fa
Feedback
TheGandomin

TheGandomin

رفتن به کانال در Telegram

https://gandomin.com

نمایش بیشتر
کشور مشخص نشده استدسته بندی مشخص نشده است
337
مشترکین
اطلاعاتی وجود ندارد24 ساعت
-77 روز
-130 روز

در حال بارگیری داده...

کانال‌های مشابه
هیچ داده‌ای
مشکلی وجود دارد؟ لطفاً صفحه را تازه کنید یا با مدیر پشتیبانی ما تماس بگیرید.
ابر برچسب‌ها
هیچ داده‌ای
مشکلی وجود دارد؟ لطفاً صفحه را تازه کنید یا با مدیر پشتیبانی ما تماس بگیرید.
اشارات ورودی و خروجی
---
---
---
---
---
---
جذب مشترکین
سپتامبر '26
سپتامبر '26
+8
در 3 کانال‌ها
اوت '26
+351
در 27 کانال‌ها
Get PRO
ژوئیه '260
در 18 کانال‌ها
Get PRO
ژوئن '26
+3
در 21 کانال‌ها
تاریخ
رشد مشترکین
اشارات
کانال‌ها
11 سپتامبر0
10 سپتامبر+1
09 سپتامبر0
08 سپتامبر0
07 سپتامبر+1
06 سپتامبر0
05 سپتامبر0
04 سپتامبر+1
03 سپتامبر0
02 سپتامبر+2
01 سپتامبر+3
پست‌های کانال
مادر نگاهی به ساعت گوشی‌اش انداخت و گفت: «هفت‌ونیم شد.» ابروهایش درهم بود، چشم‌هایش میان موترها می‌گشت و لب پایینی‌اش را میان
مادر نگاهی به ساعت گوشی‌اش انداخت و گفت: «هفت‌ونیم شد.» ابروهایش درهم بود، چشم‌هایش میان موترها می‌گشت و لب پایینی‌اش را میان دندان‌هایش گرفته بود. اولین موتر که ایستاد، سوار شدیم. حتی به رنگ و مدلش نگاه نکردیم؛ فقط می‌دانم که رنگ تاکسی را نداشت. راننده پسر جوانی بود که با کرتی و نیکتایی پشت فرمان جا گرفته بود و هرازگاهی از آیینه نگاهی به مادر می‌انداخت. بالاخره گفت: «جایی معلم هستید؟» ادامۀ نوشته: https://gandomin.com/6383/ #تاکسی‌نویسی #زن‌ونویسندگی #گندمین

2
بکس لباس وسط اطاق باز است، اما دستم به بستن آن نمی‌رود. لباس‌هایم هنوز پراکنده‌اند و چیزی که بیش از همه در میان آن‌ها سنگینی
بکس لباس وسط اطاق باز است، اما دستم به بستن آن نمی‌رود. لباس‌هایم هنوز پراکنده‌اند و چیزی که بیش از همه در میان آن‌ها سنگینی می‌کند، مدرکم است. همان تکه‌کاغذی که روزی برای داشتنش، برای لمس کردنش و برای به‌دست آوردنش سخت جنگیدم. حالا اینجاست؛ حالا که به‌دستش آورده‌ام، در دستانم حس سنگینی دارد، چون در سرزمینی که من قرار است برگردم، دانش دیگر معنی ندارد؛ آنجا صدای امید و آرزوها خاموش شده و زنان در رگبار فراموشی گرفتار شده‌اند.  ادامۀ نوشته: https://gandomin.com/6372/ #گندمین #زن_و_نویسندگی #gandomin #Afghanistan
131
3
بدون متن...
78
4
آخرین انار دنیا یکی از مشهورترین و برجسته‌ترین آثار بختیار علی است و در میان آثار ادبی معاصر کردی جایگاه ویژه‌ای دارد بختیار
آخرین انار دنیا یکی از مشهورترین و برجسته‌ترین آثار بختیار علی است و در میان آثار ادبی معاصر کردی جایگاه ویژه‌ای دارد بختیار علی نویسنده و شاعر معاصر کرد است. او هم مانند بسیاری از  مردم مشرق زمین،  از جنگ و آوارگی در امان نبوده و همین موضوع تاثیر چشمگیری روی آثار او پدید آورده است. او در آثار خود به مفاهیم چون رنج، آوارگی، آزادی، اسارت، مرگ، تنهایی، جنگ، معنا جویی و به موضوعاتی از این قبیل می پردازد. او در آثارش نگاهی انتقادی و بدبینانه به جنگ و قدرت سیاسی دارد. او جنگ را حتی زمانی که با هدف مقابله با خرابی و بی‌عدالتی صورت می‌گیرد، عامل رنج و ویرانی می‌داند. در آخر به گونه‌ای دیگر زمین را آکنده از درد می‌کند. اگر جنگ نهایت عدالت هم باشد، زمین را لبریز از غم می‌کند.»(ص ۳۸۶) و در باب سیاست هم: «هر دو یک جور از مرگ برگشته‌ایم… بیابان و سیاست هر دو مثل هم اند، دو زمین که چیزی از آن نمی‌روید.» ادامۀ نوشته: https://gandomin.com/6359/ #گندمین #زن_و_نویسندگی #gandomin #Afghanistan
172
5
به‌زودی....
به‌زودی....
176
6
بدون متن...
100
7
افغانستان کشوری است که سال‌هاست درگیر جنگ، ناامنی، فقر و عقب‌ماندگی بوده است. مردم افغانستان از لحاظ اقتصادی در وضعیت نابساما
افغانستان کشوری است که سال‌هاست درگیر جنگ، ناامنی، فقر و عقب‌ماندگی بوده است. مردم افغانستان از لحاظ اقتصادی در وضعیت نابسامان به سر می‌برند. اوضاع بد اقتصادی در افغانستان سبب چند دور مهاجرت و آوارگی مردم شده است. مردم افغانستان متأسفانه چی در داخل کشور و چی در مهاجرت، بار سنگین فقر، ناداری، نابرابری، بی‌عدالتی و هزاران چالش‌های دیگر اقتصادی ـ اجتماعی را به دوش می‌کشند؛ ولی تا هنوز با وجود داشتن معادن طبیعی بسیار، ذخایر زیرزمینی و داشتن موقعیت ممتاز ژیوپلتیک و ژیواستراتیژیک نتوانسته‌اند راه بیرون‌رفت از چنین وضعیتی را پیدا کنند و معادن و امکانات خود را به گونه درست مدیریت نمایند. برعکس، سایه شوم فقر و عقب‌ماندگی بالای مردم افغانستان پرده افگنده است. ادامۀ نوشته: https://gandomin.com/6341/ #گندمین #زن_و_نویسندگی #gandomin #Afghanistan
126
8
بدون متن...
102
9
به نظر من، شاید غم‌انگیزترین شکل مواجههٔ انسان در جهان این باشد که یک شخصیت از جهانِ یک رمان، بیشتر از یک انسان، او را بفهمد.
به نظر من، شاید غم‌انگیزترین شکل مواجههٔ انسان در جهان این باشد که یک شخصیت از جهانِ یک رمان، بیشتر از یک انسان، او را بفهمد. پس می‌توانم بگویم که رابطهٔ من با رمان، نوعی مواجهه است. مواجهه با چیزی بیرون از خودم که گاهی، برخلاف انتظار، مرا به خودم و احساسات و عواطف واقعی‌ام بازمی‌گرداند. می‌توانم با گوشی‌ای که کنار دستم است رمان بخوانم و تمرکزم را از دست ندهم اما این اواخر هنگام خواندن، گوشی را از خودم دور می‌کنم. نمی‌دانم چرا اما شاید نمی‌خواهم در فاصلهٔ خواندن و مواجهه، مدام از متن بیرون بیایم، جمله‌ای را بیرون بکشم و دوباره به آن نگاه کنم. شاید هم می‌خواهم که خواندن برای من مدتی در همان جهان کتاب اتفاق بیفتد، بدون آن‌که بخواهم همان لحظه به جهان بیرون ترجمه‌اش کنم. ادامهٔ نوشته: https://gandomin.com/6296/ #گندمین #زن_و_نویسندگی #افغانستان #gandomin #afghanistan
329
10
بدون متن...
105
11
چهار سال است که هر بار نام خانه می‌آید، چیزی در گوشه‌ای از قلبم آرام و بی‌صدا می‌شکند. چهار سال است که خاطرات، خانه‌ی دیگری د
چهار سال است که هر بار نام خانه می‌آید، چیزی در گوشه‌ای از قلبم آرام و بی‌صدا می‌شکند. چهار سال است که خاطرات، خانه‌ی دیگری در وجودم ساخته‌اند؛ خانه‌ای که دیوار ندارد، اما در هر گوشه‌اش کودکیِ من زندگی می‌کند. درخت‌هایش هنوز سبزند، تاک‌های انگورش هنوز منتظر رسیدن‌اند، بوی غذای خواهرم هنوز در هوایش پیچیده و چای داغ هنوز کنار مجلس کوچک خانوادگی‌مان منتظر من است. ادامهٔ نوشته: https://gandomin.com/6234/ #گندمین #زن_و_نویسندگی #افغانستان #gandomin #afghanistan
166
12
بدون متن...
129
13
به‌طور کلی، در آثاری که درباره‌ی جنگ نوشته شده‌اند، نقش زنان کم‌رنگ‌تر است. زنانی که در این آثار حضور دارند نیز اغلب پرستاران
به‌طور کلی، در آثاری که درباره‌ی جنگ نوشته شده‌اند، نقش زنان کم‌رنگ‌تر است. زنانی که در این آثار حضور دارند نیز اغلب پرستارانی هستند که از مجروحان نگهداری می‌کنند یا اعضای خانواده‌ی سربازان‌اند که انتظار بازگشت شوهرها و پسرهایشان را دارند. الکسیویچ دیدگاهی تازه به جنگ ارائه کرد. پس از گفت‌وگوها و مصاحبه‌های کتبی و شفاهی، او روایات متفاوت بیش از ۲۰۰ زن را که در جنگ جهانی دوم به عنوان سرباز خط مقدم، فرمانده، پارتیزان، راننده‌ی تانک، راننده‌ی کامیون، تلفن‌چی، بیسیم‌چی، تک‌تیرانداز، خلبان، پرستار، جراح، مکانیک، نانوا، آشپز و رخت‌شور خدمت کردند، در این کتاب مستند کرد. ادمۀ نوشته: https://gandomin.com/6160/ #گندمین #زن_و_نویسندگی #gandomin #Afghanistan
255
14
. صحنۀ دیدار تهمینه و رستم صحنه ای است شورانگیز و نمایان‌گر روح آزادگی و سربلندی زن در بیان خواستی طبیعی و مشروع که مورد پذیر
. صحنۀ دیدار تهمینه و رستم صحنه ای است شورانگیز و نمایان‌گر روح آزادگی و سربلندی زن در بیان خواستی طبیعی و مشروع که مورد پذیرش فرهنگ جامعه نیز هست. جامعه‌ای که بی‌تردید حق برگزیدن همسر را در چارچوب رسم و آئین زمانه برای زن قایل است و به همین روست که تهمینه با همه خردمندی و پاک‌دامنی سرافراز به خواب‌گاه رستم می‌رود و مرد محبوب خود را از جان و دل می‌خواند. رستم نیز در مرتبه والای پهلوانی نام‌دار با خوی و منشی مردمی چنین خواست و نیازی را ارج می‌نهد و هیچ اندیشۀ ناپاکی به دل راه نمی‌دهد؛ در کنار تهمینه می‌نشیند و با او گفت‌وگو می‌کند تا دریابد که آیا زنی پاک‌زاد و با نام و نژاد است؟ ادامهٔ نوشته: https://gandomin.com/6071/ #گندمین #زن_و_نویسندگی #شاهنامه_فردوسی #زن
151
15
بدون متن...
137
16
The second issue of the magazine Gandomin begins at a specific turning point: August 15, 2021 (24 Asad 1400)—a day that marke
The second issue of the magazine Gandomin begins at a specific turning point: August 15, 2021 (24 Asad 1400)—a day that marked the onset of a new era of deprivation, fear, uncertainty, and the loss of hard-won achievements for many Afghanistani women. Looking beyond high politics and monumental historical events, this issue focuses on the lived realities of women who experienced the fallout inside their homes, schools, universities, workplaces, and in exile. Read more: https://gandomin.com/en/2655/
245
17
شمارهٔ دوم مجلهٔ «گندمین» از یک نقطهٔ مشخص آغاز می‌شود: ۲۴ اسد ۱۴۰۰؛ روزی که برای بسیاری از زنان افغانستان، آغاز دوره‌ای تازه
شمارهٔ دوم مجلهٔ «گندمین» از یک نقطهٔ مشخص آغاز می‌شود: ۲۴ اسد ۱۴۰۰؛ روزی که برای بسیاری از زنان افغانستان، آغاز دوره‌ای تازه از محرومیت، ترس، بلاتکلیفی و از دست‌دادن بسیاری از چیزهایی بود که برای به‌ دست‌آوردن‌شان سال‌ها تلاش شده بود. «گندمین» در این شماره تلاش کرده است که جدا از سیاست و رویدادهای بزرگ و تاریخی و یا هر چیز دیگر، سراغ زنده‌گی زنانی برود که پیامدهای آن را در خانه، مکتب، دانشگاه، محل کار  و مهاجرت تجربه کرده‌اند. ادامهٔ نوشته: https://gandomin.com/6055/ #گندمین #زن_و_نویسندگی #افغانستان #gandomin #afghanistan
228
18
بدون متن...
140
19
حدود چهل دقیقه می‌شد که تاکسی ایستاده بود. از سمت مقابل، چپ و عقب با موترها و از سمت راست با پیاده‌رو احاطه شده بود. چند بار
حدود چهل دقیقه می‌شد که تاکسی ایستاده بود. از سمت مقابل، چپ و عقب با موترها و از سمت راست با پیاده‌رو احاطه شده بود. چند بار به سرم زد که از تاکسی پیاده شوم و از پیاده‌رو کنار جاده، که مسیر شناخته‌شده‌ای بود، راهی مقصد شوم. اما این مسیر را تا کجا می‌شناختم؟ از چندصد متری به بعد، این مسیر برایم ناشناخته می‌شد و مقصد هم دورتر می‌رفت. تاکسی ما و موترهایی که عقب و مقابلش صف بسته بودند، فاصله‌ی اندکی با پیاده‌رو داشتند؛ از آنجا موترسایکل‌ها و بایسکل‌ها عبور می‌کردند. ادامهٔ نوشته: https://gandomin.com/5926/ #تاکسی‌نویسی #گندمین #زن_و_نویسندگی #gandomin
166
20
بدون متن...
147