اتاقِ فکرهای نصفِ شب
رفتن به کانال در Telegram
همون ایانم🕯 در حاشیهی روزها..🤍 https://t.me/Soul_ian : "ناشناس" @ian_yoona : "روبیکا"
نمایش بیشترکشور مشخص نشده استدسته بندی مشخص نشده است
441
مشترکین
-824 ساعت
-637 روز
-6330 روز
آرشیو پست ها
جان درد یه چیز قشنگ میگفت:
گفت بیوگرافی یه ملافهی سفیده و هرموقع که بخوام از خودم بگم میگم ، چون پشت کار درس زندگی خصلتها و رنگها قایم هستم، هستیم.
Repost from 𝗨𝗻𝘁𝗶𝗹 𝗜 𝗯𝗹𝗲𝗲𝗱 𝗼𝘂𝘁
امسال تیویان یجوری تو سریال ساختن گل کاشته که میشینی سرتو میگیری میگی کدومو شروع کنم
Repost from Komiter
خیلی یاد سکانس آخر دارک میافتم، اونجایی که آدام و ایوا میفهمن تو تمام اون جهان اشتباهی بودن و اضافی بودن و تمام این بلاها از اضافه بودن اینا بود.
و چقدر این حس بده که بفهمی تمام این جهان صندلیبازی بود و تو نفر آخری بودی که به هیچ صندلیای نرسیدی، همهی صندلیها پره و تو سرپایی، تو اضافهای، زائدی، مزاحمی و نباید باشی.
قبل از گفتنِ هر حرفی یه لحظه فکر کنیم:
آیا قراره حالِ کسی رو بهتر کنیم یا فقط حس بدی در اون آدم ایجاد کنیم؟ پس بیایم با مهربونی و سکوتِ به موقع، حالِ همو بهتر کنیم.
هر حالی که داری طبیعیه
و هممون مثل همیم
ولی تاریخم که بخونی میبینی همیشه یه چیزی بوده که آدمارو اذیت میکرده ولی ادامه دادن
چون باید ادامه بدن
چون باید زندگی کنن
چون باید تلاش کنن
هیچی بهم نمیریزه تا خدا نخواد
هیچی هم درست نمیشه تا خدا نخواد.
الانم اگر امید دارم
به خاطر آرزوهامه که چون فقط یه بار زندگی میکنم باید بهشون برسم
به خاطر آدماییه که دوسشون دارم چون باید ببینین دارم ادامه میدن و اوناهم ادامه بدن
و به خاطر حال خودمه چون نمیخوام توی پیری بگم شرایط هرچی بود باید تلاشتو میکردی.
آدمی که ببینه حالت خوب نیست و ناراحتی ولی کاری نکنه و بذاره توی همون حالت بمونی، هیچیِ تو نیست.
اینکه برای خجالت زده نشدن کسی وانمود کنی چیزی رو ندیدی، یکی از عمیق ترین و نادرترین درجات شعوره.
