«لحظههایمانده»
رفتن به کانال در Telegram
رهاتر از بـاد درجستوجـوینوری روشنتر از شب،و عمیقتر از وجود٫ جایـی میانِ رفتن و رها شد🍄🍃⋆ t.me/RedChtBot?start=8544866019
نمایش بیشترکشور مشخص نشده استدسته بندی مشخص نشده است
222
مشترکین
-424 ساعت
-87 روز
-830 روز
آرشیو پست ها
+1
«بذار زنده باشم. بذار زنده باشم و عشق و غم رو حس کنم؛ بذار زنده باشم!
فرامرز اصلانی-
شور توی رگهات میدوه،
جوری که حالت
تهوع بهت دست میده.
«زمستون تن عریون باغچه»
چشمهات رو میبندی
و گردنت رو به عقب میدی.
خم میشی، مچاله میشی.
عشق، شور، شعر، آتش!
امروز چیزای بسیار
زیادی بودن که مرا به زندگی وصل
کردن و خوشحالم برای هرثانیه اش ؛))))
من میخواهم حتی
بعد از رفتنم
به لطافت یک
پروانه گوشهای از زیبایی
زندگیات باقی بمانم..
My love language?
Kisses, flowers,
handwritten and long hugs.
Everything else
just feels cliché.😭
