fa
Feedback

فریب کلاهبرداران را نخورید! تل‌متریو این کانال‌ها را شناسایی و برچسب‌گذاری می‌کند 👉 برای مشاهده برچسب، اشتراک تهیه کنید

یاس بنفش

یاس بنفش

رفتن به کانال در Telegram

گذشتن و رفتن پیوسته به سمت ِ امید، آرزو، شور و شوق، ذوق و کمی زندگی.

نمایش بیشتر
کشور مشخص نشده استدسته بندی مشخص نشده است
275
مشترکین
اطلاعاتی وجود ندارد24 ساعت
+57 روز
+330 روز
آرشیو پست ها
photo content

photo content

Repost from خطِ فاج
عاشق اینم که تو رویا‌هام گم بشم و ببینم چقدر اونجا حالم خوبه و همه‌چی قشنگه، ولی الان همون رویاها یه ترس کوچیک توی دلم میارن، می‌ترسم زیاد تصور کنم و بعدش نتونم از پسِ از دست دادنش بربیام.

همیشه شیفته‌ی آن چیزی بوده‌ام که فراتر از ظاهر جریان دارد؛ چه در وجود آدم‌ها، چه در روحِ طبیعت.

انقدر توی ذهنت سناریوهای نیومده رو کارگردانی نکن. زندگی، دیکته‌ی خودش رو می‌نویسه؛ چه به خطش فکر کنی، چه نکنی. آروم بگیر؛ قرار نیست با فکر کردن به هر اتفاقی، جلوی رخ دادنش رو بگیری.

من وقتی کل روز درس نخوندم و داشتم فکر میکردم دقیقا باید چه تنبیهی برای خودم در نظر بگیرم که متوجه شدم بدون اغراق کل زندگیم یک تنبیه زشت و دردناکه.

نمی‌دونم چه‌جوری باید خودم رو تنبیه کنم، آخه آلردی کل زندگی‌م یک تنبیه.

دلم میخواد برم یه شهر دور افتاده، یه جایی که هیچ‌کسی منو نشناسه. اینقدر دور باشه که آدمای زیادی اون‌جا رو نشناسن‌، بتونیم ساکت و آروم با آدمایی که همون‌جا هستن زندگی کنیم و دغدغه‌ی خاصی نداشته باشیم. صبح بیدار بشم، بدون این‌که ناراحت باشم که یه صبح دیگه هم زنده‌ام و بیدار شدم. برم پرده‌ها رو بزنم کنار تا نور آفتاب خونه رو روشن کنه و رگه‌های باریک نور تار و پود فرش و گلبرگ گل‌های خونه رو نوازش کنه. صبحونه رو آماده کنم، موسیقی رو بخش کنم، با آرامش و بدون عجله صبحونه بخورم بعد ظرف‌ها رو بشورم، گل‌ها رو آب بدم، برم سرکار، مثلا توی یک شیرینی فروشی و برای آدما شیرینی‌های خوشمزه درست کنم. بعد که دوباره برگشتم خونه، حوالی ساعت ۸ شب، شام می‌خورم و چای درست میکنم تا با شیرینی ِخوشمزه‌ای که اون روز درست کردم، بخورم. ظرف‌های شام و استکان چای رو که شستم، میشینم و تا آخر شب رو با فیلم دیدن و کتاب خوندن میگذرونم. دور از دغدغه‌های بزرگ، شلوغی شهر، سر و صدای زیاد، سیاست، غم و غصه و درد.

دوست دارم تا صبح غر بزنم.

I'll tell your memories To my whiskey and cigars I'll tell your memories To the half empty bars I'll tell your memories To me, myself and I This is our story Right person Wrong time

خیلی کم دعوا داریم تو خونه شما هم هی تعطیل رسمی کنید مجبور باشیم کنار هم بشینیم.

لعنت به تعطیلات رسمی و اجباری‌ای که باید اینقدر با خانواده تو خونه بمونی.‌ همه جوره لعنت بهتون واقعا.

آسمون خیلی قشنگه. همیشه شگفت انگیزه. هر دفعه که بهش نگاه کنی، شگفت زده‌ات میکنه. هربار مدل ابرها و ترکیب رنگش یه جوری قشنگه که ذوق زده میشی باعث میشه برای چند دقیقه همینطوری نگاهش کنی.

photo content
+2

Repost from واگویه ›
دنیایی که تو سرم هست خیلی بزرگ‌تر، قشنگ‌تر، آروم‌تر از این دنیای بیرونه؛ اونجا هیچ‌چیز خراب نمی‌شه، آدماش بی‌رحم نیستن. اینجا فقط زنده‌ام ولی اونجا واقعا زندگی می‌کنم. کاش جسمم هم راه اون دنیا رو بلد بود.

پیش کدوم خدا گلایه کنم که بنده‌هاش دارن فاجعهٔ ۱۸ و ۱۹ دی رو با تاسوعا و عاشورا مقایسه می‌کنن؟

همیشه دوست دارم کار هایی که خیلی دوست‌شون دارم رو با‌ آدمای مورد علاقه‌ام انجام بدم چون هر کاری با هم انجام دادنش، قشنگ‌تره.

دلم میخواد دست دوستمو بگیرم و با هم بریم کتاب‌فروشی، دو سه ساعت بین کتاب‌ها قدم بزنیم، کتاب‌ها رو نگا کنیم، کتاب بخریم، با هم ذوق کنیم و کتاب بخونیم.

دلم کتاب میخواد. دلم برای کتاب فروشی، کتاب خریدن و کتاب خوندن تنگ شده.

Repost from هُبوط
مووآن کردن از سریال و شخصیت هاش سخت تر از مووآن کردن از بقیه ی چیزها شده‌.