'نوشته های لیلا؛ نخوانده های مجنون'
رفتن به کانال در Telegram
🪽روایت های مهجورِ ثامن یارِ در قفس مانده ی او'
نمایش بیشترکشور مشخص نشده استدسته بندی مشخص نشده است
4 165
مشترکین
+224 ساعت
+247 روز
+49230 روز
آرشیو پست ها
به ماه آسمون میگفت
شمع شبستون منی
یاد عمو بهخیر که تو؛
شکل عموجون منی'❤️🩹
ریخت برهم با زمین افتادنت دنیای من
دیدی آخر چشم خوردی خوش قد و بالای من؟
خدایا مارا بازهم به محرم برسان🪽امسال محرم سر سفره ی اباعبدالله یادمون کن عزیزِ قلبم❤️🩹 پ.ن: آخرین پستی که ابوالفضل توی پیجش گذاشت...
مخاطب این پیام فقط و فقط افرادی هستند که در ظاهر مذهبی ان ولی با رفتارهاشون روی هرچی بی خداست رو سفید کردن!
بنده ی حقیر هیچ ادعایی ندارم. از همه کوچکترم و هیچ وقت هم جز این نگفتم.
ولی بیاین یه بار برای همیشه یه سری چیزارو باهم حل کنیم خب؟
روز تشییع و تدفین شهدا؛ روزی که همسر عزیزتر از جان من رو قرار بود در منزل ابدیش سکونت بدن؛ حدود یک هفته بعد از شهادتِ تنها انگیزه ی زنده بودنم؛ تمام جرئت و قدرتمو جمع کردم و رو به روی دوربین نشستم و با خونسردی گفتم: الحمدالله آرومِ آرومم. دشمن کور خونده اگه فکر کرده میتونه گریه مارو ببینه!
فکر میکنین کار راحتی بود؟ فکر میکنین شبیه جون کندن نبود اینکار؟ فکر میکنین واقعا آروم بودم؟ ولی میدونین چرا اینکارو کردم؟ بذارید بهتون بگم که یک هفته قبلش بالای سر پیکر بی جان همسرم و ۵ تا از جوون های رشید شهرم، دقیقا چند دقیقه بعد از وحشتناک ترین جنایت هایی که یه آدمیزاد میتونه انجام بده هلهله کردند و رقصیدند و شادی کردند... اون شب زیر آسمون خدا تا صبح کِل زدند ... فردای اون روز در حالی که کشون کشون تا خونه ی پدرشوهرم میرفتم با چشمای خودم دیدم که عده ای با پوزخند به دیوار کوچه تکیه داده بودند و با لذت به عزاداری ما نگاه میکردند. چند روز بعدش شنیدم که گفته بودند: عجب حالی داره دیدن ضجه زدن خانواده هاشون!
فکر میکنید راحت بود؟ نبود!
شبیه جون کندن بود...
جان و آبرو و هرچه داریم فدای عقیله ی بنی هاشم؛ که از همون روز اول دست حمایتشون رو روی قلب های داغدار و بی قرارمون گذاشتند تا جلوی دشمن کمر خم نکنیم و نشکنیم.
ولی بزرگوارِ مذهبیِ هیئتی!
ما از شما که هم مسلک و هم مرام خودمونی انتظار این رفتارهارو نداریم. گزندی که شما به قلب ما میزنی بیشتر درد داره.
چون شما یه عمر زیر عَلَم سیدالشهدا سینه زدی! چون شما به اهل کوفه و شام لعن گفتی! چون شما واسه مظلومیت اهل بیت امام حسین اشک ریختی!
ما که خاک پای غلامِ سیدالشهدا هم نیستیم؛ ولی هنوزم سر حرفمون هستیم که شهدامون فدای راه امام حسین شدن و ما پشیمون نیستیم از فدایی کردنشون.
پس به حرمت اسم آقا؛ به خاطر تموم زحمتایی که تو دستگاه اهل بیت کشیدین؛ دین و آخرتتون رو با این حرفای آزار دهنده خراب نکنین.
و در نهایت فراموش نکنیم خدای دلشکسته ها تک به تک رفتار و اعمال مارو تحت نظر داره...
خلاصه ی کلام؛
أما القلوب المنكسرة العباس کفیلها
اما قلب های شکسته، عباس علیه السلام ضامن و سرپرست آنهاست❤️🩹.
این عطر گل رز(عطری که خادمین حرم حضرت، ضریح رو باهاش تمیز میکنند) از یکی از خدام حرم حضرت اباالفضل بهم رسید🙂.
یه رزق خاص دیگهای هم که این چند روز به دستم رسید باز از طرف حضرت عباس علیه السلام بود...
+1
نسیمی آشنا از سوی گیسوی تو میآید'
رزق نیمه شبی سر مزار ابوالفضل جان با پرچم گنبد حضرت قمر العشیره نور علی نور شد✨
دست به تار و پود پرچم همتونو یاد کردم :)
تعجیل در فرج مولا و
سلامتی مقام معظم رهبری ،
پیروزی و سلامتی رزمندگان اسلام و جبهه حق ،
نابودی و ذلت دشمنان ایران و اسلام
و دفع شر و بلا از ملت و امت ایرانی - اسلامی
هدیه محضر ابوالفضل العباس ۵ صلوات بفرستید.
برای همین میگم
از منِ خواهر کوچکترتون همیشه گوشه ی ذهنتون داشته باشید که روی مسائلی مثل شغل و منصب و این چیزا گیر نکنید.
خلاصه ی کلام اینکه اگه خداوند تقدیری برای انسان مقدر کرده باشه هیچ چیز و هیچ کس جلودارش نیست و هیچ اراده ای بر اراده ی خدا مقدم نیست هیچ وقت!
بعد ازدواجم خیالم راحت بود که همسرم نظامی نیست و از خطر و استرس دورم.
هرجا حرف از همسر شهید شدن بود من میگفتم من که شوهرم طلبس نظامی نیست که نگرانِ نبودنش یا شهادتش باشم.
من بر خلاف خیلی ها مخالف شدید ازدواج با فرد نظامی بودم. همیشه میگفتم من سختی های زندگی نظامی رو دیدم و نمیخوام شوهرم نظامی باشه.
در حدی که به خانوادم گفته بودم اگه خواستگار زنگ زد و گفت نظامیه اصلا به من نگید؛ خودتون جواب منفی بدید.
