fa
Feedback
"دخترِ شعر"

"دخترِ شعر"

رفتن به کانال در Telegram

اینجا، مأمنِ واژه‌هایی‌ست که از سکوت زاده می‌شوند. شعرها، نوشته‌ها، و ردّ روحِ من بر کاغذ. تخلّص: ارغوان «من از تبارِ شعرم...» 🖇📚✒️

نمایش بیشتر
کشور مشخص نشده استدسته بندی مشخص نشده است
544
مشترکین
-2124 ساعت
+647 روز
-34530 روز
آرشیو پست ها
خوش اومدید کاش امشبم رند بشیم✨🦋🥲
300عضو بشیم شعر جدید داریم🫶✨

چقدر شبیه یک از اشعار منِ این قسمتش💔✨ یاد نوشته هایی افتادم که در خاکسترِ غم سوختند.. کاش بود کامل شعر خودم براتون میگذاشتم... خیلی نگاه نزدیکی داشت به نوشته گذشته ام... بخونید حتما:)

گاهی مردها هم می‌شکنند؛ فقط صدای شکستنشان به گوش کسی نمی‌رسد. سال‌ها گذشته، اما هنوز هر غروب که آفتاب پشت بام‌های شهر گم می‌شود، انگار تکه‌ای از جان من هم با آن خاموش می‌شود. نمی‌دانم تو حالا کجای این دنیا نفس می‌کشی، اما خوب می‌دانم که هیچ روزی نبوده که نامت از ذهنم عبور نکرده باشد. آن روز که رفتی، چیزی نگفتم. نه چون دلم آرام بود؛ چون مردی که تمام غرورش را در چشم‌های زنی جا گذاشته باشد، دیگر واژه‌ای برای گفتن ندارد. فقط نگاهت کردم... همان نگاه آخر، که هزار حرف نگفته در آن دفن شد. تو رفتی و من ماندم؛ با خانه‌ای که بوی تو را می‌داد و دلی که دیگر صاحبش نبود. بعد از تو یاد گرفتم بخندم، اما هیچ‌وقت شاد نبودم. یاد گرفتم میان آدم‌ها زندگی کنم، اما هیچ‌وقت با کسی زندگی نکردم. هرکس از کنارم گذشت، تنها سایه‌ای بود که لحظه‌ای جای خالی تو را پنهان می‌کرد؛ اما هیچ‌کس، خودِ تو نشد. شب‌های زیادی را کنار پنجره نشستم. سیگاری میان انگشتانم خاکستر شد و هزار فکر در سرم سوخت. با خودم گفتم شاید یک روز درِ این خانه را بزنی، شاید بگویی همه‌ی این سال‌ها فقط یک سوءتفاهم بوده است. اما در همیشه به روی باد باز شد، نه به روی تو. می‌گویند مرد اگر عاشق باشد، فراموش می‌کند. نمی‌دانم این را چه کسی گفته است. مرد اگر حقیقتاً عاشق باشد، فقط یاد می‌گیرد دردش را پنهان کند. یاد می‌گیرد با همان قلب شکسته کار کند، بخندد، نان دربیاورد، به همه تکیه بدهد؛ اما شب که شد، بی‌صدا با خاطراتش فرو بریزد. اگر روزی دوباره ببینمت، نه گله‌ای خواهم کرد، نه از گذشته خواهم گفت. فقط چند لحظه نگاهت می‌کنم؛ همان‌قدر که مطمئن شوم روزی برای داشتن تو زندگی می‌کردم. بعد آرام برمی‌گردم و می‌روم؛ چون بعضی عشق‌ها، حتی اگر دوباره روبه‌روی هم بایستند، دیگر راهی به هم ندارند. فقط اگر روزی از کسی پرسیدی مردی که بی‌صدا دوستت داشت چه شد، بگو هنوز نفس می‌کشد... اما سال‌هاست که زندگی نمی‌کند ..
علی_ماسپی‌مهر

sticker.webp0.08 KB

Repost from گوژپشت
نویسنده‌ها و شاعر‌های گرامی! این پیام رو در چنلی که شعر و متنتون رو به اشتراک می‌ذارید فوروارد کنید تا هم یک فهرست درست کنم و هم جوین بشم و متن فوروارد کنم(فاقد محدودیت... هروقت دیدید فوروارد کنید تا بشناسیمتون)💙

🙄🙄🙄

وقتی برای اولین بار دیدمت... ترسیدم، از لرزش قلبم نسبت به تو، و از لبخند گرمت به من. دلم میخواست فرار کنم، شاید هم دلم میخواست فقط تو را نگاه کنم، و برای من باشی. ترسیدم که اگر لرزش قلبم تنها تپشی بی‌ارزش برای تو باشد، و خنده‌ات از همان‌هایی باشد که نثار همه میکنی... تکلیف من و دلم چه خواهد شد؟ من هنوز بی‌نتیجه در اولین نگاهت غرق هستم...
#ارغوان

شعر بفرستید بخونیممم:) @PeomsGirlBot

نشخوار ذهنی😶‍🌫

چرا این همه سعی کردم کامل باشه بازمم ننوشتم

عصر بشینم جغرافی بخونم🤌😑👊

عرررر

یک اشتباه فهمیدممم

چه مسخره باحاله😂😂

بیاید منچ بازی کنیم. کی پایه ست؟ 🎮 @MenchoolBot 🎮 اسپانسر: @TweetyChannel
بیاید منچ بازی کنیم. کی پایه ست؟ 🎮 @MenchoolBot 🎮 اسپانسر: @TweetyChannel

💣 بیا با هم مین ‌روب بازی کنیم ببینیم کی می بره! 🔍هر کی بیشتر مین پیدا کنه برنده است! 👇آماده شدی دکمه زیر را بزن 👇‌

بیاید کلمه سخت بازی کنیم. کی پایه ست؟ 🎮 @kalamebot 🎮

نگاه نمیکنم

جواب های اشتباهت میخوره به چشمت