fa
Feedback
SAM HAGHIGHAT

SAM HAGHIGHAT

رفتن به کانال در Telegram

سام حقیقت | Sam Haghighat آهنگساز و خالق موسیقی تلفیقی الکترونیک و اصیل ایرانی. اینجا ، آتشی که قرن‌ها در جان عارفان ایران می‌سوخت،اینک در جامهٔ موسیقی هزارهٔ سوم خروش می کند . ارتباط با من : @sam_haghighat1

نمایش بیشتر
کشور مشخص نشده استدسته بندی مشخص نشده است

📈 تحلیل کانال تلگرام SAM HAGHIGHAT

کانال SAM HAGHIGHAT (@samhaghighat) بازیگری فعال است. در حال حاضر جامعه شامل 16 147 مشترک است و جایگاه را در دسته متفرقه دارد.

📊 شاخص‌های مخاطب و پویایی

از زمان ایجاد در невідомо، پروژه رشد سریعی داشته و 16 147 مشترک جذب کرده است.

بر اساس آخرین داده‌ها در تاریخ 27 سپتامبر, 2026، کانال فعالیت پایداری دارد. در ۳۰ روز گذشته تغییر اعضا برابر 2 408 و در ۲۴ ساعت گذشته برابر 77 بوده و همچنان دسترسی گسترده‌ای حفظ شده است.

  • وضعیت تأیید: تأیید نشده
  • نرخ تعامل (ER): میانگین تعامل مخاطب 51.08% است و در ۲۴ ساعت نخست پس از انتشار، محتوا معمولاً 17.62% واکنش نسبت به کل مشترکان کسب می‌کند.
  • دسترسی پست‌ها: هر پست به طور میانگین 8 246 بازدید دریافت می‌کند. در اولین روز معمولاً 2 845 بازدید جمع‌آوری می‌شود.
  • واکنش‌ها و تعامل: مخاطبان به‌طور فعال حمایت می‌کنند؛ میانگین واکنش به هر پست 248 است.

📝 توضیح و سیاست محتوایی

نویسنده این فضا را محل بیان دیدگاه‌های شخصی توصیف می‌کند:
“سام حقیقت | Sam Haghighat آهنگساز و خالق موسیقی تلفیقی الکترونیک و اصیل ایرانی. اینجا ، آتشی که قرن‌ها در جان عارفان ایران می‌سوخت،اینک در جامهٔ موسیقی هزارهٔ سوم خروش می کند . ارتباط با من : @sam_haghighat1”

به لطف به‌روزرسانی‌های پرتکرار (آخرین داده در تاریخ 28 سپتامبر, 2026)، کانال همواره به‌روز و دارای دسترسی بالاست. تحلیل‌ها نشان می‌دهد مخاطبان به‌طور فعال با محتوا تعامل دارند و آن را به نقطه اثرگذاری مهم در دسته متفرقه تبدیل کرده‌اند.

16 147
مشترکین
+7724 ساعت
+6817 روز
+2 40830 روز
آرشیو پست ها

نام اثر : چه دانستم که این سودا مرا زین سان کند مجنون شاعر : مولوی موزیک : سام حقیقت @SamHaghighat

چه دانستم که این سودا مرا زین سان کند مجنون دلم را دوزخی سازد دو چشمم را کند جیحون چه دانستم که سیلابی مرا ناگاه برباید چو کش
چه دانستم که این سودا مرا زین سان کند مجنون دلم را دوزخی سازد دو چشمم را کند جیحون چه دانستم که سیلابی مرا ناگاه برباید چو کشتی‌ام دراندازد میان قُلْزُم پرخون زند موجی بر آن کشتی که تخته‌تخته بشکافد که هر تخته فروریزد ز گردش‌های گوناگون نهنگی هم برآرد سر‌، خورد آن آب دریا را چنان دریای بی‌پایان‌، شود بی‌آب چون هامون شکافد نیز آن هامون‌، نهنگ بحرفرسا را کشد در قعر ناگاهان به دست قهر چون قارون چو این تبدیل‌ها آمد نه هامون ماند و نه دریا چه دانم من دگر چون شد که چون غرق است در بی‌چون چه دانم‌های بسیار است لیکن من نمی‌دانم که خوردم از دهان‌بندی در آن دریا کفی افیون مولوی

نام اثر : مژده ای دل که مسیحا نفسی می‌آید شاعر : حافظ موزیک : سام حقیقت @SamHaghighat

مژده ای دل که مسیحا نفسی می‌آید که ز انفاس خوشش بوی کسی می‌آید از غم هجر مکن ناله و فریاد که دوش زده‌ام فالی و فریادرسی می‌آی
مژده ای دل که مسیحا نفسی می‌آید که ز انفاس خوشش بوی کسی می‌آید از غم هجر مکن ناله و فریاد که دوش زده‌ام فالی و فریادرسی می‌آید زآتش وادی ایمن نه منم خُرّم و بس موسی آنجا به امید قبسی می‌آید هیچ کس نیست که در کوی تواش کاری نیست هرکس آنجا به طریق هوسی می‌آید کس ندانست که منزلگه معشوق کجاست این قدر هست که بانگ جرسی می‌آید جرعه‌ای دِه که به میخانهٔ ارباب کرم هر حریفی ز پی ملتمسی می‌آید دوست را گر سر پرسیدن بیمار غم است گو بران خوش که هنوزش نفسی می‌آید خبر بلبل این باغ بپرسید که من ناله‌ای می‌شنوم کز قفسی می‌آید یار دارد سر صید دل حافظ یاران شاهبازی به شکار مگسی می‌آید حافظ

نام اثر: یک شبی مجنون نمازش را شکست شاعر : مرتضی عبداالهی موزیک : سام حقیقت @SamHaghighat

یک شبی مجنون نمازش را شکست بی وضو در کوچه ی لیلا نشست عشق ان شب مست مستش کرده بود فارغ از جام الستش کرده بود گفت یا رب از چه
یک شبی مجنون نمازش را شکست بی وضو در کوچه ی لیلا نشست عشق ان شب مست مستش کرده بود فارغ از جام الستش کرده بود گفت یا رب از چه خوارم کرده ای بر صلیب عشق دارم کرده ای خسته ام زین عشق ،دلخونم مکن من که مجنونم تو مجنونم مکن مرد این بازیچه دیگر نیستم این تو لیلای تو من نیستم گفت ای دیوانه لیلایت منم در رگت پیداو پنهانت منم سال ها با جور لیلا ساختی من کنارت بودم و نشناختی عشق لیلا در دلت انداختم صد قمار عشق یکجا باختم کردمت اواره ی صحرانشد گفتم عاقل می شوی اما نشد سوختم در حسرت یک یاریت غیر لیلا برنیامد از لبت روز و شب اورا صدا کردی ولی دیدم امشب با منی گفم بلی مطمئن بودم به من سر میزنی بر حریم خانه ام در میزنی حال این لیلا که خوارت کرده است درس عشقش بیقرارت کرده بود مرد راهم باش تا شاهت کنم صد چو لیلا کشته در راهت کنم مرتضی عبداالهی

درود بی کران نغمه‌های ناتمامی تو کانال داریم که وقتشه کامل بشن، ولی می‌خوام انتخابش با شما باشه. خود من دقیق حضور ذهن ندارم کدوم دموها جا موندن. شما برام بنویسید؛ منتظر نسخه کامل کدوم قطعه هستید؟ تو کامنت‌ها بهم یادآوری کنید.

من زیاد عمر کردن را نمی‌خواهم؛ من می‌خواهم آن‌قدر عمیق زندگی کنم که وقتی زمان رفتن رسید، احساس نکنم زندگی را فقط طول داده‌ام

​من ترجیح می‌دهم یک نسخهٔ واقعی از نقص‌های خودم باشم، تا شاهکاری ساختگی برای تماشای دیگران

نام اثر: دیوانه شو (ریمیکس) شاعر : مولوی موزیک : سام حقیقت @SamHaghighat

نام اثر : از در در آمدی و من از خود بدر شدم شاعر : سعدی موزیک : سام حقیقت @SamHaghighat

از در درآمدی و من از خود به در شدم گفتی کز این جهان به جهان دگر شدم گوشم به راه تا که خبر می‌دهد ز دوست صاحب خبر بیامد و من ب
از در درآمدی و من از خود به در شدم گفتی کز این جهان به جهان دگر شدم گوشم به راه تا که خبر می‌دهد ز دوست صاحب خبر بیامد و من بی‌خبر شدم چون شبنم اوفتاده بدم پیش آفتاب مهرم به جان رسید و به عَیّوق بر شدم گفتم ببینمش مگرم درد اشتیاق ساکن شود بدیدم و مشتاق‌تر شدم دستم نداد قوت رفتن به پیش یار چندی به پای رفتم و چندی به سر شدم تا رفتنش ببینم و گفتنش بشنوم از پای تا به سر همه سمع و بصر شدم من چشم از او چگونه توانم نگاه داشت کاول نظر به دیدن او دیده‌ور شدم بیزارم از وفای تو یک روز و یک زمان مجموع اگر نشستم و خرسند اگر شدم او را خود التفات نبودش به صید من من خویشتن اسیر کمند نظر شدم گویند روی سرخ تو سعدی چه زرد کرد اکسیر عشق بر مسم افتاد و زر شدم سعدی

دوستان عزیزم اثر "دیوانه شو " در دو ژانر متفاوت ساخته شده . اثر قبلی در سبک افرو هاوس ساخته شده . فردا سبک دیگه ای که دمو آنرا قبلا منتشر کردم آپلود میکنم. ⚘️⚘️

نام اثر : دیوانه شو شاعر : مولوی موزیک : سام حقیقت @SamHaghighat

حیلت رها کن عاشقا؛ دیوانه شو، دیوانه شو. و اندر دل آتش درآ؛ پروانه شو، پروانه شو. هم خویش را بیگانه کن، هم خانه را ویرانه کن،
حیلت رها کن عاشقا؛ دیوانه شو، دیوانه شو. و اندر دل آتش درآ؛ پروانه شو، پروانه شو. هم خویش را بیگانه کن، هم خانه را ویرانه کن، وآنگه بیا با عاشقان هم‌خانه شو؛ هم‌خانه شو. رو سینه را چون سینه‌ها هفت آب شو از کینه‌ها، وآنگه شراب عشق را پیمانه شو؛ پیمانه شو. باید که جمله جان شوی تا لایق جانان شوی؛ گر سوی مستان می‌روی مستانه شو؛ مستانه شو. مولوی

در جهانی که قدرت را با ثروت، سلاح و سلطه می‌سنجند، ما به قدرتی عمیق‌تر می‌بالیم؛ قدرت عرفان، عشق و آگاهی. ما وارث عرفان ایرانی هستیم؛ میراثی که به‌جای تسخیر جهان، به بیداری انسان می‌اندیشد.