ru
Feedback
بَعدِ سکوت؛

بَعدِ سکوت؛

Открыть в Telegram

در برابر بی‌مهری سرنوشت سکوت اختیار کرده بود. https://t.me/HarfChatBot?start=67c2fff79a8e

Больше
Страна не указанаКатегория не указана
546
Подписчики
-224 часа
-147 дней
+4930 дней
Архив постов
ای کاش بود🫠؛

فقط میتونم بگم

ولی بازم فکر میکنم اگه بود اگه میموند شاید بهتر بودم خیلی شاید های دیگه

شاید سخت‌ترین لحظه زندگیم پذیرفتن این موضوع بود که من و اون آدم مسیرامون برای همیشه از هم جدا شده و حتی اگه آسمون هم به زمین بیاد دیگه قرار نیست بهم دیگه یه فرصت دوباره بدیم. اما الان که دارم بهش فکر می‌کنم می‌بینم تمام اون روزا، اون خاطرات، اتفاقایی که بینمون افتاد برای رشدم و تبدیل شدن به این آدمی که الان شدم لازم بود.

‏من که نتونستم تورو عوض کنم ولی تو خوب منو عوض کردی، شور و شوقمو گرفتی، انرژیمو گرفتی، خنده‌های واقعیمو گرفتی، احساساتمو گرفتی، تهش من موندمو یکی که وقتی تو آینه بهش نگاه می‌کنم نمیشناسمش.

بیچاره آن‌که بعد از تو از من انتظار عاشقی دارد.

هوا هوای اینه که بری و دیگه برنگردی.

‏نه آنچنان ناامید که بمیرم، ‏نه آنچنان امیدوار که زندگی کنم.

🫠؛
🫠؛

یادت نره که دوست دارم خیلی دلم تنگه برات

گاهیی اوقات به درستی نمی‌فهمم،دلتنگی من بیشتر به خاطر توست! یا برای تکه‌ای از من که در کنار تو جا مانده و هرگز برنگشت؟

‏بابا ببخشید اینقد بد اخلاقم، واقعا هیچی خوب پیش نمیره، واقعا هیچی درست نیست، واقعا سخته بابا.

من چرا بی تو زنده ام

یه وقتایی حس می‌کنم بیشتر از سنم دیدم بیشتر از سنم فهمیدم بیشتر از عمرم شکستم بیشتر از اون که باید، فکر کردم زود بزرگ شدم و خیلی زود دارم پیر می‌شم.

شما آنجا باختید که؛ صداقت داشتید با کسانی که سیاست داشتند.

در دنیای دیگر مرا پیدا کن، مرا به یاد بیاور باز دوباره عاشقت خواهم شد، حتی اگر تقدیر باز هم به تو نرسیدن باشد.

Reza Bahram - Donyaye Bi Rahm.mp38.48 MB

در خیالات خودم در زیر بارانی،که نیست می رسم باتو به خانه از خیابانی که نیست می نشینی روبه رویم خستگی در میکنی چای می رزم برایت تویه فنجانی که نیست باز می خندی میپرسی که حالت بهتر است؟ باز می خندم که خیلی... گرچه می دانی که نیست شعر میخوانم برایت واژه ها گل می کند یاس مریم می گذارم تو یه گلدانی که نیست چشم می دوزم به چشمت می شود آیا کمی؟ دست هایم را بگیری بین دستانی که نیست وقت رفتن می شود با بغض می گویم نرو پشت پایت اشک می ریزم در ایوانی که نیست می روی و خانه لبریز از نبودت می شود باز تنها می شوم با یاد مهمانی که نیست

دلم تنگ شده برات؛

ولی رفتی؛
ولی رفتی؛