fa
Feedback

فریب کلاهبرداران را نخورید! تل‌متریو این کانال‌ها را شناسایی و برچسب‌گذاری می‌کند 👉 برای مشاهده برچسب، اشتراک تهیه کنید

Anliliy

Anliliy

رفتن به کانال در Telegram

زاده‌ی خاک و خورشـید‌ 🌞 دانشجو مهندسی هوافضا «و سرانجام روزی نهالی که ریشه در خاک داشت، خواست از شکفتن بنویسد.» message: @Anliliybot .. ̥✿ personal: t.me/+9ZOUZ6MQHlBjNWQ0

نمایش بیشتر
کشور مشخص نشده استدسته بندی مشخص نشده است
1 109
مشترکین
اطلاعاتی وجود ندارد24 ساعت
-87 روز
+5430 روز
آرشیو پست ها
Anliliy
1 109
تو خونِ کدام خورده‌تیری؟ تو کفش کدام جا‌ن‌فدایی؟
تو خونِ کدام خورده‌تیری؟ تو کفش کدام جا‌ن‌فدایی؟

Anliliy
1 109
sticker.webp0.18 KB

Anliliy
1 109
چایی با #واژه چای ☕️ ریشه این واژه پارسی نیست، از زبان چینی گرفته شده. در چینی ماندارین بهش «چا cha» می‌گن و از راه های خشکی و زمینی مثل جاده ابریشم و تجارت با آسیای میانه به زبان‌های پارسی،ترکی، روسی، اردو و عربی رسیده.
یه خانواده دیگه هم هست، «تی و تی‌آ» که از گویش مین‌نام در جنوب چین و استان فوجیان گرفته شده که اونجا بهش «te» می‌گن. این گویش رو هلندی‌ها که از بندرهای جنوبی چین تجارت می‌کردن به اروپا بردن.
و به طرز جالبی مسیر ورود واژه، اینکه زمینی رفته یا دریایی، تعیین کرده چه کشورایی بگن «چای» و کدوم‌ها بگن «تی».

Anliliy
1 109
‌ ‌ -morning✨
+1
‌ ‌ -morning✨

Anliliy
1 109
sticker.webp0.16 KB

Anliliy
1 109

Anliliy
1 109
Repost from 🥭Cucinella
رسپی مافین نارگیلی

Anliliy
1 109
Repost from 🥭Cucinella
رسپی مافین نارگیلی

Anliliy
1 109
سپاس سپاس سپاس:)))🤍✨

Anliliy
1 109
ریشه‌ٔ «گوسان»؛ این واژه از کجا اومده؟
این کلمه کلاً پارتی پهلوی اشکانی هست. توی متون پهلوی ساسانی یا پارسی میانه هم وارد شده، اما مشخصه که نژاد و نسبش به شمال و شمال‌شرق ایران، همون پارت‌ها برمی‌گرده. در مورد ریشه هندواروپایی یا ایرانی باستانِ دقیقش بین زبان‌شناس‌هایی مثل مری بویس که بزرگ‌ترین پژوهشگر در زمینه گوسان‌هاست و هننینگ بحث بوده: برخی اون رو با ریشه gūš- به معنای شنیدن و گوش دادن، مرتبط می‌دونستن؛ یعنی «کسی که شنیده می‌شه» یا «شنواننده»، کسی که بقیه بهش گوش میدن. 🧉 این پنج‌تا فکت بامزه‌ی زیر از گوسان‌هارو از دست ندید!
★ «مری بویس» و کشف بزرگ! تا همین سده اخیر، خیلیا دقیقاً نمی‌دونستن «گوسان» یعنی چی و توی متون قدیمی فکر می‌کردن شاید اسم یه شخصه یا یه غلط املاییه! تا اینکه مری بویس، ایران‌شناس نامدار بریتانیایی در سال ۱۹۵۷ یه مقاله مفصل و شاهکار نوشت به اسم "The Parthian Gōsān and Iranian Minstrel Tradition" و ثابت کرد که گوسان‌ها یک نهادِ صنف‌مانند و بسیار قدرتمندِ هنری رسانه‌ای توی ایران باستان بودن. ‌ ★ داستان ویس و رامین منظومه معروف ویس و رامین (که فخرالدین اسعد گرگانی توی قرن پنجم به نظم درآورد) در اصل یه داستان عاشقانه پارتیه. توی خودِ متنِ ویس و رامین، کلمه «گوسان» رسماً اومده! اونجا که رامین ساز می‌گیره دستش و توی بزم می‌خونه، اصطلاحاً کارِ یک «گوسان» رو انجام میده. این یعنی شاهکار عاشقانه ادبیات ما مستقیم از حنجره یک گوسان اشکانی به ما رسیده.   ★ بداهه‌سراهای حرفه‌ای (مثل رپرهای امروز!) گوسان‌ها فقط شعر حفظ نمی‌کردن و اونا استاد بداهه‌سرایی بودن! یعنی وارد یه بزم یا میدان جنگ که می‌شدن، همون‌لحظه اتفاقات روز، مدحِ خان یا شاه، یا کل‌کل‌های رزمنده‌ها رو می‌کردن شعر، می‌گذاشتن روی ریتم ساز و می‌خوندن. یه چیزی توی مایه‌های «استریت آرت» یا رپ‌بک‌های امروزی، ولی با چنگ و عود! ‌ ★ بدون گوسان‌ها، «رستم» کلاً گم می‌شد! رستم پهلوانِ منطقه سیستان و شرق ایران بود. اشکانی‌ها که خودشون از شرق و شمال‌شرق اومده بودن، سنت قصه‌گویی گوسان‌ها رو پروروندن. گوسان‌های پارتی داستان‌های رستم و خاندان زال رو دهه‌به‌دهه و قرن‌به‌قرن سینه به سینه خوندن و به دوره ساسانی رسوندن. اگه گوسان‌ها این داستان‌ها رو روی ساز نمی‌ذاشتن، این قصه‌ها تا زمان فردوسی زنده نمی‌موندن که وارد شاهنامه بشن. ‌ ★ چرا ساسانی‌ها با گوسان‌ها حال نمی‌کردن؟ وقتی ساسانی‌ها روی کار اومدن، حکومت رو خیلی دینی و متمرکز کردن. گوسان‌های اشکانی خیلی آزاداندیش، دوره‌گرد و وابسته به فرهنگ مردم و اشرافِ محلی بودن. ساسانی‌ها سعی کردن موسیقی رو دولتی و درباری کنن (مثل باربد و نکیسا). برای همین واژه «گوسان» کم‌کم توی دوره ساسانی جاش رو داد به کلماتی مثل «رمشگر» یا «خرم‌باش»، اما سنّت اصلی گوسان‌ها زیر پوست جامعه و توی روستاها و ایل‌ها زنده موند.
🧉 خلاصه اینکه، گوسان‌ها رسانه‌های زنده، حافظه‌های ضبط‌کننده تاریخ، و راک‌استارهای عصر اشکانی بودن که تاریخ و اسطوره ما رو روی سیم‌های چنگشون تا به امروز زنده نگه داشتن!

Anliliy
1 109
‍ گوسان‌ها؛ قصه‌گوهای باحال ایران باستان!   #پاره‌نگار اگه امروز داستان‌های شاهنامه، رستم و سهراب و افسانه‌های پهلوانی به دست ما رسیده، بخش بزرگی‌شو مدیون آدم‌هایی هستیم که توی تاریخ بهشون می‌گفتن «گوسان».
گوسان‌ها در واقع شاعرها، خواننده‌ها و نوازنده‌های دوره‌گرد دوره اشکانی و حتی پیش‌تر بودن که کارشون فقط ساز زدن نبود؛ یه پکیج کامل از هنر بودن!
اصلاً گوسان‌ها چی‌کار می‌کردن؟ کلمه «گوسان» یه واژه پارتی اشکانی هست که معنیش میشه همون «خنیاگر» یا شاعر، نوازنده خودمون. این رفقا چندتا کار رو با هم انجام می‌دادن:
ساز می‌زدن: معمولاً یه چنگ یا تنبور دستشون بود و اجرا می‌کردن.
شعر و قصه می‌گفتن: داستان جنگ‌ها، پهلوونی‌ها و عشق‌های قدیمی رو حفظ بودن و با ریتم می‌خوندن.
تاریخ رو زنده نگه می‌داشتن: اون زمان که مثل الان اینترنت و کتاب چاپ‌شده نبود، گوسان‌ها حافظه تاریخی مردم بودن.
🧉 ★ گوسان‌ها کجای جامعه بودن؟ هم توی دربار شاهان و بزم‌های بزرگ‌پادشاهی می‌رفتن و تحویلشون می‌گرفتن، هم وسط کوچه و بازار برای مردم عادی می‌نواختن. در واقع نقش «رسانه متحرک» اون زمان رو داشتن! اخبار، داستان‌ها و حتی پیام‌های سیاسی اجتماعی رو از این شهر به اون شهر می‌بردن. 🧉 ★ بعد از اسلام چی سرشون اومد؟ با رفتن اشکانی‌ها و ساسانی‌ها، اسم گوسان کم‌کم از زبان‌ها افتاد، ولی شغل و هنرشون از بین نرفت! شد همون نقالی و شاهنامه‌خوانی توی قهوه‌خانه‌ها. توی فرهنگ‌های محلیمون هم موندگار شد؛ مثل عاشیق‌های آذربایجان یا بخشی‌های خراسان که دقیقاً ادامه همون سنت گوسانی هستن.
فردوسی بزرگ و بقیه شاعرها هم برای نوشتن شاهنامه و منظومه‌ها، کلی از همین قصه‌های شفاهی که گوسان‌ها نسل به نسل چرخونده بودن استفاده کردن.


Anliliy
1 109
عصرونه‌هاتونو آماده کنین که درمورد گوسان‌های ایران باستان بخونیم

Anliliy
1 109
sticker.webp0.22 KB

Anliliy
1 109
جاویدنام‌های عزیزی که اینجا بهشون سر زدم، فقط یک قطعه از باغ رضوان اصفهان بودن؛ اما تعدادشون بسیار بسیار بیشتر از اینها بود و اگه فقط کنار مزار هرکدوم سه دقیقه می‌ایستادم، تا شب طول می‌کشید، و من شوربختانه کمبود زمان داشتم؛ امیدوارم در سفرهای بعدیم بتونم زمان بیشتری برای ادای احترام بهشون بذارم. 🤍

Anliliy
1 109
جاویدنام‌های عزیزی که تو اینجا بهشون سر زدم، فقط یک قطعه از باغ رضوان اصفهان بودن؛ اما تعدادشون بسیار بسیار بیشتر از اینها بود که اگه فقط کنار مزار هرکدوم سه دقیقه می‌ایستادم، تا شب طول می‌کشید و من کمبود زمان داشتم؛ امیدوارم در سفرهای بعدیم بتونم زمان بیشتری برای ادای احترام بهشون بذارم. 🤍