ناتموم؛
رفتن به کانال در Telegram
جمع دوستانهس؛ به هرچیم فکر کنم مینویسم تا ببینیم چی میشه. صندوق پستی: t.me/HidenChat_Bot?start=309536595 بیکلامهای درجه یک، که هیچجا همش رو باهم جایی نمیبینی: https://t.me/limoomrz
نمایش بیشترکشور مشخص نشده استدسته بندی مشخص نشده است
244
مشترکین
+124 ساعت
-37 روز
-530 روز
آرشیو پست ها
244
وقتی غم دارم مثل دختر بچههای تخس که سرشون میخوره به آهن به جای گریه، یه خنده تلخ میزنن پا میشن انگار چیزی نشده. میدونم الان تو ذهنت نقش بست این صحنه. همونم.
همونم ولی جسم و روحم رو چند روز بعدش تو بیمارستان میبینم که باهم همکاری نکردن.
244
پس کی سرتیفیکیت از دست دادن رو بهم میدن؟
Certificate of Excellence in Losing
This certificate is proudly awarded to
Motahareh.
244
تا حالا شده بفهمید یه آدم نزدیک بهتون چقدر سمیه و چقدر میتونسته خطرناک باشه و چقدر باهات نامهربون بوده ولی به ظاهر مهربون؟
از تجربه و قلب شکستتون بگید. میخونم.
244
نمیدونم چطور بگم از فاصلهای که به واسطه بیشتر شناخته شدن آدمها در مسیرم قرار میگیره، نمیترسم. مثلاً یکی میگه با فلانی سفر نریا شاید باعث شه چالشهایی براتون به وجود بیاد که ارتباطتون کمتر شه، با فلانی همخونهنشیا، چون ممکنه باعث جداییتون شه، با فلانی همکار نشیا…، در پاسخ به همه این سؤالها فقط یه کلمه میتونم بپرسم؛ چرا؟ چون بیشتر میشناسمش باعث میشه بفهمم تغییراتی در ارتباطم باهاش شکل میگیره؟ خب بگیره. هدف همینه. قرار نیست آدمها رو نشناسم که بخوام نصف و نیمه کنارم داشته باشمشون. هرکی رو رها کردم فدا سرم، صلاح دونستم، به نفعم بوده و مطمن بودم اونی که از دست داده من نبودم، چون من تا لحظه آخر هرچیزی تلاش میکنم، میشنوم، آپدیت میکنم خودم رو، ذهنم رو، چارچوبهام رو. اگر رها کردم یا نوع ارتباطم رو تغییر دادم مطمئن بودم در مدار ارتباطی من نیستی.
244
داستان چیه پسرا اینقدر به موهاشون ژل میزنن، چیزی هست ما خبر نداریم؟ بابا اون ژل لامصب بیشتر چرکی نشون میده موهاتو. اه.
244
خداجون دیگه مکالمههای من و بِستی در تماس جا نمیشه، بیزحمت عجی مجی کن ما رو توی یه لوکیشن بذار.
244
وقتی غذاهای مورد علاقم رو میخورم و سیر میشم آهنگ “مِی زدمو لولم/ مستمو شنگولم….” پس زمینه مغزم خونده میشه در حالی که لبخند سیری بر لب دارم.
244
تا وقتی دوسِت دارم و برام عزیزی حتی حال گلای قالی اتاقت هم واسم مهمه، اما اگه کاری کردی که گذاشتمت کنار، خوب و بدت که سهله، مٌرده و زنده بودنتم واسم مهم نیست. نه اینکه فکر کنی بدت یا غمت رو میخوام، نه به هیچ عنوان. فقط واسم مهم نیستی. این بیاهمیتی نسبت به بودنت از هرچیزی سنگینتر میشه واست.
244
اولین صبح پاییزی جالبی رو شروع نکردم چون رف ترشی انبه از دستم ول شود و پخش زمین شد. :(((((((
