fa
Feedback
اشعار امیرحسین آرین نژاد

اشعار امیرحسین آرین نژاد

رفتن به کانال در Telegram

کاری باری: @Amirhossein_AryanNezhad

نمایش بیشتر
کشور مشخص نشده استدسته بندی مشخص نشده است
278
مشترکین
+224 ساعت
+287 روز
+5730 روز
آرشیو پست ها
زمین کشید به یکباره دست از حرکت همینکه خیره شدیم از دو سوی میز به هم... #عباس_تافته

دندان می فروشی؟

منی که بیشتر وقتم رو گذاشتم واسه تو تو چشام زل زدی گفتی تو اصن مَردی آخه؟! باشه اصلا بگو هرچی که دلت میخواد ولی یه دقه نگا بکن چیکار با من کردی آخه یادته بهت میگفتم پاشو سازتو بیار شعرشو من میخونم دوتایی مطربی کنیم یدونه بوسه میگیرم دو سه تا غزل میدم خودتو لوس نکن بزار که کاسبی کنیم ما رو باش که واسه تو یه روزی جون میدادیم ما رو باش که تو چشات دنبال خوشبختی بودیم میدونی اصن آوردی چه بلایی سر ما مایی که روز و شبو مسافر سختی بودیم وقتی که خودت علاقه ای به موندن نداری... می‌خوام این قصه تموم بشه تهش رو وا نزار برو از تو قلب من که جای بهتر از توئه خواهشاً داری میری خاطره ها رو جا نزار #امیرحسین_آرین‌نژاد

گفت: بوسیدن من بعید است گفتم: او اقرب من ورید است چون پلنگی به سویش پریدم روی ماه خدا را ببوسم... #عباس_تافته

و عشق قافیه اش گرچه مشکل است اما خدا اگر که بخواهد ردیف خواهد شد... #نیما_شکرکردی

Repost from N/a
سلام شبتون بخیر این کانال دیگه به روز نمیشه از این به بعد اینجا در خدمتتون هستم👇 https://t.me/atefehsadatmoosavii ممنون که حمایت می‌کنید🙏🙏🙏

Repost from N/a
بعد از تو رنج های فراوان ادامه داشت پاییز ادامه داشت، زمستان ادامه داشت شب را بدون وقفه قدم می‌زدم ولی نزدیک صبح بود و خیابان ادامه داشت کابوس می‌نشست به پیشانی تبم از خواب می‌پریدم و هذیان ادامه داشت چون نسخه‌های آخر آرامبخش تو در من هنوز حسرت درمان ادامه داشت قدری گذشت، دیدم از آشوب پر شدم غفلت زیاد می‌شد و کفران ادامه داشت قلبم کدام نعمت پروردگار را_ تکذیب کرده بود که عصیان ادامه داشت؟ پس سر زدم به خلوت سجاده‌ی خودم با تو هنوز فرصت جبران ادامه داشت آغوش دست‌های دعای تو پر گرفت انگار با صدای تو قرآن ادامه داشت حال خوش دعا و مناجات زنده شد هی قطره قطره لؤلؤ و مرجان ادامه داشت تو ایستاده بودی لبخند می‌زدی گلدان شکوفه می‌زد و باران ادامه داشت #عاطفه_سادات_موسوی #بابا

اسيرِ قصر من بودی که موهایت نجاتت داد پس از آن آرزوی دختران گیسو کمندی شد #علی_سمرقندی ✍

از دکمه های پیرهنت کم که نیستم... باید همیشه پیش تو باشم که نیستم! #کمیل_رضازاده @aienehdan

با جانماز شیخ عبا بازیَش گرفت شالت پرید ... قبله نما بازیَش گرفت موسی درون شعر من از نیل رد نشد یک ضربه مانده بود... عصا بازیَش گرفت ما کیستیم پیش تو؟شیطان که بنده بود هنگام سجده یکهو ادا بازیَش گرفت گفتم مرا نشان بده اینکه رقیبم است آیینه هم برابر ما بازیَش گرفت تنها دو جمله است دلیل عذاب ما آدم گناه کرد، خدا بازیَش گرفت #امیرحسین_آرین‌نژاد

نه یک محبت بی‌موقع، نه یک تعارف سربالا بسنده کرد دم رفتن به یک تأسف سربالا #عباس_تافته

Repost from هم‌سکوت
مست گفت: ای شیخ! روز حشر دستت را بگیرد پشت مسجد باده‌هایی را که پنهان می‌فروشی! #ارمیا_کیش_بافان

ایستادم روبه رویت! تا شکستم را ببینی ! بی خیالِ هرکه بودم...اینکه هستم را ببینی... #محمد_حجی_زاده @aienehdan

Repost from هم‌سکوت
دل به دنیا می‌دهی و تن به انسان می‌فروشی قیمت بازار دستت نیست! ارزان می‌فروشی... #ارمیا_کیش_بافان

من هم‌چنان اما به حزب چای قائل از تو شکرهای فراوان دیده‌بودم من سرنوشت کودکی‌های خودم را در استکان‌های خراسان دیده‌بودم...
فائزه اسلامی

Repost from N/a
دیگر شبیه قبل، دلم پر نمی زند تا دیدنت، به این در و آن در نمی زند چون قبرهای بی کس و کارم که هیچ کس حتی به اشتباه، به من سر نمی زند از روبرو بجنگ و بدان در نبردِ عشق از پشت سر، کسی به تو خنجر نمی زند باشد، دوباره زخم بزن، قول می دهم دیگر خطایی از من و غم، سر نمی زند جانم به لب رسید و نفس، تنگ می شود؛ این قلب مال کیست که دیگر نمی زند؟!...
#نازنین_سلامی
@khialeraha