fa
Feedback
زادهِ خیال…

زادهِ خیال…

رفتن به کانال در Telegram

میراث‌ ما به جهان نبشته‌های مان خواهد بود…

نمایش بیشتر
کشور مشخص نشده استدسته بندی مشخص نشده است
265
مشترکین
-424 ساعت
+207 روز
-2730 روز
آرشیو پست ها
زمستان تا ته مرداد با یادت گذشت آمدم کم کم فراموشت کنم پاییز شد. #کاپی

پاییز استاد دلتنگیست از خاطراتِ همانی که رفته برای همانی که مانده سنگ تمام میگذارد.. #مریم_قهرمانلو

آنقدر دیر آمدی تا عاقبت پائیز شد...

اشتباهی بزرگ‌تر از این وجود ندارد که تصور کنیم خوشبختیِ آدمی در واقعیت و در نفسِ امور است؛ نه، خوشبختی در تصوری است که ما از این امور داریم …

آدمی برای رسیدن به آرامش، گاهی باید یاد بگیرد بعضی چیزها را همان‌طور که هستند بپذیرد

کسی چه می‌داند من چقدر تلاش کردم که روحم زیبا بماند وقتی جهان پر از رنج بود... _داستایوفسکی

انسان اندوهش را فراموش نمی‌کند، بلکه خود را وادار می‌کند آن را تاب بیاورد...

درود خرانی بر شمایانِ که در هر کجایی این آفاق زیست دارید…🍂 ‎

کلید…

Repost from N/a
#چالش_نازک_خیال 🕯️🍂 این پست را فوروارد کن و فقط یک شیء انتخاب کن ؛ کلید، انگشتر، ساعت، آینه، عروسک، سنجاق... من برای آن، یک پرونده‌ی گمشده می‌سازم؛ صاحبش چه کسی بود؟ چه رازی با خود داشت؟ و چرا سال‌ها بعد، دوباره پیدا شد؟ شاید یک شیء ساده، داستانی داشته باشد که هیچ‌کس از آن خبر ندارد. #چالش_نویسندگی

فوروارد کن اینجا و اسپانسر جوین باش تا چنلت در فولدر قرار گرفته کلی جذب بگیری. 99 channels🐾

Repost from N/a
فور کنید 🌱 با توجه به حسی که از شما می‌گیرم، شما را به یک درخت تشبیه می‌کنم.

به چشم هایش که خیره میشدی چند بیت شعر فروغ را میدی در افکارش مولانا بداهه می گفت و حافظ مست از شاخه نباتش می‌نوشت وقت هایی هم که تنش را مِه می‌گرفت و خزان می شد شجریان در دلش کنسرت برپا می‌کرد....

......!

تو بیخود می‌کنی یک لحظه از جانم جدا باشی تو مجبوری به این دیوانه باید مبتلا باشی تو باید خانه‌ات محدوده‌ی آغوش من باشد حرام دیگران هستی به من باید روا باشی مرا قانع نخواهد کرد حتی کُل آغوشت تو باید بپوشی با تنم در تنگنا باشی

تو بیخود می‌کنی یک لحظه از جانم جدا باشی تو مجبوری به این دیوانه باید مبتلا باشی تو باید خانه‌ات محدوده‌ی آغوش من باشد حرام دیگران هستی به من باید روا باشی مرا قانع نخواهد کرد حتی کُل آغوشت تو باید بپوش

اصلا حوصله‌ی آدم‌ها را ندارم!
اصلا حوصله‌ی آدم‌ها را ندارم!

photo content

و اما نیمه شبی من خواهم رفت از دنیایی که مال من نیست از زمینی که مرا بیهوده بِدان بسته‌‌اند.