بَعدِ سکوت؛
رفتن به کانال در Telegram
در برابر بیمهری سرنوشت سکوت اختیار کرده بود. https://t.me/HarfChatBot?start=67c2fff79a8e
نمایش بیشترکشور مشخص نشده استدسته بندی مشخص نشده است
549
مشترکین
-224 ساعت
-147 روز
+4730 روز
آرشیو پست ها
549
گاهیی اوقات به درستی نمیفهمم،دلتنگی من بیشتر به خاطر توست!
یا برای تکهای از من که در کنار تو جا مانده و هرگز برنگشت؟
549
بابا ببخشید اینقد بد اخلاقم، واقعا هیچی خوب پیش نمیره، واقعا هیچی درست نیست، واقعا سخته بابا.
549
یه وقتایی حس میکنم
بیشتر از سنم دیدم
بیشتر از سنم فهمیدم
بیشتر از عمرم شکستم
بیشتر از اون که باید، فکر کردم
زود بزرگ شدم
و خیلی زود دارم پیر میشم.
549
در دنیای دیگر مرا پیدا کن، مرا به یاد بیاور باز دوباره عاشقت خواهم شد، حتی اگر تقدیر باز هم به تو نرسیدن باشد.
549
در خیالات خودم
در زیر بارانی،که نیست
می رسم باتو به خانه
از خیابانی که نیست
می نشینی روبه رویم
خستگی در میکنی
چای می رزم برایت
تویه فنجانی که نیست
باز می خندی میپرسی
که حالت بهتر است؟
باز می خندم که خیلی...
گرچه می دانی که نیست
شعر میخوانم برایت
واژه ها گل می کند
یاس مریم می گذارم
تو یه گلدانی که نیست
چشم می دوزم به چشمت
می شود آیا کمی؟
دست هایم را بگیری
بین دستانی که نیست
وقت رفتن می شود
با بغض می گویم نرو
پشت پایت اشک می ریزم
در ایوانی که نیست
می روی و
خانه لبریز از نبودت می شود
باز تنها می شوم
با یاد مهمانی که نیست
549
از روز اولی که با تو سفر کردم، سوراخ قایقت را دیدم، با این حال با تو دل به دریا زدم، به این امید که عشق معجزه میسازد... نساخت.
