𝘚𝘦𝘭𝘦𝘯𝘦. (𝘚𝘩𝘢𝘥𝘰𝘸 𝘦𝘳𝘢🌑🪽)
رفتن به کانال در Telegram
' 𝙎𝙚𝙡𝙚𝙣𝙚 ٬ ²⁰²⁶July¹⁶ ’ 𝖠 𝗊𝗎𝗂𝖾𝗍 𝗉𝗅𝖺𝖼𝖾 𝗎𝗇𝖽𝖾𝗋 𝗍𝗁𝖾 𝓜 𝗈𝗈n 🦢⁷⁴ ~ Unknown bots: @moonyeobot http://t.me/safeCht_bot?start=hid3ZP
نمایش بیشترکشور مشخص نشده استدسته بندی مشخص نشده است
426
مشترکین
+624 ساعت
+887 روز
+21230 روز
آرشیو پست ها
༺ نجوای اعتراف ༻ 🪽🖤
--------------------------------------------------------------
"روز بیست و پنجم"
فصل این دوره از کتاب زندگیم... احتمالا اسم این چیپتر رو می گذاشتم "میانِ ویرانههای دیروز و رویای فردا"
+1
این روزها، بیش از همیشه احساس میکنم تنهایی دیگر فقط سهمی از زندگیام نیست؛ جزئی از وجودم شده است.
گویی بعد از تمام هیاهوی روز، وقتی جهان آرام میگیرد، تازه خودم را در گوشهای مییابم؛ تنها، خیره به ماه، میان انبوهی از فکرها، دلتنگیها و غمهایی که سالهاست در تاریکترین گوشههای قلبم خاک میخورند.
گاهی نمیدانم برای چه دلتنگم؛ برای آدمهایی که دیگر نیستند، برای روزهایی که هرگز آنگونه که میخواستم نگذشتند، یا شاید برای خودم؛ برای آن دختری که روزی سادهتر میخندید و هنوز اینهمه زخم را نمیشناخت.
با این حال، تنهایی دیگر برایم غریبه نیست.
در سکوتِ شب، میان نور کمرنگ ماه و هیاهوی ذهنم، یاد گرفتهام خودم را تحمل کنم؛ حتی دوست بدارم. شاید تمام چیزی که از این دنیا دارم، همین خلوت و همین قلبِ خسته باشد.
و شاید کافی باشد...
شاید این تنهایی پادزهری باشد برای زخم های کهنه سینه دردمندم.
☆وقایعنگاریِ یک زندگی ناتمام _16 August 2026
༺ نجوای اعتراف ༻ 🪽🖤
--------------------------------------------------------------
"روز بیست و چهارم"
حقیقتا جواب خیلی واضحی ندارم،شاید... اینکه انقدر که وانمود میکنم بینیاز نیستم؛ فقط یاد گرفتم نیازهام رو به کسی نشان ندم، شاید.. مطمئن نیستم
يك چيز ديگر هم بود که عذابم می داد، و آن این که هیچ کس شبیه من نبود و من هم شبیه کسی نبودم من تنهام و آنها با هم.
☆فئودور داستایفسکی
بهتر از که غمگین باشی و بدترین هارا بدانی تا این که در بهشت احمق ها شاد باشی.
☆فئودور داستایفسکی
مردم حرف های قشنگ درباره ات می زنند، اما اول باید بمیری...
☆فئودور داستایفسکی
༺ نجوای اعتراف ༻ 🪽🖤
--------------------------------------------------------------
"روز بیست و سوم"
قطعا اعتماد و دوست واقعی، با پول میشه توجه خرید، اما اعتماد و همدلی واقعی رو هیچوقت نمیشه با پول خرید اگر باشه بدون شک دروغین و فیکه:)
༺ نجوای اعتراف ༻ 🪽🖤
--------------------------------------------------------------
"روز بیست و دوم"
قطعا زمستون، سرد دیده میشن و فقط افراد کمی هستند که این فصل رو دوست داشته باشن خیلی ها حتی با سختی ازش یاد می کنن
입버릇처럼 말해 우린 결국엔 안 돼 그래도 난 계속 바래 마지막도 너와 함께라면 I'm okay 이미 알고 있어도 멈출 수가 없었어 No way, no way, no way 쓰러져 시간이 지나갈수록 더 망가져 가기만 해 No way, no way 또 무너지는 걸
□ Straight ✗
□ Gay ✗
□ Bisexual ✗
□ Lesbian ✗
■ Jenniesexual ✓
■ Jungkooksexual ✓
■ Asasexual ✓
■ blacktansexual ✓
༺ نجوای اعتراف ༻ 🪽🖤
--------------------------------------------------------------
"روز بیست و یکم"
وقتی تنهام به چی فکر می کنم؟ خوب این سوال برای من غیر منطقیه چون من اورثینکرم و زیاد فکر میکنم اکثر اوقات هم تنهام پس شاید جوابش بشه همون افکار همیشگیم؟ فکر به آینده ، ادم هایی که دلتنگشونم، لحظات تلخ و شیرین گذشته چیزایی که هیچوقت نتونستم به کسی بگم رویاهام... خیلی زیادن تا صبح می تونم اسم ببرم
در عمیقترین گوشهی قلبم، زخمیست که سالهاست با من زندگی میکند؛ زخمی چنان در وجودم ریشه دوانده که دیگر نمیدانم از کجا آغاز شد و چگونه، آرامآرام، به بخشی از وجودم بدل گشت.
من در این جهان، بیشتر از آنچه باید تنها ماندهام؛ اما دیگر از تنهایی نمیترسم. گاهی خلوتِ خودم را به حضور آدمهایی ترجیح میدهم که با قضاوتهایشان مرا از خودم دور کردند و میان شلوغیِ جمع، دوباره تنهاترین آدم دنیا گذاشتند.
پس سکوت را انتخاب کردم؛ شب را، ماه را و آرامشی را که در آن مجبور نیستم برای خودم توضیحی بدهم.
شاید واقعیت این باشد که در این دنیا، کسی را جز خودم ندارم. اما تا وقتی خودم را دارم، هنوز می توانم در برابر مشکلات بجنگم و تسلیم نشوم.
میخواهم زخمهایم را دوست داشته باشم، نه از آن رو که زیبا هستند؛ بلکه چون بخشی از مناند. و اگر قرار باشد کسی تا پایان کنارم بماند، میخواهم آن شخص، خودم باشم.
☆وقایعنگاریِ یک زندگی ناتمام-¹¹August 2026
