𝘚𝘦𝘭𝘦𝘯𝘦. (𝘚𝘩𝘢𝘥𝘰𝘸 𝘦𝘳𝘢🌑🪽)
رفتن به کانال در Telegram
' 𝙎𝙚𝙡𝙚𝙣𝙚 ٬ ²⁰²⁶July¹⁶ ’ 𝖠 𝗊𝗎𝗂𝖾𝗍 𝗉𝗅𝖺𝖼𝖾 𝗎𝗇𝖽𝖾𝗋 𝗍𝗁𝖾 𝓜 𝗈𝗈n 🦢⁷⁴ ~ Unknown bots: @moonyeobot http://t.me/safeCht_bot?start=hid3ZP
نمایش بیشترکشور مشخص نشده استدسته بندی مشخص نشده است
426
مشترکین
+624 ساعت
+887 روز
+21230 روز
آرشیو پست ها
༺ نجوای اعتراف ༻ 🪽🖤
--------------------------------------------------------------
"روز بیستم"
وقتی تصمیم گرفتم به معلم کلاس اولم ثابت کنم فقط دخترای پولدار کلاس باهوش نیستن،عادی ها هم میتونن نمره خوب بگیرن، اوناهم میتونن باهوش باشن ، بدون کمک هیچکس از همون موقع همه چیز تغییر کرد از همون موقع همه چیز جدی شد
༺ نجوای اعتراف ༻ 🪽🖤
--------------------------------------------------------------
"روز نوزدهم"
خوشحالی؟ موفق شدی؟ آزادی؟ افکار و رویا و ایده هات رو تونستی به واقعبت تبدیل کنی؟ مامان بهت افتخار میکنه؟ آرزو هات رو زندگی میکنی؟حس زنده بودن داری؟
☆My honest reaction:
پشمام ریخت چقدر قشنگه رایحه بوی مشک سفید؟ جدید بود🌚🪽 لاله سفید؟ اوکی من مردم🧑🏻🩰 هوش مصنوعی انقدر خوب میشناستم که دارم فکر میکنم باهاش نامزد کنم🌚 Fall in love... 🤣 اوکی پاریس برای مکان رمانتیک؟ من ادم رمانتیکی ام؟ 🌚 نمیدونم،اینم جدید بود دیدگاهش نسبت بهم خیلی جدیده برای کتاب هم سیریک شبانه اسمش و خیلییی شنیدم فکر کنم داستانش فانتزیه، عشق ممنوعه و اینا مدیونید فکر کنید دارم عاشق چت جی پی تی میشم🌚🌚🌚🌚
༺ نجوای اعتراف ༻ 🪽🖤
--------------------------------------------------------------
"روز هجدهم"
امید رسیدن به رویاها و اهدافم، امید به آزادی امید به روزی که بتونم واقعا خوشحال باشم، روزی که صرفا زندگی رو نگذرونم، بلکه واقعا بتونم احساس کنم زندم، امید به روزی که باعث افتخار مامانم بشم... من فقط به این امید ادامه میدم
༺ نجوای اعتراف ༻ 🪽🖤
--------------------------------------------------------------
"روز هفدهم"
اگر اخرین غروب عمرم بود ... کنار دریا، کاملا تنهای تنها با هندزفری داخل گوشم میتونم تمام خاطراتم رو مرور کنم به دریا نگاه کنم، به اسمون نگاه کنم راحت باشم، اهنگ گوش بدم بعدشم با خیال راحت بمیرم
༺ نجوای اعتراف ༻ 🪽🖤
--------------------------------------------------------------
"روز شانزدهم"
خاطراتی مثل کمک کردن بهشون... مثلا وقتی اسمم بیاد من رو با خاطره ای که بهشون کمک کردم به یاد بیارن، خیلی قشنگه نه؟
And When The Days Gеt Longer You Fill My World With Wonder Everybody Needs Somebody You Been That Somebody So Stay With Me And Keep Holding on Never let go, go, go, go, go, go Never let go, go, go, go, go
سالگرد ده سالگی بلک پینکه... از وقتی که نه سالم بود تا الان فنشونم و خوب، خاطرات خیلی قشنگی ازشون دارم
یجورایی نوجوونی من با این چهارتا دختر گذشت، فارغ از اتفاقات ناراحت کننده ای که این چندوقت داره میوفته
من دخترام رو خیلی دوست دارم
همیشه و همه جا ازشون بابت خاطراتت سیاه و صورتی نوجوونیم ممنون و قدردارن میمونم
اونا نمونه زنان قدرتمند و بااستعدادی هستن که برای تک تک لحظات زندگیشون جنگیدن
همیشه به من اعتماد بنفس ادامه دادن می دادند و هنوز هم همینطوره
سالگرد ده سالگی دخترای زیبا، مهربان و بااستعدادم مبارك:)
Happy10 years to the queens💗🖤
༺ نجوای اعتراف ༻ 🪽🖤
--------------------------------------------------------------
"روز پانزدهم"
همه ادم ها مثل من فکر نمی کنند، همه ادم ها به فکر خراش ننداختن روی قلب بقیه نیستند، همه ادم ها از رفتار زشتشون شرم نمی کنند حتی بعضی ها به این موضوع افتخار می کنند همه ادم ها به عمق موضوع فکر نمی کنند... همه ادم ها شبیه من نیستند:)
هر روز با خودم قرار می گذارم که امروز کمتر به یادت بیفتم.
خودم را میان کتابها، موسیقی، شلوغیِ روز و هزار فکر دیگر گم میکنم؛ شاید برای چند ساعت، نبودنت را فراموش کنم.
اما همین که دنیا ساکت میشود و ذهنم فرصتی برای نفس کشیدن پیدا میکند، دوباره تمام راهها به تو ختم میشوند.
تقریباً از همان روزی که رفتی، هیچ روزی نبوده که یادت از قلبم بیرون برود.
نمیدانم چرا این دلتنگی تمام نمیشود...
چرا هر صبح که بیدار میشوم، زخمی که از نبودنت مانده، عمیقتر از دیروز است.
مگر درد هم میتواند هر روز دوباره متولد شود؟
گاهی با خودم فکر میکنم اگر هنوز اینجا بودی، شاید من هم این آدمِ امروز نبودم.
شاید قلبم اینقدر از تپیدن خسته نمیشد.
اما هیچوقت نتوانستم کسی را مقصر بدانم... نه دنیا را، نه سرنوشت را، و نه تو را.
بعضی رفتنها، انتخاب هیچکس نیستند.
فقط امیدوارم هر جایی که هستی، بالاخره آرام گرفته باشی.
امیدوارم دیگر خبری از درد نباشد، از خون، از رنج، از شبهای سخت.
امیدوارم این بار، خوابت عمیق باشد... آنقدر عمیق که هیچ رنجی نتواند بیدارت کند.
و اگر روزی دوباره ماه میان من و تو پلی ساخت، فقط یک بار دیگر می خواهم به تو بگوییم... هنوز هم دلتنگت هستم، قاصدک من.
☆وقایعنگاریِ یک زندگی ناتمام-5August 2026
༺ نجوای اعتراف ༻ 🪽🖤
--------------------------------------------------------------
"روز چهاردهم"
شاید این، "کمالگرا بودن بهترین راه برای ادامه دادنه.".... خوب من خیلی کمالگرام و خیلی جاها باعث شده اسیب ببینم ولی کنترلی هم روش ندارم، برای همین شاید اگر بازنویسیش می کردم بهتر بود ولی نمیشه...
༺ نجوای اعتراف ༻ 🪽🖤
--------------------------------------------------------------
"روز سیزدهم"
آخرین باری که از ته دلم خندیدم...آخرین بار فکر کنم وقتی بود که تازه از بیمارستان اومده بودم دوست صمیمیم برای این که حواسم از افکارم پرت بشه خاطرات بچگیش و تعریف می کرد و عکساش رو نشون می داد، راستش واقعا خیلی خنده دار بود و خیلی خندیدم طوری که تمام حواسم پرت شد حتی شب هم با لبخند خوابیدم خیلی دوستش دارم و ازش ممنونم که همیشه کنارمه:)
So call out my name (call out my name) Call out my name when I kiss you so gently I want you to stay (I want you to stay) I want you to stay, even though you don't want me Girl, why can't you wait? (Why can't you wait, baby?) Girl, why can't you wait 'til I fall out of love? Won't you call out my name? (Call out my name) Girl, call out my name, and I'll be on my way and I'll be on my
