زُروان | Zurvān
Open in Telegram
در زُروان؛ بازگفتِ ایرانِ کهن، روایتی از تاریخ، هنر و میراث ایران باستان بر پایه آثار و پژوهشهای تاریخی
Show moreThe country is not specifiedThe category is not specified
1 887
Subscribers
+1024 hours
No data7 days
+10230 days
Posts Archive
1 885
Repost from مَهخوربانو‟
اَنارام | هومیشت
از ژرفای هزارهها؛
آنجا که آتش زبانِ نیایش است و واژهها، حافظهٔ مردمان ایرانزمین.
اینبار، هومیشت را میشنویم؛
روایتی از آیین، ایمان و خرد، برخاسته از دلِ اوستا.
🎙️ با صداهای: 𐎠 کدبان سپهر — ایزد هوم 𐎠 بهدین متین شاهی — اشوزرتشت 𐎠 بانو آرتِمیس — راویباشد که راستی و روشنایی پایدار بماند. اَنارام | روایتی از ریشهها، برای زمانهٔ ما.. ـــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ
کانال: مَه خور بانو @artemissungirl1 کانال:اَنارام @Anaram_MatinShahi
1 885
• گری کاسپاروف: ماجرای عقرب و قورباغه درسی بهیادماندنی دارد.
عقرب از قورباغه میخواهد که او را بر پشت خود سوار کند تا از رودخانه عبور کند. برای اینکه قورباغه قبول کند، استدلال میکند که اگر او را در این حین نیش بزند، هر دو میمیرند.
وسط رودخانه، عقرب کار خودش را میکند و قورباغه را نیش میزند. قورباغه در حال مرگ میگوید: «پس استدلالی که کردی چه شد؟»
عقرب در جواب میگوید: «استدلالی در کار نیست؛ نتوانستم جلوی خودم را بگیرم. شخصیت من اینطور است.»
اخلاقگرایی عملی یعنی به عقرب اعتماد نکنید. چرا که وقتی جانتان را از دست دادید، ایستادن در موضع حق به چه کارتان میآید؟
درس دیگر اینکه همه به سود منافع متقابل و یا حتی برای نفع خود عمل نمیکنند؛ چرا که سرشت آنها اینطور نیست. Déjà vu
@Zuurvan
1 885
• در کنار آیین #زرتشت؛ ادیان دیگر در ایران ساسانی
تصویر: مُهر مسیحی یک جاثلیق (مُهرِ یک اسقف ارشد مسیحی) در قلمرو دودمان #ساسانی، حوالی سالهای ۴۰۰ تا ۶۵۰ میلادی - عقیق سرخ؛ کتابخانه ملی فرانسه، پاریس در شاهنشاهی ساسانی، آیین مزدیسنا جایگاه دینی مورد حمایت شاهنشاهی را داشت. در کنار آن، دینهایی مانند یهودیت، مسیحیت و مانویت نیز حضور گستردهای داشتند و میزان آزادی یا فشار بر آنها، بسته به دوره و سیاست شاهان متفاوت بود.
• یهودیت جوامع یهودی از دوران باستان در میانرودان حضور داشتند و در دوره ساسانی به یکی از جوامع دینی مهم شاهنشاهی تبدیل شدند. مراکزی مانند نهردعا و پومبدیتا از مهمترین کانونهای آموزش دینی یهودیان بودند و در شکلگیری سنت علمی یهودیان بابل و تدوین تلمود بابلی نقش داشتند. در مجموع، روابط یهودیان با حکومت ساسانی بیشتر مسالمتآمیز و همراه با آزادی دینی و خودگردانی اجتماعی بود، هرچند این وضعیت در همه دورهها یکسان نبود. در دورههایی مانند حکومت یزدگرد یکم، یهودیان از حمایت و احترام برخوردار بودند؛ تا جایی که رهبر یهودیان او را با کوروش مقایسه کرد. با لقب «کوروش دوم» در مقابل، در زمان یزدگرد دوم فشار و آزار علیه یهودیان افزایش یافت و در میانه سده پنجم میلادی محدودیتهایی علیه آنان اعمال شد. با وجود این فراز و نشیبها، یهودیان بخش مهمی از جامعه شاهنشاهی ساسانی بودند و تعامل فرهنگی و زبانی عمیقی میان آنان و جامعه ایرانی شکل گرفت؛ بهگونهای که فرهنگ، زبان و اندیشه ایرانی بر یهودیت بابلی و تلمود نیز تأثیر گذاشت.
• مسیحیت مسیحیت از سدههای نخست میلادی در میانرودان و سرزمینهای ایرانی گسترش یافته بود. در آغاز دوره ساسانی حدود ۲۰ اسقف مسیحی شناخته شدهاند و مسیحیان در مناطقی مانند پارس، ماد و کرانههای خلیج فارس حضور داشتند. پس از مسیحیشدن روم، ارمنستان و گرجستان در سده چهارم، به دلیل رقابت روم و ایران، برخی شاهان ساسانی نسبت به مسیحیان بدگمان شدند و در دورههایی فشار و آزار افزایش یافت؛ بااینحال، سیاست دینی ساسانیان یکسان نبود. در زمان یزدگرد یکم (۳۹۹–۴۲۰ میلادی) شرایط مسیحیان بهبود یافت و در سال ۴۱۰ میلادی با اجازه شاه، شورایی با حضور حدود ۴۰ اسقف در سلوکیه-تیسفون برگزار شد که به سامانیافتن ساختار کلیسای مسیحی در شاهنشاهی کمک کرد. لقب «گناهکار» برای یزدگرد یکم در برخی منابع زرتشتی، تا حدی بازتاب مخالفت روحانیان مزدیسنا با سیاست مدارای او بود. در مقابل مسیحیت رو را نیکوکار توصیف کردهاند: «تعبیر «پادشاه نیک و مهربان» توصیف شده و آمده در منابع مسیحی»
• مانویت مانی، بنیانگذار مانویت، در سال ۲۱۶ میلادی در میانرودان زاده شد و در سده سوم میلادی آیینی را بنیان نهاد که آموزههایی از سنتهای مسیحی، گنوسی، مزدیسنایی و بودایی را در خود جای داده بود. بنیاد این آیین بر کشمکش میان روشنایی و تاریکی و رهایی عناصر نورانی از جهان مادی استوار بود. مانی در حدود سال ۲۴۰ میلادی تبلیغ آیین خود را آغاز کرد و برای گسترش آن به سرزمینهای گوناگون سفر کرد. او در آغاز از حمایت شاپور یکم برخوردار بود و کتاب شاپورگان را به او تقدیم کرد؛ اما این حمایت در دورههای بعد ادامه نیافت و در زمان بهرام یکم مانی دستگیر و سرانجام کشته شد. تاریخ مرگ او قطعی نیست، اما ۲۷۴ میلادی از تاریخهای مهم پیشنهادی است. پس از مرگ مانی، پیروان او آیینش را از میانرودان به ایران، آسیای میانه و چین گسترش دادند. مانویت با وجود مخالفتهای دورهای حکومت ساسانی، به یکی از مهمترین آیینهای فرامرزی جهان باستان تبدیل شد و چندین سده در سرزمینهای شرقی به حیات خود ادامه داد.@Zuurvan
1 885
• جامِ نوشیدنی با سرِ غزال؛ شاهکاری از هنر #ساسانی
این جام نوشیدنی (ریتون) سیمین و زراندود به سدهٔ چهارم میلادی و روزگار ساسانی، یعنی حدود ۳۰۰ تا ۴۰۰ میلادی، بازمیگردد. خاستگاه آن، حوالی مرز فعلی ایران با افغانستان دانسته شده و شمارهٔ ثبت آن در موزهٔ اسمیتسونین S1987.33 است. این اثر ۱۵٫۵ سانتیمتر بلندا، ۲۵٫۴ سانتیمتر پهنا و ۱۴٫۱ سانتیمتر ژرفا دارد. بدنهٔ آن از نقره ساخته شده و بخشهایی از آن با طلا پوشانده شده است. سرِ غزال در پیشِ شاخ جای گرفته و از دهان آن یک آبریز بیرون آمده است؛ بنابراین این ظرف برای ریختن نوشیدنی، بهویژه شراب ساخته شده بود. در بخش بالایی بدنه نیز نقش دو بزکوهی، یک شیر، یک گاو کوهاندار و یک درخت دیده میشود و بخشهایی از این نقشها زراندود شدهاند. ساخت ظرفهایی به شکل جانور در ایران باستان پیشینهای دیرینه داشت، اما موزهٔ اسمیتسونین این نمونه را اثری بسیار کمیاب از روزگار ساسانی میداند. جانوران شاخدار مانند غزال و قوچ در برخی ظرفهای سیمین و زراندود ساسانی که با شکار شاهی پیوند دارند نیز دیده میشوند. نقش غزال و شیوهٔ ساخت این ظرف، تصویری از شکوه و جایگاه شاهانه در هنر ساسانی را بازتاب میدهد. این اثر در سال ۱۹۶۷ میلادی بهدست آرتور ام. سکلر خریداری شد و در سال ۱۹۸۷ میلادی به گالری آرتور ام. سکلر در مؤسسهٔ اسمیتسونین بخشیده شد. امروزه این شاخ نوشیدنی در ساختمان شرقی، تالار ۲۱، نمایشگاه «ضیافت دیدگان؛ شکوه خوراک و نوشیدنی در ایران باستان» به نمایش گذاشته شده است.@Zuurvan
1 885
• بانوی چنگنواز بیشاپور؛ نغمهای سنگی از روزگار #ساسانی
این موزاییک سنگی به روزگار ساسانی و نزدیک به سال ۲۶۰ میلادی بازمیگردد. اثر در بیشاپور، در کاخ #شاپور یکم و از کف ایوان به دست آمده است؛ کف ایوان دربار شاپور ساسانی، نزدیک به ۱۸۰۰ سال پیش... موزهٔ لوور آن را پوشش کف میداند که نقش یک بانوی چنگنواز بر آن دیده میشود. این اثر از مرمر ساخته شده و ۶۴ سانتیمتر بلندی و ۸۵ سانتیمتر پهنا دارد. شمارهٔ ثبت آن در موزهٔ لوور AO 26169 / MAO 410 است و امروزه در بخش آثار باستانی خاور نزدیک این موزه در پاریس نگهداری میشود. موزاییک در جریان کاوشهای باستانشناختی رومن گیرشمن در سالهای ۱۹۳۹ تا ۱۹۴۱ در بیشاپور به دست آمد. در جریان کاوشهای بیشاپور، مجموعهای از موزاییکهای تصویری پیدا شد که در میان آنها نقش نوازندگان، زنان رقصنده، چهرهها و نقشهای گیاهی دیده میشود. این اثر بخشی از آرایهٔ کف ایوان کاخ شاپور یکم بوده است. در ساخت آن، قطعههای کوچک سنگی در کنار یکدیگر چیده شدهاند و در شیوهٔ ساخت و نقشپردازی آن، اثرپذیری از هنر یونانی و رومی در کنار سنت هنری ساسانی دیده میشود. این موزاییک امروزه در تالار ۳۱۰، بال سولی، طبقهٔ همکف موزهٔ لوور نگهداری میشود.@Zuurvan
1 885
• مهر ایرانی در روم؛ از خدای ایرانی تا آیین اسرارآمیز میترائیسم
مهر و سول، روم، نزدیک به سال ۲۱۰ میلادی. رنگمایه بر گچ. نگارخانه هنر دانشگاه ییل، نیوهیون؛ یافتهشده در کاوشهای فرانسوی-ییل در دورا-اوروپوس، شرق سوریه ۱۹۳۵. در سه سده نخست فرمانروایی روم، آیینهای نوپدید در سراسر امپراتوری پیروان بسیاری یافتند. یکی از پرهوادارترین این آیینها بر پرستش ایزد خورشیدی مهر استوار بود که از ایزد ایرانی میترا ریشه گرفته بود. آیینهای آن نیز در میان گروههایی از مردان و در چارچوب آیینهای پیچیدهٔ گذار و پذیرفتهشدن در کیش برگزار میشد. رومیان از آیینهای راستین ایرانی آگاهی چندانی نداشتند و افسانهشناسی پیچیدهٔ خود را پدید آوردند؛ افسانهشناسیای که امروزه بیشتر آن از میان رفته و تنها نگارهها و تندیسهای برجایمانده از مهرابهها، از بریتانیا تا سوریه، نشانههایی از آن را نگاه داشتهاند. در این نگارهها، مهر بیشتر با پوشش ایرانی و در حال کشتن پهلوانانهٔ گاوی آسمانی نشان داده میشود. اندیشهٔ بنیادینِ کشتاری آفریننده که جهان را پایدار نگه میدارد، ریشهای ایرانی داشت و همانندی در جهان یونانی-رومی نداشت. مغان، موبدان ایرانی، از دیرباز نزد یونانیان و رومیان دارندگان دانش کهن و رایزنان شاهان ایران دانسته میشدند. در انجیل متی، آنان از خاورزمین میآیند و برای نوزاد عیسی، که او را شاه یهودیان میخوانند، پیشکشهایی میآورند. در هنر نخستین مسیحی نیز آنان با شلوار و کلاههای نوکتیز نشان داده میشوند تا خاستگاه خاوریشان آشکار باشد.@Zuurvan
1 885
• قانون نهم: «با عمل پیروز شوید، نه با بحث و استدلال»
کتاب ‹۴۸ قانون قدرت› رابرت گرین
در سال ۱۳۱ قبل از میلاد، کراسوس موچیانوس، کنسول و سردار رومی زمانی که شهر پرگاموس را در یونان محاصره کرده بود، نیاز به دژکوبی داشت تا دیوارهای شهر را ویران کند. چند روز قبل تعدادی دکلِ کشتی غولپیکر در یک کارگاه کشتیسازی در آتن به چشمش خورده بود. از این رو دستور داد دکلهایی که بزرگتر بودند را فورا برایش بیاورند. مهندس نظامی در آتن که سفارش را دریافت کرد، مطمئن بود که دکل کوچکتر بیشتر به کار میآمد. او با سربازانی که مأمور اجرای دستور بودند ساعتها بحث کرد و به آنان گفت دکل کوچکتر هم مناسبتر است و هم حمل آن آسانتر است.
سربازان به او هشدار دادند که رئیسشان اهل بحث نیست. اما او اصرار داشت دکلهای کوچکتر برای ساخت دژکوب مناسبتر است. نمودار پشت نمودار رسم کرد و تا آنجا پیشرفت که مدعی شد او متخصص است و دیگران حرفهایش را نمی فهمند. سربازان رئیسشان را خوب میشناختند و در نهایت مهندس را قانع کردند، تخصص را کنار گذاشته و اطاعت امر کند.
بعد از رفتن آنها، مهندس قدری بیشتر دربارهی موضوع فکر کرد و از خود پرسید فایده تبعیت از دستوری که نتیجهاش جز شکست نبود، چیست؟ و بدینترتیت کوچکترین دکل را فرستاد و مطمئن بود که سردار متوجه فایدهی آن شده و او را تشویق خواهد کرد.
موچیانوس با دیدن دکل کوچک از سربازان توضیح خواست. سربازان گفتند که مهندس چقدر در باب فواید دکل کوچک سخن رانده و نهایتا قول داد دکل بزرگ را بفرستد. موچیانوس به شدت خمشگین شد. دیگر نمیتوانست فکرش را روی محاصره متمرکز کند. آنچه ذهنش را درگیر کرده بود، آن مهندس گستاخ بود و دستور داد فورا او را بیاورند.
چند روز بعد مهندس آمد و با خوشحالی دربارهی ارسال دکل کوچکتر به سردار توضیح داد. همان استدلالهایی که به سربازان ارائه کرده بود تکرار کرد و به سردار گفت که در این موارد بهتر است به حرف کارشناسان گوش کند و اینکه سردار از استفاده از دژکوب ارسالی او پشیمان نخواهد شد. موچیانوس صبر کرد تا حرفهایش تمام شود. سپس دستور داد تا در حضور سربازان لختش کردند و آنقدر با میلهی آهنی شلاقش زدند تا مُرد.
این مهندس که نامش در کتب تاریخ ثبت نشده است، تمام عمرش را صرف طراحی دکل و ستون کرده بود و در شهری که در علم سرآمد بود برای خودش اسم و رسمی داشت. او از حرف خود مطمئن بود. دژکوب کوچکتر سرعت و نیروی بیشتری داشت؛ اندازه بزرگتر لزوما نشانهی برتری نیست. البته سردار بالاخره متوجه منطق او می شد و نهایتا هم میفهمید که علم بیطرف است و منطق برتر. اما پس چرا با اینکه مهندس نمودارها را با جزئیات به سردار نشان داد و دلایل کارشناسی را ارائه کرد، او بر جهل خود اصرار ورزید؟
این مهندس نظامی نماد استدلالگرانی بود که امروزه در میان ما کم نیستند. اهالی استدلال از این نکته غافلاند که کلمات هیچوقت خنثی نیستند و استدلال کردن برای مافوق به معنی زیرسؤال بردن هوش اوست. استدلالکننده متوجه نیست که با چه آدمی طرف است. از آنجا که همه خود را حقبهجانب میپندارند، گوش کسی به استدلال بدهکار نیست. مهندس زمانی که در مخمصه میافتد، باز بیشتر و بیشتر استدلال میآورد و بدینسان گور خود را عمیقتر میکند. وقتی که به طرف مقابل احساس ناامنی و دونپایگی القا کنید، دیگر بلاغت سقراطی به کار نمیآید.
پس مراقب باشید، یاد بگیرید درستی نظراتتان را غیرمستقیم بفهمانید.
@Zuurvan
1 885
• از نبرد ایران و یونان تا تأثیر هنر ایرانی بر سفالگری آتن
خمرهٔ گردنسرخنگار با صحنهٔ تعقیب یک سرباز ایرانی بهدست یک یونانی، ساختهشده در آتن، منسوب به نقاش برلین، ۵۰۰–۴۸۰ پیش از میلاد، موزهٔ گتی، اهدایی باربارا و لارنس فلایشمن، 96.AE.98 شماری از گلدانهای آتنی، نگرش یونانیان به ایرانیان و شاهنشاهی #هخامنشی را پس از درگیریها و برخی پیروزیهای یونانیان در جنگهای اوایل سدهٔ پنجم پیش از میلاد بازتاب میدهند. این نگارهها دگرگونی نگرش و برداشت یونانیان از ایرانیان را نشان میدهند؛ از ارجگذاری و ستایش گرفته تا خوارشماری و دشمنی، و نیز کنجکاوی و شیفتگی به فرهنگ ایرانی. برخی از این آثار، جنگاوران یونانی را در نبرد با ایرانیان نشان میدهند؛ ایرانیان گاه در حال گریز و گاه در حال پایداری و نبردی سخت به تصویر کشیده شدهاند. آثار دیگر، زندگی و فرهنگ ایرانی را از دیدگاه سازندگان یونانی، بیگانه و شگفتآور نشان میدهند. در همان حال، تأثیر فرهنگ و هنر ایرانی بر هنر آتن نیز آشکار است. ظرفهای گرانبها با ساختار ایرانی، بهویژه شاخجامهای دارای سر جانوران، تأثیر چشمگیری بر سازندگان گلدانهای آتنی گذاشتند.@Zuurvan
1 885
• #نیچه در ‹چنین گفت #زرتشت›
بسیاری چه دیر میمیرند و اندکی چه زود! اما «بهنگام بمیر!» آموزهای است هنوز با طنینی ناآشنا.
بهنگام بمیر! زرتشت چنین می آموزانَد.
به راستی آنکه بههنگام نمی زید، چه گونه بههنگام تواند مُرد؟
ترجمه مسعود انصاری - صفحه ۱۰۲ - کتابی برای همهکس و هیچکس
آنچه من فهم میکنم؛ مرگِ بهنگام نتیجهٔ زندگیِ بهنگام است. یعنی کسی که زندگیاش را آگاهانه، کامل و مطابق با انتخاب خودش نزیسته باشد، حتی اگر در سن مناسب بمیرد، در واقع «بههنگام» نمرده است. عبارت «آنکه بههنگام نمیزید، چگونه بههنگام تواند مرد؟» یعنی: اگر کسی زمان و شیوهٔ درست زندگی کردن را نشناسد، چگونه میتواند زمان و شیوهٔ درست مردن را بشناسد؟ در نگاه زرتشتِ نیچه، مرگ نباید صرفاً اتفاقی باشد که زندگی را قطع میکند؛ بلکه باید پایان طبیعیِ یک زندگیِ کاملشده و معنایافته باشد.@Zuurvan
1 885
• مُهر #هخامنشی؛ نگارهای از پادشاه ایران در نبرد با سرباز یونانی
این مُهر به دوره هخامنشی و حدود ۴۵۰ پیش از میلاد بازمیگردد و از عقیق نواری ساخته شده است. این اثر در موزه گِتی با شماره ۲۰۱۹.۱۳.۹ نگهداری میشود. مُهرهای شخصیِ ساختهشده از سنگهای نیمهگرانبها در سراسر شاهنشاهی هخامنشی کاربرد گسترده داشتند. این مُهرها با فشرده شدن بر گل، بهعنوان نشان شخصی و گواه هویت به کار میرفتند. در کاربرد مُهرهای باستانی، مُهر را روی تودهای از رُسِ نرم فشار میدادند تا نقش مُهر روی آن باقی بماند. مُهرهای ساختهشده در آسیای کوچک، یعنی ترکیه امروزی، ویژگیهایی از هنر ایرانی و یونانی را در کنار یکدیگر نشان میدهند. نقشهایی مانند نبرد و شکار نیز از موضوعات رایج در هنر وابسته به بزرگان هخامنشی بودند. اندکی پیش از ۵۰۰ پیش از میلاد، هخامنشیان سکهای زرین با نگاره شاه پدید آوردند که در منابع یونانی با نام (دریک) دِریکوس (darikos) شناخته میشد؛ نامی که به #داریوش یکم، پادشاه هخامنشی، نسبت داده میشود. برخی سکههای دیگر هخامنشی نیز نگاره ساتراپها، یعنی فرمانروایان استانهای گوناگون شاهنشاهی، را بر خود داشتند. این مُهر نمونهای ارزشمند از هنر ایرانی دوره هخامنشی در آسیای کوچک است؛ هنری که در آن، عناصر ایرانی و یونانی در کنار یکدیگر دیده میشوند. نگاره پادشاه ایران در حال نبرد با سرباز یونانی نیز بخشی از همین سنت هنری است.@Zuurvan
1 885
• درخشش زر بر نقره؛ سرِ اسبِ زراندودِ کرمان، یادگاری نفیس از هنر و شکوه ایرانِ #ساسانی
سر اسب ساسانی کرمان، ساختهشده از نقره با روکش طلا، اثری متعلق به سدهٔ چهارم میلادی است که در کرمان، ایران کشف شده و امروزه با شمارهٔ ثبت MAO 132 در مجموعهٔ آثار خاور نزدیک موزهٔ لوور نگهداری میشود. این اثر حدود ۲۰ سانتیمتر طول، ۱۴ سانتیمتر ارتفاع و ۵٫۲ سانتیمتر ضخامت دارد و سازندهٔ آن ناشناس است. دربارهٔ کاربرد دقیق سر اسب اطلاعات قطعی وجود ندارد و نمیتوان با اطمینان مشخص کرد که بخشی از زین، ارابه، تندیس یا یک شیء آیینی بوده است. این اثر در سال ۱۹۵۳ توسط موزهٔ لوور خریداری شد و نمونهای ارزشمند از فلزکاری و هنر نقرهکاری ساسانی بهشمار میرود؛ هنری که در آن استفاده از فلزات گرانبها و تزئینات ظریف جایگاه ویژهای داشت. سر اسب کرمان به دورهای تعلق دارد که شاهنشاهی ساسانی یکی از بزرگترین قدرتهای جهان باستان بود. ساسانیان از سال ۲۲۴ میلادی حکومت خود را آغاز کردند و قلمرو آنان بخش بزرگی از ایران امروزی و مناطقی از افغانستان، عراق، سوریه، قفقاز، آسیای مرکزی، ترکیه و سواحل خلیج فارس را دربر میگرفت. این شاهنشاهی که در فارسی میانه ایرانشهر (Ērānshahr) نامیده میشد، پایتخت خود را در تیسفون قرار داده بود و زرتشتیگری دین اصلی آن بود. سر اسب زراندود کرمان، در ابعادی کوچک، نمونهای از مهارت صنعتگران ساسانی در ساخت آثار نفیس از نقره و طلا و بخشی از میراث هنری ایران پیش از اسلام است.@Zuurvan
1 885
• درود بر کاربران گرامی
این کانال با همراهی و اعتماد شما شکل گرفته است. اگر پیشنهاد، انتقاد یا دیدگاهی درباره محتوای کانال دارید، خوشحال میشویم آن را با ما در میان بگذارید.
نظرات شما را با دقت میخوانیم و از آنها برای بهبود کیفیت و محتوای کانال استفاده خواهیم کرد.
@Zuurvan
1 885
• پیکرهای رازآلود از زن #ایلامی؛ هنر ۳۵۰۰ ساله ایران
این پیکره زنانه متعلق به دوره ایلامی میانه و مربوط به حدود ۱۵۰۰ تا ۱۱۰۰ پیش از میلاد است. این اثر در موزه هنر متروپولیتن نیویورک، تالار ۹۹، نگهداری میشود و احتمالاً از شوش در ایران به دست آمده است. جنس آن سفال و اندازهاش ۱۸٫۳ × ۶ × ۳٫۲ سانتیمتر است. در میانه هزاره دوم پیش از میلاد، سرزمین ایلام در جنوبغربی ایران به توان سیاسی و جنگی بیشتری دست یافت. کاوشهای باستانشناسی در چند جایگاه مهم این دوره، اشیای ویژهای را آشکار کردهاند که نشاندهنده نوآوری هنرمندان ایلامی و دلبستگی آنان به زیورآلات است. این پیکره با قالب ساخته شده و زنی را با سرپوشی نقشدار نشان میدهد. نوارهایی ضربدری از روی شانههای او گذشته و از حلقهای میان سینهها عبور میکنند. این نوارها با نقش استخوانماهی آراسته شدهاند. زن گردنبند، سه دستبند در هر دست و پابند پوشیده است. او سینههایش را با دست گرفته و بخش شرمگاهیاش بهصورت بزرگنماییشده و با ردیفهایی از پیچوتابهای مویی نشان داده شده است. بدن تخت اما گوشتی و پاهای بزرگ و کشیده، از ویژگیهای پیکرههای برهنه زنانه این دوره هستند. چشمان بزرگ و برجسته او نیز مستقیماً بیننده را مینگرند. اینگونه پیکرههای برهنه زنانه اغلب نماد باروری دانسته شدهاند؛ بااینحال، حالت روبهرو، اندامهای بزرگنماییشده، حرکتهای تحریکآمیز و بدن پرزیور آنها میتواند نشان دهد که جنبه اروتیک و جنسی نیز داشتهاند. این اثر با شماره ۵۱٫۷٫۱ در سال ۱۹۵۱ از نیکولا کوتولاکیس در پاریس خریداری و وارد موزه شد و اکنون در بخش هنر باستانی آسیای غربی نگهداری میشود.@Zuurvan
1 885
• کوزهای از ژرفای هزارهها؛ روایت خاموش خاک و نگاره در ایران کهن
این کوزه با پیشینهای نزدیک به ۵۳۰۰ تا ۴۳۰۰ پیش از زایش مسیح، از سفالینههای گونه «چشمهعلی» است؛ گونهای که در پایان هزاره ششم پیش از زایش مسیح در پیرامون تهران پدید آمد و سپس در شمال ایران گسترش یافت. کوزه از گل سرخفام ساخته شده و نگارههای بیضی سیاه، میان نوارهای کلفت افقی، بر تن آن نشستهاند. کوزه دهانهای باریک، تنی کوتاه و گرد و پایهای کوچک و گود دارد. چهار سوراخ پیرامون دهانه، شاید برای بستن درپوش بودهاند. این کوزه با دست ساخته شده و شاید با چرخ کند پرداخت شده باشد. پهنای آن ۲۳٫۵ سانتیمتر، بلندا ۱۷٫۱۵ سانتیمتر و پهنای دهانه ۱۰٫۹۵ سانتیمتر است. کاربرد آن روشن نیست؛ اما دیواره نازک، اندازه میانه و نگارههای آن نشان میدهد که شاید برای نگهداری ساخته نشده باشد. شکل کوزه نیز برای خوردن و نوشیدن چندان برازنده نیست؛ ازاینرو شاید ظرفی برای بخش کردن خوراک یا نوشیدنی میان چند تن بوده است. نمونهای نزدیک به آن در کَرهتپه، ۳۶ کیلومتری جنوبباختری تهران و نمونهای دیگر در اسماعیلآباد، ۸۰ کیلومتری شمالباختری تهران یافت شده است. این اثر در ۱۹۶۰ به موزه هنر متروپولیتن نیویورک پیشکش شد و اکنون در بخش هنر باستانی آسیای باختری نگهداری میشود. شماره اثر ۶۰٫۶۱٫۳ است.@Zuurvan
1 885
• جایی در دل کوه، مردی از سنگ ایستاده است؛ یادگار شاپور و روزگار #ساسانی
تندیس شاپور یکم، دومین شاهنشاه ساسانی، یکی از بزرگترین و چشمگیرترین پیکرههای برجایمانده از روزگار ساسانی است. این تندیس در غار شاپور، حدود ۶ کیلومتری بیشاپور در فارس قرار دارد و نزدیک به ۶٫۷ متر بلندی و بیش از ۲ متر پهنای شانه دارد. پیکره از یک چکیدهسنگ بزرگ و درجا تراشیده شده و برخلاف تصور رایج، از سنگ جداگانهای ساخته و سپس به غار آورده نشده است. تاج کنگرهدار آن نیز یکی از مهمترین نشانههای شناسایی شاپور یکم است؛ بر فراز تاج، جای یک گوی فلزی نیز دیده میشود که احتمالاً بخشی از تاج بوده است. پژوهشها ساخت آن را به روزگار خود شاپور و احتمالاً حدود ۲۶۵ تا ۲۷۰ میلادی نسبت میدهند. #شاپور یکم در جنگهای خود با روم پیروزیهای بزرگی به دست آورد و سه امپراتور روم را زمینگیر کرد. تندیس در سدههای میانه، احتمالاً بر اثر زمینلرزه، فرو افتاد و بخشهایی از دستها و پاهای آن از میان رفت. پس از چندین سده، در ۱۳۳۶–۱۳۳۷ خورشیدی (۱۹۵۷–۱۹۵۸) دوباره برپا شد و بخشهای آسیبدیدهٔ آن با سازههای نگهدارنده استوار شد. این تندیس در ژرفای غار، رو به تنگ چوگان ایستاده است؛ همانجا که در روزگار ساسانی میدان بازی چوگان و گردشگاه شاهزادگان و درباریان بود. شاپور یکم نیز خود چوگانبازی چیرهدست بود. تندیس شاپور رو به تنگ چوگان دارد؛ گویی چوگانبازانِ میدان، در برابر نگاه شاه ساسانی قرار داشتند و شاپور از فراز کوه، ناظر بازی و تاختوتاز آنان بود. امروزه این پیکره در کنار شهر باستانی بیشاپور و دیگر یادمانهای ساسانی فارس، بخشی از چشمانداز باستانشناختی ساسانی فارس است؛ یادگاری کممانند از هنر سنگتراشی ایران در حدود هفده سده پیش.@Zuurvan
1 885
• آویز نقرهای بزکوهی؛ یادگاری از ایرانِ پنج هزار سال پیش
این آویز نقرهای بزکوهی نزدیک به پنج هزار سال پیش، در روزگار نیاایلامی، در جنوبباختری ایران ساخته شده است. این دستساخته که از نقره ساخته شده، با پیکرهٔ زیبای بزکوهی و ساخت هنرمندانهاش، نشاندهندهٔ توانایی و چیرهدستی سازندگان آن در هزارهٔ سوم پیش از میلاد است. این یادگار کهن در سال ۱۹۴۷ به موزهٔ متروپولیتن نیویورک راه یافت و اکنون در گنجینهٔ هنرهای کهن آسیای باختری نگهداری میشود. این اثر در نمایشگاههای گوناگونی نیز به نمایش درآمده و در سال ۲۰۲۱ در نمایشگاه «ایران حماسی» در موزهٔ ویکتوریا و آلبرت لندن دیده شد. آویزی کوچک از ایرانِ پنج هزار سال پیش؛ گواهی ماندگار بر هنر و چیرهدستی مردمان این سرزمین در سپیدهدم تاریخ.@Zuurvan
1 885
• سوزن استخوانی دَلما تپه؛ ابزار کوچکی از هزاره پنجم پیش از میلاد
این سوزن استخوانی از محوطه باستانی دَلما تپه در شمالغرب ایران، به دوره مسسنگی و هزاره پنجم پیش از میلاد تعلق دارد. این ابزار کوچک احتمالاً برای سوراخ کردن چرم، کار با الیاف و دوخت استفاده میشده و نشاندهنده مهارت جوامع پیشاتاریخی ایران در ساخت ابزارهای کاربردی از مواد طبیعی است. این اثر در سال ۱۹۶۱ میلادی در جریان کاوشهای پروژه حسنلو کشف شد؛ پروژهای که با حمایت موزه دانشگاه پنسیلوانیا، اداره باستانشناسی ایران و موزه هنر متروپولیتن نیویورک انجام شد. این قطعه در سال ۱۹۶۲ به مجموعه موزه پیوست که نتیجه مشارکت مالی موزه در هزینههای این کاوشها بود. دَلما تپه یکی از محوطههای مهم باستانشناسی منطقه سولدوز ایران است و یافتههایی مانند این سوزن، اطلاعات ارزشمندی درباره زندگی، صنایع دستی و فناوری جوامع کشاورز شمالغرب ایران در حدود هفت هزار سال پیش ارائه میکنند. این اثر کوچک، نمونهای از توانایی انسان باستان در تولید ابزارهای دقیق برای نیازهای روزمره است.@Zuurvan
