es
Feedback
Anliliy اساطیر ایران و

Anliliy اساطیر ایران و

Ir al canal en Telegram

زاده‌ی خـاک و خورشــید‌ 🌞 یکم درباره‌ی مـن : https://t.me/Anliliiy/37 @Anliliybot .. ̥✿

Mostrar más
El país no está especificadoLa categoría no está especificada
819
Suscriptores
+7224 horas
+2267 días
+32830 días
Archivo de publicaciones
زادروز یه ایراندخت اگااه و خوشگلههه🎉 شاااد باشیی و نیک‌بخت🥹✨🤍

نیک‌مهر‌ ها پرسشایی که تو بات داشتینو دیدم. خیلی ممنونم که می‌خونین پست هارو و ارزش میدین. و این‌که بذارید اخرشب که از سرکار برگشتم بیام دونه دونه پاسخ بدم؛ اگه بازم پرسشی از مطالب پیش اومده تا اون موقع تو بات بپرسید🤍

زن در آیینه‌ی ایـــران باستـان | فصل خیلی دور
بخش دو : زن و زمین، باورهای مقدس
در بخش گذشته دیدیم که ۸ تا ۱۰ هزار سال پیش، دهکده‌های اولیه در فلات ایران چطور با دست‌های زنان رونق گرفتن؛ اما حالا وارد یک لایه‌ی عمیق‌تر میشیم: انسان پیشاتاریخ به چی باور داشت و «زن» در جهان‌بینی و دینِ مردم چه جایگاهی داشت؟ برای فهمیدن این راز، باید به تنها مدارکِ به‌جامانده از افکارشون یعنی مجسمه‌ها و آیین‌ نگاه کنیم. دنیای بدون کتاب، و پیوند دو مفهوم مقدس
در دوره نوسنگی و مس‌وسنگ، هنوز خط، کتاب یا پیامبری وجود نداشت. تمام باورهای انسان‌ها حول دو مسئله حیاتی می‌چرخید: «تداوم حیات» و «برکت زمین». اون‌ها دنیا رو سرشار از نیروهای جادویی می‌دیدن و بزرگ‌ترین معجزه هستی براشون این بود که: «چطور از یه زمینِ خشک، محصول سبز میشه؟ و چطور از وجود یه انسان، یه انسان دیگه متولد میشه؟» در ذهن انسان پیشاتاریخ، بین «زن» و «زمین» شباهت وجود داشت. هر دو زاینده، بخشنده و سرچشمه زندگی بودن. زمین غذا می‌داد و زن، حیات می‌آفرید. همین نگاه باعث شد که مقدس‌ترین و والاترین نیروهای آفرینش در ذهنشون، شکلی زنانه بگیرن.
 راز ونوس‌های گلی در زاگرس
باستان‌شناسان وقتی تو محوطه‌های پیشاتاریخی ایران(مثل تپه سراب کرمانشاه یا گنج‌دره) کاوش می‌کردن، به یافته‌های شگفت‌انگیزی میرسن. صدها مجسمه و پیکرک کوچیک گِلی از بدن زن هایی با ران‌ و سینه‌های برجسته! مشهورترین شون، پیکرکی هست معروف به «ونوس سراب»؛ یه زن نشسته با جزئیات حیرت‌انگیز که از گل سرخ ساخته شده. این مجسمه‌ها به عنوان اسباب بازی و دکوری ساخته نشدن؛ اولین نمادهای مذهبی بشر، یعنی «ایزدبانوی مادر» بودن. مردم پیشاتاریخ معتقد بودند توانایی زایشِ زن، یه نیروی کیهانی و مقدسه. اون‌ها این پیکرک‌ها رو می‌ساختن و در مزارع یا خونه‌هاشون می‌ذاشتن تا زمین برکت بگیره، بیماری دور بشه و زنان به سلامت زایمان کنن.
 تبار مادری؛ وقتی نسب از مادر نوشته میشد!
حالا این همه احترام مذهبی چه تأثیری در زندگی واقعی جامعه داشت؟ یکی از شگفت‌انگیزترین نکات این بود که نسب، هویت و خانواده از طریق مادر منتقل میشد. در اون روزگار، فرزندی که به دنیا میومد، نام قبیله، خانوار و اموالش رو از طرف «مادرش» به ارث می‌برد، نه پدر! این سنّتِ انتقالِ نسب از طریق خط مادری، به قدری در فلات ایران ریشه‌دار بود که حتی هزاران سال بعد و در دوران تاریخی مثل تمدن ایلام، پادشاهان جانشینی شاه رو به پسر خودشون نمیدادن، بلکه به پسرِ خواهرشون (خواهرزاده) می‌دادن؛ چون اصالت و خونِ شاهی فقط از طریق زن منتقل می‌شد!
 در اون دوران جامعه بر پایه برابری و صلح اداره می‌شد. محوریت باورهای جامعه بر «آفرینش، باروری و ساختن» بود که نمادهای زنانه بودند؛ و مفهوم جنگ، لشکرکشی و قلعه‌های نظامی اصلاً معنا نداشت. یجورایی یعنی زن در این جامعه فرمانروای مستبد نبود؛ بلکه پناهگاه، نماد برکت و محور معنوی قبیله محسوب میشد. در بخش بعد میخونیم که زن در دوره نوسنگی استقلال مالی داشت 🪎 - منابع این بخش برای مطالعه‌ی بیشتر
فیلیپ اسمیت ـ بررسی های دوران دیرینه‌سنگی در ایران رومن گیرشمن - ایران از آغاز تا اسلام دانیل پاتیس - باستان شناسی ایلام اگه میخواین درباره انتقال نسب از خط مادری بخونین ماریا گیمپوتاس ـ زبان ایزدبانو ماریا گیپوتاس - تمدن ایزدبانو آثار ماریا گیمپوتاس کاملا مربوط به ایزدبانو ها و آیین و فرهنگ های زنانه است. تو ایران خیلی منتشر نشده اما اگه دنبال پژوهشگری تو این حوزه هستین کتاباش بهترینه.

‌‌« پیکرک ونوس سراب » ‌ ‌ ‌‌ ‌ ‌ ‌
‌‌« پیکرک ونوس سراب » ‌ ‌ ‌‌ ‌ ‌ ‌

sticker.webp0.29 KB

sticker.webp0.00 KB

sticker.webp0.00 KB

پدرم دراومد تا لیست آیین های امردادگان رو کامل دراوردم؛ یه بخشیش هم از پرس‌و‌جوی محلی پیرمرد،پیرزنای مهربون یزدی به دست اومده. پس لطفا بخش آیین هارو بخونید:)))فداتون شم🤍✨

گاهشمار کهن: ۷ امرداد،جشن امردادگان
در ایران هرزمان که نام روز و ماه یکی میشد، مردم جشن میگرفتن. هفتمین روز از هر‌ ماه امرداد نام داره و در روز امرداد از ماه امرداد جشن باشکوهی برگذار میشه به نام امردادگان✨ توی باورهای کهنِ ما، امرداد اسمِ ششمین امشاسپند یا همون فرشته‌ی مقربه. نگهبانِ تمامِ گیاهان، درختان و رستنی‌های روی زمین! امرداد همیشه دست‌دردستِ خرداد، فرشتهٔ آب و رسایی، حرکت می‌کنه. از همون قدیم می‌دونستن آب و گیاه، جفتِ جدانشدنیِ حیات‌ان و تا این دوتا هستن، زندگی جاودانه است. ابوریحان بیرونی توی آثارالباقیه چقدر قشنگ می‌گه:
«امرداد یعنی بی‌مرگ... او فرشته‌ای است که به پرورشِ جهان و آراستنِ درختان گماشته شده.»
با این‌که در گاهشماری ایرانی امردادگان روز هفتم از ماه امرداد هست، اما به خاطر تغییراتی که پیش اومده و باعث تفاوت در تقویم کهن با تقویم کنونی شده، حالا این جشن در سوم امرداد برگذار میشه.
دلیل این اختلاف زمان تغییر سال‌شماره. در زمان قدیم سال رو به ۱۲ ماه و هر ماه رو به ۳۰ روز تقسیم می‌کردن. ولی حالا شش ماه اول سال ۳۱ روز پنج ماه بعدی سی روز و آخرین ماه ۲۹ روزه. اگه سال کبیسه باشه ماه آخر هم ۳۰ روزه حساب میشه. به همین خاطر این جشن نسبت به تقویم قدیمی چهار روز جلوتر یعنی در سوم امرداد برگزار میشه که در واقع همون روز هفتم امردادماه در دوران باستان هست.
گاهشمار کهن: آیین های امردادگان
پاک‌سازی و گل‌کاری باغ‌ها و پردیس‌ها: چند روز پیش از جشن، مردم به تمیز کردن باغ‌ها، هرس درختان و رسیدگی به زمین‌های کشاورزی می‌پرداختن و تمیز و مرتبش میکردن. گردش و پیک‌نیک در دل طبیعت: مردم دسته‌دسته به باغ و بوستان، دامنه کوه‌، کنار رودها و درختان دیرزیست و کهنسال مثل سرو و چنار، می‌رفتن؛ رسم بود سفره‌های جشن رو زیر سایه درخت ها پهن بکنن. آیین شاخه‌چینی و گل‌چینی: جوون ها به دشت‌ها می‌رفتن، شاخه‌های تازه و گل‌های خوش‌بو، به‌ویژه گل «زنبق» می‌چیدن و برای تزئین کردن خونه‌ها و آتشکده‌ها می‌آوردن. کاشتن درخت یا بذر: تو برخی مناطق، کاشتن یه نهال یا پاشیدن بذرهای برکت‌بخش در روز امردادگان انجام میشد. برای جلب جاودانگی و افزونی محصول :))) برپایی سفره «مَـیـزِد»: سفره‌ای که آراسته شده بود؛ و میوه‌های فصل، لورک (آجیل هفت‌مغز)، نون‌های سنتی و نوشیدنی‌های گوارا روش میذاشتن. میوه‌های تابستانی و تازه: انگور، انجیر، سیب، سیب‌زمینی چغندرپخته و میوه‌های تازه در مرکز این سفره قرار داشتن. پخت آش‌ها و غذاهای گیاهی: به پاس احترام به امشاسپند گیاهان، پختن غذاها و آش‌هایی با سبزیجات تازه، حبوبات و غلات در این روز خیلی رایج بود. آیین خوان‌بخش (دهش و انفاق): خوان یعنی سفره، و خوان‌بخش یعنی بخشیدن مقداری از سفره‌ات به اونی که نیازمنده. بخشی از غذاها و میوه‌های متبرک‌شده بین نیازمند‌ها و همسایه‌ها تقسیم می‌شد تا خیر و برکت به صورت جاودانه تو روستا یا شهر جاری بمونه پوشیدن لباس‌های سبز و سفید: رنگ سبز (نماد حیات، سرسبزی و امرداد) و رنگ سفید (نماد پاکی و امشاسپندان) پوشش اصلی مردم در این روز بود. استفاده از عطرها و گلاب: روی دست و صورت مهمون ها گلاب پاشی میکردن و خونه رو با گل های خیلی خوش‌عطر آماده‌‌ی جشن میکردن . دست‌افشانی، پای‌کوبی و سرودخوانی: خوندن سرودهای ستایش طبیعت، نغمه‌خوانی با سازهای کوبه‌ای و بادی در فضای باز و رقصیدن دسته‌جمعی...قشنگ نیست؟ بستن پیمان دوستی و آشتی‌کنان: از اونجا که امرداد نماد بی‌مرگی و جاودانگیه، مردم کینه‌ها رو کنار می‌ذاشتن تا «مهر و دوستی» بینشون جاودانه بمونه. خوانش «آفرینگان امرداد»: در آتشکده‌ها و خونه‌ها، موبدان و مردم سرودها و بخش‌هایی از اوستا، به‌ویژه آفرینگان، رو در ستایش خداوند و امشاسپند امرداد می‌خوندن. روشن کردن شمع و عطرسوزی: سوزوندن چوب‌های معطر مثل صندل، عود و اسپند در کنار بوی خوش گل‌های تازه برای پاکسازی فضای نیایش خیلی مرسوم بود. طلب تندرستی و دراززیوی (طول عمر): نیاکان ما در این روز نیایش می‌کردن تا بدن و روح انسان از بیماری و کاستی، جاودانه و دور بمونه.
‌ ‌ امردادگان فرخنده و نیک باشه براتون🌿🌺

sticker.webp0.23 KB

sticker.webp0.00 KB

این بیت شعر رو سماعی تو دفترم نوشته بود؛ میگفت دوست داره تتوش کنه، اما محدودیت هایی که ممکن بود در آینده پیش بیاد منصرفش میکرد؛ نمیدونم این براش چه معنایی داشت یا ذهنشو کجا میبرد؛ اولین باری که از سر مزارش بلند شدم بارها زیرلب این بیت رو خوندم. تو اوج خشم و کینه، با لبریز ترین غم اینو خوندم.‌ نمیتونم تفسیرش کنم، یا باز کنم در موقعیتی که هستم چه برداشتی از این بیت دارم؛ مدیون همین سروده‌ی کوتاهم. امید به شادی رو با صلابت عهد میخ میکنم به وجودم. و شادی روزیه که وطن شاد باشه( نه من!).

اولین شب از کار پاره‌وقت جدید؛ فعلا خلوته و چای و کتاب ☕️📖
اولین شب از کار پاره‌وقت جدید؛ فعلا خلوته و چای و کتاب ☕️📖

sticker.webp0.00 KB

اولین شب از کار پاره‌وقت جدید؛ فعلا خلوته و چای و کتاب ☕️📖
اولین شب از کار پاره‌وقت جدید؛ فعلا خلوته و چای و کتاب ☕️📖

sticker.webp0.16 KB

این کتاب؛ من ترجمه ندیدم ازش بازم...ولی خب متنش خیلی پیچیده نیست اگه زبانتون خوبه، درباره خاستگاه کشاورزی هست و پتی جو واتسون
این کتاب؛ من ترجمه ندیدم ازش بازم...ولی خب متنش خیلی پیچیده نیست اگه زبانتون خوبه، درباره خاستگاه کشاورزی هست و پتی جو واتسون خودش یه باستان شناس ممتازه امریکاییه. pdfش پیدا میشه

بلههه✨ ولی بچه‌ها تقریبا همزمان با ایران کشاورزی تو جغرافیاهای دیگه هم کشف شد و رونق گرفت. چیزی که اینجا گفتیم درباره‌ی کشاورزی در ایرانه. البته پاتریشیا واتسون در کتابش Origins of Agriculture به این نتیجه میرسه که نخستین کشاورزان در مناطق مختلف سیاره بیشتر(و نه همه! ) زنان بودن

Repost from N/a
باورم نمیشه اولین کشاورزان درواقع زن‌ها بودن:))))

دیدین واسه این مجموعه پک استیکر درست کردم؟ بامزه نیست؟