ch
Feedback
«لحظه‌های‌مانده»

«لحظه‌های‌مانده»

前往频道在 Telegram

رهاتر از بـاد‌ در‌جست‌وجـوی‌نوری روشن‌تر از شب،و عمیق‌تر از وجود٫ جایـی میانِ رفتن و رها شد🍄🍃⋆ t.me/RedChtBot?start=8544866019

显示更多
未指定国家未指定类别
227
订阅者
无数据24 小时
-27
-430
帖子存档
Repost from Decaf Delirium
اینو فور کنید ازتون فور کنم چنلتون دیده شه 🍵📸
محتوا داشته باشید

این صبح پر از نور آفتاب. خیابان‌ها گرم و پر از زن‌ها. در هر گوشه‌ی خیابان، گل‌های فروشی و چهره‌های متبسم دخترکان گلفروش.
یادداشت‌ها؛ کامو

4_5765010468276015593.mp34.41 MB

“اندوه که از حد بگذرد جایش را می‌دهد به یک بی‌اعتنایی مزمن. دیگر مهم نیست بودن یا نبودن، دوست داشتن یا نداشتن. آن‌چه اهمیت دارد یک کشتار رخوتناک حسی است که دیگر تو را به واکنش نمی‌کشاند و در آن لحظه در سکوت فقط نگاه می‌کنی و نگاه می‌کنی."
صادق هدایت

اگر‌یه‌تایمی‌داشتم توقع‌ازت،بغلم نکردی گفتی کردمت تحمل فقط

از چهره طبیعت افسونکار بر بسته ام دو چشم پر از غم را تا ننگرد نگاه تب آلودم این جلوه های حسرت و ماتم راپاییز، ای مسافر خاک آلود در دامنت چه چیز نهان داری جز برگ های مرده و خشکیده دیگر چه ثروتی به جهان داری جز غم چه می دهد به دل شاعر سنگین غروب تیره و خاموشت؟ جز سردی و ملال چه می بخشد بر جان دردمند من آغوشت؟در دامن سکوت غم افزایت اندوه خفته می دهد آزارم آن آرزوی گمشده می رقصد در پرده های مبهم پندارم پاییز ای سرود خیال انگیز پاییز، ای ترانهء محنت بار پاییز، ای تبسم افسرده بر چهرهء طبیعت افسونکار
پاییز - فروغ فرخزاد

یک قاب از پاییزی که گذشت”
+1
یک قاب از پاییزی که گذشت”

که قول داده‌ای و داده‌ام به ماهی‌ها بهار را از خاطر نمی‌برم هرگز🌱.

sticker.webp0.11 KB

⭐️
+3
⭐️

یـه چیـزی می‌شه دیگه. ایـن همه بهش فکر نکن نور آفتابو روی پوستت حس کن؛))⭐️
لحظه‌های‌مانده.

✨✨✨
✨✨✨

sticker.webp0.07 KB

بهم بگو چند شب در زندگی‌ت وجود داشته که دلت خواسته زودتر آفتاب طلوع کنه تا بتونی زندگی کنی تا بتونی به کارهات برسی، تا بتونی شروع کنی؟ تا بتونی با آفتاب همراه بشی!

视频消息00:11

«بذار زنده باشم‌. بذار زنده باشم و عشق و غم‌ رو حس کنم؛ بذار زنده باشم! فرامرز اصلانی-
+1
«بذار زنده باشم‌. بذار زنده باشم و عشق و غم‌ رو حس کنم؛ بذار زنده باشم!
فرامرز اصلانی-

شور توی رگ‌هات می‌دوه، جوری که حالت تهوع بهت دست می‌ده. «زمستون تن عریون باغچه» چشم‌هات رو می‌بندی و گردنت رو به عقب می‌دی. خم می‌شی، مچاله می‌شی. عشق، شور، شعر، آتش!