ch
Feedback

不要被骗子欺骗!Telemetrio 会找到并标记这些频道 👉 如果想查看标记,请订阅

ناتموم؛

ناتموم؛

前往频道在 Telegram

جمع دوستانه‌س؛ به هرچیم فکر‌ کنم می‌نویسم تا ببینیم چی میشه. صندوق پستی: t.me/HidenChat_Bot?start=309536595 بی‌کلام‌های درجه یک، که هیچ‌جا همش رو باهم جایی نمیبینی: https://t.me/limoomrz

显示更多
未指定国家未指定类别
244
订阅者
+124 小时
-37 天
-530 天
帖子存档
photo content

وقتی غم دارم مثل دختر بچه‌های تخس که سرشون میخوره به آهن به جای گریه، یه خنده تلخ میزنن پا میشن انگار چیزی نشده. میدونم الان تو ذهنت نقش بست این صحنه. همونم. همونم ولی جسم و روحم رو چند روز بعدش تو بیمارستان می‌بینم که باهم همکاری نکردن.

پس کی سرتیفیکیت از دست دادن رو بهم میدن؟ Certificate of Excellence in Losing This certificate is proudly awarded to Motahareh.

اعتماد تو هرچیزی نباشه باید یه تف انداخت روش، گذاشت دمدر.

تا حالا شده بفهمید یه آدم نزدیک بهتون چقدر سمیه و چقدر میتونسته خطرناک باشه و چقدر باهات نامهربون بوده ولی به ظاهر مهربون؟ از تجربه و قلب شکستتون بگید. میخونم.

ناپلئونی رو بیارید به نیت شناخت یه آدم سمی دیگه تو زندگیم.

نمیدونم چطور بگم از فاصله‌ای که به واسطه بیشتر شناخته شدن آدم‌ها در مسیرم قرار میگیره، نمی‌ترسم. مثلاً یکی میگه با فلانی سفر نریا شاید باعث شه چالش‌هایی براتون به وجود بیاد که ارتباطتون کمتر شه، با فلانی هم‌خونه‌نشیا، چون ممکنه باعث جدایی‌تون شه، با فلانی همکار نشیا…، در پاسخ به همه این سؤال‌ها فقط یه کلمه میتونم بپرسم؛ چرا؟ چون بیشتر میشناسمش باعث میشه بفهمم تغییراتی در ارتباطم باهاش شکل میگیره؟ خب بگیره. هدف همینه. قرار نیست آدم‌ها رو نشناسم که بخوام نصف و نیمه کنارم داشته باشمشون. هرکی رو رها کردم فدا سرم، صلاح دونستم، به نفعم بوده و مطمن بودم اونی که از دست داده من نبودم، چون من تا لحظه آخر هرچیزی تلاش می‌کنم، می‌شنوم، آپدیت میکنم خودم رو، ذهنم رو، چارچوب‌هام رو. اگر رها کردم یا نوع ارتباطم رو تغییر دادم مطمئن بودم در مدار ارتباطی من نیستی.

مخی واسم نمونده دیگه.

داستان چیه پسرا اینقدر به موهاشون ژل میزنن، چیزی هست ما خبر نداریم؟ بابا اون ژل لامصب بیشتر چرکی نشون میده موهاتو. اه.

خداجون دیگه مکالمه‌های من و بِستی در تماس جا نمیشه، بی‌زحمت عجی مجی کن ما رو توی یه لوکیشن بذار.

دوستان یه سوال دارم، بعد چند سال سگ دو زدن میتونیم صبحا تا لنگ ظهر بخوابیم؟

نمی‌دونم دارم با زندگیم چیکار می‌کنم.

وقتی غذاهای مورد علاقم رو میخورم و سیر میشم آهنگ “مِی زدمو لولم/ مستمو شنگولم….” پس زمینه مغزم خونده میشه در حالی که لبخند سیری بر لب دارم.

در هیاهوی زندگی، پناه بر آرامش خانه.

روز بخیر با موردعلاقه‌هام 🌟🪞🧝🏻‍♀️-
روز بخیر با موردعلاقه‌هام 🌟🪞🧝🏻‍♀️-

تا وقتی دوسِت دارم و برام عزیزی حتی حال گلای قالی اتاقت هم واسم مهمه، اما اگه کاری کردی که گذاشتمت کنار، خوب و بدت که سهله، مٌرده و زنده بودنتم واسم مهم نیست. نه اینکه فکر کنی بدت یا غمت رو میخوام، نه به هیچ عنوان. فقط واسم مهم نیستی. این بی‌اهمیتی نسبت به بودنت از هرچیزی سنگین‌تر میشه واست.

تصمیم داشتم از ۸ تا ۱۲ کار کنم ولی نشستم با بِستی حرف زدن و اصلاً ام پشیمون نیستم.

باید اعتماد به نفس داشتن رو به مقدار زیادی از پسرا یاد بگیرم.

اولین صبح پاییزی جالبی رو شروع نکردم چون رف ترشی انبه از دستم ول شود و پخش زمین شد. :(((((((