نشانیِ سوّم
رفتن به کانال در Telegram
کلمههایی که از ما بهجا خواهد ماند، بیخوابیِ عجیبی خواهند کشید... بیخوابیِ عجیبی. کانالِ کتابخونیمون: @ketaberira راههایِ ارتباطی: @Asemanam_Bot http://t.me/HidenChat_Bot?start=5821566175
نمایش بیشتر817
مشترکین
+1524 ساعت
-97 روز
-11530 روز
آرشیو پست ها
817
سعی میکردم با بلند حرف زدن تاریکیها را از خودم دور نگهدارم.
ساکت که میشدم برمیگشتند.
817
Repost from کنج آسمون
موشک، اخبار، دوستی، کتابخانه، خنده، گریه.
این روزها عجیب میگذشتند.
#یار_دبیرستانی_من
817
صدایِ زنگِ گوشیمو به Lolipop تغییر دادم چون حسِ تو داستانِ جنایی بودن بهم میده.
اگه بعد از وصل شدنِ تماس بهتون گفتم: what do you want from me? تعجب نکنید.
817
امشب با یک پسرِ خارجکی و دو تا دخترِ ایرانی رفتیم گوگل میت و روشِ body doubling. قبل از درس خوندن یه کم برایِ اشنایی حرف زدیم و در آخرِ پارت کلی شوخی کردیم و خندیدیم. و میدونید چیه؟ من از نظرشون بامزه ترین فرد بودم و آیدیِ تلگراممو ازم گرفتن. و من ذوق دارم که تو زبانِ دومم هم جوک هام خنده داره.
817
مامان ۴ تا غذا درست میکنه و من سوپِ بدون خامه میخورم. اه به زندگی.
اه به من؟ آسمان خانوم؟
بله اه به شما.
817
Damn! Seriously, I can’t find INTPs in real life who are as amazing as they are in movies. I really want one, but the ones I run into are usually freaky awkward and not sweet at all.
817
حالا دیگر فهمیده بودیم که باید سرمان را بیندازیم پایین و به اصطلاح "رو ندهیم" تا هر وقت خودشان حرفی یا سوالی داشتند ما را صدا کنند. مثلِ این معلم هایِ همیشگیِ مدرسه شده بودیم و حالا آنها را درکشان میکردیم که چرا زیادی با ما صمیمی نمیشدند.
پ.ن: صد افسوس. شاید هر وقت که عقلشان کشید بشود معلّمِ همیشه خوشاخلاق و پایهیِ ایدئالِ ذهنیمان شد.
تا آن موقع فقط قیافه گرفتن و قیافه گرفتن و قیافه گرفتن.
817
پانسیون، سالِ دوازدهمِ انسانی.
گوشیِ فاطمهای که رفته بود زیرِ میز و بیگانهیِ کامو میخوند. بحث دربارهیِ ویروسِ جدیدی که از کلاس کشف شده بود و خنده. خنده.
خنده میونِ کوهِ دشواریها
817
گس وات! منم مریض شدم و حالا همگی خانوادهیِ مریض هستیم. مامانبزرگ، بابابزرگ و خالهیِ بابا دارن از نهاوند میان خونمون و و ما دیشب تا دو شب بیمارستان بودیم.
