250
مشترکین
-124 ساعت
-47 روز
-1530 روز
آرشیو پست ها
250
زندهگی
موسیقی گنجشکهاست؛
زندهگی
باغ تماشای خداست...
زندهگی یعنی همین!
پروازها، صبح ها، لبخندها، آوازها...
#سهراب_سپهری
250
اگنی باید نامههای بلندی را که در آن یک دخترِ خراسان پرستیده شده است، اینجا پست کرده بگویم: "اینگونه!" ولی بماند.. 🌚
250
Repost from بهشت✨🌱
دیروز آخرین روز فراخوان ما در ارتباط با شمارهی دوم مجلهی گندمین برای جمعآواری روایت «تاثیرات ودگرگونیهای دو دوره حاکمیت طالبان بر روی زندگی زنان افغانستان» بود. تا کنون بیشتر از چهل روایت به دست ما رسیده است. ما این فراخوان را برای سه روز دیگر تمدید کردیم. دختران عزیزی که تصمیم به نوشتن روایتشان دارند، میتوانند در این سه روز روایتهای خود را بنویسند و برای ما بفرستند.
عزیزانم بنویسید تا این روایتها ثبت شوند.🤍✨
250
شبانگاهان که مَه می رقصد آرام
میان آسمان گنگ و خاموش
تو در خوابی و من مست هوسها
تن مهتاب را گیرم در آغوش
#فروغ_جان
250
در این فکرم من و دانم که هرگز
مرا یارای رفتن زین قفس نیست
اگر هم مرد زندانبان بخواهد
دگر از بهر پروازم نفس نیست
#فروغ_جان
250
چند تا آرزوی سخت محال
چند امیدِ رو به مرگ و زوال
تحت نام امید چند خیال
از جهان مانع فرار من است
#عبدالله_عزیزی
250
شب عجیب و سنگینی هست!
وزنهیی سنگینی روی سینهام احساس میکنم و شبیه شبهای سالِ پار میسوزم. یکی مادرش مُرد و دیگری برای دومینبار مادر خود را از دست داد. دیگری برای نمیدانم چندمینبار ناامید شد و به خط پایان میاندیشد و دیگری.. هفتهها میشد که حس میکردم خوب نیست و امشب اعتراف کرد این حس درست است و یکی هم دست شعر را فشرد. پیش از آن هم حس عجیبی روی سینهام سنگینی میکرد و نمیدانم چیست. یکطوری که گویی، بخشی از وجودم در جای دور از من، شکسته! قامتش خمیده! سقوط کرده و نمیدانم.. نمیدانم هیچی نمیدانم؛ ولی امیدوارم خیر باشد!
