fa
Feedback
زُروان | Zurvān

زُروان | Zurvān

رفتن به کانال در Telegram

در زُروان؛ بازگفتِ ایرانِ کهن، روایتی از تاریخ، هنر و میراث ایران باستان بر پایه آثار و پژوهش‌های تاریخی

نمایش بیشتر
کشور مشخص نشده استدسته بندی مشخص نشده است
1 775
مشترکین
-2324 ساعت
-837 روز
+1030 روز
آرشیو پست ها
• ابوالقاسم منصور بن حسن توسی - #فردوسی/۹۴۰–۱۰۲۰م ‹شاهنامه› مرگ شهریار #یزدگردِ سوم ـ یَزْدَکِرْتُ یکی دشنه زد بر تهیگاهِ شاه
• ابوالقاسم منصور بن حسن توسی - #فردوسی/۹۴۰–۱۰۲۰م ‹شاهنامه› مرگ شهریار #یزدگردِ سوم ـ یَزْدَکِرْتُ
یکی دشنه زد بر تهیگاهِ شاه رها شد به زخم‌اندر از شاه آه فگنده تنِ شاهِ ایران به خاک پر از خون و پهلو به شمشیر چاک دریغ آن سر و تاج و بالای تو دریغ آن دل و دانش و رای تو دریغ آن سرِ تخمه‌ی اردشیر دریغ این جوان و سوار هژیر که در آسیا ماه‌روی تو را جهاندار و دیهیم‌جوی تو را به دشنه جگرگاه بشکافتند برهنه به آب اندر انداختند
@Zuurvan

• شکوه سنگی هترا؛ جایی که شیران افسانه‌ای #اشکانی بر سنگ جان گرفته‌اند این سنگِ سردرِ اشکانی از شهر باستانی هترا در میان‌رودا
شکوه سنگی هترا؛ جایی که شیران افسانه‌ای #اشکانی بر سنگ جان گرفته‌اند
این سنگِ سردرِ اشکانی از شهر باستانی هترا در میان‌رودان، در عراق امروزی، ساخته شده و به سده دوم تا آغاز سده سوم میلادی بازمی‌گردد. این سنگ بخشی از یک درگاه آراسته در ساختمان نیایشگاه بزرگ هترا بوده است. بر روی آن دو #شیردال (گریفین) روبه‌روی یکدیگر دیده می‌شوند؛ پیکرهایی با اندام گربه‌سان، گوش‌های بلند، بال و پرهای تاج‌مانند. میان آن‌ها جامی با برگ نیلوفر و دو پیچک جای گرفته است. طبیعی‌نمایی پیکر جانوران و شکل جام، تاثیر هنر رومی را نشان می‌دهد؛ اما هماهنگی کامل دو سوی نقش، ساده‌سازی برگ‌ها و خودِ نقش شیرگریفین، به هنر کهن خاور نزدیک وابسته، و هویت خود را کماکان حفظ کرده است. این اثر از سنگ آهک ساخته شده و اندازه آن ۷۱٫۴ × ۱۶۸٫۹ × ۱۰٫۲ سانتی‌متر است. پس از سال ۱۹۱۱ در بازار هنر بغداد و سپس لندن دیده شد و در ۱۹۳۲ با خرید از سیدنی برنی به دارایی موزه متروپولیتن نیویورک پیوست.
@Zuurvan

• کوزه‌ای ۵ هزار ساله با پیکره خرس؛ اثری از ایران #نیاایلامی «کوزه با پیکره خرس» اثری سنگی و کوچک متعلق به دوره نیاایلامی که
کوزه‌ای ۵ هزار ساله با پیکره خرس؛ اثری از ایران #نیاایلامی
«کوزه با پیکره خرس» اثری سنگی و کوچک متعلق به دوره نیاایلامی که حدود ۳۱۰۰ تا ۲۹۰۰ پیش از میلاد در ایران ساخته شده است. موزه متروپولیتن، خاستگاه جغرافیایی آن را ایران و فرهنگ سازنده را نیاایلامی ثبت کرده است. این اثر از آلاباستر گچی ساخته شده و تنها ۶ سانتی‌متر اندازه دارد. ویژگی شاخص اثر، ترکیب فرم یک ظرف با پیکره خرس است؛ شیوه‌ای که نشان می‌دهد جانوران در هنر نیاایلامی تنها به شکل نقش روی اشیا ظاهر نمی‌شدند، بلکه می‌توانستند بخشی از فرم و ساختار خود شیء باشند. معنای دقیق تصویر خرس مشخص نیست و نمی‌توان با اطمینان آن را به یک نماد یا آیین خاص نسبت داد. دوره نیاایلامی یکی از دوره‌های مهم فرهنگی ایران در اواخر هزاره چهارم پیش از میلاد بود و آثار آن به‌ویژه در جنوب‌غرب ایران و محوطه‌هایی مانند شوش شناخته شده‌اند. خط نیاایلامی نیز از ویژگی‌های مهم این دوره است، هرچند هنوز به‌طور کامل رمزگشایی نشده است. این اثر تا سال ۱۹۵۰ در اختیار نیکولا کوتولاکیس در پاریس بود و در سال ۱۹۵۱ موزه متروپولیتن آن را با استفاده از صندوق راجرز از او خریداری کرد. اثر اکنون با شماره ثبت ۵۱.۷.۲ در بخش هنر باستان غرب آسیا نگهداری می‌شود.
@Zuurvan

• از شوش تا موزه متروپولیتن؛ سفر مرموز یک خرس باستانی @Zuurvan
+2
از شوش تا موزه متروپولیتن؛ سفر مرموز یک خرس باستانی @Zuurvan

Repost from N/a
♨️شمارۀ شصت و هشتم فصلنامۀ علمی پژوهشی مطالعات تاریخ فرهنگی (پژوهش‌نامۀ انجمن ایرانی تاریخ) منتشر شد. ✅فهرست مقالات این شماره
♨️شمارۀ شصت و هشتم فصلنامۀ علمی پژوهشی مطالعات تاریخ فرهنگی (پژوهش‌نامۀ انجمن ایرانی تاریخ) منتشر شد. ✅فهرست مقالات این شماره از #فصلنامه_مطالعات_تاریخ_فرهنگی: 📋رویکرد و روش علیرضاشاپور شهبازی در تاریخ‌نگاری ساسانی ✍️ویدا موفقی، روزبه زرین‌کوب 📋نقش زنان گیلان در تئاتر عصر رضاشاه: با تکیه‌بر زندگی فاطمه نشوری ✍️کتایون نیک بخش، ربابه معتقدی، سینا فروزش 📋نقش گردیزی در احیا و بازیابی مؤلفه‌های هویت ایرانی و همسان‌سازی آن با هویت اسلامی در زین‌الاخبار ✍️دوستعلی سنچولی 📋تحول بازنمایی تاریخ در تصویر؛ مطالعه‌ای نظام‌مند بر محتوای دیداری کتاب‌های درسی تاریخ ایران در دورۀ قاجار و پهلوی (1315 ق-1320 ش) ✍️امیر کریمی 📋زوال تاریخ‌شناسی به‌مثابه رشتۀ دانشگاهی ✍️حسن حضرتی 📋تحلیل بازنمایی رفتارهای ایرانیان در متون خلقیات‌نویسی: مطالعۀ کتاب جامعه‌شناسی نخبه‌کشی ✍️حمداله اکوانی، احسان خانمحمدی، جاسب نیکفر 🔗لینک مطالعه اصل مقالات: https://www.chistorys.ir/issue_34705_35108.html ❇️عضویت در کانال نشریه در ایتا 👇👇👇 🆔 https://eitaa.com/chistorysir ❇️عضویت در کانال نشریه در تلگرام 👇👇👇 🆔 https://t.me/chistorysir

• سفالی ۵ هزار ساله از دَلما تپه؛ یادگاری از ایران پیش از تاریخ این ظرف سفالی متعلق به دوره مس‌سنگی ایران، حدود ۵۰۰۰ تا ۴۵۰۰
• سفالی ۵ هزار ساله از دَلما تپه؛ یادگاری از ایران پیش از تاریخ
این ظرف سفالی متعلق به دوره مس‌سنگی ایران، حدود ۵۰۰۰ تا ۴۵۰۰ پیش از میلاد ساخته شده و در دَلما تپه در شمال‌غرب ایران کشف شده است. این اثر در سال ۱۹۶۱ طی کاوش‌هایی به سرپرستی رابرت اچ. دایسون جونیور و در چارچوب پروژه حسنلو به دست آمد. ظرف دارای بدنه‌ای کوتاه و گرد، کف باریک و تخت و دهانه‌ای پهن است. سفال از خاک رس نخودی‌رنگ ساخته شده و سطح داخلی و خارجی آن با رنگ قهوه‌ای مایل به قرمز تزئین شده؛ در بخش بیرونی، رنگ به‌گونه‌ای کنار گذاشته شده تا نقشی زیگزاگی شکل بگیرد. حدود یک‌چهارم ظرف از بین رفته است. قطر بدنه آن ۱۶٫۵۱ سانتی‌متر و ارتفاعش ۱۵٫۲۴ سانتی‌متر است. کف تخت نشان می‌دهد که ظرف برای قرار گرفتن روی سطحی مانند زمین یا میز ساخته شده بود. اندازه دهانه آن، با قطر حدود ۱۳٫۵ سانتی‌متر، برای یک فنجان نسبتاً بزرگ است و احتمال داده شده که شاید با نی استفاده می‌شده یا به‌عنوان کاسه‌ای کوچک برای مواد غذایی جامد کاربرد داشته است. این نوع سفال که به «سفال دَلما» شناخته می‌شود، در نیمه نخست هزاره پنجم پیش از میلاد در بخش گسترده‌ای از غرب ایران، از حوزه دریاچه ارومیه تا نواحی پیرامون کرمانشاه، و همچنین در شرق عراق تولید می‌شد. سازندگان آن احتمالاً دامداران کوچ‌رو بودند که بخشی از سال را در سکونتگاه‌های دائمی در دره‌ها و بخشی دیگر را در اردوگاه‌های فصلی زاگرس و قفقاز سپری می‌کردند. این اثر امروزه در مجموعه موزه متروپولیتن هنر نیویورک نگهداری می‌شود و در سال ۱۹۷۶ به مجموعه موزه افزوده شد.
@Zuurvan

چیزی که من اندر نیابم، چرا باید گفت؟
در میان چهره‌های تاریخی ایران پس از ورود اعراب به ایران، رادمان پورماهک، مشهور به یعقوب لیث صفاری، جایگاهی ویژه دارد؛ مردی از سیستان که نه‌تنها با نیروی نظامی خود فرمانروایی‌ای مستقل بنیان گذاشت، بلکه در تاریخ فرهنگ ایران نیز به‌عنوان یکی از نمادهای بازگشت زبان فارسی به جایگاه ادبی شناخته می‌شود. رادمان پورماهک، که در نوشته‌های تاریخی بیشتر با نام یعقوب لیث صفاری شناخته می‌شود، بنیان‌گذار دودمان صفاریان بود. او برخلاف بسیاری از فرمانروایان زمان خود، به زبان مردم ایران توجه ویژه‌ای داشت و روزگار فرمانروایی او یکی از دوره‌های مهم در بالندگی دوباره زبان فارسی پس از ورود اعراب به ایران به‌شمار می‌آید. در داستانی نام‌آشنا از تاریخ سیستان آمده است که پس از یکی از پیروزی‌های یعقوب، شاعران در ستایش او شعرهایی به زبان عربی سرودند. هنگامی که این شعرها برای او خوانده شد، چون یعقوب با زبان عربی آشنایی کافی نداشت، معنای آنها را از حاضران پرسید. پس از آنکه دریافت این سخنان را نمی‌فهمد، جمله‌ای گفت که سده‌ها در تاریخ ادب فارسی ماندگار شد: «چیزی که من اندر نیابم، چرا باید گفت؟» این جمله کوتاه، تنها نشان‌دهنده ناآشنایی رادمان پورماهک با زبان عربی نبود؛ بلکه دیدگاهی ژرف درباره زبان و پیوند میان گوینده و شنونده در خود داشت. از نگاه او، سخن هنگامی ارزشمند است که میان گوینده و شنونده پیوند برقرار کند و شنونده بتواند معنا و درونمایه آن را دریابد. سخنی که از فهم مردم دور باشد، هرچند زیبا و آراسته باشد، کارکرد بنیادین زبان، یعنی رساندن معنا، را از دست می‌دهد. پس از این رویداد، محمد بن وصیف سگزی، دبیر و شاعر دربار یعقوب، به فارسی شعر سرود و این رویداد در بسیاری از نوشته‌ها به‌عنوان یکی از نشانه‌های آغاز دوره‌ای تازه در ادب فارسی شناخته شده است؛ دوره‌ای که سرانجام با پیدایش بزرگانی چون فردوسی به اوج رسید. البته پژوهشگران امروز یادآور می‌شوند که برخی جزئیات این داستان، از جمله اینکه نخستین شعر فارسی پس از ورود اعراب دقیقاً در پی همین رویداد سروده شده باشد، از دید تاریخی قطعی نیست؛ بااین‌حال، ارزش نمادین این داستان در تاریخ فرهنگ ایران همچنان پابرجاست. رادمان پورماهک با یک جمله ساده، یکی از مهم‌ترین بنیادهای ارتباط انسانی را بیان کرد: «سخن برای فهمیده شدن است، نه فقط برای گفته شدن.» ویدئوی این نوشتار، گفتاری از بنفشه طاهریان در پادکست «چای با بنفشه» درباره یعقوب لیث صفاری است.
@Zuurvan

• جام گوزن؛ شاهکار زرین ایران اشکانی با گوزنی جهنده، نقش‌های گیاهی پیچان و نوشته‌ای باستانی، بازمانده‌ای از هنر و آیین دو هزا
+4
جام گوزن؛ شاهکار زرین ایران اشکانی با گوزنی جهنده، نقش‌های گیاهی پیچان و نوشته‌ای باستانی، بازمانده‌ای از هنر و آیین دو هزار ساله @Zuurvan

• جام گوزن؛ شاهکاری بی‌مانند از نقره‌کاری ایران #اشکانی در میان آثار برجای‌مانده از ایران باستان، برخی تنها به سبب زیبایی چشم
جام گوزن؛ شاهکاری بی‌مانند از نقره‌کاری ایران #اشکانی
در میان آثار برجای‌مانده از ایران باستان، برخی تنها به سبب زیبایی چشمگیرشان ارزشمند نیستند؛ بلکه خود، بخشی از یک داستان بزرگ تاریخی را در دل خویش نگه داشته‌اند. جام گوزن یکی از همین آثار است؛ جامی با نیم تنه گوزن از نقرهٔ زراندود که در روزگار اشکانی ساخته شده و امروزه در موزه گتی نگهداری می‌شود. این اثر، هم یک ظرف گران‌بها برای بزم بوده، هم می‌توانسته در آیین‌های دینی به کار رود و هم نشانی از جایگاه اجتماعی و توانگری دارندهٔ خود باشد. پیکر جام به گونه‌ای ساخته شده که گویی از تنهٔ خمیدهٔ آن، گوزنی نر ناگهان به سوی بیرون جهیده است. سر و سینهٔ جانور با چنان دقتی پرداخته شده که رگ‌های روی پوزهٔ آن نیز دیده می‌شود. چشم‌های درشت و درون‌نشانده، گوش‌ها، شاخ‌ها و پاهای کشیده، حالت جانوری را نشان می‌دهند که در لحظهٔ گریز گرفتار شده است. هنرمند به جای آنکه گوزن را آرام و ایستاده نشان دهد، تمام پیکر آن را در جنبشی تند و زنده ساخته است؛ از این رو، بیننده با یک ظرف بی‌جان روبه‌رو نمی‌شود، بلکه احساس می‌کند جانوری در برابر او در حال جهش است. این دقت تنها در پیکر گوزن دیده نمی‌شود. بدنهٔ جام نیز با آرایه‌های گیاهی پرکار پوشیده شده است. برگ‌ها، گل‌ها، پیچک‌ها و شاخه‌های گیاهی در میان نوارهای تزئینی جای گرفته‌اند و لبهٔ جام با نقش‌های موج‌مانند کنده‌کاری شده است. سراسر سطح نقره نیز با زر پوشانده شده و درخشش آن، جلوه‌ای شاهانه به اثر بخشیده است. برخی از این نقش‌ها، به‌ویژه آرایه‌های گیاهی، از هنر هلنیستی و سلوکی اثر پذیرفته‌اند؛ اما خودِ ساختار جام شاخ‌مانند و سنت ساخت ظرف‌هایی با پیکر جانور، پیشینه‌ای دیرینه در هنر ایران دارد. همین آمیزش، یکی از ویژگی‌های مهم هنر ایران در روزگار پس از هخامنشی و به‌ویژه روزگار اشکانی است. این جام از گونه‌ای است که یونانیان آن را «ریتون» می‌نامیدند؛ واژه‌ای که به روان شدن و جاری شدن اشاره دارد. در ایران نیز جام‌های شاخی پیشینه‌ای دیرینه داشتند و برای نوشیدن و ریختن باده به کار می‌رفتند. باده از دهانهٔ پهن بالای جام ریخته می‌شد و از سوراخی در بخش پایینی، میان پاهای جانور، بیرون می‌آمد. آبریز این جام امروزه از میان رفته است، اما سوراخ خروجی همچنان بر جای مانده و شیوهٔ کارکرد آن را آشکار می‌کند. چنین جامی را می‌شد در دست گرفت، بالا برد و باده را از آبریز آن بیرون ریخت؛ از همین رو، شکل جانور و خمیدگی بدنه تنها برای زیبایی نبود، بلکه با شیوهٔ استفاده از ظرف نیز پیوند داشت. اما ارزش این جام تنها در بزم و نوشیدن خلاصه نمی‌شد. روی شکم گوزن، نوشته‌ای با خط آرامی دیده می‌شود که یکی از رازهای مهم این اثر را در خود دارد. در بررسی‌های پیشین، احتمال داده شده بود که نوشته به دارندهٔ جام اشاره کند و حتی زبان آن شاید پارسی دانسته شده بود. بررسی‌های بعدی، آن را با یک پیشکش آیینی پیوند داده‌اند. بنابراین این احتمال وجود دارد که جام پس از ساخت، تنها در یک مجلس بزم مورد استفاده نبوده باشد، بلکه می‌توانسته به عنوان پیشکش گران‌بها در یک جایگاه نیایشی نیز به کار رفته باشد. اگر چنین باشد، جام از یک ظرف اشرافی به چیزی فراتر تبدیل می‌شود: شیئی که میان زندگی روزمره، آیین و باورهای دینی پیوند برقرار می‌کرد. انتخاب گوزن نیز بی‌اهمیت نیست. این جانور از دیرباز در هنر ایران جایگاهی شناخته‌شده داشت و در جهان یونانی نیز با آرتمیس، ایزدبانوی شکار و طبیعت وحشی، پیوند داشت. از همین رو، این جام بازتاب جهانی است که در آن سنت‌های ایرانی با هنر هلنیستی درهم آمیخته بودند؛ اثری که در ایران ساخته شد، ریشه در هنر ایرانی داشت و هم‌زمان از نقش‌مایه‌های سلوکی اثر پذیرفت. پیکر و گونهٔ جام ریشه در سنت‌های کهن ایران دارد، در حالی که آرایه‌های گیاهی آن از هنر سلوکی و هلنیستی اثر پذیرفته‌اند. موزهٔ گتی تاریخ ساخت جام را ۱۰۰ تا ۱ پیش از میلاد می‌داند؛ بنابراین این اثر امروزه نزدیک به ۲٬۰۰۰ تا ۲٬۱۰۰ سال قدمت دارد. در نهایت، جام گوزن تصویری فشرده از ایرانِ روزگار اشکانی است؛ جایی که بزم، آیین، هنر ایرانی و اثرپذیری از جهان هلنیستی در کنار یکدیگر قرار گرفتند. گوزن جهنده، نقرهٔ زراندود، نقش‌های گیاهی و نوشتهٔ آرامی، هر یک بخشی از داستان این اثر را روایت می‌کنند؛ اثری که پس از نزدیک به دو هزار سال، همچنان بخشی از جهان فرهنگی و هنری ایران باستان را پیش چشم ما زنده نگه داشته است.
@Zuurvan

• گوشواره زرین #هخامنشی؛ تصویری از قدرت و جهان‌بینی در روزگار ایران باستان این گوشواره زرین که در اواخر سده پنجم تا اوایل سده
گوشواره زرین #هخامنشی؛ تصویری از قدرت و جهان‌بینی در روزگار ایران باستان
این گوشواره زرین که در اواخر سده پنجم تا اوایل سده چهارم پیش از میلاد ساخته شده، از آثار شاخص هنر دوره هخامنشی است و امروزه در موزه هنرهای زیبای بوستون با شماره 1971.256 نگهداری می‌شود. اثر از طلا، فیروزه، لاجورد و عقیق سرخ ساخته شده و بنا بر گزارش‌ های موجود، در بین‌النهرین یافت شده است؛ هرچند محل کشف لزوماً به معنای محل ساخت آن نیست. ساختار بزرگ و پیچیده گوشواره و استفاده گسترده از سنگ‌های رنگین نشان می‌دهد که با یک زیور معمولی روبه‌رو نیستیم، بلکه با اثری روبه‌رو هستیم که احتمالاً برای فردی از طبقه بسیار ثروتمند و بلندپایه ساخته شده است. مهم‌ترین بخش گوشواره، تصویر مرکزی آن است؛ مردی ریش‌دار که از میان ساختاری بال‌دار بیرون آمده و در اطراف او شش پیکره کوچک‌تر قرار گرفته‌اند. در بخش هفتم نیز نقش یک نیلوفر آبی دیده می‌شود. این ترکیب با شمایل‌نگاری شناخته‌شده هنر هخامنشی، به‌ویژه تصاویر پیکره بال‌دار در آثار سلطنتی و آرامگاه‌های شاهان هخامنشی، شباهت آشکاری دارد. به همین دلیل، پیکره مرکزی گاهی اهورامزدا تفسیر شده است؛ بااین‌حال، نبود کتیبه یا نشانه‌ای که نام او را مستقیماً ثبت کرده باشد، اجازه نمی‌دهد این شناسایی را با قطعیت کامل بدانیم. شش پیکره پیرامونی نیز موضوع بحث پژوهشگران هستند. برخی آنها را با امشاسپندان مرتبط دانسته‌اند و برخی دیگر احتمال داده‌اند که نمادهایی از همراهان یا حامیان شاه باشند. حضور شش پیکره مشابه در کنار یک عنصر هفتم، در هر صورت نشان می‌دهد که عدد هفت در طراحی اثر احتمالاً اهمیت داشته است. نیلوفر آبی نیز عنصری بسیار شناخته‌شده در هنر رسمی هخامنشی است و در پارسه و دیگر آثار درباری بارها دیده می‌شود. اهمیت این گوشواره زمانی بیشتر آشکار می‌شود که آن را در کنار هنر رسمی هخامنشی قرار دهیم. پیکره مرکزی آن یادآور تصاویری است که در آثار سلطنتی برای نمایش پیوند میان شاه، قدرت ایزدی و نظم جهان به کار می‌رفتند. بنابراین این اثر را نمی‌توان صرفاً یک زیور تزئینی دانست؛ طراحی آن نشان می‌دهد که جواهرات درباری هخامنشی می‌توانستند حامل مفاهیم سیاسی و دینی نیز باشند. استفاده از طلا، فیروزه، لاجورد و عقیق، در کنار ترکیب‌بندی دقیق و تصویر نمادین مرکزی، گوشواره را به نمونه‌ای کوچک اما بسیار متراکم از زبان هنری و جهان‌بینی دوره هخامنشی تبدیل کرده است. شباهت این تصویر با شمایل‌نگاری سلطنتی هخامنشی و ارتباط آن با نقش‌های آرامگاهی نشان می‌دهد که سازنده اثر از همان زبان تصویری رسمی استفاده کرده است؛ زبانی که در آن قدرت شاهی، حمایت ایزدی و نظم کیهانی در کنار یکدیگر قرار می‌گرفتند. از این منظر، گوشواره هخامنشی نه تنها یک نمونه ارزشمند از زرگری در دوران ایران باستان، بلکه شاهدی بر حضور اندیشه و نمادپردازی رسمی شاهنشاهی حتی در اشیای شخصی و زینتی است.
@Zuurvan

اَنارام | هوم‌یشت از ژرفای هزاره‌ها؛ آنجا که آتش زبانِ نیایش است و واژه‌ها، حافظهٔ مردمان ایران‌زمین. این‌بار، هوم‌یشت را می‌شنویم؛ روایتی از آیین، ایمان و خرد، برخاسته از دلِ اوستا.
🎙️ با صداهای: 𐎠 کدبان سپهر — ایزد هوم 𐎠 بهدین متین شاهی — اشوزرتشت 𐎠 بانو آرتِمیس — راوی
باشد که راستی و روشنایی پایدار بماند. اَنارام | روایتی از ریشه‌ها، برای زمانهٔ ما.. ـــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ
کانال: مَه خور بانو @artemissungirl1 کانال:اَنارام @Anaram_MatinShahi

• گری کاسپاروف: ماجرای عقرب و قورباغه درسی به‌یادماندنی دارد. عقرب از قورباغه می‌خواهد که او را بر پشت خود سوار کند تا از رود
• گری کاسپاروف: ماجرای عقرب و قورباغه درسی به‌یادماندنی دارد. عقرب از قورباغه می‌خواهد که او را بر پشت خود سوار کند تا از رودخانه عبور کند. برای اینکه قورباغه قبول کند، استدلال می‌کند که اگر او را در این حین نیش بزند، هر دو می‌میرند. وسط رودخانه، عقرب کار خودش را می‌کند و قورباغه را نیش می‌زند. قورباغه در حال مرگ می‌گوید: «پس استدلالی که کردی چه شد؟» عقرب در جواب می‌گوید: «استدلالی در کار نیست؛ نتوانستم جلوی خودم را بگیرم. شخصیت من این‌طور است.» اخلاق‌گرایی عملی یعنی به عقرب اعتماد نکنید. چرا که وقتی جانتان را از دست دادید، ایستادن در موضع حق به چه کارتان می‌آید؟ درس دیگر اینکه همه به سود منافع متقابل و یا حتی برای نفع خود عمل نمی‌کنند؛ چرا که سرشت آن‌ها این‌طور نیست. Déjà vu @Zuurvan

• در کنار آیین #زرتشت؛ ادیان دیگر در ایران ساسانی تصویر: مُهر مسیحی یک جاثلیق (مُهرِ یک اسقف ارشد مسیحی) در قلمرو دودمان #ساس
در کنار آیین #زرتشت؛ ادیان دیگر در ایران ساسانی
تصویر: مُهر مسیحی یک جاثلیق (مُهرِ یک اسقف ارشد مسیحی) در قلمرو دودمان #ساسانی، حوالی سال‌های ۴۰۰ تا ۶۵۰ میلادی - عقیق سرخ؛ کتابخانه ملی فرانسه، پاریس در شاهنشاهی ساسانی، آیین مزدیسنا جایگاه دینی مورد حمایت شاهنشاهی را داشت. در کنار آن، دین‌هایی مانند یهودیت، مسیحیت و مانویت نیز حضور گسترده‌ای داشتند و میزان آزادی یا فشار بر آن‌ها، بسته به دوره و سیاست شاهان متفاوت بود.
یهودیت جوامع یهودی از دوران باستان در میان‌رودان حضور داشتند و در دوره ساسانی به یکی از جوامع دینی مهم شاهنشاهی تبدیل شدند. مراکزی مانند نهردعا و پومبدیتا از مهم‌ترین کانون‌های آموزش دینی یهودیان بودند و در شکل‌گیری سنت علمی یهودیان بابل و تدوین تلمود بابلی نقش داشتند. در مجموع، روابط یهودیان با حکومت ساسانی بیشتر مسالمت‌آمیز و همراه با آزادی دینی و خودگردانی اجتماعی بود، هرچند این وضعیت در همه دوره‌ها یکسان نبود. در دوره‌هایی مانند حکومت یزدگرد یکم، یهودیان از حمایت و احترام برخوردار بودند؛ تا جایی که رهبر یهودیان او را با کوروش مقایسه کرد. با لقب «کوروش دوم» در مقابل، در زمان یزدگرد دوم فشار و آزار علیه یهودیان افزایش یافت و در میانه سده پنجم میلادی محدودیت‌هایی علیه آنان اعمال شد. با وجود این فراز و نشیب‌ها، یهودیان بخش مهمی از جامعه شاهنشاهی ساسانی بودند و تعامل فرهنگی و زبانی عمیقی میان آنان و جامعه ایرانی شکل گرفت؛ به‌گونه‌ای که فرهنگ، زبان و اندیشه ایرانی بر یهودیت بابلی و تلمود نیز تأثیر گذاشت.
مسیحیت مسیحیت از سده‌های نخست میلادی در میان‌رودان و سرزمین‌های ایرانی گسترش یافته بود. در آغاز دوره ساسانی حدود ۲۰ اسقف مسیحی شناخته شده‌اند و مسیحیان در مناطقی مانند پارس، ماد و کرانه‌های خلیج فارس حضور داشتند. پس از مسیحی‌شدن روم، ارمنستان و گرجستان در سده چهارم، به دلیل رقابت روم و ایران، برخی شاهان ساسانی نسبت به مسیحیان بدگمان شدند و در دوره‌هایی فشار و آزار افزایش یافت؛ بااین‌حال، سیاست دینی ساسانیان یکسان نبود. در زمان یزدگرد یکم (۳۹۹–۴۲۰ میلادی) شرایط مسیحیان بهبود یافت و در سال ۴۱۰ میلادی با اجازه شاه، شورایی با حضور حدود ۴۰ اسقف در سلوکیه-تیسفون برگزار شد که به سامان‌یافتن ساختار کلیسای مسیحی در شاهنشاهی کمک کرد. لقب «گناهکار» برای یزدگرد یکم در برخی منابع زرتشتی، تا حدی بازتاب مخالفت روحانیان مزدیسنا با سیاست مدارای او بود. در مقابل مسیحیت رو را نیکوکار توصیف کرده‌اند: «تعبیر «پادشاه نیک و مهربان» توصیف شده و آمده در منابع مسیحی»
• مانویت مانی، بنیان‌گذار مانویت، در سال ۲۱۶ میلادی در میان‌رودان زاده شد و در سده سوم میلادی آیینی را بنیان نهاد که آموزه‌هایی از سنت‌های مسیحی، گنوسی، مزدیسنایی و بودایی را در خود جای داده بود. بنیاد این آیین بر کشمکش میان روشنایی و تاریکی و رهایی عناصر نورانی از جهان مادی استوار بود.‌ مانی در حدود سال ۲۴۰ میلادی تبلیغ آیین خود را آغاز کرد و برای گسترش آن به سرزمین‌های گوناگون سفر کرد. او در آغاز از حمایت شاپور یکم برخوردار بود و کتاب شاپورگان را به او تقدیم کرد؛ اما این حمایت در دوره‌های بعد ادامه نیافت و در زمان بهرام یکم مانی دستگیر و سرانجام کشته شد. تاریخ مرگ او قطعی نیست، اما ۲۷۴ میلادی از تاریخ‌های مهم پیشنهادی است. پس از مرگ مانی، پیروان او آیینش را از میان‌رودان به ایران، آسیای میانه و چین گسترش دادند. مانویت با وجود مخالفت‌های دوره‌ای حکومت ساسانی، به یکی از مهم‌ترین آیین‌های فرامرزی جهان باستان تبدیل شد و چندین سده در سرزمین‌های شرقی به حیات خود ادامه داد.
@Zuurvan

• جامِ نوشیدنی با سرِ غزال؛ شاهکاری از هنر #ساسانی این جام نوشیدنی (ریتون) سیمین و زراندود به سدهٔ چهارم میلادی و روزگار ساسا
جامِ نوشیدنی با سرِ غزال؛ شاهکاری از هنر #ساسانی
این جام نوشیدنی (ریتون) سیمین و زراندود به سدهٔ چهارم میلادی و روزگار ساسانی، یعنی حدود ۳۰۰ تا ۴۰۰ میلادی، بازمی‌گردد. خاستگاه آن، حوالی مرز فعلی ایران با افغانستان دانسته شده و شمارهٔ ثبت آن در موزهٔ اسمیتسونین S1987.33 است. این اثر ۱۵٫۵ سانتی‌متر بلندا، ۲۵٫۴ سانتی‌متر پهنا و ۱۴٫۱ سانتی‌متر ژرفا دارد. بدنهٔ آن از نقره ساخته شده و بخش‌هایی از آن با طلا پوشانده شده است. سرِ غزال در پیشِ شاخ جای گرفته و از دهان آن یک آبریز بیرون آمده است؛ بنابراین این ظرف برای ریختن نوشیدنی، به‌ویژه شراب ساخته شده بود. در بخش بالایی بدنه نیز نقش دو بزکوهی، یک شیر، یک گاو کوهان‌دار و یک درخت دیده می‌شود و بخش‌هایی از این نقش‌ها زراندود شده‌اند. ساخت ظرف‌هایی به شکل جانور در ایران باستان پیشینه‌ای دیرینه داشت، اما موزهٔ اسمیتسونین این نمونه را اثری بسیار کمیاب از روزگار ساسانی می‌داند. جانوران شاخدار مانند غزال و قوچ در برخی ظرف‌های سیمین و زراندود ساسانی که با شکار شاهی پیوند دارند نیز دیده می‌شوند. نقش غزال و شیوهٔ ساخت این ظرف، تصویری از شکوه و جایگاه شاهانه در هنر ساسانی را بازتاب می‌دهد. این اثر در سال ۱۹۶۷ میلادی به‌دست آرتور ام. سکلر خریداری شد و در سال ۱۹۸۷ میلادی به گالری آرتور ام. سکلر در مؤسسهٔ اسمیتسونین بخشیده شد. امروزه این شاخ نوشیدنی در ساختمان شرقی، تالار ۲۱، نمایشگاه «ضیافت دیدگان؛ شکوه خوراک و نوشیدنی در ایران باستان» به نمایش گذاشته شده است.
@Zuurvan

• بانوی چنگ‌نواز بیشاپور؛ نغمه‌ای سنگی از روزگار #ساسانی این موزاییک سنگی به روزگار ساسانی و نزدیک به سال ۲۶۰ میلادی بازمی‌گر
• بانوی چنگ‌نواز بیشاپور؛ نغمه‌ای سنگی از روزگار #ساسانی
این موزاییک سنگی به روزگار ساسانی و نزدیک به سال ۲۶۰ میلادی بازمی‌گردد. اثر در بیشاپور، در کاخ #شاپور یکم و از کف ایوان به دست آمده است؛ کف ایوان دربار شاپور ساسانی، نزدیک به ۱۸۰۰ سال پیش... موزهٔ لوور آن را پوشش کف می‌داند که نقش یک بانوی چنگ‌نواز بر آن دیده می‌شود. این اثر از مرمر ساخته شده و ۶۴ سانتی‌متر بلندی و ۸۵ سانتی‌متر پهنا دارد. شمارهٔ ثبت آن در موزهٔ لوور AO 26169 / MAO 410 است و امروزه در بخش آثار باستانی خاور نزدیک این موزه در پاریس نگهداری می‌شود. موزاییک در جریان کاوش‌های باستان‌شناختی رومن گیرشمن در سال‌های ۱۹۳۹ تا ۱۹۴۱ در بیشاپور به دست آمد. در جریان کاوش‌های بیشاپور، مجموعه‌ای از موزاییک‌های تصویری پیدا شد که در میان آنها نقش نوازندگان، زنان رقصنده، چهره‌ها و نقش‌های گیاهی دیده می‌شود. این اثر بخشی از آرایهٔ کف ایوان کاخ شاپور یکم بوده است. در ساخت آن، قطعه‌های کوچک سنگی در کنار یکدیگر چیده شده‌اند و در شیوهٔ ساخت و نقش‌پردازی آن، اثرپذیری از هنر یونانی و رومی در کنار سنت هنری ساسانی دیده می‌شود. این موزاییک امروزه در تالار ۳۱۰، بال سولی، طبقهٔ همکف موزهٔ لوور نگهداری می‌شود.
@Zuurvan

• مهر ایرانی در روم؛ از خدای ایرانی تا آیین اسرارآمیز میترائیسم مهر و سول، روم، نزدیک به سال ۲۱۰ میلادی. رنگ‌مایه بر گچ. نگار
• مهر ایرانی در روم؛ از خدای ایرانی تا آیین اسرارآمیز میترائیسم
مهر و سول، روم، نزدیک به سال ۲۱۰ میلادی. رنگ‌مایه بر گچ. نگارخانه هنر دانشگاه ییل، نیوهیون؛ یافته‌شده در کاوش‌های فرانسوی-ییل در دورا-اوروپوس، شرق سوریه ۱۹۳۵. در سه سده نخست فرمانروایی روم، آیین‌های نوپدید در سراسر امپراتوری پیروان بسیاری یافتند. یکی از پرهوادارترین این آیین‌ها بر پرستش ایزد خورشیدی مهر استوار بود که از ایزد ایرانی میترا ریشه گرفته بود. آیین‌های آن نیز در میان گروه‌هایی از مردان و در چارچوب آیین‌های پیچیدهٔ گذار و پذیرفته‌شدن در کیش برگزار می‌شد. رومیان از آیین‌های راستین ایرانی آگاهی چندانی نداشتند و افسانه‌شناسی پیچیدهٔ خود را پدید آوردند؛ افسانه‌شناسی‌ای که امروزه بیشتر آن از میان رفته و تنها نگاره‌ها و تندیس‌های برجای‌مانده از مهرابه‌ها، از بریتانیا تا سوریه، نشانه‌هایی از آن را نگاه داشته‌اند. در این نگاره‌ها، مهر بیشتر با پوشش ایرانی و در حال کشتن پهلوانانهٔ گاوی آسمانی نشان داده می‌شود. اندیشهٔ بنیادینِ کشتاری آفریننده که جهان را پایدار نگه می‌دارد، ریشه‌ای ایرانی داشت و همانندی در جهان یونانی-رومی نداشت. مغان، موبدان ایرانی، از دیرباز نزد یونانیان و رومیان دارندگان دانش کهن و رایزنان شاهان ایران دانسته می‌شدند. در انجیل متی، آنان از خاورزمین می‌آیند و برای نوزاد عیسی، که او را شاه یهودیان می‌خوانند، پیشکش‌هایی می‌آورند. در هنر نخستین مسیحی نیز آنان با شلوار و کلاه‌های نوک‌تیز نشان داده می‌شوند تا خاستگاه خاوری‌شان آشکار باشد.
@Zuurvan

قانون نهم: «با عمل پیروز شوید، نه با بحث و استدلال» کتاب ‹۴۸ قانون قدرت› رابرت گرین در سال ۱۳۱ قبل از میلاد، کراسوس موچیانوس، کنسول و سردار رومی زمانی که شهر پرگاموس را در یونان محاصره کرده بود، نیاز به دژکوبی داشت تا دیوارهای شهر را ویران کند. چند روز قبل تعدادی دکلِ کشتی‌ غول‌پیکر در یک کارگاه کشتی‌سازی در آتن به چشمش خورده بود. از این رو دستور داد دکل‌هایی که بزرگ‌تر بودند را فورا برایش بیاورند. مهندس نظامی در آتن که سفارش را دریافت کرد، مطمئن بود که دکل کوچکتر بیشتر به کار می‌آمد. او با سربازانی که مأمور اجرای دستور بودند ساعت‌ها بحث کرد و به آنان گفت دکل کوچک‌تر هم مناسب‌تر است و هم حمل آن آسان‌تر است. سربازان به او هشدار دادند که رئیس‌شان اهل بحث نیست. اما او اصرار داشت دکل‌های کوچک‌تر برای ساخت دژکوب مناسب‌تر است. نمودار پشت نمودار رسم کرد و تا آن‌جا پیش‌رفت که مدعی شد او متخصص است و دیگران حرف‌هایش را نمی فهمند. سربازان رئیس‌شان را خوب می‌شناختند و در نهایت مهندس را قانع کردند، تخصص را کنار گذاشته و اطاعت امر کند. بعد از رفتن آن‌ها، مهندس قدری بیشتر درباره‌ی موضوع فکر کرد و از خود پرسید فایده تبعیت از دستوری که نتیجه‌اش جز شکست نبود، چیست؟ و بدین‌ترتیت کوچکترین دکل را فرستاد و مطمئن بود که سردار متوجه فایده‌ی آن شده و او را تشویق خواهد کرد. موچیانوس با دیدن دکل کوچک از سربازان توضیح خواست. سربازان گفتند که مهندس چقدر در باب فواید دکل کوچک سخن رانده و نهایتا قول داد دکل بزرگ را بفرستد. موچیانوس به شدت خمشگین شد. دیگر نمی‌توانست فکرش را روی محاصره متمرکز کند. آنچه ذهنش را درگیر کرده بود، آن مهندس گستاخ بود و دستور داد فورا او را بیاورند. چند روز بعد مهندس آمد و با خوشحالی درباره‌ی ارسال دکل کوچک‌تر به سردار توضیح داد. همان استدلال‌هایی که به سربازان ارائه کرده بود تکرار کرد و به سردار گفت که در این موارد بهتر است به حرف کارشناسان گوش کند و اینکه سردار از استفاده از دژکوب ارسالی او پشیمان نخواهد شد. موچیانوس صبر کرد تا حرف‌هایش تمام شود. سپس دستور داد تا در حضور سربازان لختش کردند و آنقدر با میله‌ی آهنی شلاقش زدند تا مُرد. این مهندس که نامش در کتب تاریخ ثبت نشده است، تمام عمرش را صرف طراحی دکل و ستون کرده بود و در شهری که در علم سرآمد بود برای خودش اسم و رسمی داشت. او از حرف خود مطمئن بود. دژکوب کوچک‌تر سرعت و نیروی بیشتری داشت؛ اندازه بزرگ‌تر لزوما نشانه‌ی برتری نیست. البته سردار بالاخره متوجه منطق او می شد و نهایتا هم می‌فهمید که علم بی‌طرف است و منطق برتر. اما پس چرا با اینکه مهندس نمودارها را با جزئیات به سردار نشان داد و دلایل کارشناسی را ارائه کرد، او بر جهل خود اصرار ورزید؟ این مهندس نظامی نماد استدلال‌گرانی بود که امروزه در میان ما کم نیستند. اهالی استدلال از این نکته غافل‌اند که کلمات هیچ‌وقت خنثی نیستند و استدلال کردن برای مافوق به معنی زیرسؤال بردن هوش اوست. استدلال‌کننده متوجه نیست که با چه آدمی طرف است. از آنجا که همه خود را حق‌به‌جانب می‌پندارند، گوش کسی به استدلال بدهکار نیست. مهندس زمانی که در مخمصه می‌افتد، باز بیشتر و بیشتر استدلال می‌آورد و بدین‌سان گور خود را عمیق‌تر می‌کند. وقتی که به طرف مقابل احساس ناامنی و دون‌پایگی القا کنید، دیگر بلاغت سقراطی به کار نمی‌آید. پس مراقب باشید، یاد بگیرید درستی نظراتتان را غیرمستقیم بفهمانید. @Zuurvan

• از نبرد ایران و یونان تا تأثیر هنر ایرانی بر سفالگری آتن خمرهٔ گردن‌سرخ‌نگار با صحنهٔ تعقیب یک سرباز ایرانی به‌دست یک یونان
• از نبرد ایران و یونان تا تأثیر هنر ایرانی بر سفالگری آتن
خمرهٔ گردن‌سرخ‌نگار با صحنهٔ تعقیب یک سرباز ایرانی به‌دست یک یونانی، ساخته‌شده در آتن، منسوب به نقاش برلین، ۵۰۰–۴۸۰ پیش از میلاد، موزهٔ گتی، اهدایی باربارا و لارنس فلایشمن، 96.AE.98 شماری از گلدان‌های آتنی، نگرش یونانیان به ایرانیان و شاهنشاهی #هخامنشی را پس از درگیری‌ها و برخی پیروزی‌های یونانیان در جنگ‌های اوایل سدهٔ پنجم پیش از میلاد بازتاب می‌دهند. این نگاره‌ها دگرگونی نگرش و برداشت یونانیان از ایرانیان را نشان می‌دهند؛ از ارج‌گذاری و ستایش گرفته تا خوارشماری و دشمنی، و نیز کنجکاوی و شیفتگی به فرهنگ ایرانی. برخی از این آثار، جنگاوران یونانی را در نبرد با ایرانیان نشان می‌دهند؛ ایرانیان گاه در حال گریز و گاه در حال پایداری و نبردی سخت به تصویر کشیده شده‌اند. آثار دیگر، زندگی و فرهنگ ایرانی را از دیدگاه سازندگان یونانی، بیگانه و شگفت‌آور نشان می‌دهند. در همان حال، تأثیر فرهنگ و هنر ایرانی بر هنر آتن نیز آشکار است. ظرف‌های گران‌بها با ساختار ایرانی، به‌ویژه شاخ‌جام‌های دارای سر جانوران، تأثیر چشمگیری بر سازندگان گلدان‌های آتنی گذاشتند.
@Zuurvan

• #نیچه در ‹چنین گفت #زرتشت› بسیاری چه دیر می‌میرند و اندکی چه زود! اما «بهنگام بمیر!» آموزه‌ای است هنوز با طنینی ناآشنا. بهن
#نیچه در ‹چنین گفت #زرتشت بسیاری چه دیر می‌میرند و اندکی چه زود! اما «بهنگام بمیر!» آموزه‌ای است هنوز با طنینی ناآشنا. بهنگام بمیر! زرتشت چنین می آموزانَد. به راستی آنکه به‌هنگام نمی زید، چه گونه به‌هنگام تواند مُرد؟ ترجمه مسعود انصاری - صفحه ۱۰۲ - کتابی برای همه‌کس و هیچ‌کس
آنچه من فهم می‌کنم؛ مرگِ بهنگام نتیجهٔ زندگیِ بهنگام است. یعنی کسی که زندگی‌اش را آگاهانه، کامل و مطابق با انتخاب خودش نزیسته باشد، حتی اگر در سن مناسب بمیرد، در واقع «به‌هنگام» نمرده است. عبارت «آنکه به‌هنگام نمی‌زید، چگونه به‌هنگام تواند مرد؟» یعنی: اگر کسی زمان و شیوهٔ درست زندگی کردن را نشناسد، چگونه می‌تواند زمان و شیوهٔ درست مردن را بشناسد؟ در نگاه زرتشتِ نیچه، مرگ نباید صرفاً اتفاقی باشد که زندگی را قطع می‌کند؛ بلکه باید پایان طبیعیِ یک زندگیِ کامل‌شده و معنا‌یافته باشد.
@Zuurvan

• مُهر #هخامنشی؛ نگاره‌ای از پادشاه ایران در نبرد با سرباز یونانی این مُهر به دوره هخامنشی و حدود ۴۵۰ پیش از میلاد بازمی‌گردد
• مُهر #هخامنشی؛ نگاره‌ای از پادشاه ایران در نبرد با سرباز یونانی
این مُهر به دوره هخامنشی و حدود ۴۵۰ پیش از میلاد بازمی‌گردد و از عقیق نواری ساخته شده است. این اثر در موزه گِتی با شماره ۲۰۱۹.۱۳.۹ نگهداری می‌شود. مُهرهای شخصیِ ساخته‌شده از سنگ‌های نیمه‌گرانبها در سراسر شاهنشاهی هخامنشی کاربرد گسترده داشتند. این مُهرها با فشرده شدن بر گل، به‌عنوان نشان شخصی و گواه هویت به کار می‌رفتند. در کاربرد مُهرهای باستانی، مُهر را روی توده‌ای از رُسِ نرم فشار می‌دادند تا نقش مُهر روی آن باقی بماند. مُهرهای ساخته‌شده در آسیای کوچک، یعنی ترکیه امروزی، ویژگی‌هایی از هنر ایرانی و یونانی را در کنار یکدیگر نشان می‌دهند. نقش‌هایی مانند نبرد و شکار نیز از موضوعات رایج در هنر وابسته به بزرگان هخامنشی بودند. اندکی پیش از ۵۰۰ پیش از میلاد، هخامنشیان سکه‌ای زرین با نگاره شاه پدید آوردند که در منابع یونانی با نام (دریک) دِریکوس (darikos) شناخته می‌شد؛ نامی که به #داریوش یکم، پادشاه هخامنشی، نسبت داده می‌شود. برخی سکه‌های دیگر هخامنشی نیز نگاره ساتراپ‌ها، یعنی فرمانروایان استان‌های گوناگون شاهنشاهی، را بر خود داشتند. این مُهر نمونه‌ای ارزشمند از هنر ایرانی دوره هخامنشی در آسیای کوچک است؛ هنری که در آن، عناصر ایرانی و یونانی در کنار یکدیگر دیده می‌شوند. نگاره پادشاه ایران در حال نبرد با سرباز یونانی نیز بخشی از همین سنت هنری است.
@Zuurvan