fa
Feedback
نُهمِ شَهریور...

نُهمِ شَهریور...

کانال بسته

تِکه ای از وجودِ مَن، برای هَمیشه سوخت..

نمایش بیشتر
کشور مشخص نشده استدسته بندی مشخص نشده است
518
مشترکین
-624 ساعت
-267 روز
+9830 روز
آرشیو پست ها
آهان راستی دلار شده 222 تومن طلا هم شده 23 میلیون

صبحت بخیر جوان ایرانی؛ خواستم یادآوری کنم که بزرگسالی خیلی سخته. خیلی خیلی سخت.

زندگی با خانواده روز به روز داره غیر قابل تحمل تر میشه نه که ناشکری کنم نه ولی روح و روانم داره با کارا و حرفای خانواده بگا می‌ره درود بر کسانی که با مستقل بودن روح و روان خودشان را بیمه کردند .

من مصداق فروپاشی روانی‌ام!

نمی‌تونم برای این لحظه صبر کنم.

Be_Jaye_Man_ye_Ghasedak_Ye_Rooz_Miyad_To_Khoonatoon@shirazsong.mp35.42 MB

Jang Setiz.mp35.16 MB

طبیعیه این همه خستگی توی تن یک آدم؟

کاش میشد ساعت نگذره حالم خوبه اینکه نگرانم بَده.

راه‌حلی داری؟ راه نجاتی برای کشتی‌شکسته‌ای که نه غرق می‌شود، نه نجات پيدا می‌کند؟
راه‌حلی داری؟ راه نجاتی برای کشتی‌شکسته‌ای که نه غرق می‌شود، نه نجات پيدا می‌کند؟

چطور ممکنه یه آدم بتونه کاری باهات بکنه که صبح که بیدار میشی، نفس که میکشی، راه که میری، حرف که میزنی، به هر سمتی که نگاه میکنی، شب که چشماتو میبندی، حس کنی یه چاقو رو کردن تو قلبت و دارن میچرخوننش؟

خوبم؛ اما اگر فکر کنم، گریه‌ام خواهد گرفت.

فکر می‌کنم در من همین قدر توانایی هست که بر همه چیز و همه‌ی رنج‌ها غلبه کنم. تا جایی که حتی با هر نفسم بگویم: من هستم. در گیر و دار هزاران عذاب هستم. از شکنجه به خود می‌پیچم ولی هستم. در زندان نشسته‌ام ولی زنده‌ام. خورشید را می‌بینم و اگر نتوانم خورشید را ببینم، می‌دانم که خورشید هست. و دانستن این نکته که خورشید هست، همانا کل زندگی‌ست.

در خیالات خودم در زیر بارانی که نیست، می رسم با تو به خانه، از خیابانی که نیست می نشینی روبه رویم خستگی در می‌ کنی، چای می ریزم برایت توی فنجانی که نیست باز می‌خندی و می‌پرسی که حالت بهتر است؟ باز می‌ خندم که خیلی. گرچه میدانی که نیست. شعر می‌ خوانم برایت واژه ها گل می کنند یاس و مریم می گذارم توی گلدانی که نیست. چشم می دوزم به چشمت، می شود آیا کمی دست هایم را بگیری بین دستانی که نیست؟ وقت رفتن می شود با بغض می گویم نرو پشت پایت اشک می ریزم در ایوانی که نیست. می روی و خانه لبریز از نبودت می شود باز تنها می شوم با یاد مهمانی که نیست. رفته ای و بعد تو این کار هر روز من است باور اینکه نباشی کار آسانی که نیست.

0:11

0:11

وقتی دچار فروپاشی روانی می‌شی و افسار همه چی از دستت خارج می‌شه، بقیه نمیان ببینن چیشد که به این نقطه رسیدی و خودشون چیکار کردن باهات، فقط اون افسار گسیختگی و بهم ریختگی و عصبانیتت رو می‌بینن که بعدا سرزنشت کنن.

نیاز داشتم

الان فقط فروش بود اخه ،کصخلی؟