گلسیب
رفتن به کانال در Telegram
گاهی او شعر میگوید و گاهی شعر او را.
نمایش بیشترکشور مشخص نشده استدسته بندی مشخص نشده است
439
مشترکین
اطلاعاتی وجود ندارد24 ساعت
+77 روز
+8230 روز
آرشیو پست ها
439
برای هرکسی ریسکپذیری یک معنایی داره، بعضیها روی لبهٔ پرتگاه راه میرن، بعضیها از کار ثابتشون استعفا میدن، بعضیها قاره عوض میکنن و...، و من هم برای واقعی دارم سعی میکنم گیلاس رو بدون اینکه کالبدشکافیش کنم بخورم.
439
Repost from عاشق تمام خواهد شد.
آدم هایی که سعی میکنن برای همه دوست داشتنی باشن، برای من دوست نداشتنی هستن.
439
تو بیا درد و غصههات رو بده به من.
بهجاش این توت شیرینی که از درخت چیدم مال تو، این شربت زعفرونی خنکی که درست کردم مال تو، گیاه سبز گوشهٔ اتاقم مال تو، بلیط رشت و صندلی قطارم مال تو، بوی نوییِ کتابم مال تو، نور آفتاب روی دیوارم مال تو، ستارهٔ چشمکزنِ شبهای تارم مال تو، رنگ قرمز انارم مال تو، گلپونههای وحشیِ بهارم مال تو، خندههای بلند و بیشمارم مال تو، شراب شیراز و حالِ خمارم مال تو، اصلاً صبر و قرارم مال تو، شهر و دیارم مال تو، هرچه که دارم و هرچه ندارم مال تو.
فقط درد و غصههات مال من.
439
استادِ نصفه رها کردن همهچیزم، فیلم و سریال، کتاب، کسب و کار، کلاسهای مختلف، یعنی متأسفانه مثل مرغ به هرچیزی یه توکی زدم و رهاش کردم، و از این اخلاقم واقعاً کلافهام. باید دربارهٔ علتش حسابی کندوکاو کنم تا ببینم چطور میشه درستش کرد.
439
عزیزِ من، مراقب خودت باش.
عزیزِ من مراقب خودت حین دلتنگی ها و فشار دلسردی ها باش.
عزیزِ من زندگی با وجود نداشتن دلخوشی، مالامال زجر است، مراقب دلخوشی هایت باش.
عزیزِ من تو در راه رسیدن به هدف و مقصود هایت، بی حد و مفرط، تماشایی و دیدنی هستی، مراقب آن جدیت و تلاش و تکاپو باش.
عزیزِ من زبانِ تو بسیار خوش میچرخد و دل میرباید،
مرده دل تحویل میگیرد و زنده دل تحویل میدهد.
مراقب این زبان و کلامت باش.
عزیزِ من چشمهایت،
چشم های تو حزن را میخورد و سرور را میآفریند.
کریه را میبیند و وجیه میماند.
مراقب این چشمها باش.
عزیزِ من دستهایت بوی حامی بودن میدهد.
دستهایت آدمی را از هرچه زخم هست، بیباک میکند و نسبت به هرچه زمین خوردن، دلیر.
مراقب این دستها باش.
عزیز من آغوشت مأمنِ بی ثباتی هاست. قرارِ بیقراری ها، راحتِ ناراحتی ها و حکمِ تتمیم رنج هاست.
مراقب آغوشت باش.
عزیزِ من پاهای تو پیوسته استوار و محکم، به سمت موثق ترین راه ها و تماماً حق، گام برداشته.
گوش های تو همیشه فساد را شنیده و احسان برداشته.
عزیزِ من، وجود تو رنگِ نور است.
پلید را میبیند و پری وارانه ادامه میدهد.
با سیاهی میجنگد و همواره سفید میماند.
مراقب وجودت باش.
عزیز من، مراقب عزیزِ من باش.
۰۳/۶/۲
نوشتهی قدیمیم که وقتش بود الان بفرستم.
439
جالبه که از بچگی موقع حرف زدن، کلمهی «عزیزِ من» امضای صحبتهام با اطرافیانم بوده و این عادت باهام تا بزرگسالی اومده.
439
من عاشقِ رخسارههای متفاوتِ آدمهام، عاشقِ این همه تفاوت، این همه روایت، این همه بهانه برای شعر و شاعری!
439
دقت کردید که رخسارهٔ آدمها هزار علت و انگیزه برای شعر سرودن در خودش پنهان کرده؟ گاهی ابروی کمانی و مژههایی که شبیه خنجر بیرحمانه داخل قلب فرو میرن، گاهی چشمهای خوشرنگی که برای وصفشون باید چندین تمثال و تشبیه کنار هم چید، یا باید از ژرفای سیاهی شب گفت، یا چارهای جز تشبیهشون به چشم آهو نمیمونه. گاهی چالِ لپی که از دور گودی کوچکی به نظر میرسه، اما امان و صد امان اگر دل درونش بیفته. گاهی هم خالِ کنار لب که فکر میکنم خدا برای مجنونش راهنمای بوسهگاه گذاشته. گاهی ظرافتِ لبهای نازکشون و گاهی سرکشیِ لبهای برجستهشون. گاهی بین پیچوتاب موهای فرشون گم میشی و گاهی با موجِ موهای مواجشون غرق میشی، گاهی هم رد شلاقِ موهای لختشون تا ابد روی تنت میسوزه.
439
لاو لنگوئجِ من مراقبته، اگر جاییت زخمی بشه انقدر دور زخمت میگردم و براش مرهم میذارم تا خیالم راحت بشه حتی جاش هم روی تنت نمیمونه.
439
وای! واقعاً نمیدونم چطور بگم، اما در نصف نوشتههای چنل ایشون یک فروغ فرخزاد و نصف دیگرش هم صادق هدایت پنهانه، من خودم هیچوقت جسارت کافی برای اینطور نوشتن نداشتم، اما با خوندن اینها احساس میکنم قفسهی سینهم گرم شده و گوش تا گوشم رو لبخند بهم وصل کرده.
