fa
Feedback

فریب کلاهبرداران را نخورید! تل‌متریو این کانال‌ها را شناسایی و برچسب‌گذاری می‌کند 👉 برای مشاهده برچسب، اشتراک تهیه کنید

مأمن.

مأمن.

رفتن به کانال در Telegram

Miles to go before I sleep ... @HopesMessagesbot

نمایش بیشتر
کشور مشخص نشده استدسته بندی مشخص نشده است
302
مشترکین
-224 ساعت
-157 روز
-8030 روز
آرشیو پست ها
اینو ۲ ماه پیش تموم کردم خیلی جالب بود کلی هایلایت ازش دارم، برم خونه و داداشم اجازه بده از کتابشش(خیلی پرو پرو کتابمو برداشت برا خودش!!! گفت من کتاب ندارم این مال من! گفتم نمیخوام مال خودمه! گفت نه، تو کتاب زیاد داری(منظورش کتابای درسیه) این مال منه میزارم اینجاا هیچکس بهش دست نزنه!!) عکس میگیرم میفرستم.🌱✨️

My youngest brother: 😂❤️
+2
My youngest brother: 😂❤️

Recently..
+8
Recently..

Repost from Selina
photo content

Repost from N/a
It is not always necessary to be with others. Sometimes you need to take a journey, even a short one, into your own being. Live in deep solitude, without a clock or calendar. Don't forget that the world is a piece of you that you value. ·

•🥹❤️•

از اینا ببافید به منم هدیه بدید🥹😂

یادم نیست کی بهم گفته بود سه شنبه ها با موری کسل کننده است چون به شرح بیماری و مرگ استاد پرداخته... بنظر من سه شنبه ها با موری خیلییی خوبه، شاید ۱۰ ص کمتر خوندمش ولی خیلی جالب بود. نه اون جالب، بلکه به نوعی برام جذابیت داشت اینکه راجب مفهوم مسائل صحبت می‌کنه(گرچه با عقیده اصلیش کنار نمیام😂💔) خلاصه اگه دنبال یه کتابی هستید که شما رو از نامیدی بکشه بیرون تا این لحظه(۱۰ ص) کتاب خوبیه. گرچه اگه روزی ۵ یا ۱۰ (بیشتر نشه!!) کتاب میخونید، چون الویت اصلی شما باید تمرکز روی هدفتون باشه(هرچی که هست)

Repost from N/a
سلام گل سنگی جان امیدوارم که مثل اسمت نباشی و تمام وجودت پر از شادی باشه و بتونی غم و اندوه رو شکست بدی و با لبخند زندگیت و ادامه بدی تو میتونی بهت قول میدم
https://t.me/stone_flower1

پیام صوتی01:13

تو را نادیدن ما غم نباشد که در خیلت به از ما کم نباشد من از دست تو در عالم نهم روی ولیکن چون تو در عالم نباشد عجب گر در چمن برپای خیزی که سرو راست پیشت خم نباشد مبادا در جهان دلتنگ رویی که رویت بیند و خرم نباشد من اول روز دانستم که این عهد که با من می‌کنی محکم نباشد که دانستم که هرگز سازگاری پری را با بنی آدم نباشد مکن یارا دلم مجروح مگذار که هیچم در جهان مرهم نباشد بیا تا جان شیرین در تو ریزم که بخل و دوستی با هم نباشد نخواهم بی تو یک دم زندگانی که طیب عیش بی همدم نباشد نظر گویند سعدی با که داری که غم با یار گفتن غم نباشد حدیث دوست با دشمن نگویم که هرگز مدعی محرم نباشد

یادداشتی برای مِنِ آینده: دفعه بعد که خواستی با کسی دوست بشی، لطفا دوست نشو!

Step by step.
Step by step.

photo content
+3

+++++++منم
+++++++منم

Repost from N/a
علیرضا شجاع‌پور شاعر و شاهنامه‌خوان ایرانی و خالق شعر معروف وطن بود؛ او دانش‌آموخته حقوق، علوم اداری و همچنین دیپلمات بازنشسته وزارت امور خارجه نیز بود. استاد شجاع‌پور بیستم اسفند ۱۳۲۱ در خاندانی از بزرگان لرستان، در ازنا چشم به جهان گشود؛ وی در غالبِ اشعارش، به ایران و تاریخ آن، فرهنگ‌وتمدن و مسائل اجتماعی ایرانیان پرداخت. و در نهایتِ تاسف در روز ۲۶ مهر ۱۴۰۲ درگذشت.

Repost from N/a
پادشاهی پس از اینکه بیمار شد گفت: نصف قلمرو پادشاهی ام را به کسی می دهم که بتواند مرا معالجه کند. تمام آدم های دانا دور هم جمع شدند تا ببیند چطور می شود شاه را معالجه کرد،اما هیچ  یک ندانست. تنها یکی از مردان دانا گفت :که فکر می کند می تواند شاه را معالجه کند.اگر یک آدم خوشبخت را پیدا کنید، پیراهنش را بردارید و تن شاه کنید، شاه معالجه می شود.شاه پیک هایش را برای پیدا کردن یک آدم خوشبخت فرستاد. آن ها در سرتاسر مملکت سفر کردند ولی نتوانستند آدم خوشبختی پیدا کنند. حتی یک نفر پیدا نشد که کاملا راضی باشد. آن که ثروت داشت، بیمار بود. آن که سالم بود در فقر دست و پا می زد، یا اگر سالم و ثروتمند بود زن و زندگی بدی داشت یا اگر فرزندی داشت، فرزندانش بد بودند. خلاصه هر آدمی چیزی داشت که از آن گله و شکایت کند. آخرهای یک شب، پسر شاه از کنار کلبه ای محقر و فقیرانه رد می شد که شنید یک نفر دارد چیزهایی می گوید. شکر خدا که کارم را تمام کرده ام. سیر و پر غذا خورده ام و می توانم دراز بکشم و بخوابم! چه چیز دیگری می توانم بخواهم؟ پسر شاه خوشحال شد و دستور داد که پیراهن مرد را بگیرند و پیش شاه بیاورند و به مرد هم هر چقدر بخواهد بدهند.پیک ها برای بیرون آوردن پیراهن مرد توی کلبه رفتند، اما مرد خوشبخت آن قدر فقیر بود که پیراهن نداشت! -تولستوی

Repost from N/a

رؤیا ، مخدّر واقعیت است . زمانی که زندگی تیره‌ و تار شود ، تخیل و رؤیاپردازی برای جلوگیری از فروپاشی ذهن به پا می‌خیزد تا کمی اوضاع را تلطیف کند . آرتور میلر / مرگ فروشنده