ru
Feedback
گل‌سیب

گل‌سیب

Открыть в Telegram

گاهی او شعر می‌گوید و گاهی شعر او را.

Больше
Страна не указанаКатегория не указана
439
Подписчики
Нет данных24 часа
+87 дней
+7530 дней
Архив постов
تو به وجودم رسوخ می‌کنی، از استخون‌های من گذر می‌کنی، در خونِ رگ‌هام شنا می‌کنی، از روحم تا کالبدم امتداد پیدا می‌کنی و من بیش‌تر از همیشه، زنده بودنت رو لابه‌لای نفس‌هام احساس می‌کنم.

روزهایی در زندگی هست که همه‌چیز از معنا تهی می‌شه؛ مهمه که از این روزها زنده بیرون بیای.

برای هرکسی ریسک‌پذیری یک معنایی داره، بعضی‌ها روی لبهٔ پرتگاه راه می‌رن، بعضی‌ها از کار ثابتشون استعفا می‌دن، بعضی‌ها قاره عوض می‌کنن و...، و من هم برای واقعی دارم سعی می‌کنم گیلاس رو بدون این‌که کالبدشکافیش کنم بخورم.

یکی از چیزهایی که زیادش هم دل آدم رو نمی‌زنه «دوست» هست، از دوست شدن با آدم‌های جدید نترس.

آدم هایی که سعی می‌کنن برای همه دوست داشتنی باشن، برای من دوست نداشتنی هستن.

تو بیا درد و غصه‌هات رو بده به من. به‌جاش این توت شیرینی که از درخت چیدم مال تو، این شربت زعفرونی خنکی که درست کردم مال تو، گیاه سبز گوشهٔ اتاقم مال تو، بلیط رشت و صندلی قطارم مال تو، بوی نوییِ کتابم مال تو، نور آفتاب روی دیوارم مال تو، ستارهٔ چشمک‌زنِ شب‌های تارم مال تو، رنگ قرمز انارم مال تو، گل‌پونه‌های وحشیِ بهارم مال تو، خنده‌های بلند و بی‌شمارم مال تو، شراب شیراز و حالِ خمارم مال تو، اصلاً صبر و قرارم مال تو، شهر و دیارم مال تو، هرچه که دارم و هرچه ندارم مال تو. فقط درد و غصه‌هات مال من.

استادِ نصفه رها کردن همه‌چیزم، فیلم و سریال، کتاب، کسب و کار، کلاس‌های مختلف، یعنی متأسفانه مثل مرغ به هرچیزی یه توکی زدم و رهاش کردم، و از این اخلاقم واقعاً کلافه‌ام. باید دربارهٔ علتش حسابی کندوکاو کنم تا ببینم چطور می‌شه درستش کرد.

ببین چقدر پخت و پز کردی که دوربین‌ها روی تیمِ برنده نیست، روی توئه.

نمی‌شه از یامال به جای توپ استفاده کنید؟

عزیزِ من، مراقب خودت باش. عزیزِ من مراقب خودت حین دلتنگی ها و فشار دلسردی ها باش. عزیزِ من زندگی با وجود نداشتن دل‌خوشی، مالامال زجر است، مراقب دل‌خوشی هایت باش. عزیزِ من تو در راه رسیدن به هدف و مقصود هایت، بی حد و مفرط، تماشایی و دیدنی هستی، مراقب آن جدیت و تلاش و تکاپو باش. عزیزِ من زبانِ تو بسیار خوش می‌چرخد و دل می‌رباید، مرده دل تحویل می‌گیرد و زنده دل تحویل می‌دهد. مراقب این زبان و کلامت باش. عزیزِ من چشم‌هایت، چشم های تو حزن را می‌خورد و سرور را می‌آفریند. کریه را می‌بیند و وجیه می‌ماند. مراقب این چشم‌ها باش. عزیزِ من دست‌هایت بوی حامی بودن می‌دهد. دست‌هایت آدمی را از هرچه زخم هست، بی‌باک می‌کند و نسبت به هرچه زمین خوردن، دلیر. مراقب این دست‌ها باش. عزیز من آغوشت مأمنِ بی ثباتی هاست. قرارِ بی‌قراری ها، راحتِ ناراحتی ها و حکمِ تتمیم رنج هاست. مراقب آغوشت باش. عزیزِ من پاهای تو پیوسته استوار و محکم، به سمت موثق ترین راه ها و تماماً حق، گام برداشته. گوش های تو همیشه فساد را شنیده و احسان برداشته. عزیزِ من، وجود تو رنگِ نور است. پلید را می‌بیند و پری وارانه ادامه می‌دهد. با سیاهی می‌جنگد و همواره سفید می‌ماند. مراقب وجودت باش. عزیز من، مراقب عزیزِ من باش. ۰۳/۶/۲ نوشته‌ی قدیمیم که وقتش بود الان بفرستم.

ویس بچگی‌هامه!😭 «مامان چی‌شده عزیزِ من؟»

جالبه که از بچگی موقع حرف زدن، کلمه‌ی «عزیزِ من» امضای صحبت‌هام با اطرافیانم بوده و این عادت باهام تا بزرگسالی اومده.

Repost from خطِ فاج
گاهی وسوسه‌ی کوتاه‌ترین راه میاد سراغت؛ اما نه به قیمت رد شدن از مرزات نه با عجله‌ای که تهش پشیمونی بیاره، مسیرتو الکی از دست نده.

+1
کلماتِ ناز، لطافت، ارغوان، اگر آهنگ بودند:

«خوب‌رویان را که دیدی عاشق حُسنش مشو نقش او بر دل نگه‌دار، عاشقِ نقاش باش»

من عاشقِ رخساره‌های متفاوتِ آدم‌هام، عاشقِ این همه تفاوت، این همه روایت، این همه بهانه برای شعر و شاعری!

دقت کردید که رخسارهٔ آدم‌ها هزار علت و انگیزه برای شعر سرودن در خودش پنهان کرده؟ گاهی ابروی کمانی و مژه‌هایی که شبیه خنجر بی‌رحمانه داخل قلب فرو می‌رن، گاهی چشم‌های خوش‌رنگی که برای وصفشون باید چندین تمثال و تشبیه کنار هم چید، یا باید از ژرفای سیاهی شب گفت، یا چاره‌ای جز تشبیه‌شون به چشم آهو نمی‌مونه. گاهی چالِ لپی که از دور گودی کوچکی به نظر می‌رسه، اما امان و صد امان اگر دل درونش بیفته. گاهی هم خالِ کنار لب که فکر می‌کنم خدا برای مجنونش راهنمای بوسه‌گاه گذاشته. گاهی ظرافتِ لب‌های نازکشون و گاهی سرکشیِ لب‌های برجسته‌شون. گاهی بین پیچ‌وتاب موهای فرشون گم می‌شی و گاهی با موجِ موهای مواجشون غرق می‌شی، گاهی هم رد شلاقِ موهای لختشون تا ابد روی تنت می‌سوزه.

1|9 - Badeh Forush - Hayedeh (320).mp310.11 MB

لاو لنگوئجِ من مراقبته، اگر جاییت زخمی بشه انقدر دور زخمت می‌گردم و براش مرهم می‌ذارم تا خیالم راحت بشه حتی جاش هم روی تنت نمی‌مونه.

-