تردید|مصور رحیمی
رفتن به کانال در Telegram
در اینستاگرام: https://www.instagram.com/msawirrhimie/ واتساپ: +93781841597
نمایش بیشترکشور مشخص نشده استدسته بندی مشخص نشده است
225
مشترکین
-224 ساعت
-77 روز
-230 روز
آرشیو پست ها
یک نامه
خانم… بسیار محترم
همانطور که خواسته بودید در جریان نامهنگاری اصول رابطه اجتماعی (نه رابطه عاطفی که از نظر شما کار بسیار پستِ است) رعایت کردهام. هرگونه رگ عاشقی سرکوب شدن. جملهها بازنویسی شدن و کلماتی؛ لب، گونه، بوسه، گیسو، مفتول و چشم حذف شدن. جملهای «دوستت دارم» به طور گسترده حذف شده است. تلاش شده است نامهها لحن مکتوبی بگیرند و گمانم گرفتهاند.
همچنان حاشیهنویسیهای صفحات ۲۶ و ۳۱ کتاب شازدهکوچولو پاک شدن یا ناخوان شدن.
تقاضا میکنم این نامه را هم پس از خوانش به آتش بسپارید.
ارادتمند همیشگی شما:
م. ر
#یادداشت_روزانه
به هدایت زدهای طعنه که صوفی شده است
همه را پیر مغان کاش هدایت میکرد!
-رضا قلی خان هدایت
زن در رمانما
➖ توجه کردهاید که زن در رمان ما همان زن نیست؟
یعنی زن، همان زن است اما انگار همان زن نیست.
بیشتر ابزاریست در خدمت نویسنده.
گاه نویسنده میخواهد صحنهای اروتیک بسازد، پای یک زن به داستان کشیده میشود.
گاه هم نویسنده میخواهد خشونت خانوادگی را نشان بدهد، از یک یا چند زن استفاده میکند.
وقتی مردِ داستان عاشق میشود، هم صحبت از دخترکی چشمسیاه به میان میآید.
گاه اثیریست، گاه هم لکاته، اما هیچوقت همان "زن" نیست.
➖ شعر امروز
عشق چيست؟
لحظهای كه هستی صدای حيرت قلبت را میشنود كه فرياد برآورده
«يافتمش!»
-ندى الحاج
➖کانال تلگرام من:
https://t.me/msawir2003
➖واتساپ:
۹۳۷۸۱۸۴۱۵۹۷
#یادداشت_روزانه
Repost from مدرسه نویسندگی|شاهین کلانتری
نامِ تو برم زبان بیاساید
یادِ تو کنم روان بیاساید
در بر گیرم تو را، سراپایم،
تا مغز در استخوان بیاساید
الّا غم تو، نماند در عالم
چیزی که دلی ازان بیاساید
بوسِ تو نیازمودهام لیکن،
دشنام دهی که جان بیاساید؟
-کمالالدین اسماعیل اصفهانی
#شعر
@shahinkalantari
شمایی که از سپیدار
بوسه نگرفتهاید
نمیدانید که در این بوسهگاه
درخت هم
بوسه میکارد
#شعر_گونه
شما روزانه چند هزار کلمه مینویسید؟
➖همیشه مشتاق بودم بدانم نوع کار نویسندگان بزرگ چگونه بوده است؟
چطوری مینوشتند که این همه خوب از آب در میآمد؟ ساعت چند از خواب بیدار میشدن؟ کی مینوشتن؟ چقدر مینوشتن؟
ظاهرن دغدغهای بیمعنی است. دانستن چطور نوشتن انها کمک چندانی به ما نمیکند. اما نکاتی در رفتار آنها است که میتواند به ما الهام بخش باشد.
مثلن؛ فاکنر روزانه بین هزار تا سه هزار کلمه مینوشت. حتا در نامهی به مادرش میگوید که در یک روز تا ده هزار کلمه هم نوشته است.
فیتزجرالد به معنی واقعی کلمه دچار اسهال قلمی بود. کیلو کیلو مینوشت. در جریان سه ماه، رمانی صد و بیست هزار کلمهای نوشت که دهن ویراستارهای نیویارک سرویس بود. خوشبختانه ویراستار خدا دوستی پیدا شد و رمان را بازنگری اساسی کرد و از دل این همه کلمه، رمانی «این سوی بهشت» را در آورد.
دانلود فیلم گاتسبی بزرگ:
https://t.me/cinema_apparatus/10354
➖کانال تلگرام من:
https://t.me/msawir2003
➖واتساپ:
۹۳۷۸۱۸۴۱۵۹۷
#یادداشت_روزانه
وونگ کار وای
➖ وقتی عاشق بودم خودم را با فیلمهای وونگ کار وای مقایسه میکردم. نمیخواستم به مقایسهام خیانت کنم. چیزی که قیاس میکردم باید به همان زیبایی و ظرافت عشق من میرسید. مثلن چندبار عشقم را با سرخ و سیاه استاندال مقایسه کردم.
بعد با عاشق دوراس. و نامادری یوسا. و چند رمان و فیلم دیگر که حالا در ذهنم نمیچرخد.
میخواهیم بگویم مقایسه با آن معنایی فراگیرش ترسناک نیست.
خوب بلاخره باید یکجور هم شده بدانیم از چی چیزی ویا از چی کسی برتریم یا چقدر پایینتر.
مهم این است؛ مقایسه با چی کسی یا چی چیزی؟
➖کلمهبرداری امروز این کلمات را از اینسو و آنسو قاپیدم:
قیل و قال ناموزن
ضجهٔ دلخراش
سینه شرحه شرحه
گریزپا
گندمگون
➖این ضربالمثلها:
«با صبر به مرادش میرسد.»
«باغ زردآلو که تمام شد سلامعلیک هم تمام شد.»
«بالای مرده گریبان پاره کردن سودی ندارد.»
«توبه برای شکستن است.»
➖کانال تلگرام من:
https://t.me/msawir2003
➖واتساپ:
۰۷۸۱۸۴۱۵۹۷
#یادداشت_روزانه
#telegramgroup
کتاب فلسفه چیست؟
از داکتر رضا داوری اردکانی
تقدیم نیمنگاه حضرات فلسفی
https://t.me/BashgaheAdabiyat/5594
سارا واترز میگوید: نوشتن مثل بچهزاییدن است.
گیرماندن در یک قالب از نوشتار عذاب آور است. مدام تکه تکه میکنم و وصله به پینه میزنم. از این قالب به آن قالب. از این شکل به آن شکل. چیزهای مینویسم که گاهی میخواهم کاغذ را لوله کنم بزنم در کون گلدان سر میز.
امروز در زمان موعود که میخواستم بلاخره کاغذ را بزنم در نشینگاه گلدان بیچاره. به این نقل و قول از سارا واترز برخوردم «نوشتن مثل بچهزاییدن است.» منظور سارا خانم هرچی باشد چیزی که من فهمیدم این بود که نوشتن لابود بسیار کار سخت است. صبر میخواهد و تحمل. بدنسازی نیست که کسی لخت رو به آیینه بیایستد و بفهمد چقدر رشد کرده است. مسئله عضلات مغز است که متاسفانه نمیشود لختش کرد.
#یادداشت_روزانه
وقتی شهر را قحطی فرا گرفته است
آوردن یک بوجی آرد به خانه
رمانتیکترین کار دنیاست.
#یادداشت_روزانه
Repost from حیات باطنی
ما همه خواهيم مرد، همگى ما. عجب سيركى!
همين به تنهايى بايد كافى باشد تا همديگر را دوست داشته باشيم، ولى اين طور نيست. ما از مسائل بىاهميت زندگى وحشت زده و ويران مىشویم. ما در هیچ و پوچ زندگی غرق شدهایم.
|چارلز بوکوفسکی|
@JaEbrahimi
آیا ما همه احمقایم؟
——————————————————
احمقی وجود ندارد! احمق اسمست که ما برای سرکوب اندیشههای مخالف از آن بهره میبریم.
در جهانبینی مسیحی، مسلمان احمق است و در دیدگاه اسلامی مسیحی احمقترین. از نظر آتئیست هم هردو احمقاند و از نظر هردو، آتئیست احمقتر از همه.
چپ، راست را احمق میداند؛ و راست چپ را.
فرگشتگرا آفرینشگرا را احمق مینامد و آفرینشگرا فرگشتگرا را ریشگاو…
با این حساب، یا همه احمقایم یا هیچکدام احمق نیستیم.
من میگویم هیچکدام احمق نیستیم! فقط تفکرات رنگارنگی داریم و دنیا با همین تنوع فکری است که قشنگتر است.
#یادداشت_روزانه
البته من قبلاً در مورد شخصیت هایشان با آنها صحبت کردهام. آنچه برای من اهمیت دارد این است که دلایل حرکات و اعمال آنها را بیان کنم: چرا او آنجا نشسته است؟ چرا سیگار میکشد؟ چرا او آنجا خوابیده؟ چرا او اینقدر بلند گریه میکند؟ وقتی آدم شخصیتی را خوب بشناسد همه چیز ناگفته پیدا میکند و به راحتی میتوان انگیزه او را درک کرد. در ابتدای فیلمبرداری، برداشتهای زیادی کردم، به اندازهای که من و بازیگرانم ریتم مشترکی پیدا کردیم. سپس من با تعداد برداشت بسیار کارآمدتر هستم.
-وونگ کار وای
Repost from مدرسه نویسندگی|شاهین کلانتری
همین حالا که این پیام را میخانید،
میتوانید
تمام کارهای دیگرتان را رها کنید
و یک ساعت
فقط بنویسید،
پیوسته،
بدون هیچ وقفهیی،
تند و تند،
آزاد و از هر دری.
میتوانید؟
اگر انجامش دادید، این پایین از تجربهی خودتان بگویید.
آیا من آن
چشمهای خستهی بارانی را
خواهم بوسید؟
آیا لبهای تب دار من
در شوری لبهای او
خواهد چرید؟
#یادداشت_روزانه
بدبختی خواندن رمان خوب این است که بعد خواندن، دلت میخواهد یکی شبیه اون بنویسی اما نمیتوانی بنویسی…
#یادداشت_روزانه
Repost from حیات باطنی
اپیکور عقیده داشت: «فیلسوفی که رنجی از انسانی نمیزداید، هرچه میگوید مهمل است. دارویی که درمان نکند به هیچ دردی نمیخورد، به همین قیاس فلسفهای هم که رنجی از روان آدمی نکاهد به هیچ کاری نمیآید.»
|فلسفهای برای زندگی اثر ویلیام اروین|
@PhilosophicalPractice
اگر هماکنون مردی از راه بماند
و رو به آفتاب که دارد غروب میکند
دراز به دراز بیفتد
چه پیش خواهد آمد جز این که چند روزی
در سردخانه بماند
و کاغذی و خودکاری
تنها در جیبش بیابند
که هیچ چیزی از این دنیا را معنا نمیکند…
-محمد مختاری، آرایش درونی، ص ۱۱
