نات آدم بشه

=))) این هم خاصیت پرثه، و منم عاشقشم پرث واقعا انسانیت خودش رو تا حدی حفظ کرده

آره واقعا برای همین اسم فیکشن saint sinners شده، چون هیچ‌کدوم از شخصیت‌ها کاملا سفید یا کاملا سیاه نیستن، فقط میزان خاکستری بودنشون باهم تفاوت داره و ویلیام کمی خاکستری‌تره نسبت به مثلا نات یا پرث اما در نهایت، وقتی عمیق‌تر به شخصیتش نگاه کنید، ویلیام هم یک بچه ۲۲ ساله‌ست

پرث عاشق برادرشه. جون خودش رو می‌ده که یک خار به پای برادرش نره. کاش ویلیام ذره‌ای اینجوری بود.

آیا زیاده‌رویه اگه بگم "کاش ویلیام هم پرث رو اونقدری دوست داشت که پرث دوستش داره"؟