اشعار امیرحسین آرین نژاد
الذهاب إلى القناة على Telegram
281
المشتركون
+124 ساعات
+207 أيام
+6030 أيام
أرشيف المشاركات
Repost from N/a
ماهی تنهای تنگم ،کاش دست سرنوشت
برکهای کوچک به من میداد، دریا پیشکش!
#سجاد_سامانی
#ملمات
بگو به «هند جگرخوار» زودتر برسد
بس است هرچه که دندان گذاشتم رویش...
#ارمیا_کیش_بافان
Repost from همسکوت
گاهی جواب راستگویی با دروغ است
گفتی که عاشق نیستی، گفتم غمی نیست...
#ارمیا_کیش_بافان
یکایک سر شکست آن روز، اما عهد و پیمان نه
غم دین بود در اندیشۀ مردم، غم نان نه
شبی ظلمانی و تاریک حاکم بود بر تهران
به لطف حضرت خورشید اما بر خراسان نه
کبوترهای گوهرشاد بودیم و صدای تیر
پریشان کرد جمع یکدل ما را، پشیمان نه
سراسر صحن از فوج کبوترها چنان پر شد
که چندین بار خالی شد خشاب آن روز و میدان نه
یکی فریاد میزد شرمتان باد آی دژخیمان
به سمت ما بیندازید تیر اما به ایوان نه
یکی فریاد سر میداد بر پیکر سری دارم
که آن را میسپارم دست تیغ و بر گریبان نه
برای او که کشتن را صلاح خویش میبیند
تفاوت میکند آیا جوان یا پیر؟ چندان نه...
دیانت بر سیاست چیره شد آری جهان فهمید
رضاجان است شاه مردم ایران رضاخان نه
کلاه پهلوی هم کمکم افتاد از سر مردم
نرفت اما سر آنها کلاه زورگویان، نه
به جمهوری اسلامی ایران گفتهایم آری
به هر چه غیر جمهوری اسلامی ایران، نه!
گذشت آن روزها، امروز اما بر همان عهدیم
نخواهد شد ولی اینبار جمع ما پریشان، نه!
کجا دیدی که یک مظلوم تا این حد قوی باشد
اگرچه قدرت ما میشود تحریم، کتمان نه
دفاع از حرم یعنی قرار جنگ اگر باشد
زمین کارزار ما تلآویو است، تهران نه!
#فراز_ملکیان
خدا یعنی پرستو ها قشنگ اند
خدا یعنی که دریا هست آبی
خدا یعنی برای پرسش شب
همیشه یک جواب آفتابی
#عرفان_نظر_آهاری
Repost from سهشنبهیِ ملیحه آخوندی🕊
پناه من، دو سه خط قرآن...
و حُرمت کلماتش بود
و رو به راهی هر روزم
به برکت صلواتش بود🕊
#ملیحه_آخوندی
Repost from خطخطیهای آزاد
بعد از تو بهترین کلمات آفریده شد
وقتی که آمدی صلوات آفریده شد
#جواد_اسلامی
Repost from محمد مصطفی احمدی
سبک نمیکند اینبار هم تو را گریه
کمی قدم بزن ای مرد... تاکجا گریه!؟
#محمد_مصطفی_احمدی
Repost from N/a
محرابیِ ابروی تو بدعت در دین
اسلام میآورم تو هستی گر دین
نزدیک همیم و دور از هم، مثل
بیست و نه اسفند و یک فروردین
#مهدی_کارگر | @mahdikaregar
Repost from عباس تافته
زمین کشید به یکباره دست از حرکت
همینکه خیره شدیم از دو سوی میز به هم...
#عباس_تافته
منی که بیشتر وقتم رو گذاشتم واسه تو
تو چشام زل زدی گفتی تو اصن مَردی آخه؟!
باشه اصلا بگو هرچی که دلت میخواد ولی
یه دقه نگا بکن چیکار با من کردی آخه
یادته بهت میگفتم پاشو سازتو بیار
شعرشو من میخونم دوتایی مطربی کنیم
یدونه بوسه میگیرم دو سه تا غزل میدم
خودتو لوس نکن بزار که کاسبی کنیم
ما رو باش که واسه تو یه روزی جون میدادیم
ما رو باش که تو چشات دنبال خوشبختی بودیم
میدونی اصن آوردی چه بلایی سر ما
مایی که روز و شبو مسافر سختی بودیم
وقتی که خودت علاقه ای به موندن نداری...
میخوام این قصه تموم بشه تهش رو وا نزار
برو از تو قلب من که جای بهتر از توئه
خواهشاً داری میری خاطره ها رو جا نزار
#امیرحسین_آریننژاد
Repost from عباس تافته
گفت: بوسیدن من بعید است
گفتم: او اقرب من ورید است
چون پلنگی به سویش پریدم
روی ماه خدا را ببوسم...
#عباس_تافته
Repost from اشعار تشنه لب
و عشق قافیه اش گرچه مشکل است اما
خدا اگر که بخواهد ردیف خواهد شد...
#نیما_شکرکردی
Repost from N/a
سلام شبتون بخیر
این کانال دیگه به روز نمیشه
از این به بعد اینجا در خدمتتون هستم👇
https://t.me/atefehsadatmoosavii
ممنون که حمایت میکنید🙏🙏🙏
Repost from N/a
بعد از تو رنج های فراوان ادامه داشت
پاییز ادامه داشت، زمستان ادامه داشت
شب را بدون وقفه قدم میزدم ولی
نزدیک صبح بود و خیابان ادامه داشت
کابوس مینشست به پیشانی تبم
از خواب میپریدم و هذیان ادامه داشت
چون نسخههای آخر آرامبخش تو
در من هنوز حسرت درمان ادامه داشت
قدری گذشت، دیدم از آشوب پر شدم
غفلت زیاد میشد و کفران ادامه داشت
قلبم کدام نعمت پروردگار را_
تکذیب کرده بود که عصیان ادامه داشت؟
پس سر زدم به خلوت سجادهی خودم
با تو هنوز فرصت جبران ادامه داشت
آغوش دستهای دعای تو پر گرفت
انگار با صدای تو قرآن ادامه داشت
حال خوش دعا و مناجات زنده شد
هی قطره قطره لؤلؤ و مرجان ادامه داشت
تو ایستاده بودی لبخند میزدی
گلدان شکوفه میزد و باران ادامه داشت
#عاطفه_سادات_موسوی
#بابا
Repost from علی سمرقندی
اسيرِ قصر من بودی که موهایت نجاتت داد
پس از آن آرزوی دختران گیسو کمندی شد
#علی_سمرقندی ✍
