ru
Feedback
زادهِ خیال…

زادهِ خیال…

Открыть в Telegram

از این‌که هر روز تکه‌ای از روحم را گم می‌کنم خسته‌ام...

Больше
Страна не указанаКатегория не указана
256
Подписчики
-324 часа
-307 дней
-230 дней
Архив постов
کینه‌هایم را فراموش کرده‌ام عشقهایم را دشمنانم را بخشوده‌ام دوست تازه‌ای برنمی گزینم.... عباس کیارستمی   

آن زخم از طرف کسی بود که برایش میگفتم دوست، بخاطر همین آنقدر درد داشت.   

پاییز به چی‌کارم آید، که در آن صدای خش‌خش قدم‌هایت نباشد؟؟ #سلینا_صبا

https://t.me/HarfChatBot?start=470a9c125d63 بفرمایید سوالی داشته باشید در خدمتم!

و...... شروع کتاب جدید!
و...... شروع کتاب جدید!

شب، آسمان، تنهایی

Repost from N/a
این پست را فور کن و سه کلمه بنویس اینبار قرار است چت جی پی تی احوالت را بنویسد‌‌..
ظرفیت نامحدود

چه بسیار تقدیرهایی که با اشک و یک دعا، رنگ دیگری گرفته‌اند.‌ آوایِ‌گم‌نام‌..🍃

از شعر ، تنها چهره ات را از برم...

حسرتی گر به دلم هست همان دیدن  توست من پرستوی خزان دیدہ وخاموش توأم #محمد نوعی

حضورش در اندازه‌ای نبود که بتواند تمام جاهای خالی را پر کند. اما نبودن‌اش خلأ معرکه‌ای بود #صلاح_الدین_علی

در خیالم با خیالت بی خیالِ عالمم تا که هستی در خیالم، خوش خیالِ عالمم.

نیمه‌جانم آتش است و، نیمه‌ی دیگرغم است هردو میسوزانَد، اما هجر چیز دیگر است #راحم_تبریزی

غمم را برطرف نکند چیزی جز کلام تو یا‌رب🌷🌙 قلب شکسته ام کسی شفا ندهد جزتو یارب🥺

یک قرار پاییزی با تو میخواهم..... زیر آسمانی ابری، میان بوی خاکِ باران خورده و رقص برگ های خیس، خاطره‌ای بسازیم به رنگ غروب های نارنجی، به وسعت دلتنگی یک عصر بارانی؛ آنقدر ماندگار که با افتادن هر برگ، عشقت در من تازه تر شود.....

sticker.webp0.17 KB

sticker.webp0.10 KB

«غم، هرگز عقب نمی‌نشیند مگر آن‌که به عقب برانی‌اش. نمی‌گریزد مگر آن‌که بگریزانی‌اش. آرام نمی‌گیرد مگر آن‌که بی‌رحمانه سرکوبش کنی.»

تا خودت را نفهمی، زندگانی‌ات را نخواهی فهمید.

مطئمن باشید؛ هر تعریفی که از زندگی داشته باشید، لحظه‌ها و روزهایتان نیز همان طعم را دارند.