fa
Feedback
زثولیت

زثولیت

رفتن به کانال در Telegram

He/Him Every page tells of Zeth. Yet every line points to Him; a man shaping himself toward Him and writing what he finds along the way. ‌Your name isn't written here but you're all over it. Communication : @Zer0etun1bot

نمایش بیشتر
کشور مشخص نشده استدسته بندی مشخص نشده است
171
مشترکین
اطلاعاتی وجود ندارد24 ساعت
+47 روز
+330 روز
آرشیو پست ها
شب بخیر.

موضوع این است که این جای خالی، روزی پر خواهد شد؟

جناب ...

می‌دانی جناب ... ، موضوع این است که یک‌سری از از فراقت‌ها برای ما فراغت نمی‌آورند. #زث

دوباره گفت: اگر من خدا بودم، از او به تعداد ۳۷۲ نسخه تکثیر می‌کردم تا در اوقات فراقت از آن‌ها به عنوان زاپاس استفاده کنم. اگر می‌خواهید بدانید که چرا ۳۷۲ نسخه، باید بگویم که ۳۷۲ روز می‌شود یک سال و یک هفته.

خندیدم، شب بخیر.

یک‌ پیشنهاد عالی برای پتیاره‌ها، ترکیب خربزه با عسل!

گوشهٔ تختم قایم شدم تا مثلاً زث رو مجبور کنم که بخوابه. توی این حالت زث باهام حرف‌های زیادی میزنه. جملاتش آشفته‌ست ولی این جمله خوب بود:

بخواب دیگه خبر مرگت.

همگی به او حسادت می‌کنند و حق هم دارند. در حول این حسد، حاله‌های ابهامی می‌بینم که یحتمل از بابت فقدان احساس حسد در خود است. حس حسادت حتی بر مادر هم تحمیل شده و مادر نیز مانند مابقی دوستان، نمی‌پذیرد. داستان از این قرار است که یک روز مادرم به وجد آمده بود که چطور ممکن است شخصی‌ را ماه‌ها نبینی و همچنان در مکالمات روزمره از او نقل قول کنی. در جواب وجد او، دلیل موجهی داشتم: مسیرم مرا تعلیم داده که هم در وقت قرب و هم در اوقات بُعد، مؤدب باشم و مادر این یعنی چه؟ یعنی در وصال و فراق، در بغل و جدل. نگاهش که تمام شد، گفت چرا برای من این‌گونه نیستی؟ و رفت. این مثال را می‌شود به چند تن دیگر هم تعمیم داد. اما مگر اهمیتی دارد؟ #زث

همگی به او حسادت می‌کنند و حق هم دارند. در حول این حسد، حاله‌های ابهامی می‌بینم که یحتمل از بابت فقدان احساس حسد است. حس حسادت حتی بر مادر هم تحمیل شده و مادر نیز مانند مابقی دوستان، نمی‌پذیرد. داستان از این قرار است که یک روز مادرم به وجد آمده بود که چطور ممکن است شخصی‌ را ماه‌ها نبینی و همچنان در مکالمات روزمره از او نقل قول کنی. در جواب وجد او، دلیل موجهی داشتم: مسیرم مرا تعلیم داده که در وقت قرب و هم در اوقات بُعد، مؤدب باشم و مادر این یعنی چه؟ یعنی در وصال و فراق، در بغل و جدل. نگاهش که تمام شد، گفت چرا برای من این‌گونه نیستی؟ و رفت. این مثال را می‌شود به چند تن دیگر هم تعمیم داد. اما مگر اهمیتی دارد؟ #زث

فقط فوت! هرچند نیازمند بادم.

دوستان مسلمان هم میتونن برای شادی روحم فاتحه بفرستن که البته روح بنده پذیرای چنین چیزهایی نیست، از الان بگم لغو ۱۱.

سلام، فردا آزمون دارم و الان یک زث هستم به همراه کله‌ای پر از استرس. لطفاً انرژی‌های مثبت فوت کنید.

Repost from N/a
فوروارد کنید تا یه کاری کنم. (قرار نیست که همیشه طبق انتظار پیش بریم)

Repost from مخرب
درواقع کلمات به لولای مغزم گیر میکنن

Repost from مخرب
این روزها، نوشتن برام راه چاره نیست

photo content

photo content

این عجیب به دلم نشسته، شاید به این دلیله که من فقط کنار اون میخندم