fa
Feedback
نُهمِ شَهریور...

نُهمِ شَهریور...

کانال بسته

تِکه ای از وجودِ مَن، برای هَمیشه سوخت..

نمایش بیشتر
کشور مشخص نشده استدسته بندی مشخص نشده است
518
مشترکین
-624 ساعت
-267 روز
+9830 روز
آرشیو پست ها
تو که معنای عشقی.mp34.63 MB

سگ سیاه افسردگی‌ بغلم کرده .

تو حالت کما به سر میبرم..

به مامان و بابام نگاه میکنم غصه میخورم 💔

سرعت لخته شدن خونم از سرعت میک میک بیشتره 😂🩸

photo content

همواره تظاهر به بی‌تفاوتی می‌کنیم، در حالی که قلب‌هایمان آتش می‌گیرد.

خدایا؛ چی از بزرگیت کم می‌شد اگه انقدر حسرت به دلمون نمی‌موند؟

ما حیف بودیم عزیزم. از داستانمون فقط همین یه کلمه یادمه؛ حیف.

اگه به گریه بود گریه می‌کردم، ولی خیلی بیشتر از این حرفاست.

نوشته«″یه روز می‌خرمش″ ِ تو چیه؟!» باید بگم: خونه. هزاران بار خونه. من برای هیچی اندازهٔ خونهٔ خودم رو خریدن، لحظه‌شماری نمی‌کنم.

‏تنها وسط جنون دنیا ‏ماییم و دروغ زندگانی ‏لبخند به لطف قرص اعصاب ‏لرزیدن دست در جوانی…

‏هرکس در حد توان و بضاعت خودش داره فرومی‌پاشه؛ یکی زیر بار قسط، یکی زیر بار تنهایی، یکی زیر بار مسئولیت، یکی هم زیر بار چیزهایی که هیچ‌کس ازش خبر نداره.

وقتی بتونی داستانتو بدون گریه کنی تعریف کنی، بدون شفا پیدا کردی. این موضوع کاملا درسته. شفا پیدا کردن به معنی فراموش کردن یا پاک کردن درد نیست. شفا پیدا کردن به معنی حمل کردن به دردت به صورت متفاوته. با یک قدرت زیاد. تو دیگه وقتی اون ماجرارو تعریف می‌کنی دگرگون نمی‌شی. دیگ نمی‌شکنی، فقط تعریفش می‌کنی. و اون لحظه می‌فهمی شفا پیدا کردی.

«محبوب من از راه برس! ‏ناگهان و آرام،مثل بارانِ شهریور.»

وقتی بارون میاد توام دلت برای من تنگ میشه مگه نه؟ بهم بگو که میشه. که اگر بگی نه از اینی که هست پژمرده‌تر و غمگین‌تر میشم.

بوی پاییز میاد هوا بارونیه🍂🍁

تو گذشتی و شب و روز گذشت. آن‌ زمان‌ها، به امیدی که تو برخواهی گشت، پای هر پنجره مات، می‌نشستم به تماشا، تنها.

-
-