fa
Feedback
شامِ آخر

شامِ آخر

رفتن به کانال در Telegram

Azadchehr | they/them | Writer Humanities student. Bot: @Azadchehrbotbot Private: https://t.me/+1aYILdhn6aM4Y2Jk

نمایش بیشتر
کشور مشخص نشده استدسته بندی مشخص نشده است
339
مشترکین
-324 ساعت
+137 روز
+7230 روز
آرشیو پست ها
وقتی بحث زندگی کردن میاد وسط تمام نگاهم به زندگی میشه اون شب هایی که کنار افراد مورد علاقه زندگیت که در کنارشون بهت خوش میگذره نوشیدنی میخوری و کار های احمقانه انجام میدی، چون احساس میکنم زندگی اونجایی دیده میشه که موسیقی مورد علاقه‌ات با حال و هوای روزت مچ میشه. اونجایی دیده میشه که مدل موهات بر اساس نسیم های سنگین پاییز و بهار، بهم میریزن اما عجیب اون بهم ریختگی خوشگل میشه. اونجایی که لباس هایی که پوشیدی کاملا حس و حالی که میخوای رو منتقل میکنن. اونجایی که توسط دوستات، احساس تایید شدن دریافت میکنی، اونجایی که توی خریدت یه انتخاب خیلی خوب داشتی

میدانی انسان باید چطور عاشق شود عاشق چه شود، برای چه عاشق شود؟ نه تو نمی‌دانی اما اندوهگین نباش، برایت میگویم میگویم از عشق های پاک عشق هایی که تنها عشق بودند خیرخواهی بودند و رؤیاهای دست نیافتنی نه صرفاً داشتن تجربه هایی که در داستان ها می‌خوانی و میبینی، نه. آنها عشق نیستند دروغ هستند، دروغ های لذت بخش دروغ های شیرین دروغ هایی که انسان را از معنای زیبایی که در دنیای پوچ، برای خود ساخته، دور میسازد عاشق صدایش باش، عاشق نگاهش باش عاشق لبخندش هنگامی که یک شاخه گل در موهایش میگذاری باش زیبایی را در وجودش پیدا کن، زیبایی در شباهت او با گل های نیلوفر است نه زیبایی در بدن او نیست، در بانو بودن او نیست زیبایی عشق در چیزی مگر عشق نیست هرکجا که احساس کردی عشق نیست بدان که در آنجا هیچ چیز زیبا نیست

آه مرد در تو عشق نیست در تو هیچ ردی از زیبایی دیده نمی‌شود مگر عشق فقط بوسیدن است مگر عشق فقط لمس و قربان صدقه رفتن است عشق در آنجایی‌ست که نگاهت با نگاه بانویت پیوند می‌خورد از نگاهت به او احساس عشق داده میشود گویی هیچ نگاهی برایش امن تر از نگاه تو نخواهد بود آه مرد تو چه میدانی از عشق ورزیدن عشق ورزیدن که تنها در دوستت دارم نیست در خداحافظی های بی پایان است در چند بیت شعری که برایش می‌نویسی در صدای گنجشک ها است هنگامی که در طبیعت در کنار گل های رنگارنگ از طعم کیک توت فرنگی، دست پخت بانویت، تعریف میکنی آه مرد تو چه میدانی از عشق چه میفهمی از عشق تو فقط ادایش را داری مگر نه که معشوق نیستی فقط یک خیالباف هستی به خیالِ رفع نیاز های بی پایانت، نیاز های بی پایانِ مسخره‌ات.

حرف زدن بهتره یا مردن؟

photo content

photo content

همیشه دوست داشتم پسری باشم که عاشق لغت نامه‌ست و هر کلمه قشنگی درون کتاب ها میبینه رو یه گوشه مینویسه

انسان زاده شده در یک بدن انسانی، اما این به این معنی نیست که ما خودمون رو با ترند ها و چیز های جامعه پسند محدود کنیم یا جلوی خودمون رو برای تبدیل به هرچیزی شدن بگیریم. درون ما چیزی فراتر از درک خودمونه، ما از اول زندگی این اجازه رو داشتیم که درست مثل باد اطراف کره زمین بگردیم و یک روز سرمای دوست داشتنی باشیم در عصر های فصل پاییز یک روز نسیم صبحگاهی در تابستون هر دفعه یک احساسی رو به دیگران منتقل کنیم اما این رو به یاد داشته باشیم، ما به دنبال تایید مردم نیستیم بلکه به دنبال زندگی کردنیم. تجربه زندگی‌ای که به دلمون بشینه

اصلا مگه زندگی چیزی جز حس کردن همه چیزه؟ چیزی جز زیستن در تمامی احتمالات ممکن؟ اگر چیزی رو تجربه نکنیم، پس موجودیت ما چه اهمیتی داره؟ من دوست دارم هم کنیبالیست باشم هم فردی که با پا گذاشتن بر روی یک مورچه شب‌ها خوابش نمیبره، من میخوام در عین هیچ بودن همه‌ چیز باشم و احساس میکنم علت زیستن هم همینه.

و این دقیقا چیزیه که انسان رو مثل آثار یک نقاش میکنه، یک روز اون نقاشی ابتدایی و کودکانه و شاده، یک روز معنای روانشناسی با رنگ های خاص و یک سبک جالب داره، یک روز تیره و غمگینه. و هرچی بیشتر میگذره، مشخصه که نقاش تصاویر زندگی ما، در نقاشی سبکش پیشرفت می‌کنه و مدام بهتر و بهتر میشه

این خیلی قشنگ بود، و به نکته خیلی دقیقی اشاره کردی. ما انسان ها پیوسته درحال تغییریم، و من دلیل این رو افکار و ایگوی خودمون می‌زارم که بر خلاف بدنمون که یک کار ثابت رو هرروز انجام میده (زنده موندن، غذا خوردن، نفس کشیدن و خوابیدن)، مدام داره چیز های متنوعی رو در سر ما میگذرونه و اینا بر روی سلایق ما، دیدگاه ما، عقاید ما و حتی نوع رفتار و صحبت ما تاثیر دارن. بعضی ها چند سال طول می‌کشه تا تغییر کنن و بعضی ها (مثل بنده) تغییراتشون ممکنه یک شبه باشه. من سال پیش خودم عاشق استایل های عروسکی و یه چیزی نزدیک vkei بودم یا تابستون پیش عاشق سبک فرانسوی و دخترونه، یکهو طرف استایل پسرونه رفتم و می‌دونم که تا آینده مدام درحال تغییر خواهم بود. تا دیروز عاشق موهای کوتاه بودم امروز عاشق موی بلندم و دوست دارم ببندمشون، یک روز موی تیره دوست دارم و یک روز آرزو میکنم کاش مدت زمان موندن رنگ طلایی روی موهام طولانی تر بشه. اینا تازه یه بخش کوتاه از مثال هایی هستن که میشه در این زمینه زد، از یه تغییر ظاهری و سلیقه‌ای کوچیک بگیریم تا تغییر هویتی‌ و شخصیتی.

یک چیزی که خیلی از انسان‌ها مخصوصا این اواخر دنبالش هستن یک وایب مشخص و یک استیتک‌ خاص و تکه که دنبالش باشن و خودشون رو فقط و فقط در اون چهارچوب تعریف کنن درحالی که آدمی هیچوقت نمیتونه با یک وایب خاص و یا با یک استیتک خاص پیش بره، چرا که انسان تشکیل شده از هزاران حس، سلیقه و حتی هزاران رویا و نگاه، هیچوقت نمیتونه یک مسیر مشخص رو طی کنه و یا در تمام عمرش در یک حال و هوا نفس بکشه و دقیقا همین ویژگی انسانیت هست که وجودیتمون رو خاص میکنه، که " بودن " رو خاص میکنه، اینکه ما قادر نیستیم فقط یک رنگ باشیم‌، سیاه بودن معنایی نداره، حتی سیاه و سفید بودن هم بی‌معناست، چرا که ما مانند هزاران عنصر در یک کهکشانیم، مانند هزاران ستاره در یک راه‌شیری و همین منجر منحصر به فرد بودن میشه، انسان‌ها یاد گرفتن خودشون رو محدود بکنن، خیلی کم پیش میاد که واقعا کسی به قدرت درونی و واقعی‌ای که داره پی ببره. آدمیزاد علاقه‌ی بسیار زیادی به برچسب زدن به جهان اطرافش داره، حتی خودش. برای همینه که اشخاص سعی میکنن فقط یک راه رو برن فقط یک ترند رو دنبال کنن، درحالی که اینطوری زندگی جز یک فیلم کسل‌کننده نیست.

ایرانی وقتشه که یاد بگیری اگر میخوای تک و خاص باشی باید توی چیز های خیلی جزئی متفاوت بودن رو پیدا کنی چون خاص بودن فقط در یک مدل موی پینترستی با لباس های گاث درحالی که آستتیک مورد علاقت توت فرنگیه نیست بلکه در رفتار های جذاب، دید هنری به دنیا و جوری که یک نفر بلد باشه خاص ترین چیز هارو برای ظاهر انتخاب کنه که در کنار جامعه پسند بودن، طرف سلیقه خویش هم باشه، پیدا میشه.

photo content

sticker.webp0.00 KB

3:16 Cuz he, he's my MAN and I love him like nobody else can He's my man, he's gone quite mad No, nobody has to UNDERSTAND.

He_s_My_Man_The_Anniversary_Luvcat_John_Cooper_Clarke_Sophie.m4a3.74 MB

photo content
+1