fa
Feedback
The last of us

The last of us

رفتن به کانال در Telegram

دانشجو مامایی.👼🏼 انلاین شاپم: @lumighazal ناشناس🌟 t.me/BluChtBot?start=67a5a009b1dfae808945

نمایش بیشتر
کشور مشخص نشده استدسته بندی مشخص نشده است
346
مشترکین
+924 ساعت
+467 روز
+4530 روز
آرشیو پست ها
کاش میتونستم به زندگی قبل از این غم برگردم.

چشماتا ببند هرچی خواب خوب مال تو.🖤

آخرین طلوع‌ها این اتاق.
آخرین طلوع‌ها این اتاق.

اخ به دلم🖤

Repost from ufo
ار این همه خواب بد واقعا خسته شدم.

نمیدونم بعد چند وقت دوباره رفتم کافه.
+7
نمیدونم بعد چند وقت دوباره رفتم کافه.

Miam Pishet Dadash Epicure.mp33.52 MB

منم همینجور
+8
منم همینجور

خدایا یه صبری بهم بده تا آدما دورم را پاره نکنم.🙏🏻

ICTY @Acccrd.mp34.13 MB

نخ؟ من اصلا نخی نمیبینم که منا بخواد به جایی وصل کنه!

Repost from RegaPlus
دستم به زندگی نمی‌ره.

آهوان گم شدند در شبِ دشت آه از آن رفتگانِ بى برگشت. «هوشنگ ابتهاج»

پوسته ظاهرى چه اهميت دارد؟درونم ويرانه است، خانه‌اى پر از درخت كه سقف اتاق‌هاش ريخته است، تنها يك ديوار مانده،با درى كه باد در آن زوزه میكشد.يا نه،چنارى است كه پيرمردى در آن كفش نيمدار ديگران را تعمير میكند، گيرم شاخ و برگى هم داشته باشد. «سال بلوا|عباس معروفی»

من به اتاقم برگشتم،دراتاق را از تو چفت كردم و دراز كشيدم،امّا نمیتوانستم بخوابم، فكر او آسوده‌ام نمیگذاشت.گفتم اگر پنجره را باز كنم،و اگر آدم‌ها مثل مه میتوانستند به هر جا سر بكشند، اگر، اگر. مدام مى‌آمد و میرفت.و آن شب فهميدم كه به همين سادگى آدم اسير مى‌شود و هيچ كارى هم نمی‌شود كرد.نبايد هرگز به زنان و مردان عاشق خنديد.همين جورى دوتا نکاه در هم گره می‌خورد و آدم ديگر نمى‌تواند در بدن خودش زندگی كند،مى‌خواهد پر بكشد. «سال بلوا|عباس معروفی»

گفتم من مكافات چه كسى را پس میدهم؟ چرا اين همه آدم در ذهن من زندگى میكنند؟ «سال بلوا |عباس معروفی»

مادر گفت:تو امروز چه‌ت شده؟خودت میفهمى،نوشا؟ خنديدم و گفتم:بله مامان،من امروز حال خوشى دارم. چى خوشحالت كرده؟ باد. «سال بلوا|عباس معروفی»

مادر‌ها همه چیز را میفهمند. «سال بلوا|عباس معروفی»

گفتم:حرف‌هاى خوب بزن.دنيا بى ارزش نيست.فقط انسانى زندگى کردن خيلى سخت است. «سمفونی مردگان|عباس معروفی»