ar
Feedback
SAM HAGHIGHAT

SAM HAGHIGHAT

الذهاب إلى القناة على Telegram

سام حقیقت | Sam Haghighat آهنگساز و خالق موسیقی تلفیقی الکترونیک و اصیل ایرانی. اینجا ، آتشی که قرن‌ها در جان عارفان ایران می‌سوخت،اینک در جامهٔ موسیقی هزارهٔ سوم خروش می کند . ارتباط با من : @sam_haghighat1

إظهار المزيد
لم يتم تحديد البلدالفئة غير محددة

📈 نظرة تحليلية على قناة تيليجرام SAM HAGHIGHAT

تُعد قناة SAM HAGHIGHAT (@samhaghighat) لاعباً نشطاً. يضم المجتمع حالياً 12 363 مشتركاً، محتلاً المرتبة في فئة اخرى.

📊 مؤشرات الجمهور والحراك

منذ تأسيسه في невідомо، حقق المشروع نمواً سريعاً وجمع 12 363 مشتركاً.

بحسب آخر البيانات بتاريخ 31 يوليو, 2026، تحافظ القناة على نشاط مستقر. خلال آخر 30 يوماً تغيّر عدد الأعضاء بمقدار 6 542، وفي آخر 24 ساعة بمقدار 85، مع بقاء الوصول العام مرتفعاً.

  • حالة التحقق: غير موثّقة
  • معدل التفاعل (ER): يبلغ متوسط تفاعل الجمهور 60.20‎%. وخلال أول 24 ساعة من النشر يحصد المحتوى عادةً 23.76‎% من ردود الفعل نسبةً إلى إجمالي المشتركين.
  • وصول المنشورات: يحصل كل منشور على متوسط 7 405 مشاهدة. وخلال اليوم الأول يجمع عادةً 2 923 مشاهدة.
  • التفاعلات والاستجابة: يتفاعل الجمهور بانتظام؛ متوسط التفاعلات لكل منشور يبلغ 257.

📝 الوصف وسياسة المحتوى

يصف المؤلف القناة بأنها مساحة للتعبير عن الآراء الذاتية:
سام حقیقت | Sam Haghighat آهنگساز و خالق موسیقی تلفیقی الکترونیک و اصیل ایرانی. اینجا ، آتشی که قرن‌ها در جان عارفان ایران می‌سوخت،اینک در جامهٔ موسیقی هزارهٔ سوم خروش می کند . ارتباط با من : @sam_haghighat1

بفضل وتيرة التحديث المرتفعة (أحدث البيانات بتاريخ 01 أغسطس, 2026) تحافظ القناة على حداثتها ومستوى وصول مرتفع. وتُظهر التحليلات تفاعلاً نشطاً من الجمهور، ما يجعلها نقطة تأثير مهمة ضمن فئة اخرى.

12 363
المشتركون
+8524 ساعات
+5227 أيام
+6 54230 أيام
أرشيف المشاركات
اگر هم‌رنگ جماعت نبودن دیوانگی است... بگذار همان دیوانه بمانم.

هر پیامِ شما، یادآورِ این حقیقت است که انسان، هنوز می‌تواند زیبا باشد.

هر کدام از شما، قطعه‌ای از زیباییِ این جهانید.

نام اثر: بشنو از نی شاعر : مولوی موزیک: سام حقیقت #rumi @SamHaghighat

دوستان و همراهان عزیز، تمام تلاشم را می‌کنم تا پیش از قطع شدن اینترنت، موسیقی‌ها را منتشر کنم. اگر در این روزها چیزی آن‌گونه که انتظار داشتید پیش نرفت یا به مذاق کسی خوش نیامد، به بزرگواری و مهربانی خودتان ببخشید. امیدوارم خیلی زود روزهای روشن‌تر و آرام‌تری از راه برسد؛ روزهایی که تنها دغدغه‌مان، موسیقی و عشق باشد. با مهر 🤍

نام اثر: دزدیده چون جان می‌رو شاعر: مولوی موزیک : سام حقیقت #Rumi @SamHaghighat

دزدیده چون جان می‌روی اندر میانِ جانِ من سروِ خرامانِ منی ای رونقِ بستانِ من چون می‌روی بی‌من مرو ای جانِ جان بی‌تن مرو وز چش
دزدیده چون جان می‌روی اندر میانِ جانِ من سروِ خرامانِ منی ای رونقِ بستانِ من چون می‌روی بی‌من مرو ای جانِ جان بی‌تن مرو وز چشم من بیرون مشو ای شعله‌یِ تابانِ من هفت آسمان را بردرم وز هفت دریا بگذرم چون دلبرانه بنگری در جانِ سرگردانِ من تا آمدی اندر برم شد کفر و ایمان چاکرم ای دیدنِ تو دینِ من وی رویِ تو ایمانِ من بی‌پا و سر کردی مرا بی‌خواب‌وخور کردی مرا سرمست و خندان اندرآ ای یوسفِ کنعانِ من از لطفِ تو چون جان شدم وز خویشتن پنهان شدم ای هستِ تو پنهان‌شده در هستیِ پنهانِ من گل جامه‌در از دست تو ای چشمِ نرگس مستِ تو ای شاخ‌ها آبستِ تو ای باغِ بی‌پایانِ من یک لحظه داغم می‌کشی یک دم به باغم می‌کشی پیشِ چراغم می‌کشی تا وا شود چشمانِ من ای جانِ پیش از جان‌ها وی کانِ پیش از کان‌ها ای آنِ پیش از آن‌ها ای آنِ من ای آنِ من منزلگهِ ما خاک نی گر تن بریزد باک نی اندیشه‌ام افلاک نی ای وصلِ تو کیوانِ من ای بویِ تو در آهِ من وی آهِ تو همراهِ من بر بویِ شاهنشاهِ من شد رنگ‌وبو حیرانِ من جانم چو ذره در هوا چون شد ز هر ثقلی جدا بی‌تو چرا باشد چرا ای اصلِ چار ارکانِ من مولوی

نام اثر: تو مرا جان و جهانی شاعر: مولوی موزیک: سام حقیقت #Rumi #MUSIC @SAMHAGHIGHAT

تو مرا جان و جهانی چه کنم جان و جهان را تو مرا گنج روانی چه کنم سود و زیان را نفسی یار شرابم نفسی یار کبابم چو در این دور خرا
تو مرا جان و جهانی چه کنم جان و جهان را تو مرا گنج روانی چه کنم سود و زیان را نفسی یار شرابم نفسی یار کبابم چو در این دور خرابم چه کنم دور زمان را ز همه خلق رمیدم ز همه بازرهیدم نه نهانم نه پدیدم چه کنم کون و مکان را ز وصال تو خمارم سر مخلوق ندارم چو تو را صید و شکارم چه کنم تیر و کمان را چو من اندر تک جویم چه روم آب چه جویم چه توان گفت چه گویم صفت این جوی روان را چه خوشی عشق چه مستی چو قدح بر کف دستی خنک آن جا که نشستی خنک آن دیده جان را ز تو هر ذره جهانی ز تو هر قطره چو جانی چو ز تو یافت نشانی چه کند نام و نشان را جهت گوهر فایق به تک بحر حقایق چو به سر باید رفتن چه کنم پای دوان را به سلاح احدی تو ره ما را بزدی تو همه رختم ستدی تو چه دهم باج ستان را ز شعاع مه تابان ز خم طره پیچان دل من شد سبک ای جان بده آن رطل گران را منگر رنج و بلا را بنگر عشق و ولا را منگر جور و جفا را بنگر صد نگران را غم را لطف لقب کن ز غم و درد طرب کن هم از این خوب طلب کن فرج و امن و امان را بطلب امن و امان را بگزین گوش گران را بشنو راه‌دِهان را؛ مگشا راهِ دَهان را مولوی

نام اثر: الا یا ایها الساقی شاعر: حافظ موزیک : سام حقیقت #Hafez #Music @SAMHAGHIGHAT

اَلا یا اَیُّهَا السّاقی اَدِرْ کَأساً و ناوِلْها که عشق آسان نمود اوّل ولی افتاد مشکل‌ها به بویِ نافه‌ای کآخِر صبا زان طُرّه
اَلا یا اَیُّهَا السّاقی اَدِرْ کَأساً و ناوِلْها که عشق آسان نمود اوّل ولی افتاد مشکل‌ها به بویِ نافه‌ای کآخِر صبا زان طُرّه بُگشاید ز تابِ جَعدِ مشکینش چه خون افتاد در دل‌ها مرا در منزلِ جانان چه امنِ عیش، چون هر دَم جَرَس فریاد می‌دارد که بَربندید مَحمِل‌ها به مِی سجّاده رنگین کُن گَرَت پیرِ مُغان گوید که سالِک بی‌خبر نَبْوَد ز راه و رسمِ منزل‌ها شبِ تاریک و بیمِ موج و گِردابی چنین هایل کجا دانند حالِ ما سبک‌بارانِ ساحل‌ها؟ همهْ کارم ز خودکامی به بدنامی کشید آخر نهان کِی مانَد آن رازی کَزو سازند مَحفل‌ها؟ حضوری گر همی خواهی از او غایب مشو حافظ مَتیٰ ما تَلْقَ مَنْ تَهْویٰ دَعِ الدُّنْیا وَ اَهْمِلْها حافظ

هرچه بیشتر در راهِ عشق قدم می‌زنم بیشتر فقرِ خود را در عشق در همدلی و در انسان بودن می‌بینم شاید همین اعتراف تنها دارایی حقیقی من باشد

زندگی زیباست، چون نمی‌دانم کدام لحظه، آخرین لحظه است.

دزدیده چون جان می‌روی اندر میانِ جانِ من سروِ خرامانِ منی ای رونقِ بستانِ من

ای یار من، ای یار من،

نام اثر: هله نومید نباشی شاعر : مولوی موزیک : سام حقیقت @SAMHAGHIGHAT

هله نومید نباشی که تو را یار براند گرت امروز براند نه که فردات بخواند؟ در اگر بر تو ببندد مرو و صبر کن آن جا ز پس صبر، تو را
هله نومید نباشی که تو را یار براند گرت امروز براند نه که فردات بخواند؟ در اگر بر تو ببندد مرو و صبر کن آن جا ز پس صبر، تو را او به سر صدر نشاند و اگر بر تو ببندد همه ره‌ها و گذرها ره پنهان بنماید که کس آن راه نداند نه که قصّاب به خنجر چو سر میش ببُرّد نهلد کشتهٔ خود را، کُشد آن گاه کشاند چو دم میش نمانَد ز دم خود کُنَدش پُر تو ببینی دم یزدان به کجاهات رساند به مثَل گفته‌ام این را و اگر نه کرَم او نکُشد هیچ کسی را و ز کشتن برهاند همگی ملک سلیمان به یکی مور ببخشد بدهد هر دو جهان را و دلی را نرماند دل من گرد جهان گشت و نیابید مثالش به که ماند؟ به که ماند؟ به که ماند؟ به که ماند؟ هله خاموش که بی‌گفت از این می همگان را بچشاند بچشاند بچشاند بچشاند مولوی

نام اثر: رَه میخانه و مسجد کدام است شاعر: عطار موزیک : سام حقیقت @SAMHAGHIGHAT

رَه میخانه و مسجد کدام است که هر دو بر مَنِ مِسکین حرام است نه در مسجد گذارندم که رِند است نه در میخانه کین خَمّار، خام است م
رَه میخانه و مسجد کدام است که هر دو بر مَنِ مِسکین حرام است نه در مسجد گذارندم که رِند است نه در میخانه کین خَمّار، خام است میان مسجد و میخانه راهی است بجویید ای عزیزان کین کدام است به میخانه اِمامی مَست خُفته است نمی‌دانم که آن بُت را چه نام است مَرا کعبهِ خَرابات است امروز حریفم قاضی و ساقی اِمام است برو عطار کو خود می‌شناسد که سَروَرْ کیست، سَرگردان کدام است عطاز @SAMHAGHIGHAT